لمس سر انگشتان او – Telegram
من از آغاز در خاکم نَمی از عشق می‌بینم
مرا می‌ساختند ای کاش، از آب و گِلی دیگر
حالا بین این همه درگیری ذهنی و جسمی و تلاش برای وصل شدن به نت و اخباری که حالمونو بد میکنن یچیزی خیلی ذهنمو درگیر کرده ‌... شرمم میشه از گفتنش :)
ولی یه بنده خدایی تو چنلش گذاشته دور بازوش ۴۲ سانته😫
من هی دارم با اجزای بدن خودم مقایسه میکنم ببینم ینی چی تا اینکه واقعا فهمیدم ینی چی.... ۴۲ برای دور بازو خیلی زیاده:))
لمس سر انگشتان او
Photo
«من چه گویم که غریب است دلم در وطنم...»
نمیدونم چطور بگم اما انگار دارم هدر میرم، خودم، عمرم، جوونیم، انرژیم، استعدادم، احساساتم، ذوقم، تلاشم و کلا همه وجودم داره هدر میره
Forwarded from ଘood~
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دلبسته به یک سَنگ نبودی که بدانی چه کشیدم
گویا دیروز روز جهانی بخشش بوده،
ولی کور خوندی، کون لقت.
امیدوارم همه پشه ها به‌بدترین حالت بمیرن.
خیلی حال میده وقتی با یکی قطع ارتباط میکنی و زمان بهت ثابت میکنه که چه کار درستی کردی.
همین که نمیدونی الان دوران پساجنگی یا بین‌الجنگی، خودش اضطرابو ده برابر می‌ کنه
لحظه‌ها را دریاب! چشم فردا کور است.
لمس سر انگشتان او
همین که نمیدونی الان دوران پساجنگی یا بین‌الجنگی، خودش اضطرابو ده برابر می‌ کنه
جنگ بود
خیلیم جنگ بود
من دارم جنگو هر روز تجربه میکنم در حدی که اگه وارد یه کار یا اتفاقی بشم تا مدتی به دوستام و اطرافیانم نمیگم چوم معلوم نیست اصلا فردا زنده باشم یا نه
معلوم نیست قلب و جسم و روحم باشه یا نه
«انسان دوستانش را سخت‌ تر از دشمنانش می‌بخشد.»
عکس‌های جدید از سیدنی سویینی

@Tweete
فقط اوف....