لمس سر انگشتان او – Telegram
تا حالا آینده رو اینقدر مبهم ندیده بودم
به که بسپارمت ای خاک به بادت ندهند؟
به که بسپارمت ای خانه که ویران نشوی؟
- حسین‌جنتی
Forwarded from عین الدوله
من متاسفانه دچار پرخوری عصبی شدم. هرچی آذوقه برای زمان قحطی جمع کرده بودم رو دارم الان می‌خورم.
پرخوابی عصبی هم حسابه؟
دارم خواب ذخیره میکنم شاید تو شرایط جنگی نشه خوابید به هرحال🤷🏻‍♀
Forwarded from توییتی
‏یکی از آشناها تو تهران آسايشگاه سالمندان دارن،میگه سالمندان متوجه نشدن جنگه، میگن صدای رعد و برق بلند بود.
خانواده‌هاشون هم نیومدن دنبالشون!
الهی من بگردم

@TweetyChannel | خانم خسته
همه خبرا به کنار
این یکی خیلی غم انگیز بود:))
کاش کودکان نمی‌مردند
ای کاش موقتاً به آسمان‌ها برده می‌شدند
تا جنگ تمام شود،
سپس با خیال راحت به خانه‌شان برمی‌گشتند،
و وقتی والدین با حیرت از آنها بپرسند
کجا بودید؟
با خوشحالی بگویند:
«داشتیم با ستاره‌ها بازی می‌کردیم!»
- غسان كنفاني
Whenever a guy tries to flirt with me, it doesn't get into my heart, it gets into my block list.
من از آغاز در خاکم نَمی از عشق می‌بینم
مرا می‌ساختند ای کاش، از آب و گِلی دیگر
حالا بین این همه درگیری ذهنی و جسمی و تلاش برای وصل شدن به نت و اخباری که حالمونو بد میکنن یچیزی خیلی ذهنمو درگیر کرده ‌... شرمم میشه از گفتنش :)
ولی یه بنده خدایی تو چنلش گذاشته دور بازوش ۴۲ سانته😫
من هی دارم با اجزای بدن خودم مقایسه میکنم ببینم ینی چی تا اینکه واقعا فهمیدم ینی چی.... ۴۲ برای دور بازو خیلی زیاده:))
لمس سر انگشتان او
Photo
«من چه گویم که غریب است دلم در وطنم...»
نمیدونم چطور بگم اما انگار دارم هدر میرم، خودم، عمرم، جوونیم، انرژیم، استعدادم، احساساتم، ذوقم، تلاشم و کلا همه وجودم داره هدر میره
Forwarded from ଘood~
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM