This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو از شکست میترسی...
لمس سر انگشتان او
من تو دنیای موازی، جایی که خیلی متفاوت با اینجاست، قطعا مغازه خوشحالی فروشی دارم
من تو دنیای موازی، جایی که خیلی متفاوت با اینجاست، قطعا یه دلقکم که مردمو میخندونه و عجیبغریبه
Forwarded from وقتی که :
وقتی میبینم به یه چیز مثلا سیصدهزارتومنی میگین گرون واقعا خوشحال میشم. چون برای منم خیلی گرونه. واقعا گرونه. ولی اکثر دوستام یه جوری با پول و عددا رفتار میکنن که خجالت میکشم بعضا. من واقعا خیلی وقتا مثلا کافه یا رستوران نمیآم چون ندارم صد تومن که فقط بخوام یه خوراکی بخورم. لطفا این اداهای کسونه واویلاییتون رو تموم کنید.
@VGhtii | وقتی
@VGhtii | وقتی
Forwarded from 𝐍𝐠𝐚𝐫ִֶָ ☽︎۪ ࣪
You save everyone from sadness , but who saves you ?!
Forwarded from نقاشِ خسته..( نمیدونم! سابق) (𝘝𝘙𝘋'𝘌𝘯𝘮𝘢)
متنفرم.. از تمامی اجزای تنم، اما دستانم
حالا که فکر میکنم دوستشان دارم..
آخر مگر میشود چیزی که میتواند چشمان تو را به تصویر بکشد دوست نداشته باشم؟..
حالا که فکر میکنم دوستشان دارم..
آخر مگر میشود چیزی که میتواند چشمان تو را به تصویر بکشد دوست نداشته باشم؟..
لمس سر انگشتان او
Soap&Skin – Me and the Devil
منو یاد اهنگای ارورا میندازه
Forwarded from پروکسی VPN v2rayNG
"به رقصِ مرگ میان تنت ادامه بده
نفس بگیر و به جان کندنت ادامه بده
نومید نگرد،نزدیک است رسیدنت ،ادامه بده🤍
نفس بگیر و به جان کندنت ادامه بده
نومید نگرد،نزدیک است رسیدنت ،ادامه بده🤍
Forwarded from 𝐍𝐠𝐚𝐫ִֶָ ☽︎۪ ࣪
⋆ شیطان من : من اعتقادی به عذر خواهی ندارم ، به هرحال چندتا کلمه نمیتونه همه چیز رو برگردونه عقب مردم فقط بخاطر این معذرت خواهی میکنن که نسبت به خودشون احساس بهتری داشته باشن .
لمس سر انگشتان او
امشب تازه فهمیدم تو دوران کنکور به چه حد از فروپاشی و بریدن از زندگی رسیده بودم که بجای گریه کردن و اروم شدن، میخوابیدم
تاریخ داره تکرار میشه
نمیدونم خوشحال باشم بخاطر شرایطی که توش قرار دارم یا غمگین
خوشحال از اینکه مجبور به تلاشم برای بهتر کردن وضعیت خودم یا ناراحت بخاطر مشکلاتی که تو این سن درش قرار گرفتم.
زندگی یه نوجوون ۱۸ ساله تو این برهه زمانی نباید اینجوری باشه
از دغدغه های کوچیک حرف نمیزنم. از تلاش برای زندگی کردن و زنده موندن حرف میزنم. از تلاش برای تلف نشدن حرف میزنم. تلاش برای گشنه نموندن و سر راحت روی بالشت گذاشتن
به خودم میگم اینا همه نشونهس که من بفهمم چاره ای جز تلاش ندارم.
مشکلی که نه میتونم دربارش با کسی حرف بزنم نه کمک بگیرم. تنهایی واقعی شاید همچین چیزیه
چاله ای که توش افتادم خیلیا رو برده زیر خاک، کم کم استخون هاشونو خرد کرده و ماهیچه هاشون رو تجزیه کرده
چاله ای که توش افتادم وحشتناکه و هیچ وقت فکر نمیکردم تو این زمان تجربش کنم!
گاهی به بلندای یه ساختمون چند طبقه و گاهی به اندازه یه چهارپایهس با یه تیکه طناب
دو راه بیشتر نیست ولی نتیجه های متفاوتی داره. اما چیزی که ادما رو میندازه تو این چاله مشترکه
چندوقت پیش درباره این موضوع فکر میکردم و واقعا ازش ترسیده بودم و حالا سرم اومده. انگار زندگی هر روز یه بازی جدید برامون داره
نمیدونم خوشحال باشم بخاطر شرایطی که توش قرار دارم یا غمگین
خوشحال از اینکه مجبور به تلاشم برای بهتر کردن وضعیت خودم یا ناراحت بخاطر مشکلاتی که تو این سن درش قرار گرفتم.
زندگی یه نوجوون ۱۸ ساله تو این برهه زمانی نباید اینجوری باشه
از دغدغه های کوچیک حرف نمیزنم. از تلاش برای زندگی کردن و زنده موندن حرف میزنم. از تلاش برای تلف نشدن حرف میزنم. تلاش برای گشنه نموندن و سر راحت روی بالشت گذاشتن
به خودم میگم اینا همه نشونهس که من بفهمم چاره ای جز تلاش ندارم.
مشکلی که نه میتونم دربارش با کسی حرف بزنم نه کمک بگیرم. تنهایی واقعی شاید همچین چیزیه
چاله ای که توش افتادم خیلیا رو برده زیر خاک، کم کم استخون هاشونو خرد کرده و ماهیچه هاشون رو تجزیه کرده
چاله ای که توش افتادم وحشتناکه و هیچ وقت فکر نمیکردم تو این زمان تجربش کنم!
گاهی به بلندای یه ساختمون چند طبقه و گاهی به اندازه یه چهارپایهس با یه تیکه طناب
دو راه بیشتر نیست ولی نتیجه های متفاوتی داره. اما چیزی که ادما رو میندازه تو این چاله مشترکه
چندوقت پیش درباره این موضوع فکر میکردم و واقعا ازش ترسیده بودم و حالا سرم اومده. انگار زندگی هر روز یه بازی جدید برامون داره
هر آنچه در قلب میگذرد را نمیتوان گفت
برای همین خداوند
آه، اشک، خواب طولانی،
لبخند سرد و لرزش دستان را خلق کرد.
برای همین خداوند
آه، اشک، خواب طولانی،
لبخند سرد و لرزش دستان را خلق کرد.