این منممم😭😭😭😭😭وای
انقد ذوق کردم یه لحظه مغزم خاموش شد چشام سیاهی رفت اصلا ذوق مردم جدی وای نمیدونم وای مرسی😭😭😭
انقد ذوق کردم یه لحظه مغزم خاموش شد چشام سیاهی رفت اصلا ذوق مردم جدی وای نمیدونم وای مرسی😭😭😭
Forwarded from 𝘿𝙚𝙖𝙩𝙝'𝙨 𝙁𝙪𝙘𝙠𝙚𝙧𝙞𝙚𝙨 (WubbaLubbaDubDub)
زندگی عزیز،
نمیدانم شما هم مرا میشناسید یا نه؟ من شما را میشناسم خانم. میدانید؟ آخر شما خیلی معروفید. هر کجا که میروم آدمها از "این زندگی" و "آن زندگی" و "چه زندگیای" حرف میزنند. معمولا زیاد حرف مرا نمیزنند. تا اسمم برده میشود انگشت اشاره بر لب گذاشته، ابروها را بالا میبرند که یعنی "نه! نباید!"
خانم، میدانم که چقدر کار شما سختتر است. این آهها و افسوسهایشان و این بادهای گرمِ بارانزاست که برای شماست؛ و این برگهای رویزمینریخته را شما باید جمع کنید. آب را شما میریزید زیر پای درختهای کوتاهِ ناامیدکنندهشان. شمایید که جوابگوی آرزوهایید و رنگ میزنید به روحها. ولی خانم، آخر تا به کجا؟ ببینید خانمجان، میدانم خیلی تلاش میکنید ها، ولی باز هم زیادند آنها که از دستتان در میروند. به خیلیهایشان وقت نمیکنید نگاهی بیندازید؛ اینها هم از شما ناامید شده، میفتند گردن من! کار خودتان را درستتر انجام بدهید بانو. مسئولیتهای مرا زیاد، و نه فقط زیاد، بلکه سختتر میکنید. باید هی بهشان سر بزنم و آن دور و برها بپلکم تا بدانم چند تا را جمع کنم ببرم، چند تا را بگذارم بمانند. اینکارها محاسبه نیاز دارد، میدانید که.
عزمتان را جزمتر کنید و یا همه را ول کنید، یا دست همه را بگیرید.
(نه چندان) دوستدار شما، مرگ.
نمیدانم شما هم مرا میشناسید یا نه؟ من شما را میشناسم خانم. میدانید؟ آخر شما خیلی معروفید. هر کجا که میروم آدمها از "این زندگی" و "آن زندگی" و "چه زندگیای" حرف میزنند. معمولا زیاد حرف مرا نمیزنند. تا اسمم برده میشود انگشت اشاره بر لب گذاشته، ابروها را بالا میبرند که یعنی "نه! نباید!"
خانم، میدانم که چقدر کار شما سختتر است. این آهها و افسوسهایشان و این بادهای گرمِ بارانزاست که برای شماست؛ و این برگهای رویزمینریخته را شما باید جمع کنید. آب را شما میریزید زیر پای درختهای کوتاهِ ناامیدکنندهشان. شمایید که جوابگوی آرزوهایید و رنگ میزنید به روحها. ولی خانم، آخر تا به کجا؟ ببینید خانمجان، میدانم خیلی تلاش میکنید ها، ولی باز هم زیادند آنها که از دستتان در میروند. به خیلیهایشان وقت نمیکنید نگاهی بیندازید؛ اینها هم از شما ناامید شده، میفتند گردن من! کار خودتان را درستتر انجام بدهید بانو. مسئولیتهای مرا زیاد، و نه فقط زیاد، بلکه سختتر میکنید. باید هی بهشان سر بزنم و آن دور و برها بپلکم تا بدانم چند تا را جمع کنم ببرم، چند تا را بگذارم بمانند. اینکارها محاسبه نیاز دارد، میدانید که.
عزمتان را جزمتر کنید و یا همه را ول کنید، یا دست همه را بگیرید.
(نه چندان) دوستدار شما، مرگ.
❤1
Forwarded from 𝘿𝙚𝙖𝙩𝙝'𝙨 𝙁𝙪𝙘𝙠𝙚𝙧𝙞𝙚𝙨 (WubbaLubbaDubDub)
مرگ عزیز،
شما کاری به کار من نداشته باشید. البته که میشناسمتان، صدای پایتان و زمخت و صریح بودنتان را هم. شما کار خودتان را بکنید و من هم کار خودم را. آنهایی که رها کردهام به حال خودشان، از اول مسئولیتشان با شما بوده آقا. این شمایید که به آنها بیتوجهی میکنید. من سر و کارم با گلهای تازه است و نوزادهایی که برای اولین بار لبخند میزنند. اینها را به گردن من نیندازید.
دوستدار شما، زندگی.
شما کاری به کار من نداشته باشید. البته که میشناسمتان، صدای پایتان و زمخت و صریح بودنتان را هم. شما کار خودتان را بکنید و من هم کار خودم را. آنهایی که رها کردهام به حال خودشان، از اول مسئولیتشان با شما بوده آقا. این شمایید که به آنها بیتوجهی میکنید. من سر و کارم با گلهای تازه است و نوزادهایی که برای اولین بار لبخند میزنند. اینها را به گردن من نیندازید.
دوستدار شما، زندگی.
❤1
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
کلاغ نَه
The second day of me sharing quality contents