*•° غباری معلق در کیهان °•* – Telegram
*•° غباری معلق در کیهان °•*
52 subscribers
274 photos
18 videos
106 links
غباری که نمی‌دونه کجاست یا به کجا میره اما با وجود سرگردان بودن هم دوست داره که یاد بگیره.


http://t.me/HidenChat_Bot?start=109009767
Download Telegram
Forwarded from Zi ᶻᵒⁿᵉ (Zι won)
هربار به نحوی، دایره‌ی اطرافیانم غربال میشه.
شما نمی‌تونید به مردم چه چیزی آزادیست و چه چیزی آزادی نیست درس بدید
حداقل نه در مقابل سیستمی که هیچ شکلی از "بیان" رو تاب نمیاره.
تو جامعه‌ای که مردمش زیر فشار روانی و جسمی در حال له شدن هستن، طغیان بخشی از زیست روزمره میشه و غالبا یک کنش از پیش فکر شده نیست‌. ناشی از استیصاله، ناشی از ظرفی که پر شده و باید بیرون بریزه.
"ما مشکلات مهم‌تری داریم" رو از ابتدای این سیستم گفتن و شنیدیم.
بهترین کاری که می‌تونید بکنید اینه که به مشکلات مهمتون برسید و حین طغیان یک زن علیه سیستم مستبد خفه‌خون بگیرید.
Forwarded from Zi ᶻᵒⁿᵉ (Zι won)
در ادامه
رگ غیرتتون رو هم گاییدم که به محض دیدن ممه و کس به جوش میاد‌.
Forwarded from Zi ᶻᵒⁿᵉ (Zι won)
کسی که هنوز به "حواسمون رو پرت کنن" چسبیده، یه لحظه پشت گردنشو چک کنه ببینه باتری‌ای، کابلی پیدا نمی‌کنه؟
رباتی مگه جاکش؟
میخوای نفس نکشیم که شما حواست از اتفاقات خاورمیانه پرت نشه؟
گاییدین ما رو.
اصلا با این حواسِ جمعت می‌خوای چه غلطی کنی؟ نهایتا میری دلار و طلا می‌خری دیگه. همین الان برو بخر و دهنتو ببند.
تو این مملکت یه بار برای خبر درد می‌کشی یه بار هم برای واکنش‌ها!
این روزها احساس می‌کنم لبه‌ی پرتگاه قدم می‌زنم؛ فقط یک قدم کج تا از بین رفتن همه چیز فاصله دارم.
زندگی‌ام شده مارپله. هی می‌دوم و می‌دوم تا برم بالا و هی نیش زده می‌شم و برمی‌گردم اون ته‌ته‌ها...
هی می‌خوام خاکستری رو رنگی کنم ولی به جاش غرق می‌شم تو سیاهی.
Forwarded from "Opal"
خودم رو هفت تیکه کنم هر تیکه‌م بره توی یکی از روزهای هفته کار کنه باز خوب می‌شه
رابطه‌ام با دولینگو تاکسیک‌ترین رابطه‌ایه که داشتم.
دو دقیقه دراماکویین نباش میام می‌خونم دیگه.
زندگی خیلی غم‌انگیزی دارم.
Forwarded from Beneath the Oak tree
لاته بارها و بارها ثابت کرده در هر نوعی می‌تونه بی‌نظیر باشه وانیلی، آیریش، دارچینی، کاراملی و غیره.
این روزها جوری از زندگی جدا افتادم که دیگه خودم هم نگران شدم.
این روزها از هر کسی بیشتر به خودم بی‌اعتمادم.‌
نمی‌دونم چطور می‌خوام کاری کنم وقتی ذره‌ای به خودم اعتماد ندارم.
وقتی پای کسانی که دوستشون دارم می‌رسه، جوری جنگجو می‌شم که خودم هم تعجب می‌کنم.
اما هیچوقت اونجوری برای خودم نجنگیدم. انگار چیزی پس ذهنم باور داره که مهم نیست چیکار کنم، من برای همیشه از دست‌ رفته‌ام...
لرزش دست‌هام به حدی شدید شده که موقع نوشتن اشکم رو در میارن.
گفت " تا حالا شده احساس کنی قلبت داره تیکه تیکه می‌شه و دردش اونقدر وحشتناک باشه که با صدای بلند زار بزنی؟ این رنج، این درد، چیزیه که فقط از دست آدم‌هایی که عمیقا دوستشون داری، برمیاد."
Running Circles
Cody Francis
I've been laying here for too long
I don't know what else to do
I wanna get away from every little thing
Just to try and make it through

I've been thinking about my options
Every detail in my head
But it doesn't really matter, nothing matters
So I cry instead

I've been running circles
Trying to catch my breath
I've been trying everything I can
But I ain't got nothing left

I've been staring at the ceiling
I've been staying up all night
Everything that I've ever worked for
Vanished in a blink of a eye

I've been asking every question
'Cause I haven't got a clue
Why has it gotta be me?
What the hell am I supposed to do?
در مورد هر چیزی به خودم شک داشته باشم، از توانایی دووم اوردنم مطمئنم.
مهم‌ نیست چه لجنزاری زیر پامه، من ازش زنده بیرون میام.
اما زنده موندن، همیشه هم همراه زندگی کردن نیست...