*•° غباری معلق در کیهان °•* – Telegram
*•° غباری معلق در کیهان °•*
52 subscribers
274 photos
18 videos
106 links
غباری که نمی‌دونه کجاست یا به کجا میره اما با وجود سرگردان بودن هم دوست داره که یاد بگیره.


http://t.me/HidenChat_Bot?start=109009767
Download Telegram
برای IOCHE🌱

اگه تو رو می‌کاشتن ازت قاصدک سبز می‌شد. قاصدکی که هر بار که قلب مهربونی شکسته می‌شد، یه لبخند گرم از آینده‌ رو به یکی از دونه‌‌هاش گره می‌زد و اون رو برای صاحب قلب شکسته، به باد.
برای あお🌱

تو درخت شکوفه‌های گیلاس می‌شدی. درختی که هر بار زیرش بوسه‌ای شکل می‌گرفت، شکوفه‌هاش لب به آواز شیرینی باز می‌کردن.
برای villain 🌱

اگه تو رو می‌کاشتن یه درخت زیتون ازت سبز می‌شد. یه درخت زیتون که زیتون‌های تلخش فقط برای کسایی که به ملاقات مرگ می‌رفتن طعم شیرین می‌گرفت.
برای فاطمه کوچک🌱

اگه تو رو می‌کاشتن ازت سنبل سبز می‌شد. سنبل بنفشی که هر سال با اولین ماه کامل سبز می‌شد. تنها یک روز عمر می‌کرد و تا شب بعد تنها چیزی که ازش باقی می‌موند دونه‌های ریز درخشان بنفش رنگ بودن.
Forwarded from "Opal"
هر بار چیزهایی که می‌نویسی صاف می‌رند می‌شینند توی قلبم.
"Opal"
هر بار چیزهایی که می‌نویسی صاف می‌رند می‌شینند توی قلبم.
دارم راه باز می‌کنم تا خودم به عنوان همسر بیام بشینم تو
قلبت.❤️
برای کاظم🌱

اگه تو رو می‌کاشتن یه درخت سیب ازت سبز می‌شد. درخت سیبی که با شنیدن صدای گریه‌ی کسی شاخه‌اشو خم می‌کنه و یه سیب شیرین به اون شخص میده‌. سیب شیرین و قرمزی که امکان نداره بعد از گاز زدنش لبخند روی لبت نقش نبنده.
Forwarded from RegaPlus
‏هوا هوای هیچی نیست، درستو بخون دانشجوی بدبخت.
Forwarded from Blue (Areom)
من خسته شدم می‌خوام ترک تحصیل کنم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*•° غباری معلق در کیهان °•*
Ariana Grande – Santa Tell Me
به محض اینکه بیدار شدم و یادش افتادم، رفتم بهش گوش دادم. حس عجیبیه که ده سال می‌گذره. ده سال از من نوجوونی که شب‌‌ زمستونی تو راه خونه اینو گوش می‌داد و به آینده‌ای رنگی‌تر فکر می‌کرد، می‌گذره.
می‌دونم که از خیلی قبل‌تر شروع شده بود اما یادم نمیاد دقیقا کی بود که رویاهام کاملا تیره و تار شدن. که دیگه به دیدن روشنایی روز هم امیدی نداشتم چه برسه به رویا.
امروز حس خیلی عجیبی داشت. معمولا ازش خوشم نمیاد ولی امسال فرق داشت. چون فکر نمی‌کردم به این سن برسم. اما حالا حتی یک روز از ۲۴ سالگی رو هم گذروندم.
امروز نه آینده‌ی رنگی نوجوانیم رو زندگی می‌کنم نه اون سیاهی که فکر می‌کردم جلوی رسیدنم به این عدد رو می‌گیره.
امروز سردرگم و شگفت‌زده‌ و خاکستریم.
انقدر این هفته همه‌چیز با همه که ای کاش درخت بودم.
دارم فکر می‌کنم برم معتاد بشم آسون‌تره یا امتحان روانشناسی اعتیاد رو بخونم.
تف به هر چی امتحان ۸ صبحه.