وای یه پسر بچه دیدم. لترلی طرفای چهار پنج سالش بود خیلی کوچیک بود. بعد دیدم داره کنار خیابون تنها میپلکه. میخواستم برم بگیرمش و اینا. دیدمش خیلی تمیز و حساب شده از خیابون رد شد.
بعد خودم انگشتم داش میرفت تو چشمم ماشین داشت از روم رد میشد. من از وسط خیابون: منم رد کننننن
بعد خودم انگشتم داش میرفت تو چشمم ماشین داشت از روم رد میشد. من از وسط خیابون: منم رد کننننن
🍓7
البته شما بیاید مدرسه ما استاد خرکی رد شدن از خیابون میشید. لترلی دیگه به ماشینا نگاه نمیکنیم شبیه موجودات رم کرده میریم تو خیابون از بین ماشینا لایی میکشیم.
🥰4👏1
I'm out of "clinging to life and something to hold to" materials.
Please tolerate my stupid ass now.
Please tolerate my stupid ass now.
Forwarded from 'کاسِت دیوانه'
امیدوارم سالی که نکوست از بهارش پیدا نباشد.
از ماشین پیاده شدم چندتا گل بکنم مامانم اینا نفهمیدن پیاده شدم، رفتن.
من وسط جاده:🧍♂
در ماشین که باز بود:🚪
هیچی دیگه مثل خر دنبال ماشین دوییدم
من وسط جاده:🧍♂
در ماشین که باز بود:🚪
هیچی دیگه مثل خر دنبال ماشین دوییدم
💔12🔥1🐳1