#معرفی_کتاب_بهشت
#لحظه_های_انقلاب
کتابی خودمونی و داستان وار از حال و هوای سالهای آخر انقلاب
قیمت:هفت هزار تومان
در بهشت موجود است...
@cafe_beheshtt
#لحظه_های_انقلاب
کتابی خودمونی و داستان وار از حال و هوای سالهای آخر انقلاب
قیمت:هفت هزار تومان
در بهشت موجود است...
@cafe_beheshtt
#قسمت_هایی_از_کتاب
.
بال در آورده بودم. داد میزدم. آرام نداشتم. دلم میخواست همهجا باشم. زنها هم زیاد بودند. صدای زنها حالا توی خیابان پیچید. بلند و کشیده با هم میخواندند. این زنها، این زنها که تا دیروز آنهایی که در خانه بودند و با حجاب بودند و صدایشان را نباید مرد نامحرم میشنید، با این روسریبه سرها و شلوار به پاها که تا دیروز، گوگوش، مویش را بلند میکرد، میرفتند گیس مصنوعی میخریدند و به مویشان سنجاق میکردند و گوگوش، در پی طلاق از بهروز وثوقی مویش را کوتاه میکرد، میریختند توی آرایشگاهها و موهایشان را گوگوشی میزدند و زنی در لندن و در پاریس دامنش را بالا میکشید، اینها هم بالا میکشیدند و پایین میکشید، اینها هم پایین میکشیدند، حالا گَلِ هم شدهاند و در هم فرورفتهاند و با هم، بلند و کشیده میخوانند:
ای شاه خائن، آواره کردی
خاک وطن را ویرانه کردی
کشتی جوانان وطن...
.
و منتظر میمانند تا مردها بگویند:
. «االه اکبر»... .
و باز میگفتند:
کردی هزار در کفن
و باز منتظر میمانند تا مردها بگویند:
«االه اکبر»
و یک صدا و بلندتر میگفتند:
مرگ بر شاه، مرگ بر شاه .
و بلند، مشتهای پیچیده در دستکش یا پنهان شده زیرچادر سیاه را با چادر، بالا میآوردند و یک باره نعره میزدند: .
مرگ بر شاه. .
#محمود_گلابدره_ای
#معرفی_کتاب_بهشت
کتاب #لحظه_های_انقلاب .
. .روایت مشاهدات ماهای پایانی 57
@cafe_beheshtt
.
بال در آورده بودم. داد میزدم. آرام نداشتم. دلم میخواست همهجا باشم. زنها هم زیاد بودند. صدای زنها حالا توی خیابان پیچید. بلند و کشیده با هم میخواندند. این زنها، این زنها که تا دیروز آنهایی که در خانه بودند و با حجاب بودند و صدایشان را نباید مرد نامحرم میشنید، با این روسریبه سرها و شلوار به پاها که تا دیروز، گوگوش، مویش را بلند میکرد، میرفتند گیس مصنوعی میخریدند و به مویشان سنجاق میکردند و گوگوش، در پی طلاق از بهروز وثوقی مویش را کوتاه میکرد، میریختند توی آرایشگاهها و موهایشان را گوگوشی میزدند و زنی در لندن و در پاریس دامنش را بالا میکشید، اینها هم بالا میکشیدند و پایین میکشید، اینها هم پایین میکشیدند، حالا گَلِ هم شدهاند و در هم فرورفتهاند و با هم، بلند و کشیده میخوانند:
ای شاه خائن، آواره کردی
خاک وطن را ویرانه کردی
کشتی جوانان وطن...
.
و منتظر میمانند تا مردها بگویند:
. «االه اکبر»... .
و باز میگفتند:
کردی هزار در کفن
و باز منتظر میمانند تا مردها بگویند:
«االه اکبر»
و یک صدا و بلندتر میگفتند:
مرگ بر شاه، مرگ بر شاه .
و بلند، مشتهای پیچیده در دستکش یا پنهان شده زیرچادر سیاه را با چادر، بالا میآوردند و یک باره نعره میزدند: .
مرگ بر شاه. .
#محمود_گلابدره_ای
#معرفی_کتاب_بهشت
کتاب #لحظه_های_انقلاب .
. .روایت مشاهدات ماهای پایانی 57
@cafe_beheshtt
قرآن های پیام رسان ترجمه آقای #علی_ملکی که هفته گذشته داشتیم و تموم شد دوباره شارژ شدن:)
رنگبندی هاشونم متنوعه....
قیمت:سی و شش هزار تومان
رنگبندی هاشونم متنوعه....
قیمت:سی و شش هزار تومان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کتاب_جدید
فردا جمعه، کتاب جدید رضا امیرخانی "رهش" در کافه کتاب آفتاب مشهد رونمایی می شود...
در این ویدیو امیرخانی قسمت هایی از کتاب را می خواند...
@cafe_beheshtt
فردا جمعه، کتاب جدید رضا امیرخانی "رهش" در کافه کتاب آفتاب مشهد رونمایی می شود...
در این ویدیو امیرخانی قسمت هایی از کتاب را می خواند...
@cafe_beheshtt
شب بارونی تون بخیر...
گوش کنید و لذت ببرید😋
با هدفون جذاب تره...
قسمت های بعدیش هم شب های بعد....
گوش کنید و لذت ببرید😋
با هدفون جذاب تره...
قسمت های بعدیش هم شب های بعد....
#رهش جدیدترین کتاب #رضا_امیرخانی امروز ساعت دو ظهر میرسه #بهشت ...
امروز کتاب با تخفیف عرضه میشه😁
به دوستاتونم اطلاع بدین.
منتظرتونیم...
#کتاب_زنده_است
#کتاب_جدید
@cafe_beheshtt
امروز کتاب با تخفیف عرضه میشه😁
به دوستاتونم اطلاع بدین.
منتظرتونیم...
#کتاب_زنده_است
#کتاب_جدید
@cafe_beheshtt
#قسمت_هایی_از_کتاب #رهش
جدیدترین اثر رضاامیرخانی
.
تهران - با این نماهای رومی- شده است برشی از معادن سنگ! معدنِ سنگِ عمودیشدهی بیریختی است منطقهی یک تهران. حالا هگمتانه چه حرفی برای دانشجوی معماری دارد؟ بگذریم؛ اتوبوس که بین راه در لالجین ایستاد، رفتم و زیباترین بشقابها را انتخاب کردم. برای دورهی دانشجویی کمی گران بود و کسی از بچهها طرفشان نرفته بود. دو تا برداشتم. یکی از دخترها که همیشه مانتوی جین میپوشید، گفت: بهبه! شاهزادهی قصهی ما هم وقتی اسب سفیدش را پارک کرد دم در خانهی ویلاییِ لیا، برای کیک عصرانه بشقاب سفالی هم دارد.
رضا امیرخانی در رمان رَهِش موضوع توسعهی شهری را دستمایه قرار داده و تأثیرات آن را بر عرصههای زندگی انسان معاصر در قالب داستان زوجی معمار در تهران امروز به تصویر میکشد.
@cafe_beheshtt
جدیدترین اثر رضاامیرخانی
.
تهران - با این نماهای رومی- شده است برشی از معادن سنگ! معدنِ سنگِ عمودیشدهی بیریختی است منطقهی یک تهران. حالا هگمتانه چه حرفی برای دانشجوی معماری دارد؟ بگذریم؛ اتوبوس که بین راه در لالجین ایستاد، رفتم و زیباترین بشقابها را انتخاب کردم. برای دورهی دانشجویی کمی گران بود و کسی از بچهها طرفشان نرفته بود. دو تا برداشتم. یکی از دخترها که همیشه مانتوی جین میپوشید، گفت: بهبه! شاهزادهی قصهی ما هم وقتی اسب سفیدش را پارک کرد دم در خانهی ویلاییِ لیا، برای کیک عصرانه بشقاب سفالی هم دارد.
رضا امیرخانی در رمان رَهِش موضوع توسعهی شهری را دستمایه قرار داده و تأثیرات آن را بر عرصههای زندگی انسان معاصر در قالب داستان زوجی معمار در تهران امروز به تصویر میکشد.
@cafe_beheshtt