لمس سر انگشتان او – Telegram
دردسرهای ما تفاوت داشت
من سرم گرم پای بستن بود
نقشه‌ها می‌کشید چشمانت
چشم‌ها، چشم دل شکستن بود
Forwarded from R E Y H A N🌿☁️
از امروز به بعد، دیگر نمی‌توانم پنهانت کنم،
از درخشش نوشته‌هایم می‌فهمند برای تو می‌نویسم؛
از شادی قدم‌هایم می‌فهمند به محل قرار با تو می‌روم؛🤍
-نزار قبانی
و در نهایت فقط کسانی با تو می‌مانند
که زیبایی را در روحت دیدند اما
مدهوش شدگانِ به ظاهر،
یکی‌یکی خواهند رفت...
Cursed with a brain that thinks in footnotes
Forwarded from دیاستومی
‏دوبار بهت می‌گم از رفتارت بدم میاد بار سوم از خودتم بدم میاد.
در دو چشمِ من نشین، ای آنکه از من، من تری
من به غمگین‌ترین حالت ممکن شادم
تو به آشوبِ دلم ثانیه‌ای فکر نکن
- حسین‌ نعمتی
Forwarded from Tikho
من عمیقاً دوست دارم شاد باشم٫ ولی همیشه از غمگین‌ترین زاویه به همه چیز فکر میکنم.
the eyes has something to say