⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆ – Telegram
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
162 subscribers
4.02K photos
265 videos
8 files
296 links
Download Telegram
بهش فکر کردید ماهم یه روز پیر میشیم. هرچقدرم از مرگ حرف بزنیم، پیر شدن شتریه که دم خونه هرکی میخوابه.
احتمالا کسایی که الان میشناسیم رو یادمون نیاد. چیزای مورد علاقمون فراموش یا قدیمی شدن. خواننده و نویسنده و بازیگر و ارتیستای مورد علاقمون مردن. ما نسل قدیم شدیم. شاید هنوز کسی که دوستش داریم رو پیدا نکرده باشیم شاید زودتر از ما مرده باشه. احتمالا چیزای مورد علاقمون دیگه مورد علاقمون نباشن. شاید دیگه اینطوری حرف نزنیم، ننویسیم، چیزی نکشیم.
نمیدونم غمگینم یا گشنمه ولی نمیخوام پیر و تنها بشم.
🍓3
می‌دونید چی میگم؟
پس کاش راحت بذارن آهنگ مورد علاقم رو گوش کنم، کتاب مورد علاقم رو بخونم، آدم مورد علاقم رو ببینم. هر لحظه دارن قدیمی تر میشن.
🍓2
نوشتن، خوندن، رقصیدن، خندیدن، خلق کردن، دوست داشتن، دوست داشته شدن، فکر کردن، حس کردن، احساساتی شدن، دعوا کردن، عصبانی شدن، غذا خوردن، به طبیعت نگاه کردن و و و
میدونید چی میگم؟ میخوام بیشتر و بیشتر و بیشتر تجربه کنم. ولی الان ندارمشون. تجربشون نمیکنم. ناراحتم میکنه. شرمنده‌،«هنوز زوده، هنوز وقت هست.» آرومم نمیکنه. آینده و گذشته وجود ندارن نمیخوام بهشون دلخوش باشم.
#can_you_hear_me
🍓1
کلی چیز میخواستم تعریف کنم از صبح، یادم رفت.
🍓1
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
کلی چیز میخواستم تعریف کنم از صبح، یادم رفت.
رفته بودم درس بخونم. واقعا هم اثر داشت. کتابای خیلی خفنی داشت واقعا هر طرف رو نگاه میکردم یچیزی بود. واقعا آدمی نیستم که بگم کتاب برام بسه و تا مدت ها میتونم با کتاب سرگرم بمونم، اما وای! اینجا واقعا خوش گذشت. از هر کتابی یکم خوندم. یه قفسه کتابای ادبیات روسیه داشت. کتابای ایرانیش واقعا وسوسه برانگیز بودن. کتابای نشر چشمه و کتابای کلاسیکی که دوست داشتم بخونم‌. با اینکه اهل شعر نیستم یه سریم به اونا زدم. پشت قفسه ها یه جای کوچولو برای خودم پیدا کردم. همچی خیلی مرتب بود روان آدم آروم میشد. کتابخونه واقعی واقعی بود
دروغ نگم فقط چون اسمش رو زیاد شنیده بودم کنجکاو بودم راجبش. رندوم این باز شد. ویویویوی
🍓2
از دیشب به ارای جان نثاریه آکوتاگاوا برگشتم. نمیدونم چقد شبیهش شد عکسشو نداشتم.
🍓8
بعد کلی تلاش کردم از رو مانگای witch hat atelier استادی کنم
🍓6