لمس سر انگشتان او – Telegram
وقتی متن یا شعری رو میخونم و ازش خوشم میاد ولی نمیتونم معنیشو درک کنم خیلی غمگین میشم
‏این ادای خوشبختی در آوردن از بدبخت بودن تخمی تره
🕵🏻 : خب enfj بگو ببینم چرا کشتیش ؟
+ اذیتم می‌کرد، من همیشه باهاش مهربون بودم اما اون دست روی حساسیت هام می‌ذاشت، بهم حس اضافی بودن می‌داد و با اینکه جلوم می‌خندید و مثلا مهربون بود، پشتم حرف های مسخره می‌زد. تیر آخر این بود که بهم گفت براش مهمم با اینکه توی نگاهش نفرت بود، پس منم با لبخندی مهربون درحالی که می‌گفتم توهم برام مهمی، به درک واصلش کردم
هوای بهاری >>>>>
شرحه شرحه شدم😂
Forwarded from Anti hero  (Melody)
مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا
سایه تو گشتم و او برد به خورشید مرا
جان دل و دیده منم، گریه خندیده منم
یار پسندیده منم، یار پسندید مرا
کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز
کان صنم قبله نما خم شد و بوسید مرا
پرتو دیدار خوشش تافته در دیده من
آینه در آینه شد، دیدمش و دید مرا
جمهوری اسلامی از مرحله "کار ما نبوده اینا فتنه های دشمنه" رسیده به "مسمویت دانش آموزا کار معلم هاست" شما حروم زادگی رو میتونی قشنگ حس کنی
دارن به هرچیزی چنگ میزنن تا خودشون توجیه کنن.
Forwarded from دیاستومی
از اونجایی که می‌دونم از این داستان ها دوست دارید این رشته توییت قشنگ رو واستون گذاشتم.

البته کل ماجرا ۶ اسلایده و خوندنش ۳ دقیقه زمان می‌بره که می‌تونید در محیط تلگرام اینجا بخونید:
https://telegra.ph/رشته-توییتی-از-HGouldian-02-24-11

@Diastomii | -
Forwarded from ' R̶a̶i̶n̶y̶S̶o̶u̶l̶s̶
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"Beautiful, isn't it?"
هیچوقت سرما نمی‌خوری مگر اینکه روز قبلش با مامانت سر لباس کم پوشیدن بحث کرده باشی
چقد تو مردی پسر :)
کاش دلت گیر آدم اشتباه نمی افتاد
Forwarded from 𝙉𝙞𝙜𝙝𝙩 𝙑𝙞𝙗𝙚𝙨 ☕️.
یک آشپز، با لکه غذای روی لباسش آشپز میشه.
یک بنا، با لباسی که آغشته به گچ و سیمانِ میتونه مُعرِف ماهیتش باشه؛
و در نهایت یک انسان، با خطاها و سختی های زندگیش یک انسانه!
هر چیزی روی زمین به وسیله مُعرِف هایی که داره ابراز وجود میکنه؛
پس وجود هیچ کسی هم نمیتونه عاری از خطا و مشکل باشه.
ما یک انسانیم!
خیلی از دوستام دیلیمو ندارن چون میترسم قضاوت بشم
من اینجا خیلی راحت تر حرف میزنم نسبت به وقتی که کنارشون هستم. اینجا میتونم جدی تر و عمیق تر به موضوعات نگاه کنم
حقیقتا قلبم برا اوناییه که دیلیمو دارن💕
ممنون که اینقدر بهم حس اعتماد دادید که بتونم افکارمو باهاتون به اشتراک بذارم :)
یک‌ رنگین کمون کامل در ارتفاع ۱۰ کیلومتری از سطح زمین. یه خلبان این لحظه رو ثبت کرده🥹
اینایی که سریع هرچی میبینن میگن "کنسله" خیلی آدمای تو مخین. اگر پسر اینجوری باشه کنسله، اگر دختر اونجوری باشه کنسله، اگر دیت اینجوری نباشه کنسله
کنسل و مرگ 🔪
احساس میکنم خیلی دارم مقاومت میکنم
دربرابر زندگی و اتفاقاتش
نمیذارم اونجوری که باید پیش بره، جلوشو میگیرم و نمیذارم اتفاق بیوفته. دلیلش شاید ترسه شایدم دارم خیلی به خودم سخت میگیرم ..نمیدونم کار درستیه یا نه
شاید باید رها کنم و بذارم این احساسات ، این اتفاقات بیان و زندگیمو تحت تاثیر قرار بدن ولی میترسم اشتباه کنم و بزنم تو جاده خاکی. اینقد استاندارد های سفت و سختی تو ذهنم چیدم که اجازه نمیدم ازشون عبور کنم و گاهی اوقات به این افتخار میکنم اما گاهی اوقات ...با خودم میگم داری چیکار میکنی؟
به بقیه که نگاه میکنم ذهنم بهم میگه کار درست همینه این خط قرمزا رو نگه دار؛ ضربه خوردن دیگران و رنج کشیدنشون باید درس عبرت بشه برات
خودتو درگیر این چرندیات مزخرف نکن همشون چیزی جز تلقین و توهم نیست تو که نمیخای یک روزی با فکر کردن بهش احساس خجالت بکنی درسته؟ وقتی آدما رو میبینم که با زندگی خودشون و اطرافیانشون چجوری بازی میکنن بیشتر عصبانی میشم و اون دیوار که دور خودم کشیدم بالاتر میره ...
آجر به آجر بهش اضافه میشه
چجوری اینو فهمیدم؟ چون اینقدر این دیوار بالا رفته و بلند شده که دیگه ادمای اون طرف رو نمیبینم ، کمتر اعتماد میکنم بیشتر احتیاط!
این دیوار هم نعمته هم عذاب. یکی از عذاب هاش بی اعتماد شدن و درگیری های فکری با خودمه حس های عجیب و غریب و ترسناکی که اگر بهشون میدون بدم جوری منو تو چنگ خودشون میگیرن که رو به نابودی میرم .بهترین گزینه رعایت اصل تعادله یکم سخته ولی امکان پذیره فقط نمیدونم الان تو کدوم مرحله‌م... باید یکم از اون دیوار خراب کنم یا چندتا آجر بهش اضافه کنم؟
🫧 این پیامو فور کنین چنلاتون تا یک عکس بهتون بدم و طبق اون بگم چه نقشی تو جنگل پری ها دارید ( اگر مایلید جنسیتتون زیرش ذکر کنین)

ظرفیت : 15 چنل اول، چک کنین خط نخورده باشه ִֶָ 
فقط چنلای پابلیک -
•*⁀➷ Answer