Saman
تابلوی نئون. تابلوی نئون بالای سر یه مغازهی فروش نوار و سیدی فیلم.(نمیدونم مغازه اسم خاصی داره یا نه😭، فیلم فروشی؟)
چراغای نئون بنفش و صورتی. همیشه روشنه و به خیابون حس جالبی میده. آدمایی که از اون خیابون رد میشن معمولا میان تا زیر نورش عکس بگیرن برای همین مغازه اوضاع خوبی داره. گاهی اوقات کمنور میشه ولی تا الان خاموش نشده.
(و هی، چرا سطل زباله. دونت سی ایت.)
تابلوی نئون. تابلوی نئون بالای سر یه مغازهی فروش نوار و سیدی فیلم.(نمیدونم مغازه اسم خاصی داره یا نه😭، فیلم فروشی؟)
چراغای نئون بنفش و صورتی. همیشه روشنه و به خیابون حس جالبی میده. آدمایی که از اون خیابون رد میشن معمولا میان تا زیر نورش عکس بگیرن برای همین مغازه اوضاع خوبی داره. گاهی اوقات کمنور میشه ولی تا الان خاموش نشده.
(و هی، چرا سطل زباله. دونت سی ایت.)
❤1
Miel
چراغقوه. یه چراغ قوه با نور سفید. نه خیلی کوچیک نه خیلی بزرگ. به شکل همون چراغ قوه های کلاسیک و معمولی. ازون الایدی ها نه.
چراغقوهای که مخصوص یه پسر بچهست که شبا باهاش زیر پتو کتاب میخونه چون پدر و مادرش نمیزارن شب رو بیدار بمونه. کل روز منتظره شب شه، تا با نور چراغ قوهش بره سر وقت کتاب جدیدش. خیلی به چراغقوهش افتخار میکنه چون از پدربزرگش هدیه گرفته. به کسی نشونش نمیده چون میترسه خراب شه. ولی خب خیلی چراغقوه محکمی هست. تاحالا چندبار از تو جیب کاپشنش موقع دوچرخه سواری(چراغ قوه بیشتر مواقع همراهمشه) افتاده ولی هنوز سالمه.
چراغقوه. یه چراغ قوه با نور سفید. نه خیلی کوچیک نه خیلی بزرگ. به شکل همون چراغ قوه های کلاسیک و معمولی. ازون الایدی ها نه.
چراغقوهای که مخصوص یه پسر بچهست که شبا باهاش زیر پتو کتاب میخونه چون پدر و مادرش نمیزارن شب رو بیدار بمونه. کل روز منتظره شب شه، تا با نور چراغ قوهش بره سر وقت کتاب جدیدش. خیلی به چراغقوهش افتخار میکنه چون از پدربزرگش هدیه گرفته. به کسی نشونش نمیده چون میترسه خراب شه. ولی خب خیلی چراغقوه محکمی هست. تاحالا چندبار از تو جیب کاپشنش موقع دوچرخه سواری(چراغ قوه بیشتر مواقع همراهمشه) افتاده ولی هنوز سالمه.
Telegram
Miel
Kinda a musician.
My dear Nel
تاس. یه تاس خاکستری که نقطه هاش سفیده. روی تاس فقط عددای زوج وجود داره، و یک. رنگ سفید نقطه هاش چشم رو خیره میکنن انگاری برق میزنن.تاس برای کیه؟
تو کوچه پس کوچه های شهر، یه مرد هست که به شر بودن معروفه. بزرگ شدهی همون خیابونا. یه تاس دستشه که مدام اون رو بالا میندازه و میگیره. تصمیماتش رو بر اساس اون تاس میگیره. خودش برای انتخاباتش یه سیستم خاص داره. ولی از «یک» متنفره. «یک» همیشه با شرایط منطبق میشه، پس یعنی خودش باید تصمیم بگیره و مسئولیت انتخاب رو دوش خودش میافته.
برعکس بزرگترا، بچه ها خیلی دوستش دارن. تنها کسایین که اجازه دارن به تاس دست بزنن. اونارو روی دوشش مینشونه و بچه ها تاس رو زیر نور میگیرن و با دقت بهت نگاه میکنن. توی نور، درخشندگیش رو از دست میده.
تاس. یه تاس خاکستری که نقطه هاش سفیده. روی تاس فقط عددای زوج وجود داره، و یک. رنگ سفید نقطه هاش چشم رو خیره میکنن انگاری برق میزنن.تاس برای کیه؟
تو کوچه پس کوچه های شهر، یه مرد هست که به شر بودن معروفه. بزرگ شدهی همون خیابونا. یه تاس دستشه که مدام اون رو بالا میندازه و میگیره. تصمیماتش رو بر اساس اون تاس میگیره. خودش برای انتخاباتش یه سیستم خاص داره. ولی از «یک» متنفره. «یک» همیشه با شرایط منطبق میشه، پس یعنی خودش باید تصمیم بگیره و مسئولیت انتخاب رو دوش خودش میافته.
برعکس بزرگترا، بچه ها خیلی دوستش دارن. تنها کسایین که اجازه دارن به تاس دست بزنن. اونارو روی دوشش مینشونه و بچه ها تاس رو زیر نور میگیرن و با دقت بهت نگاه میکنن. توی نور، درخشندگیش رو از دست میده.
Telegram
ThE.NeliA.
She/Her
INTJ
( http://t.me/HidenChat_Bot?start=1228179321 )
INTJ
( http://t.me/HidenChat_Bot?start=1228179321 )
❤1
Sim
چتر. یه چتر سفید یکدست با توپ توپای رنگی رنگی. زیر چتر سیاهه. فقط همین یدونه چتر رو تو خونه دارن و کل اعضای خونه ازش استفاده میکنن. بچهی کوچیک خانواده وقتی رفته بودن دریا، اون رو توی مغازه های کنار ساحل دیده بوده. همونجا نشسته و انقدر گریه کرده تا چتر رو براش خریدن. تو کل مسیر برگشت به خونه، چتر رو گرفته بوده تو بغلش. بعدم آویزنش کرده بودن به چوب لباسیِ تو پذیرایی. وقتی بارون میگیره و همه میخوان برن بیرون، هرکی اولین نفر به چتر برسه، خوش شانس تره چون اون روز خیس نمیشه. شاید فقط باید چندتا چتر دیگه بخرن. ولی بچهی کوچیکِ خانواده نمیذاره چتر دیگهای بخرن.
چتر. یه چتر سفید یکدست با توپ توپای رنگی رنگی. زیر چتر سیاهه. فقط همین یدونه چتر رو تو خونه دارن و کل اعضای خونه ازش استفاده میکنن. بچهی کوچیک خانواده وقتی رفته بودن دریا، اون رو توی مغازه های کنار ساحل دیده بوده. همونجا نشسته و انقدر گریه کرده تا چتر رو براش خریدن. تو کل مسیر برگشت به خونه، چتر رو گرفته بوده تو بغلش. بعدم آویزنش کرده بودن به چوب لباسیِ تو پذیرایی. وقتی بارون میگیره و همه میخوان برن بیرون، هرکی اولین نفر به چتر برسه، خوش شانس تره چون اون روز خیس نمیشه. شاید فقط باید چندتا چتر دیگه بخرن. ولی بچهی کوچیکِ خانواده نمیذاره چتر دیگهای بخرن.
Telegram
⛵️✨️Sim for simple✨️⛵️
طبق آخرین اطلاعات پزشکی ۲۲ سالمه☝️
❤1
Thanks god I don't care about how do my channel look
چون قراره شبیه چنلای تکست سنگین سیاه سفید شه الان.
چون قراره شبیه چنلای تکست سنگین سیاه سفید شه الان.
🐳3
Do Not Love Half Lovers by Khalil Gibran
Do Not Love Half Lovers by Khalil Gibran
Ayden
ایدن
آتاری. یه آتاری قرمز با دکمه های سیاه که روش کلی برچسب چسبونده شده. آتاری متعلق به پسر بچست. به همه میگه عموش اون رو از خارج براش فرستاده ولی درواقع از تو وسایل قدیمی پدرش پیداش کرده. اون زمان توی محلشون، بجز اون هیچکس آتاری نداشت، اونم اون مدلی.برای همین همه همیشه دورش جمع میشدن و در ازای دادن یچیزی( مثلا تیله یا خوراکی) اجازه داشتن پنج تا ده دقیقه باهاش بازی کنن. بستگی داشت چی بدن. حتی آهنگاش انقدر خوشگل بود که همه جمع میشدن موقع بازی کردن پسر صدای آهنگای بازیارو بشنون. خلاصه،پسر بخاطر داشتن آتاری حسابی به خودش. میباله
ایدن
آتاری. یه آتاری قرمز با دکمه های سیاه که روش کلی برچسب چسبونده شده. آتاری متعلق به پسر بچست. به همه میگه عموش اون رو از خارج براش فرستاده ولی درواقع از تو وسایل قدیمی پدرش پیداش کرده. اون زمان توی محلشون، بجز اون هیچکس آتاری نداشت، اونم اون مدلی.برای همین همه همیشه دورش جمع میشدن و در ازای دادن یچیزی( مثلا تیله یا خوراکی) اجازه داشتن پنج تا ده دقیقه باهاش بازی کنن. بستگی داشت چی بدن. حتی آهنگاش انقدر خوشگل بود که همه جمع میشدن موقع بازی کردن پسر صدای آهنگای بازیارو بشنون. خلاصه،پسر بخاطر داشتن آتاری حسابی به خودش. میباله
❤2