خیلی از جاها ممکنه از من شنیده باشین که از پوانکاره خیلی صحبت کردم مخصوصا در مورد تئوری آشوب و دینامیک غیر خطی. این یه معرفی نامه از ایشونه.
ریاضیدان، فیزیکدان نظری، مهندس و فیلسوف علم فرانسوی بود. از او اغلب با عنوان علامه یاد میشود و اریک تمپل بل وی را آخرین ریاضیدان تمامعیار میخواند؛ چراکه وی در زندگیاش در همه زمینههای ریاضیات از همعصرانش جلوتر بود.
او در ریاضیات محض و کاربردی، فیزیک ریاضی و مکانیک سماوی (آسمانی)، کارهای اساسی و پیشگامانه داشت. او حدس پوانکاره را فرمولبندی کرد که تا حدود سال ۲۰۰۳ یکی از مشهورترین مسائل حلنشده در ریاضیات بود. پوانکاره نخستین کسی بود که در پژوهش خود دربارهٔ مسئله سه جسم، یک سیستم آشوبناک را کشف کرد که به پایهگذاری نظریه مدرن آشوب انجامید. او همچنین یکی از بنیانگذاران توپولوژی است.
پوانکاره کسی بود که اهمیت توجه به ناوردایی قوانین فیزیک در تبدیلات مختلف را روشن ساخت و نیز نخستین کسی بود که تبدیل لورنتس را به شکلی مدرن و سامانیافته پیش نهاد. او باقی تبدیلات سرعت نسبی را کشف کرد و در سال ۱۹۰۵ آنها را در نامهای به فیزیکدان هلندی هندریک لورنتز (۱۹۲۸–۱۸۵۳) بیان کرد. بهاینترتیب، او به ناوردایی کامل معادلات ماکسول دست یافت که در فرمولبندی نظریه نسبیت خاص نقش مهمی داشت.
گروه پوانکاره که در ریاضیات و فیزیک به کار میرود، به افتخار او نامیده شدهاست.
جالبه بدونی پوانکاره تقریباً کل نسبیت خاص رو همراه لورنتس فرمول بندی کرده بودن فقط از لحاظ فیزیکی معنا نداشت ولی بیس کار انجام شده بود.
ولی این به معنای کم اهمیت بودن انیشتین نیست. ارتباط دادن دنیای ریاضی به فیزیک کاری بسیار دشواره.
ریاضیدان، فیزیکدان نظری، مهندس و فیلسوف علم فرانسوی بود. از او اغلب با عنوان علامه یاد میشود و اریک تمپل بل وی را آخرین ریاضیدان تمامعیار میخواند؛ چراکه وی در زندگیاش در همه زمینههای ریاضیات از همعصرانش جلوتر بود.
او در ریاضیات محض و کاربردی، فیزیک ریاضی و مکانیک سماوی (آسمانی)، کارهای اساسی و پیشگامانه داشت. او حدس پوانکاره را فرمولبندی کرد که تا حدود سال ۲۰۰۳ یکی از مشهورترین مسائل حلنشده در ریاضیات بود. پوانکاره نخستین کسی بود که در پژوهش خود دربارهٔ مسئله سه جسم، یک سیستم آشوبناک را کشف کرد که به پایهگذاری نظریه مدرن آشوب انجامید. او همچنین یکی از بنیانگذاران توپولوژی است.
پوانکاره کسی بود که اهمیت توجه به ناوردایی قوانین فیزیک در تبدیلات مختلف را روشن ساخت و نیز نخستین کسی بود که تبدیل لورنتس را به شکلی مدرن و سامانیافته پیش نهاد. او باقی تبدیلات سرعت نسبی را کشف کرد و در سال ۱۹۰۵ آنها را در نامهای به فیزیکدان هلندی هندریک لورنتز (۱۹۲۸–۱۸۵۳) بیان کرد. بهاینترتیب، او به ناوردایی کامل معادلات ماکسول دست یافت که در فرمولبندی نظریه نسبیت خاص نقش مهمی داشت.
گروه پوانکاره که در ریاضیات و فیزیک به کار میرود، به افتخار او نامیده شدهاست.
جالبه بدونی پوانکاره تقریباً کل نسبیت خاص رو همراه لورنتس فرمول بندی کرده بودن فقط از لحاظ فیزیکی معنا نداشت ولی بیس کار انجام شده بود.
ولی این به معنای کم اهمیت بودن انیشتین نیست. ارتباط دادن دنیای ریاضی به فیزیک کاری بسیار دشواره.
بچه ها اسم این بطری کلاین هست.
مثال بارز از سر در کار خود بودن.
مساحتش رو نمیشه با ریاضیات حساب کرد چون مرز بسته ای نداره به اصطلاح تو هم پیچیده.
و نکته بعدی اینکه امکان نداره زیر یک دقیقه بتونین اونو با شیر آب پر کنید.
مثال بارز از سر در کار خود بودن.
مساحتش رو نمیشه با ریاضیات حساب کرد چون مرز بسته ای نداره به اصطلاح تو هم پیچیده.
و نکته بعدی اینکه امکان نداره زیر یک دقیقه بتونین اونو با شیر آب پر کنید.
یک حلقه فلزی و محور داریم و یک چرخ میسازیم. زمانی که چرخ میچرخه گشتاوری برابر با a×I=T خواهد داشت که I ممان اینرسی و a شتاب زاویه ای (مجذور سرعت بر شعاع چرخ) است.
حالا اگه محور ما افقی باشه یعنی شبیه یه چرخ دوچرخه که روی زمین هستش این چرخش در این حالت به نظر میرسه که بر جاذبه غلبه میکنه و محورش افقی باقی میمونه. زمانی که یک طرف محور آزاد و بی تکیهگاه است و طرف دیگرش به آرامی دایرهای را در صفحهای موازی افقی میپماید. این پدیده با معادله بالا توضیح داده میشه.
گشتاور وارد بر چرخ از دو منبع تأمین میشه. نیروی جاذبه که بهطور عمود به سمت پایین بر مرکز جرم وارد میشود و یک نیروی مساوی به طرف بالا که به طرف تکیهگاه وسیله وارد میشود. چرخش ناشی از این گشتاور به سمت پایین نیست تا به طوری که احتمالاً مورد انتظار هست وسیله به زمین بخورد، در واقع بر آیند اینها عمود بر هر دو گشتاور جاذبهای (افقی و عمود بر محور چرخش) و محور چرخش (افقی و به سمت بالا از محل تکیه گاه) یعنی یه دور یک محور عمودی خواهد بود که موجب میشه وسیله به آرامی حول نقطهٔ تکیه گاهش بچرخه.
حالا اگه محور ما افقی باشه یعنی شبیه یه چرخ دوچرخه که روی زمین هستش این چرخش در این حالت به نظر میرسه که بر جاذبه غلبه میکنه و محورش افقی باقی میمونه. زمانی که یک طرف محور آزاد و بی تکیهگاه است و طرف دیگرش به آرامی دایرهای را در صفحهای موازی افقی میپماید. این پدیده با معادله بالا توضیح داده میشه.
گشتاور وارد بر چرخ از دو منبع تأمین میشه. نیروی جاذبه که بهطور عمود به سمت پایین بر مرکز جرم وارد میشود و یک نیروی مساوی به طرف بالا که به طرف تکیهگاه وسیله وارد میشود. چرخش ناشی از این گشتاور به سمت پایین نیست تا به طوری که احتمالاً مورد انتظار هست وسیله به زمین بخورد، در واقع بر آیند اینها عمود بر هر دو گشتاور جاذبهای (افقی و عمود بر محور چرخش) و محور چرخش (افقی و به سمت بالا از محل تکیه گاه) یعنی یه دور یک محور عمودی خواهد بود که موجب میشه وسیله به آرامی حول نقطهٔ تکیه گاهش بچرخه.
فیزیک به سبک کلاسیک
😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐
همه اینا درست ولی مگه خورشید دور زمین نمی چرخید؟!🧐
آموزش فیزیک در ایران.
واقعیت این هست که در کشور ما از گذشته ای حدود ۳۰۰۰ ساله به اخترشناسی و فلسفه فیزیک توجه می شده. البته یعنی مردمان ما علاقه مندی زیادی داشتند. نگاه ایرانی همیشه به سمت آسمان بود.
هرچند در دوره دبیرستان که نظام سرمایه داری جایگزین آموزش عالیه شده است ولی در مدارس برتر کشور درس فیزیک به نسبت با کیفیت تر و بهتر از بقیه دروس آموزش داده می شود.
در دانشگاه که همچنان از سرمایه داری در امان نیستیم لا اقل می توان گفت درس فیزیک وضعیت آموزش بهتری دارد تا بقیه دروس.
این تنها یک دلیل داره. استادان این رشته با توانمندی بسیار و دلسوزی خود خلأ ای به بزرگی کمبود امکانات را جبران کردند.
شعاری وجود دارد که ما در دانشگاه چیزی یاد نمی گیریم. حداقل برای فیزیک که اینگونه نیست.
واقعیت این هست که در کشور ما از گذشته ای حدود ۳۰۰۰ ساله به اخترشناسی و فلسفه فیزیک توجه می شده. البته یعنی مردمان ما علاقه مندی زیادی داشتند. نگاه ایرانی همیشه به سمت آسمان بود.
هرچند در دوره دبیرستان که نظام سرمایه داری جایگزین آموزش عالیه شده است ولی در مدارس برتر کشور درس فیزیک به نسبت با کیفیت تر و بهتر از بقیه دروس آموزش داده می شود.
در دانشگاه که همچنان از سرمایه داری در امان نیستیم لا اقل می توان گفت درس فیزیک وضعیت آموزش بهتری دارد تا بقیه دروس.
این تنها یک دلیل داره. استادان این رشته با توانمندی بسیار و دلسوزی خود خلأ ای به بزرگی کمبود امکانات را جبران کردند.
شعاری وجود دارد که ما در دانشگاه چیزی یاد نمی گیریم. حداقل برای فیزیک که اینگونه نیست.
مشکل اصلی در حقیقت عدم هماهنگی بین ارگان های مختلف دولتی و خصوصی هست.
همچنین تصور اشتباهی که والدین درباره آینده شغلی فرزندانشون دارن هم بی تاثیر نیست.
همچنین تصور اشتباهی که والدین درباره آینده شغلی فرزندانشون دارن هم بی تاثیر نیست.
👍3
شاید این مورد هم بی تاثیر نباشه که معلمان ما غیر از انتقال محفوظات به دانش
آموزان قادر به هیچ نوع ابتکاری در آموزش نیستن.
و این باعث میشه یک دانش آموز هیچوقت متوجه نشه چرا دی الکتریک اگر داخل خازن باشه جهت مثبت و منفی ورق ها برای ما اهمیت پیدا میکنن تا وقتی با چشم نبینه.
آموزان قادر به هیچ نوع ابتکاری در آموزش نیستن.
و این باعث میشه یک دانش آموز هیچوقت متوجه نشه چرا دی الکتریک اگر داخل خازن باشه جهت مثبت و منفی ورق ها برای ما اهمیت پیدا میکنن تا وقتی با چشم نبینه.