لمس سر انگشتان او – Telegram
بعد از تو آدم ها
تنها خراش‌های کوچکی بودند بر پوستم
که هیچ کدامشان
به پای تو نرسیدند
به قلبم نرسیدند.
گیرم که مرا دوست نداری، به درک
ورنه ز من و عاطفه‌م واهمه داری، به درک

من هر شب و روز در وَهمم و تو
در اندیشه و خاطرِ یار و هواخواهِ دگر

گر که سرمست شدم زین غزل‌ها، به درک
من که پیشِ همگان بدجور رسوا شده‌ام،خب به‌درک

مَلغَمه‌ فکر و زبانت ناجور به دل نشست
تو بگو با این همه نزدیک و دوری چه کنم

رو گرداندی ز من بیگانه گشتی، به درک
در دلم سنگی گداخته افکندی، به درک

لیکن این دل گاه گاه بوی تو استشمام کرد
چون زلیخا که به پایت اوفتاد و بوسه زد

گاهی از خرده غزل‌هایت پیشکش کن ای عزیز
فرض کن من چون زلیخایم و تو مقصود من

#خرده‌نوشته
آن‌قدر از تو می‌‌نویسم
تا فارسی تمام شود.
- گروس‌عبدالملکیان
بله می‌گذره و میره، اما روح و ذوقت کشته می‌شه.
بدنش را چگونه باید گفت
ساده نیست آنچه درسرم دارم...
من که در وصف یک سرانگشتش
یک لغت نامه واژه کم دارم!
https://news.1rj.ru/str/gari_ban/11751
این متن رو وقت کردین بخونین، جالب بود
Alefbaye Yar
Iraj
الف میگم ابروت کمونه
ای کمون ابروی من
ب میگم بالات بلنده
ای گل خوشبوی من🪷
You'll never find someone like this user again, I promise you that
از روی تنهایی دارم مثل سگ کار میکنم
و فراموش میکنم که شماها رفته اید
و دیگر برنمیگردید.
- فروغ فرخزاد
میدونی مشکل واقعی چیه؟
اینکه بدنیا اومدیم!
- زندگی ام را می‌کنم و ظاهراً . . “
هم سخته، هم من سخت‌تر می‌گیرم
born to receive handwritten love letters forced to get a dm on instagram
و چه جرأتی به انسان می‌بخشد دوست داشته‌ شدن
- چقد رندومی؟
همینقدر :
من تو را با خونِ دل از یاد بردم، لطف کن
هر کجا چشمت به من افتاد، کج کن راه را