لمس سر انگشتان او – Telegram
Forwarded from دیاستومی (kiynafrhmnd.)
‏دو قابلیت داشتم که از من گرفته شد؛ یکی کونِ درس خوندن بود و دیگری حوصله‌ی بحث کردن.
امروز بغض داشت خفم میکرد ، تا اینکه آسمونو دیدم
مامان بابام میان تو اتاقم میگن وای جقدر نقاشیات قشنگه در حالی که درکی از نقاشیام ندارن
نقاشیم طناب دار دستشه
به نظورتون میخوان خودکشی کنم؟
طنز دارکی بود
امروز سرکلاس استادم بهم این چیز درازایی که باهاش تخته رو نشون میدن ( اسمشو نمیدونم ) پرت کرد
تجربه جالبی بود
گفت فک‌میکنی پرت نمیکنم ؟
منم که خیالم راحت بود پرت نمیکنه با نیش باز گفتم نه
و پرت کرد ...
یکم دیرتر جاخالی داده بودم الان مصدوم بودم😂😂
ولی پشمام فر خورد انتظار چنین کاری نداشتم
یکی از بچه ها بیرون منو دید گف وای حتما چقد بهش فوش دادی 😔
گفتم نه بابا
ناموسا بهش فوش ندادم ناراحت نشدم فقط خیلی شوکه شدم
علاقه من به لباس و کفش >>>>
Lolita ... The light of my life, the fire of my being, my sin, my soul
Forwarded from 「INFJ . ENFJ」
#Text
════
stuck between i don't want to feel that type of hurt again but i want to feel that type of love again.

من نمیخوام دوباره اون نوع صدمه رو احساس کنم، اما می خوام دوباره اون نوع عشق رو حس کنم.


═══════════
@MBTISUB . #XNFJ