#کودک_آزاری را به ۳۰۰۰۳۶۳۶ پیامک کنند
مدیرکل دبیرخانه مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک:
راهاندازی #سامانه_پیامکی این مرجع با شماره ۳۰۰۰۳۶۳۶
مردم هر جا کودک آزاری مشاهده کردند به این شماره پیامک کنند
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
مدیرکل دبیرخانه مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک:
راهاندازی #سامانه_پیامکی این مرجع با شماره ۳۰۰۰۳۶۳۶
مردم هر جا کودک آزاری مشاهده کردند به این شماره پیامک کنند
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
گویا حکایت تلخ تجاوز همچنان باقیست..
تجاوز به دختربچه در یکی از شهرستانهای نزدیک به اصفهان از سوی سه نفر و پیدا شدن پیکر نیمه جان او در یکی از خرابه های شهر/ایلنا
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
تجاوز به دختربچه در یکی از شهرستانهای نزدیک به اصفهان از سوی سه نفر و پیدا شدن پیکر نیمه جان او در یکی از خرابه های شهر/ایلنا
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
📖 #برگی_از_کتاب
نتایج یک نظرسنجی در بارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان
دکتر مقصود فراستخواه (جامعهشناس) یک پیمایش آزمایشی در سطح ملی،که پرسشهایی دربارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان به شکل الکترونیکی با کمک تعدادی از اعضای هئیت علمی دانشگاه های سراسر کشور انجام داده است و یکی از سؤالات آن پیمایش این بود
اگر روحیات و خلقیات ایرانی بحث انگیز است، بیشتر به کدام مؤلفهها از خلقیات ایرانی مربوط میشود؟
نتایج برحسب رتبه،به شرح زیراست:
بالاترین جوابی که در بحث انگیز بودن خلقیات ایرانی داده بودند، «ضعف فرهنگ کار جمعی و فعالیت مشترک گروهی» بود.
در رتبه بعد «انتقاد پذیری» را بحثانگیز دیدند. این که ایرانیان از انتقاد آزرده و ناراحت میشوند و وقتی کسی از آن ها انتقاد کند، به دل میگیرند.
در رتبۀ سوّم به رودربایستی زیاد، تعریف و تمجید در حضور یکدیگر و قضاوتهای منفی در غیاب یکدیگر اشاره کردند. گفتند، تعارف ایرانیان در حد واقعیت و رفتارشان نیست.
در رتبۀ چهارم گفتند، ایرانیان معمولا ً پنهانکاری میکنند و غالباً شفاف نیستند.
در رتبۀ پنجم گفتند، ایرانیها خودمدارند؛
بیشتر خواستههای خود را مبنا قرار میدهند.
بیش از این که به خواستههای جمعی و گروه و منافع عمومی فکر کنند، میخواهند خود را نجات دهند.
در رتبۀ ششم معتقد بودند، احساسات در ایران بیشتر بر خردورزی چیره میشود.
در رتبۀ هفتم گفتند، «دروغ» بین ایرانیان رواج دارد.
سرانجام معتقد بودند ایرانیها به سختی میتوانند گفتوگو و توافق پایداری انجام دهند.
📕 #ما_ایرانیان
✍🏻 #مقصود_فراستخواه
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
نتایج یک نظرسنجی در بارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان
دکتر مقصود فراستخواه (جامعهشناس) یک پیمایش آزمایشی در سطح ملی،که پرسشهایی دربارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان به شکل الکترونیکی با کمک تعدادی از اعضای هئیت علمی دانشگاه های سراسر کشور انجام داده است و یکی از سؤالات آن پیمایش این بود
اگر روحیات و خلقیات ایرانی بحث انگیز است، بیشتر به کدام مؤلفهها از خلقیات ایرانی مربوط میشود؟
نتایج برحسب رتبه،به شرح زیراست:
بالاترین جوابی که در بحث انگیز بودن خلقیات ایرانی داده بودند، «ضعف فرهنگ کار جمعی و فعالیت مشترک گروهی» بود.
در رتبه بعد «انتقاد پذیری» را بحثانگیز دیدند. این که ایرانیان از انتقاد آزرده و ناراحت میشوند و وقتی کسی از آن ها انتقاد کند، به دل میگیرند.
در رتبۀ سوّم به رودربایستی زیاد، تعریف و تمجید در حضور یکدیگر و قضاوتهای منفی در غیاب یکدیگر اشاره کردند. گفتند، تعارف ایرانیان در حد واقعیت و رفتارشان نیست.
در رتبۀ چهارم گفتند، ایرانیان معمولا ً پنهانکاری میکنند و غالباً شفاف نیستند.
در رتبۀ پنجم گفتند، ایرانیها خودمدارند؛
بیشتر خواستههای خود را مبنا قرار میدهند.
بیش از این که به خواستههای جمعی و گروه و منافع عمومی فکر کنند، میخواهند خود را نجات دهند.
در رتبۀ ششم معتقد بودند، احساسات در ایران بیشتر بر خردورزی چیره میشود.
در رتبۀ هفتم گفتند، «دروغ» بین ایرانیان رواج دارد.
سرانجام معتقد بودند ایرانیها به سختی میتوانند گفتوگو و توافق پایداری انجام دهند.
📕 #ما_ایرانیان
✍🏻 #مقصود_فراستخواه
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
Forwarded from تحقیقات میدانی-مناطق زلزله زده
مرگ
آنچنان با زندگی ما
صمیمی است
بدون قرار قبلی در می زند!
و زندگی آنچنان غریب و بی پناه
که هنگام دلتنگی
سر بر شانه مرگ می گذارد.
(جلال ملکشاه)
کانال تحقیقات میدانی در مناطق زلزله زده
@victims1
آنچنان با زندگی ما
صمیمی است
بدون قرار قبلی در می زند!
و زندگی آنچنان غریب و بی پناه
که هنگام دلتنگی
سر بر شانه مرگ می گذارد.
(جلال ملکشاه)
کانال تحقیقات میدانی در مناطق زلزله زده
@victims1
✳️ جنبش اجتماعی چیست؟
👈جنبش اجتماعی در اصطلاح دانش جامعهشناسی، هرگونه کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک، یا تأمین هدف اصلی از طریق عمل جمعی خارج از حوزهٔ نهادهای رسمی است.
🔺اندازهٔ جنبش اجتماعی بستگی به تعداد اعضای آن جنبش دارد؛ جنبشهای اجتماعی کوچک، جنبشهایی هستند که اعضای آنها کمتر از صد نفر است. جنبشهای اجتماعی بزرگ، جنبشهایی هستند که هزاران یا میلیونها نفر را در برمیگیرند.
🔺بعضی از جنبشها در چهارچوب قوانین جوامعی فعالیت میکنند که در آن حضور دارند؛ در حالی که جنبشهای دیگر به صورت گروههای غیرقانونی یا زیرزمینی فعالیت میکنند.
🔺عمل جنبشهای اجتماعی بر قوانین تأثیرگذار است. همچنین ممکن است خط فاصل میان جنبشهای اجتماعی و سازمانهای رسمی وجود نداشته باشد؛ یا جنبشهای استقرار یافته به صورت سازمانهای رسمی درآیند.
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
👈جنبش اجتماعی در اصطلاح دانش جامعهشناسی، هرگونه کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک، یا تأمین هدف اصلی از طریق عمل جمعی خارج از حوزهٔ نهادهای رسمی است.
🔺اندازهٔ جنبش اجتماعی بستگی به تعداد اعضای آن جنبش دارد؛ جنبشهای اجتماعی کوچک، جنبشهایی هستند که اعضای آنها کمتر از صد نفر است. جنبشهای اجتماعی بزرگ، جنبشهایی هستند که هزاران یا میلیونها نفر را در برمیگیرند.
🔺بعضی از جنبشها در چهارچوب قوانین جوامعی فعالیت میکنند که در آن حضور دارند؛ در حالی که جنبشهای دیگر به صورت گروههای غیرقانونی یا زیرزمینی فعالیت میکنند.
🔺عمل جنبشهای اجتماعی بر قوانین تأثیرگذار است. همچنین ممکن است خط فاصل میان جنبشهای اجتماعی و سازمانهای رسمی وجود نداشته باشد؛ یا جنبشهای استقرار یافته به صورت سازمانهای رسمی درآیند.
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
◽️ مفهوم هزینه فرصت
▪️میلتون فریدمن برنده جایزه نوبل مي گوید:چیزی به عنوان ناهار رایگان وجود ندارد.
تصور کنید پیتزا فروشی همسايه در موقع ناهار پيتزا و نوشابه را صفر تومان می فروشد. خیلی خوب است نه؟
ولی این ناهار رایگان نیست!!
چرا⁉️
دلیلش این است که ممكن است این پیتزا و نوشابه هزينه پولي نداشته باشد،اما در واقع هر موقعيتي كه شما را وادار می کند که يك انتخاب را انجام دهيد نتيجه اش يك هزينه فرصت است یعنی انتخاب شما در خوردن پیتزا در همسایگی تان به این معنی است که در حال از دست دادن فرصت ناهار خوردن در جاهای دیگر هستيد.
شما ممکن است چند ساعت از شب را صرف تلگرام کردن و پیغام گذاشتن براي دوستانتان كنيد و هیچ پولی بابت این کار ندهيد.
به این ترتیب ممکن است فکر كنيد كه تلگرام رایگان است،اما واقعیت این است که این کار هم هزینه اي دارد.
به این فکر کنید که با وقت گذاشتن پای تلگرام چه فرصتي را از دست مي دهيد؟
🔆مفهوم بنیادی و مهم به نام هزینه فرصت:
هزینه فرصت بدين معناست که هرگاه ما تصمیم به استفاده از یک منبع میگیریم، در واقع ما از فرصت استفاده کردن از آن منبع در جایی دیگر و به شکلی دیگر، چشم پوشی کردهایم.
فرض کنید شما تصمیم میگیرید برای ادامه تحصیل دهید و کارشناسی ارشد بگیرید،فرضا هزینههای شما اعم از هزینه رفتوآمد و خرید کتاب ها و…معادل با X میلیون تومان باشد.
آیا هزینه رفتن شما به دانشگاه همین مقدار خواهد بود؟
مسلماً اینطور نیست،شما همچنین باید هزینه فرصتِ هایی که از دست می دهید را نیز محاسبه کنید.
اگر شما همین زمان را کار می کردید میتوانستید درآمدی معادل با 2X میلیون تومان داشته باشید، پس هزینه واقعیِ تحصیل شما می شود:
هزینه های مستقیم و آشکار + هزینه فرصت از دست دادن یک کار با درآمد 2X میلیونی.
🔆هزینه های فرصت ضمنی و فرار هستند‼️
خواست هاي نامحدود در مواجهه با منابع محدود، ما را در وضعیتي قرار مي دهد كه بايد مدام انتخاب کنیم.
در سطح ملی نیز هزینه فرصت منابعی كه در بخش بهداشت و درمان صرف مي شود فرصت از دست رفته براي هزینه کرد پول در آموزش و پرورش است.
⭕️▪️نتیجه گیری راهبردی:
هر زمان که منبعی(R)را به چیزی(A)تخصیص می دهید، هزینه فرصت آن را حساب کنید.
💡زمان، پول، خانه، مغازه، برند،اعتبار، تجهیزات، اطلاعات و ارتباطات منابع شما هستند.
برای هر کاری که آن ها را به کار می گیرید از خود بپرسید که من به جز این کار چه استفاده های دیگری از آن می توانم بکنم؟
🔆بالاترین بازده بین کارهای مختلف می شود هزینه فرصت شما.
حالا باز هم منطقی است که آن منبع (R) را به فعالیت (A) تخصیص دهید.
آنگاه خواهید دید که چقدر راحت از زمان مان را هدر می دادیم،بی مورد از اعتبارمان خرج می کردیم، بی منطق از مغازه مان استفاده می کردیم.
از اکونومیست فارسی
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
▪️میلتون فریدمن برنده جایزه نوبل مي گوید:چیزی به عنوان ناهار رایگان وجود ندارد.
تصور کنید پیتزا فروشی همسايه در موقع ناهار پيتزا و نوشابه را صفر تومان می فروشد. خیلی خوب است نه؟
ولی این ناهار رایگان نیست!!
چرا⁉️
دلیلش این است که ممكن است این پیتزا و نوشابه هزينه پولي نداشته باشد،اما در واقع هر موقعيتي كه شما را وادار می کند که يك انتخاب را انجام دهيد نتيجه اش يك هزينه فرصت است یعنی انتخاب شما در خوردن پیتزا در همسایگی تان به این معنی است که در حال از دست دادن فرصت ناهار خوردن در جاهای دیگر هستيد.
شما ممکن است چند ساعت از شب را صرف تلگرام کردن و پیغام گذاشتن براي دوستانتان كنيد و هیچ پولی بابت این کار ندهيد.
به این ترتیب ممکن است فکر كنيد كه تلگرام رایگان است،اما واقعیت این است که این کار هم هزینه اي دارد.
به این فکر کنید که با وقت گذاشتن پای تلگرام چه فرصتي را از دست مي دهيد؟
🔆مفهوم بنیادی و مهم به نام هزینه فرصت:
هزینه فرصت بدين معناست که هرگاه ما تصمیم به استفاده از یک منبع میگیریم، در واقع ما از فرصت استفاده کردن از آن منبع در جایی دیگر و به شکلی دیگر، چشم پوشی کردهایم.
فرض کنید شما تصمیم میگیرید برای ادامه تحصیل دهید و کارشناسی ارشد بگیرید،فرضا هزینههای شما اعم از هزینه رفتوآمد و خرید کتاب ها و…معادل با X میلیون تومان باشد.
آیا هزینه رفتن شما به دانشگاه همین مقدار خواهد بود؟
مسلماً اینطور نیست،شما همچنین باید هزینه فرصتِ هایی که از دست می دهید را نیز محاسبه کنید.
اگر شما همین زمان را کار می کردید میتوانستید درآمدی معادل با 2X میلیون تومان داشته باشید، پس هزینه واقعیِ تحصیل شما می شود:
هزینه های مستقیم و آشکار + هزینه فرصت از دست دادن یک کار با درآمد 2X میلیونی.
🔆هزینه های فرصت ضمنی و فرار هستند‼️
خواست هاي نامحدود در مواجهه با منابع محدود، ما را در وضعیتي قرار مي دهد كه بايد مدام انتخاب کنیم.
در سطح ملی نیز هزینه فرصت منابعی كه در بخش بهداشت و درمان صرف مي شود فرصت از دست رفته براي هزینه کرد پول در آموزش و پرورش است.
⭕️▪️نتیجه گیری راهبردی:
هر زمان که منبعی(R)را به چیزی(A)تخصیص می دهید، هزینه فرصت آن را حساب کنید.
💡زمان، پول، خانه، مغازه، برند،اعتبار، تجهیزات، اطلاعات و ارتباطات منابع شما هستند.
برای هر کاری که آن ها را به کار می گیرید از خود بپرسید که من به جز این کار چه استفاده های دیگری از آن می توانم بکنم؟
🔆بالاترین بازده بین کارهای مختلف می شود هزینه فرصت شما.
حالا باز هم منطقی است که آن منبع (R) را به فعالیت (A) تخصیص دهید.
آنگاه خواهید دید که چقدر راحت از زمان مان را هدر می دادیم،بی مورد از اعتبارمان خرج می کردیم، بی منطق از مغازه مان استفاده می کردیم.
از اکونومیست فارسی
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
🔴 ۲۴ هزار کودکبیوه زیر ۱۸ سال در آذربایجان شرقی وجود دارد؛
🔹ازدواج کودکان به معضلی جدی در ایران تبدیل شده است. به گفته یکی از اعضای فراکسیون زنان مجلس، ۲۴ هزار کودکبیوه زیر ۱۸ سال در آذربایجان شرقی وجود دارد.
🔹معصومه آقاپور علیشاهی، نماینده مردم شبستر در مجلس به خبرگزاری خانه ملت گفته است: «متاسفانه آذربایجان شرقی رتبه دوم کودکهمسری در ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ ساله را پس از خراسان رضوی دارد.»
🔹نماینده مردم شبستر در مجلس با انتقاد از اینکه در اغلب روستاها تنها مدرسه ابتدایی وجود دارد، تصریح کرد: «متاسفانه دختران روستایی به دلیل نبود مدرسه راهنمایی و دبیرستان مجبور به ترک تحصیل میشوند و والدین پس از اتمام مقطع ابتدایی آنها را مجبور به ازدواج میکنند/خانه ملت
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
🔹ازدواج کودکان به معضلی جدی در ایران تبدیل شده است. به گفته یکی از اعضای فراکسیون زنان مجلس، ۲۴ هزار کودکبیوه زیر ۱۸ سال در آذربایجان شرقی وجود دارد.
🔹معصومه آقاپور علیشاهی، نماینده مردم شبستر در مجلس به خبرگزاری خانه ملت گفته است: «متاسفانه آذربایجان شرقی رتبه دوم کودکهمسری در ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ ساله را پس از خراسان رضوی دارد.»
🔹نماینده مردم شبستر در مجلس با انتقاد از اینکه در اغلب روستاها تنها مدرسه ابتدایی وجود دارد، تصریح کرد: «متاسفانه دختران روستایی به دلیل نبود مدرسه راهنمایی و دبیرستان مجبور به ترک تحصیل میشوند و والدین پس از اتمام مقطع ابتدایی آنها را مجبور به ازدواج میکنند/خانه ملت
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
نماینده ایرانشهر:
♦️3000 روستای سیستان و بلوچستان فاقد سیستم شبکه آب شرب است
🔹تأمین منابع آبی 1200 روستا در سیستان و بلوچستان با تانکر
کانال جامعه و فرهنگ
@victims1
♦️3000 روستای سیستان و بلوچستان فاقد سیستم شبکه آب شرب است
🔹تأمین منابع آبی 1200 روستا در سیستان و بلوچستان با تانکر
کانال جامعه و فرهنگ
@victims1
✳️☸️ اهمیت و ارزش سازنده ی علوم انسانی و اجتماعی را آنها خوب فهمیده اند...
🔰در سال ۲۰۱۶، حدود ۵۵۰۰۰ نفر در آمریکا مدرک دکترا گرفتند.
تقریبا دوسوم این افراد آمریکایی بودند و یک سوم ویزای دانشجویی داشتند.
اگر تمایلات آمریکاییها و ویزاییها یکسان بود، در هر رشته، ۶۸٪ آمریکایی میدیدیم و ۳۲٪ درصد ویزایی.
اما بسته به رشته، تفاوت زیادی دارد
🔰آمریکایی ها و ویزاییها در انتخاب رشته تفاوت دارند.
ویزاییها بیشتر به علوم ریاضی و مهندسی گرایش دارند در حالیکه آمریکاییها بیشتر به علوم اجتماعی، انسانی، و آموزشی تمایل دارند.
در ادامه لیست تعداد دکترا گرفتههای سال ۲۰۱۶ ، به تفکیک رشته و وضعیت اقامت، ارائه می شود .
1️⃣ ریاضیات و نرمافزار: ۴۶٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۱۷۰۰ نفر
➖ ویزایی ۲۰۰۰ نفر
2️⃣ مهندسی: ۴۷٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۴۲۰۰ نفر
➖ ویزایی ۴۸۰۰ نفر
3️⃣ زمینشناسی، جغرافیا، هواشناسی، علوم دریایی: ۶۲٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۳۷۰۰ نفر
➖ ویزایی ۲۳۰۰ نفر
بالای این خط، سهم آمریکاییها نامتناسب کم بود
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
زیر این خط، سهم آمریکاییها نامتناسب بالاست
4️⃣ کشاورزی، زیستشناسی و بهداشت: ۷۲٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۸۷۰۰ نفر
➖ ویزایی ۳۴۰۰ نفر
5️⃣ روانشناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و اجتماعی: ۸۰٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۶۸۰۰ نفر
➖ ویزایی ۱۷۵۰ نفر
6️⃣ ادبی و هنری: ۸۶٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۴۴۰۰ نفر
➖ ویزایی ۷۰۰ نفر
7️⃣ آموزش، تعلیم و تربیت: ۸۸٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۴۳۰۰ نفر
➖ ویزایی ۵۶۰ نفر
منطقا تاکید بر کیفیت آموزش و تعلیم دانشآموزها برای رشد یک جامعه خیلی مهم است!
تاکید بر علوم اجتماعی هم برای رشد کیفیت سیاستگذاری اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بسیار مهم است.
🔻منبع
https://www.nsf.gov/statistics/2018/nsf18304/datatables/tab17.htm
🔸شبکه جامعه شناسی علامه
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
🔰در سال ۲۰۱۶، حدود ۵۵۰۰۰ نفر در آمریکا مدرک دکترا گرفتند.
تقریبا دوسوم این افراد آمریکایی بودند و یک سوم ویزای دانشجویی داشتند.
اگر تمایلات آمریکاییها و ویزاییها یکسان بود، در هر رشته، ۶۸٪ آمریکایی میدیدیم و ۳۲٪ درصد ویزایی.
اما بسته به رشته، تفاوت زیادی دارد
🔰آمریکایی ها و ویزاییها در انتخاب رشته تفاوت دارند.
ویزاییها بیشتر به علوم ریاضی و مهندسی گرایش دارند در حالیکه آمریکاییها بیشتر به علوم اجتماعی، انسانی، و آموزشی تمایل دارند.
در ادامه لیست تعداد دکترا گرفتههای سال ۲۰۱۶ ، به تفکیک رشته و وضعیت اقامت، ارائه می شود .
1️⃣ ریاضیات و نرمافزار: ۴۶٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۱۷۰۰ نفر
➖ ویزایی ۲۰۰۰ نفر
2️⃣ مهندسی: ۴۷٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۴۲۰۰ نفر
➖ ویزایی ۴۸۰۰ نفر
3️⃣ زمینشناسی، جغرافیا، هواشناسی، علوم دریایی: ۶۲٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۳۷۰۰ نفر
➖ ویزایی ۲۳۰۰ نفر
بالای این خط، سهم آمریکاییها نامتناسب کم بود
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
زیر این خط، سهم آمریکاییها نامتناسب بالاست
4️⃣ کشاورزی، زیستشناسی و بهداشت: ۷۲٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۸۷۰۰ نفر
➖ ویزایی ۳۴۰۰ نفر
5️⃣ روانشناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و اجتماعی: ۸۰٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۶۸۰۰ نفر
➖ ویزایی ۱۷۵۰ نفر
6️⃣ ادبی و هنری: ۸۶٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۴۴۰۰ نفر
➖ ویزایی ۷۰۰ نفر
7️⃣ آموزش، تعلیم و تربیت: ۸۸٪ آمریکایی
➖ آمریکایی ۴۳۰۰ نفر
➖ ویزایی ۵۶۰ نفر
منطقا تاکید بر کیفیت آموزش و تعلیم دانشآموزها برای رشد یک جامعه خیلی مهم است!
تاکید بر علوم اجتماعی هم برای رشد کیفیت سیاستگذاری اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بسیار مهم است.
🔻منبع
https://www.nsf.gov/statistics/2018/nsf18304/datatables/tab17.htm
🔸شبکه جامعه شناسی علامه
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
✴️❇️ کرهشمالی توان پرداخت هزینه هتل محل اقامت رهبرش در سنگاپور را ندارد!!
👈چند روز مانده بود به دیدار کیمجونگ اون، رهبر کرهشمالی و دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا در سنگاپور، مشخص شد مردی که تمام ثروت ومنابع کشورش را خرج برنامه های بلند پروازانه هستهای کرد و ملتش را با فقر و گرسنگی به مرز نابودی کشانده، توان پرداخت هزینه هتل محل اقامتش در سنگاپور را ندارد!!
🔺روزنامه واشنگتن پست به نقل از دو نفر از هماهنگکنندگان امور مربوط به دیدار رهبران دو کشور فاش کرد که پیونگیانگ توان پرداخت هزینههای هتل را ندارد و آمریکا نیز به دلیل آنکه نمیخواهد پیونگیانگ را برنجاند!!، برای پرداخت این هزینهها اعلام آمادگی نکرده !!و از سنگاپور خواهد خواست که هزینههای اقامت رهبر کرهشمالی را متقبل شود!!.
🔺لازم به ذکر است که اقامت در هتل مجلل فولرتون سنگاپور بسیار گران است. این هتل در یک دهکده توریستی در جزیره سنتوزا در سواحل اقیانوس آرام قرار دارد و هزینه اقامت در سوئیت ریاستجمهوری در این هتل، 6 هزار دلار برای هر شب است. هزینه اتاقهای معمولی این هتل برای یک شب نیز حدود 280 دلار برای هر نفر است. برخی اتاقهای این هتل تا 415 دلار برای هر شب قیمت دارند.
از آنجا که رهبر کرهشمالی علاوه بر هیات دیپلماتیکی که او را همراهی میکند، تعداد قابل توجهی مشاور، نیروی امنیتی و نیروی خدماتی و دیگر افراد را به همراه خواهد داشت. این امر سبب میشود هزینه اقامت هیات کرهشمالی در این هتل بسیار گران باشد.
یکی از دو منبع واشنگتن پست به این روزنامه گفت که آمریکا آمادگی پرداخت این هزینهها را دارد ولی نگران است این اقدام توهین به کرهشمالی و رهبر این کشور تلقی شود!!.
اسکات شنایدر، کارشناس امور کره در کمیته روابط خارجی آمریکا گفت که پرداخت هزینههای اقامت از سوی کشوری دیگر «مسخره» است و کرهشمالی پیش از این بارها درخواست کرده بود که به شکل برابر و همسان با آنها رفتار شود.
🔺موضوع شیوه سفر رهبر کرهشمالی به سنگاپور از دیگر موضوعاتی است که با نزدیک شدن به دیدار کیم جونگ اون و دونالد ترامپ مورد توجه قرار گرفته است
کرهشمالی کماکان از هواپیماهای بسیار قدیمی که به دوران اتحاد جماهیر شوروی سابق تعلق دارند، استفاده میکندوبه دلیل طولانی بودن پرواز، استفاده از این هواپیماها خطرناک است. به همین دلیل هیات کرهشمالی تصمیم گرفت با هواپیماهای کهنهاش به چین برود و از آنجا با هواپیماهای کشور دیگری مسافت 4 هزار و 800 کیلومتری به سنگاپور را بپیمایند!!.
براساس برنامهریزیها کیم جونگ اون و دونالد ترامپ روز سهشنبه 12 ژوئن 2018 در سنگاپور با یکدیگر دیدار میکنند.
👈 این سرنوشت مردی است که کشورش را به #علف_خواری رساند!!.
🔸اکونومیست فارسی
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
👈چند روز مانده بود به دیدار کیمجونگ اون، رهبر کرهشمالی و دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا در سنگاپور، مشخص شد مردی که تمام ثروت ومنابع کشورش را خرج برنامه های بلند پروازانه هستهای کرد و ملتش را با فقر و گرسنگی به مرز نابودی کشانده، توان پرداخت هزینه هتل محل اقامتش در سنگاپور را ندارد!!
🔺روزنامه واشنگتن پست به نقل از دو نفر از هماهنگکنندگان امور مربوط به دیدار رهبران دو کشور فاش کرد که پیونگیانگ توان پرداخت هزینههای هتل را ندارد و آمریکا نیز به دلیل آنکه نمیخواهد پیونگیانگ را برنجاند!!، برای پرداخت این هزینهها اعلام آمادگی نکرده !!و از سنگاپور خواهد خواست که هزینههای اقامت رهبر کرهشمالی را متقبل شود!!.
🔺لازم به ذکر است که اقامت در هتل مجلل فولرتون سنگاپور بسیار گران است. این هتل در یک دهکده توریستی در جزیره سنتوزا در سواحل اقیانوس آرام قرار دارد و هزینه اقامت در سوئیت ریاستجمهوری در این هتل، 6 هزار دلار برای هر شب است. هزینه اتاقهای معمولی این هتل برای یک شب نیز حدود 280 دلار برای هر نفر است. برخی اتاقهای این هتل تا 415 دلار برای هر شب قیمت دارند.
از آنجا که رهبر کرهشمالی علاوه بر هیات دیپلماتیکی که او را همراهی میکند، تعداد قابل توجهی مشاور، نیروی امنیتی و نیروی خدماتی و دیگر افراد را به همراه خواهد داشت. این امر سبب میشود هزینه اقامت هیات کرهشمالی در این هتل بسیار گران باشد.
یکی از دو منبع واشنگتن پست به این روزنامه گفت که آمریکا آمادگی پرداخت این هزینهها را دارد ولی نگران است این اقدام توهین به کرهشمالی و رهبر این کشور تلقی شود!!.
اسکات شنایدر، کارشناس امور کره در کمیته روابط خارجی آمریکا گفت که پرداخت هزینههای اقامت از سوی کشوری دیگر «مسخره» است و کرهشمالی پیش از این بارها درخواست کرده بود که به شکل برابر و همسان با آنها رفتار شود.
🔺موضوع شیوه سفر رهبر کرهشمالی به سنگاپور از دیگر موضوعاتی است که با نزدیک شدن به دیدار کیم جونگ اون و دونالد ترامپ مورد توجه قرار گرفته است
کرهشمالی کماکان از هواپیماهای بسیار قدیمی که به دوران اتحاد جماهیر شوروی سابق تعلق دارند، استفاده میکندوبه دلیل طولانی بودن پرواز، استفاده از این هواپیماها خطرناک است. به همین دلیل هیات کرهشمالی تصمیم گرفت با هواپیماهای کهنهاش به چین برود و از آنجا با هواپیماهای کشور دیگری مسافت 4 هزار و 800 کیلومتری به سنگاپور را بپیمایند!!.
براساس برنامهریزیها کیم جونگ اون و دونالد ترامپ روز سهشنبه 12 ژوئن 2018 در سنگاپور با یکدیگر دیدار میکنند.
👈 این سرنوشت مردی است که کشورش را به #علف_خواری رساند!!.
🔸اکونومیست فارسی
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
Forwarded from اتچ بات
هجرت مردی که نگران ایران بود
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ جامعهشناسی و اصحاب اندیشه اجتماعی در ایران امروز سوگوار مردی شدند که سهمی بهسزا در بالیدن جامعهشناسی ایران داشته است. محمدامین قانعیراد (1397-1334)، استاد جامعهشناسی و رئیس پیشین انجمن جامعهشناسی ایران، غروب پنجشنبه 24 خرداد 1397 ایران را به قصد دیار باقی وداع گفت. محمدامین قانعیراد را از ابتدای دهه 1389 میشناختم، بارها گفتوگو کرده بودیم و در چند مورد از نزدیک با هم کار کردیم. خودش مرا برای نقد کتاب «جامعهشناسی رشد و افول علم در ایران» دعوت کرد.
✅ ایران را از عمق جان دوست داشت و دلش نگران حال و آینده ایران بود؛ و تا آخرین روزها که تن رنجور شدهاش توان داشت برای ایران و مسائل مختلفاش فکر کرد، نوشت، مصاحبه کرد، کانال تلگرامیاش را بهروز کرد. جامعهشناسی را فقط در دانشگاه و کلاس حبس نکرد، به عرصه عمومی کشاند، همان گونه که نام کانال تلگراماش هم «جامعهشناسی حوزه عمومی» بود.
✅ من افتخار داشتم از مهر 1393 در پروژه «باید درباره آب گفتوگو کنیم» همکارش باشم. جامعهشناس زمانهاش بود و دریافت که محیطزیست و آب مسأله بزرگ پیش روی ایران عزیزش است. انجمن جامعهشناسی ایران را در کنار مرکز بررسیهای استراتژیک و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات برای چهارده نشست «باید درباره آب گفتوگو کنیم» بسیج کرد. همانقدر با شور و تعهد وارد بحث محیطزیست و آب شده بود که به تخصص اصلیاش درباره جامعهشناسی علم میپرداخت؛ همان قدر مؤثر که دو دوره از درخشانترین دورانهای انجمن جامعهشناسی ایران را مدیریت کرد.
✅ یک سال اخیر جسماش دیگر همراهی نمیکرد اما نگران ایران بود. آخرین بار در دیماه 1396 در نشستی که برای تحلیل اعتراضات خیابانی توسط انجمن جامعهشناسی ایران و انجمن علوم سیاسی برگزار شد، قبل از من سخنرانی کرد (نفر اول سمت راست عکس زیر)، با همه وجود از نگرانیهایش برای ایران گفت و هشدار داد. بیمناک بود، از سرطانی که او را تضعیف میکرد گویی نمیهراسید، شجاعانه با تن نحیفش آمده بود تا از سرطانهای خطرناکتری که بر جان ایران نشستهاند بگوید. سخنش که تمام شد، توان نداشت بالای صحنه بماند، آرام صندلی را ترک گفت و در بین حضار نشست. اما این شش ماه آخر هم دست از تلاش برنداشت، فعالانه اندیشید، نوشت، سخن گفت تا شاید گوش شنوایی پیدا شود.
✅ کتابهای پرشمارش یادگارهای جاودانه اوست. یادگارهای مردی که هم اخلاق و اصول دانشگاه را درونی کرده بود، هم در دفاع از استقلال و آزادی دانشگاه نوشت، هم برای اعتلای علم کوشید، و هم مسئولیت اجتماعی دانشگاهیبودن را یک لحظه از یاد نبرد. تردید ندارم در حالی ایران را ترک گفته که از عمق جان نگران این آب و خاک بوده است. روحش شاد.
✅ برخی از کتابهای تألیفشده توسط محمدامین قانعیراد:
تعاملات و ارتباطات در جامعه علمی: بررسی موردی رشته علوم اجتماعی
تبارشناسی عقلانیت مدرن، قرائتی پست مدرن از اندیشه شریعتی
جامعه شناسی کنشگران علمی در ایران
مشارکت سیاسی و اجتماعی نخبگان
ساختار مدیریت نظام علمی کشور
نظام عملی کشور دربرنامه سوم توسعه
شبکه سیاستی علم و فناوری: نظریه ها، تجربیات و مدل مفهومی
پیمایش علم و جامعه: تجربه جهانی و اجرای نسخه ایرانی
الگوی چهاروجهی برای ارزیابی توسعه علوم انسانی
نخبگان دانش: مشارکت یا مهاجرت؟
زوال پدرسالاری؛ فروپاشی خانواده یا ظهور خانواده مدنی؟
#محمدامین_قانعیراد
#جامعهشناسی_ایران
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.)
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ جامعهشناسی و اصحاب اندیشه اجتماعی در ایران امروز سوگوار مردی شدند که سهمی بهسزا در بالیدن جامعهشناسی ایران داشته است. محمدامین قانعیراد (1397-1334)، استاد جامعهشناسی و رئیس پیشین انجمن جامعهشناسی ایران، غروب پنجشنبه 24 خرداد 1397 ایران را به قصد دیار باقی وداع گفت. محمدامین قانعیراد را از ابتدای دهه 1389 میشناختم، بارها گفتوگو کرده بودیم و در چند مورد از نزدیک با هم کار کردیم. خودش مرا برای نقد کتاب «جامعهشناسی رشد و افول علم در ایران» دعوت کرد.
✅ ایران را از عمق جان دوست داشت و دلش نگران حال و آینده ایران بود؛ و تا آخرین روزها که تن رنجور شدهاش توان داشت برای ایران و مسائل مختلفاش فکر کرد، نوشت، مصاحبه کرد، کانال تلگرامیاش را بهروز کرد. جامعهشناسی را فقط در دانشگاه و کلاس حبس نکرد، به عرصه عمومی کشاند، همان گونه که نام کانال تلگراماش هم «جامعهشناسی حوزه عمومی» بود.
✅ من افتخار داشتم از مهر 1393 در پروژه «باید درباره آب گفتوگو کنیم» همکارش باشم. جامعهشناس زمانهاش بود و دریافت که محیطزیست و آب مسأله بزرگ پیش روی ایران عزیزش است. انجمن جامعهشناسی ایران را در کنار مرکز بررسیهای استراتژیک و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات برای چهارده نشست «باید درباره آب گفتوگو کنیم» بسیج کرد. همانقدر با شور و تعهد وارد بحث محیطزیست و آب شده بود که به تخصص اصلیاش درباره جامعهشناسی علم میپرداخت؛ همان قدر مؤثر که دو دوره از درخشانترین دورانهای انجمن جامعهشناسی ایران را مدیریت کرد.
✅ یک سال اخیر جسماش دیگر همراهی نمیکرد اما نگران ایران بود. آخرین بار در دیماه 1396 در نشستی که برای تحلیل اعتراضات خیابانی توسط انجمن جامعهشناسی ایران و انجمن علوم سیاسی برگزار شد، قبل از من سخنرانی کرد (نفر اول سمت راست عکس زیر)، با همه وجود از نگرانیهایش برای ایران گفت و هشدار داد. بیمناک بود، از سرطانی که او را تضعیف میکرد گویی نمیهراسید، شجاعانه با تن نحیفش آمده بود تا از سرطانهای خطرناکتری که بر جان ایران نشستهاند بگوید. سخنش که تمام شد، توان نداشت بالای صحنه بماند، آرام صندلی را ترک گفت و در بین حضار نشست. اما این شش ماه آخر هم دست از تلاش برنداشت، فعالانه اندیشید، نوشت، سخن گفت تا شاید گوش شنوایی پیدا شود.
✅ کتابهای پرشمارش یادگارهای جاودانه اوست. یادگارهای مردی که هم اخلاق و اصول دانشگاه را درونی کرده بود، هم در دفاع از استقلال و آزادی دانشگاه نوشت، هم برای اعتلای علم کوشید، و هم مسئولیت اجتماعی دانشگاهیبودن را یک لحظه از یاد نبرد. تردید ندارم در حالی ایران را ترک گفته که از عمق جان نگران این آب و خاک بوده است. روحش شاد.
✅ برخی از کتابهای تألیفشده توسط محمدامین قانعیراد:
تعاملات و ارتباطات در جامعه علمی: بررسی موردی رشته علوم اجتماعی
تبارشناسی عقلانیت مدرن، قرائتی پست مدرن از اندیشه شریعتی
جامعه شناسی کنشگران علمی در ایران
مشارکت سیاسی و اجتماعی نخبگان
ساختار مدیریت نظام علمی کشور
نظام عملی کشور دربرنامه سوم توسعه
شبکه سیاستی علم و فناوری: نظریه ها، تجربیات و مدل مفهومی
پیمایش علم و جامعه: تجربه جهانی و اجرای نسخه ایرانی
الگوی چهاروجهی برای ارزیابی توسعه علوم انسانی
نخبگان دانش: مشارکت یا مهاجرت؟
زوال پدرسالاری؛ فروپاشی خانواده یا ظهور خانواده مدنی؟
#محمدامین_قانعیراد
#جامعهشناسی_ایران
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.)
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰📌مرگ پایان اندیشه و دانش انسان های بزرگ و خردمند نیست
📍استاد #جامعه_شناسی_ایران #محمد_امین_قانعی_راد دنیا را وداع گفت
روحش شاد
دفتر انجمن جامعه شناسی ایران در مناطق زلزله زده کرمانشاه
@chamk
📍استاد #جامعه_شناسی_ایران #محمد_امین_قانعی_راد دنیا را وداع گفت
روحش شاد
دفتر انجمن جامعه شناسی ایران در مناطق زلزله زده کرمانشاه
@chamk
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران
⚫️اطلاعیه انجمن جامعه شناسی ایران
بدینوسیله به اطلاع دوستان، همکاران و اعضای محترم انجمن جامعه شناسی ایران و اجتماع علمی کشور و دوست داران استاد دکتر محمد امین قانعی راد می رساند، پیکر پاک این استاد فرزانه صبح روز یکشنبه 27 خرداد ماه 1397 از محل کارش در مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و سپس از انجمن جامعه شناسی ایران واقع در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تا قطعه نام آوران بهشت زهرا تشییع میشود.
🔹مراسم تودیع: ساعت 8 و 30 دقیقه؛ خیابان ملاصدرا، خیابان شیراز جنوبی، خیابان سهیل، پلاک 9 (مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور)
🔹مراسم تشییع: ساعت 9 و 30 دقیقه؛ بزرگراه جلال آلاحمد، جنب دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (انجمن جامعه شناسی ایران)
🔹مراسم ترحیم: روز سه شنبه 29 خردادماه، ساعت 14 تا 15 و 30 دقیقه؛ مسجد جامع شهرک قدس میدان صنعت
https://goo.gl/Q9rTXR
@iran_sociology
بدینوسیله به اطلاع دوستان، همکاران و اعضای محترم انجمن جامعه شناسی ایران و اجتماع علمی کشور و دوست داران استاد دکتر محمد امین قانعی راد می رساند، پیکر پاک این استاد فرزانه صبح روز یکشنبه 27 خرداد ماه 1397 از محل کارش در مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و سپس از انجمن جامعه شناسی ایران واقع در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تا قطعه نام آوران بهشت زهرا تشییع میشود.
🔹مراسم تودیع: ساعت 8 و 30 دقیقه؛ خیابان ملاصدرا، خیابان شیراز جنوبی، خیابان سهیل، پلاک 9 (مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور)
🔹مراسم تشییع: ساعت 9 و 30 دقیقه؛ بزرگراه جلال آلاحمد، جنب دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (انجمن جامعه شناسی ایران)
🔹مراسم ترحیم: روز سه شنبه 29 خردادماه، ساعت 14 تا 15 و 30 دقیقه؛ مسجد جامع شهرک قدس میدان صنعت
https://goo.gl/Q9rTXR
@iran_sociology
✅مرگ و جاودانگی
✍ محمدمهدی اردبیلی
۱. منظرِ فرد:
*طلوعِ کثرتگرایی، "من"، خنکای صبحگاه*
بدن پس از مرگ فرومیپاشد، کرمها و مردهخوارها جشن میگیرند. چقدر بیمعنی است زندگی. "من" اما برای تحمل این پوچی باید به جاودانگی امید ببندد.
انسان موجودی جاودانه را ابداع کرد و آن را "جوهر" نامید و به "من" تزریقش کرد تا نامیراییِ جوهر را به "من" تسری دهد. من حقیقتم، اما میرا. پس باید منی خلق کرد که نامیرا باشد: اختراع مفهوم نفس یا روح فردی.
ایده: جاودانگیِ نفس فردی (افلاطون: امکان حیات بعد از مرگ با هدف توجیه معرفت/مسیحیت: امکان حیات پس از مرگ با هدف توجیه مجازات)
۲. منظرِ کل:
*وحدتوجود مطلق (توحید خاصالخاص)، "او"، نشئگیِ نیمروز*
"من" از ابتدا چیزی جز توهم نبود. مرگ پایانِ این توهم است، توهمی که برای تکینگیِ فردی، جوهریتی مستقل قائل است. "من" چیزی نیست جز ترکیبی موقت از اجزاء. مرگ رها شدنِ من از تن نیست، بلکه رها شدن جهان از من است، رهایی وجود از موجود: پایان این ترکیببندیِ موقت، پایان توهمِ جوهریت. حقیقت نه من، بلکه کل است.
ایده: جاودانگی روح کلی (میراث پارمنیدس: ابنعربی/برونو/اسپینوزا)
۳. منظرِ مرگ:
*وحدت وجود پویشیِ بیناسوژگانی، "ما"، روشنای شبِ جهان*
"من" چیزی جز کانونی تهی از نیروهایی نیست که در مقطعی خاص، بروزی خاص یافتهاند. من تجلیای جزئی و مقطعی از کل است. اما "کل" نیز چیزی نیست جز نظامی درهمتنیده از نیروها و منها. "منی که ماست و مایی که من است". منِ مستقل از کل، مستقل از دیگران، مستقل از دیگر منها، توهمی بیش نیست. اما کل نیز مستقل از اجزاء برسازندهاش، مستقل از منها توهم است. هم من فینفسه توهم است هم کل فینفسه. هر فینفسهای توهم است. حقیقت از نفیِ همین فینفسگیِ متقابل است که آشکار و محقق میشود. من در واقع همان توهم مقطعیِ چندسالهای است که از خودم در مقام موجودی مستقل دارم. مرگِ من، پایان این توهم است، اما نه به نفع ایجابیت و جاودانگیِ وجودی بلعنده، ماورایی و مستقل از تمام منها، چراکه خودِ کل از همین مرگها حیات میگیرد. کل خود هیچ نیست، جز رافع و جامع منها. منها باید بمیرند تا کل بماند تا حرکت و حیات یابد. این کل چیزی نیست جز مجموعه درهمتنیدهای از منها که میآیند و رفع توهم میشوند و میروند. اما نه تنها مرگ رفع توهم است، بلکه زندگی هم رفع توهم است. مرگ رفعِ توهمِ جاودانگی است و زندگی رفعِ توهم ثبات است. ثبات و سکون به ساحت مردگان تعلق دارد، حیات قلمرو حرکت است. اما حرکت در خود نفی را دارد و نفی لاجرم به مرگ منتهی میشود. پس مرگ شرط زندگی است و زندگی شرط مرگ است. کل تنها در این معنا جاودانه است. به بیان دیگر، کل به این دلیل که ثابت و نامیراست جاودانه نیست، بلکه جاودانه است چون دائما و بالضروره میمیرد و میمیراند و از مرگ تغذیه میکند و از نفی نیرو میگیرد. و چه نیرویی قویتر از نیروی نفی و مرگ؟
ایده: تنها مرگ است که زنده است، چون خود نمیمیرد. حقیقت، اگر حقیقت است باید زنده باشد و اگر جاودان است باید مرگ باشد. اگر حقیقت، شرطِ حیات ماست، مرگِ ما، مرگِ تکتک ما، نیز، شرط حیاتِ حقیقت است. مرگ، در این معنا، نامِ دیگر حقیقت است، نام دیگرِ وجود ...
***
«حیات روح، حیاتی نیست که خود را از مرگ پس کشد و از دسترس ویرانی مصون نگاه دارد، بلکه حیاتی است که مرگ را تاب میآورد و خود را در آن تداوم میبخشد. روح تنها زمانی به حقیقتش دست مییابد که خود را در اوج تجزیهشدگی و شقاق بیابد.»
(هگل، پدیدارشناسی روح، بند ۳۲)
منبع کانال جامعه شناسی علامه
کانال جامعه و فرهنگ
@Chamk
✍ محمدمهدی اردبیلی
۱. منظرِ فرد:
*طلوعِ کثرتگرایی، "من"، خنکای صبحگاه*
بدن پس از مرگ فرومیپاشد، کرمها و مردهخوارها جشن میگیرند. چقدر بیمعنی است زندگی. "من" اما برای تحمل این پوچی باید به جاودانگی امید ببندد.
انسان موجودی جاودانه را ابداع کرد و آن را "جوهر" نامید و به "من" تزریقش کرد تا نامیراییِ جوهر را به "من" تسری دهد. من حقیقتم، اما میرا. پس باید منی خلق کرد که نامیرا باشد: اختراع مفهوم نفس یا روح فردی.
ایده: جاودانگیِ نفس فردی (افلاطون: امکان حیات بعد از مرگ با هدف توجیه معرفت/مسیحیت: امکان حیات پس از مرگ با هدف توجیه مجازات)
۲. منظرِ کل:
*وحدتوجود مطلق (توحید خاصالخاص)، "او"، نشئگیِ نیمروز*
"من" از ابتدا چیزی جز توهم نبود. مرگ پایانِ این توهم است، توهمی که برای تکینگیِ فردی، جوهریتی مستقل قائل است. "من" چیزی نیست جز ترکیبی موقت از اجزاء. مرگ رها شدنِ من از تن نیست، بلکه رها شدن جهان از من است، رهایی وجود از موجود: پایان این ترکیببندیِ موقت، پایان توهمِ جوهریت. حقیقت نه من، بلکه کل است.
ایده: جاودانگی روح کلی (میراث پارمنیدس: ابنعربی/برونو/اسپینوزا)
۳. منظرِ مرگ:
*وحدت وجود پویشیِ بیناسوژگانی، "ما"، روشنای شبِ جهان*
"من" چیزی جز کانونی تهی از نیروهایی نیست که در مقطعی خاص، بروزی خاص یافتهاند. من تجلیای جزئی و مقطعی از کل است. اما "کل" نیز چیزی نیست جز نظامی درهمتنیده از نیروها و منها. "منی که ماست و مایی که من است". منِ مستقل از کل، مستقل از دیگران، مستقل از دیگر منها، توهمی بیش نیست. اما کل نیز مستقل از اجزاء برسازندهاش، مستقل از منها توهم است. هم من فینفسه توهم است هم کل فینفسه. هر فینفسهای توهم است. حقیقت از نفیِ همین فینفسگیِ متقابل است که آشکار و محقق میشود. من در واقع همان توهم مقطعیِ چندسالهای است که از خودم در مقام موجودی مستقل دارم. مرگِ من، پایان این توهم است، اما نه به نفع ایجابیت و جاودانگیِ وجودی بلعنده، ماورایی و مستقل از تمام منها، چراکه خودِ کل از همین مرگها حیات میگیرد. کل خود هیچ نیست، جز رافع و جامع منها. منها باید بمیرند تا کل بماند تا حرکت و حیات یابد. این کل چیزی نیست جز مجموعه درهمتنیدهای از منها که میآیند و رفع توهم میشوند و میروند. اما نه تنها مرگ رفع توهم است، بلکه زندگی هم رفع توهم است. مرگ رفعِ توهمِ جاودانگی است و زندگی رفعِ توهم ثبات است. ثبات و سکون به ساحت مردگان تعلق دارد، حیات قلمرو حرکت است. اما حرکت در خود نفی را دارد و نفی لاجرم به مرگ منتهی میشود. پس مرگ شرط زندگی است و زندگی شرط مرگ است. کل تنها در این معنا جاودانه است. به بیان دیگر، کل به این دلیل که ثابت و نامیراست جاودانه نیست، بلکه جاودانه است چون دائما و بالضروره میمیرد و میمیراند و از مرگ تغذیه میکند و از نفی نیرو میگیرد. و چه نیرویی قویتر از نیروی نفی و مرگ؟
ایده: تنها مرگ است که زنده است، چون خود نمیمیرد. حقیقت، اگر حقیقت است باید زنده باشد و اگر جاودان است باید مرگ باشد. اگر حقیقت، شرطِ حیات ماست، مرگِ ما، مرگِ تکتک ما، نیز، شرط حیاتِ حقیقت است. مرگ، در این معنا، نامِ دیگر حقیقت است، نام دیگرِ وجود ...
***
«حیات روح، حیاتی نیست که خود را از مرگ پس کشد و از دسترس ویرانی مصون نگاه دارد، بلکه حیاتی است که مرگ را تاب میآورد و خود را در آن تداوم میبخشد. روح تنها زمانی به حقیقتش دست مییابد که خود را در اوج تجزیهشدگی و شقاق بیابد.»
(هگل، پدیدارشناسی روح، بند ۳۲)
منبع کانال جامعه شناسی علامه
کانال جامعه و فرهنگ
@Chamk
آنچه كه پايانى ندارد نه تو هستى و نه من. اين«انسانيت»است كه تا «ابد» فرياد كشيده خواهد شد!
«ارنستو چگوارا»
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk
«ارنستو چگوارا»
کانال جامعه و فرهنگ
@chamk