لمس سر انگشتان او – Telegram
مغروق در تلاطم دیوانه وار احساسات ناپایدار
لمس سر انگشتان او
من حتی میخام به زور دوسم داشته باشی
به ریسمان های اغشته به سم و پوسیدگی التماس میکرد دوباره دست هایش را به بند بکشند !
#خرده‌نوشته
اینقد که من دوس دارم باهاتون حرف بزنم ولی هردفعه ایگنور میشم ... عادلانس واقعا؟
هرموقع لینک گذاشتم دریغ از یک پیام ناشناس
لمس سر انگشتان او
Photo
Day 22
روز خوب و ارومی بود برعکس دیشب و پریشب و شبای قبلش که تقریبا کور شدم بخاطر گریه زیاد
و تو مدرسه فهمیدم من آنچنان تغییری نکردم و همونم
هنوزم از قصد کلمات اشتباه میگم و مسخره بازی در میارم ، تپق میزنم ، سوتی میدم تا بچه ها بخندن ولی اونا فکر میکنن این اتفاقا یهویی میوفته
در صورتی که مغزم میدونه و ازش اگاهه ولی هلم میده جلو و در گوشم زمزمه میکنه :انجامش بده میدونی که میتونی صدای خنده هاشون بشنوی و لبخندشون ببینی
این شهر با تمام زشتی هایش بماند صدقه سر خودتان .
وسواس دارم درباره اهنگام
البته داشتم تشدید شد
هروقت اهنگ گوش میدم خوب دقت میکنم ببینم این اهنگ میتونه تو کدوم پلی لیستم قرار بگیره پس در نتیجه اینقد فک میکنم که دیگه هیچی از اهنگ نمی فهمم و لذت نمیبرم😂
ولی وقتی پلی لیستامو نگاه میکنم که تکمیل شده لذت میبرم
اینم یک نوع بیماریه دیگه
وقتی خیلی اتفاقی یکی از علایق پنهان‌ت رو میفهمی که تاحالا بهش توجه نکرده بودی >>>>
الان یک متن خوندم و فهمیدم عاشق پارادوکسم
Please Let me go so that I can forget you more easily
No call , no message, no Music
I think I should remove our mutual friends from my life
Forwarded from aesthetic dinosaur.
کاش حال منو نپرسید چون هی یادم میاد که چه افتضاحیم.
با اختلاف بهترین توییت😂
مشکل اینجاست که تو به جهلت افتخار میکنی
اما من هنوز تردید دارم که چیزی میدانم یا نه
در این جمع ابتذال ، تفریق میشود تعداد عاقلان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهترین اتفاقی که میتونست برام بیوفته
خیلی منتظر این روز بودم