لمس سر انگشتان او – Telegram
دخترک در حالی که داشت لای کتاب را باز میکرد ، زیر لب گفت : خواهش میکنم ، خواهش میکنم من را از اینجا ببر . .
فقط برای یکی دو ساعت ولی خواهش میکنم من را به جاهای خیلی خیلی دور ببر .
مرا طوری ببوس،
که انگار برای دیر آمدن به زندگی‌ات تنبیهم می‌کنی!
ما آدم‌های تبدیل کردن دردها
به رنج های چند ساله ایم.

- تکه‌هایی از یک کل منسجم
سرکلاس زبان استاد داشت حضور غیاب میکرد گفت اقای نوزادی ...
تنها کسی که خنده‌ش گرفت من بودم:))
نه تو می‌مانی نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به آن لحظهٔ شادی که گذشت...
غصه هم میگذرد...
بر تن لحظه‌ی خود
جامهٔ اندوه مپوشان هرگز...

- سهراب سپهری
‏کلی کتابِ نخونده،کلی فیلمِ ندیده،کلی مسافرتِ نرفته و کلی زندگیِ نکرده دارم.
یکی از درد اور ترین جمله هایی که شنیدم
"من هیچ ذهنیتی درباره خانواده ندارم" بود.
دوستم، که مادر پدرش تو ۵ سالگیش از هم طلاق گرفتن اینو گفت
من باشم و وی باشد و مِی باشد و نی
کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
من گَه لب وی بوسم و وی گَه لب می
من مست زِ وی باشم و وی مست زِ می
Forwarded from Just a Name (𝑤𝒉𝑖𝑡𝑒 𝑠𝑤𝑎𝑛)
[آلبر کامو]
عجیب خسته شده ام؛ نه از صحبت ، بلکه از فکر آن‌چه باید تعریف کنم.
Forwarded from ع‌ج؛
مغازه‌ی خوش‌حالی‌فروشی فقط چشم‌هاش، وقتی که می‌خنده.
‏‌‌ گاهی‌اوقات دلم می‌خواهد در تاریکی گم بشوم.
از خودم می‌گریزم؛
از خودم که همیشه مایه‌ آزار خودم بوده‌ام.
از خودم که نمی‌دانم چه می‌کنم و چه می‌خواهم!

- فروغ فرخزاد
Forwarded from تئوری لند | TheoryLand 🖤 (AmeerAli)
- عشق تو همچو پرتو مهتاب است
- تابیده بی خبر به لجن زاری
- باران رحمتی است که می بارد
- بر سنگلاخ قلب گنه کاری

- به هوش مصنوعی گفتم این شعر بالا از فروغ فرخزاد رو نقاشی کنه، نتایج رو ببینید :)

| @Theoryland | #AY
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پناه همیشگی من تو دانشگاه جیب لباسامه.مثلا وقتی استرس میگیرم یا حس میکنم بد نگاهم میکنن دستمو مشت میکنم لباسو فشار میدم
حالا که دارم بهش فکر میکنم هیچ منطقی پشتش نیست کمکی هم نمیکنه ولی نمیدونم ،انجامش میدم. اگر ماسک داشته باشم که تازه اوضاع خیلی بهتر و ایز‌ی‌تر میشه
گاهی وقتا دوس دارم نامرئی باشم