Forwarded from پَناهگاهِنَقاشِخیابانِبِیکِر.
نصف مشکلاتم حل می شد اگه صاحب یه کتابفروشی قدیمی توی لندن بودم.
تازه شاید یه روز یه دختر از در میومد تو که مثل بقیه چشمش برق نمیزد و یه کتاب میدزدید.
اشک.
ادیه عزیزم کاش من هنری بودم. یا لوس
اشک.
ادیه عزیزم کاش من هنری بودم. یا لوس
من: دلم گرفته
مامانم: غذا بخور. همش بخاطر غذا نخوردنه. غذا. F.o.o.d
Now you know who I look like
مامانم: غذا بخور. همش بخاطر غذا نخوردنه. غذا. F.o.o.d
Now you know who I look like
❤1👍1
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
تازه شاید یه روز یه دختر از در میومد تو که مثل بقیه چشمش برق نمیزد و یه کتاب میدزدید. اشک. ادیه عزیزم کاش من هنری بودم. یا لوس
من یک هنری کینی بدبخت هستم که تو کتابفروشی کار نمیکنه و کلکسیون دوربین و ماگ نداره.
نه ولی کتاب دخترِ سیرک»»»
پلات توئیستش آفگارد گیرم اوورد. خیلی بهش نزدیک شده بودما. وای اصلا همچی کتاب داشت سرنخ میداد من نفهمیدم.ولی جدا داستانایی که از اول شبکه ارتباطی قوی و ظریفی دارن»»»»
نات تو منشن بینوایان
پلات توئیستش آفگارد گیرم اوورد. خیلی بهش نزدیک شده بودما. وای اصلا همچی کتاب داشت سرنخ میداد من نفهمیدم.ولی جدا داستانایی که از اول شبکه ارتباطی قوی و ظریفی دارن»»»»
نات تو منشن بینوایان
🍓3
کتاب با پلات توئیست و دیالوگ و شخصیت اصلی خفن ، آهنگای ژاپنیای که واقعا باعث میشن حس کنید یک موجود روانی آماده جنایت هستید ، چای شیرین و راه رفتن تو هوای سرد رو افیشالی بهترین راه مقابله با منتال بریک دون و هارت بریکینگ اعلام میکنم.
🍓3🐳1
وای یه پسر بچه دیدم. لترلی طرفای چهار پنج سالش بود خیلی کوچیک بود. بعد دیدم داره کنار خیابون تنها میپلکه. میخواستم برم بگیرمش و اینا. دیدمش خیلی تمیز و حساب شده از خیابون رد شد.
بعد خودم انگشتم داش میرفت تو چشمم ماشین داشت از روم رد میشد. من از وسط خیابون: منم رد کننننن
بعد خودم انگشتم داش میرفت تو چشمم ماشین داشت از روم رد میشد. من از وسط خیابون: منم رد کننننن
🍓7
البته شما بیاید مدرسه ما استاد خرکی رد شدن از خیابون میشید. لترلی دیگه به ماشینا نگاه نمیکنیم شبیه موجودات رم کرده میریم تو خیابون از بین ماشینا لایی میکشیم.
🥰4👏1