⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
نامه ای به نوجوانی میدانم روز های سختی داری، یا حداقل برای خودت سخت به نظر میآید. هیچگاه خودت را کم نبین، تو مهم و با ارزشی .تو حق داری ناراحت شوی و حرف بزنی، ولی به یاد بیاور همیشه حق با تو نیست. تو زمان زیادی برای هدر دادن نداری. تعادل را بین کارهایت نگه…
اخی
اینو چند سال پیش برا انشای مدرسه نوشته بودم. حس میکنم نیاز داشتم یکی اینارو بهم بگه.
اینو چند سال پیش برا انشای مدرسه نوشته بودم. حس میکنم نیاز داشتم یکی اینارو بهم بگه.
❤1
سرم را به درخت تکیه دادم و به زمین چشم دوختم. برگ های سبز ارام و نرم به روی سر زمینی ها میریخت چه حیف که ان را نمیدیدند. حس شازده کوچولو را داشتم، آخر این درخت که ریشه اش در ابر ها بود عزیز من بود. به قول شازده،من اورا اهلی کرده بودم. همیشه دنیارا وارونه میدیدم، البته از نظر زمینی ها وارونه بود ، برای خودم درست ترین حالت ممکن بود. درخت من از ابر تغذیه میکرد. نیاز به رسیدگی کسی نداشت، ولی مطمئنم او دوست میخواست.من نام اورا رستا گذاشته بودم. رستا از هر ادمی بی نیاز بود و آزاد بود.همیشه برایم سوال بود ایا او قبل از من هم دوستی داشته،اخر به نظرم او قبل از زمین همیشه در آنجا استوار بوده. برای همین میگویم از نظر من رستا در جای درست است، فقط وقتی زمین پیدایش شد اینگونه وارونه به نظر میاید.به عقیده من، زمین رستا را دوست دارد، او همه انسان هارا به سمت خود میکشاند تا دیگر کسی به رستایش اسیب نزند.به هرحال رستا برای همه نامریی است.برای هرکس که ممکن است به آن اسیب بزند.داشتم فکر میکردم، که نظرم به نگاه خیرهی دختری فرشته مانند جلب شد، لبخندی زد و رفت.گونهام داغ شد. فکر کنم من هم اهلی شدم.
#lettering
#lettering
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
همینطوری یهویی تصمیم گرفتم یچی بدون رفرنس بکشم. #drawing
Why u look so weird
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روحتان را جلا بدهید تا پس فردا که کاملش بیاد
صب اینطوری بود که یهو از خواب پاشدم با یه چشم باز این عکسارو گرفتم بعد خوابیدم... چرا؟
فضای مجازی داره اذیت کننده میشه. کاش بعضیا حد خودشونو وقتی خوب رفتار میکنه ادم بدونن.
👍2