لمس سر انگشتان او – Telegram
باز هم قلبی به پایم اوفتاد
باز هم چشمی به رویم خیره شد
باز هم در گیرو دار یک نبرد
عشق من بر قلب سردی چیره شد

باز هم از چشمه لب های من
تشنه‌ئی سیراب شد، سیراب شد
باز هم در بستر آغوش من
رهروی در خواب شد، در خواب شد

بر دو چشمش دیده می‌دوزم به ناز
خود نمی‌دانم چه می‌جویم در او
عاشقی دیوانه می‌خواهم که زود
بگذرد از جاه و مال و آبرو

او شراب بوسه می‌خواهد ز من
من چه گویم قلب پر امید را
او به فکر لذت و غافل که من
طالبم آن لذت جاوید را

من صفای عشق می‌خواهم از او
تا فدا سازم وجود خویش را
او تنی ‌می‌خواهد از من آتشین
تا بسوزاند در او تشویش را

او به من می‌گوید ای آغوش گرم
مست نازم کن، که من دیوانه‌ام
من به او می‌گویم ای ناآشنا
بگذر از من، من ترا بیگانه‌ام

آه از این دل، آه از این جام امید
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند
چنگ شد در دست هر بیگانه‌ای
ای دریغا، کس به آوازش نخواند
‏تو زندگیتون یاد بگیرید «استاد درسای عمومی» نباشید. اگه دیدید کسی جدیتون نمیگیره، هی با قوانین چرت و من‌درآوردی، خودتون رو بزرگ نکنید.
قبیله‌خورشیدِنیمه‌شب.
@abani_blue – یادبعضی‌نفرات/چهرازی.
" ما چرا تا این زرد و قرمزا رو می‌بینیم بند دلمون پاره میشه؟پس کدوم رنگ‌ها قراره حال مارو خوب کنن ما مرخص شیم بریم پی کارمون؟! "

یکی از زیباترین گوش‌دادنی ها برای من.
تو محبوب‌ترین سوژه‌ای بودی که می‌شد آن را بنویسم؛ عزیزترینشان!
📜| #آبان‌دخت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
گفتمش عاشقتم گفت محبت دارید
ای کس مادر آن کس که ادب یادش داد
نقشه ایران بر اساس نقوش قالی هر منطقه
نمی‌دانم چه بنویسم.
شاید اگر تو اینجا بودی اشک‌هایی را که حالا توی چشم‌هایم با زحمت نگه می‌دارم را روی دست‌هایت می‌ریختم.
-‌ فروغ فرخزاد
من از خودم،
برابر خودم،
پیشگیری میکنم‌
موسیقی، هنر و شعر چیزهایی هستند که میتوان حماقتی مثل زندگی را تحمل کرد
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق
هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق
- فاضل نظری
‏اذیت می‌شم ولی حرف نمی‌زنم بابتش، شد دیگه چیکار کنم؟
دیوانه شدم. اما دیوانگی‌‌ام بی‌شاهد ماند، سرگردانی‌‌ام ظاهر نمی‌شد، فقط باطن‌‌ام دیوانه بود. به من می‌گفتند‌ چرا این‌قدر آرام‌‌اید؟ حال آن‌ که از سر تا به پا سوخته بودم. شب در کوچه‌ها می‌دویدم، نعره می‌کشیدم، روز به آرامی کار می‌کردم.
- ‏موریس بلانشو
Forwarded from The Kiss
هر شب دلم بهانه‌ی تو... هیچ، بگذریم
امشب دلم دوباره تو را..‌. هیچ، شب بخیر
می‌روم و نمی‌رود از سر من هوای تو
داده فلک سزای من تا چه بود سزای تو...