Forwarded from 𝐍𝐠𝐚𝐫ִֶָ ☽︎۪ ࣪
⋆ اسکویید گیم : فرقی نمیکنه چطور بهش نگاه کنی، زندگی واقعا ناعادلانه ست! آدمهای بد کارهای بد میکنن اما تقصیر رو گردن دیگران میندازن و با آرامش به زندگیشون ادامه میدن آدمهای خوب در عوض خودشونو بخاطر کوچیک ترین چیزا سرزنش میکنن.
Audio
تو نیلی چشات خیسه
آدم میترسه بنویسه
میترسه پاش به دل وا شه
آدم بیخود خاطر خواه شه
من نه دستی خواستم که اشک هایم را پاک کند
و نه کسی را بیدار کردم که مرا در آغوش بگیرد و آرامم کند.
از چه چیزی باید سپاسگزار باشم؟
من بدترين لحظات را به تنهایی گذراندم.
و نه کسی را بیدار کردم که مرا در آغوش بگیرد و آرامم کند.
از چه چیزی باید سپاسگزار باشم؟
من بدترين لحظات را به تنهایی گذراندم.
- داستايفسکی
Vasle Neghat Be Man ~ UpMusic
Vasle Neghat Be Man ~ UpMusic
وصله نگات به من
ستاره رو تنت انداخته برق🌟
ستاره رو تنت انداخته برق🌟
لمس سر انگشتان او
Halsey – Haunting
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادم رفته بود این آهنگ چقد قشنگه
این سرزمین پر است از کسانی که مغزشان به اندازه نخود است، اما توهم بهترین بودن در همه چیز را دارند!
- صادق هدایت
روسری را پس بزن تا شورشِ بادت شوم
شهر را درهم بریزم شورِ فریادت شوم
ای فدایِ بوسه ات شیرینِ کرمانشاهی ام!
بعدِ چندین قرن باید باز فرهادت شوم
چشمِ تریاکی تو کم بود عینک هم زدی؟!
شیشه ای کردی مرا تا خوب معتادت شوم
تیز کن چاقویِ زنجانی خود را بیشتر
اخم کن تا کشتهیِ ابروی جلادت شوم
ترکمن بانوی صحرا! اسبِ توفان یالِ من!
کو شبی که میهمانِ عشق آبادت شوم
کاش میشد شهرزادِ قصه گوی من شوی
تا هزار و یک شبِ زیبای بغدادت شوم
مریمِ بیت المقدس! ناجیِ اشغالگر!
هر کرانه کاش اسیرِ دست موسادت شوم
هر کجایِ این جهان که دست بگذارم تویی
پس چگونه بیخیالِ آنهمه یادت شوم
آرزو دارم در آغوشت مرا زندان کنی
تا ابد هرگز نمیخاهم که آزادت شوم
من اگر شاعر شدم تقصیرِ چشمانِ تو بود
قسمتم این بود که یک عمر شهرادت شوم
شهر را درهم بریزم شورِ فریادت شوم
ای فدایِ بوسه ات شیرینِ کرمانشاهی ام!
بعدِ چندین قرن باید باز فرهادت شوم
چشمِ تریاکی تو کم بود عینک هم زدی؟!
شیشه ای کردی مرا تا خوب معتادت شوم
تیز کن چاقویِ زنجانی خود را بیشتر
اخم کن تا کشتهیِ ابروی جلادت شوم
ترکمن بانوی صحرا! اسبِ توفان یالِ من!
کو شبی که میهمانِ عشق آبادت شوم
کاش میشد شهرزادِ قصه گوی من شوی
تا هزار و یک شبِ زیبای بغدادت شوم
مریمِ بیت المقدس! ناجیِ اشغالگر!
هر کرانه کاش اسیرِ دست موسادت شوم
هر کجایِ این جهان که دست بگذارم تویی
پس چگونه بیخیالِ آنهمه یادت شوم
آرزو دارم در آغوشت مرا زندان کنی
تا ابد هرگز نمیخاهم که آزادت شوم
من اگر شاعر شدم تقصیرِ چشمانِ تو بود
قسمتم این بود که یک عمر شهرادت شوم
- شهرداد میدری