فیزیک به سبک کلاسیک – Telegram
فیزیک به سبک کلاسیک
347 subscribers
534 photos
131 videos
133 files
103 links
فیزیک به سبک کلاسیک
کانال شماره دوم( حاشیه ها)
https://news.1rj.ru/str/classicmargins
کانال شماره سوم( کتابخانه فیزیک و ریاضیات )
https://news.1rj.ru/str/LLLLLibrary
Download Telegram
مشکل اصلی در حقیقت عدم هماهنگی بین ارگان های مختلف دولتی و خصوصی هست.
همچنین تصور اشتباهی که والدین درباره آینده شغلی فرزندانشون دارن هم بی تاثیر نیست.
👍3
شاید این مورد هم بی تاثیر نباشه که معلمان ما غیر از انتقال محفوظات به دانش
آموزان قادر به هیچ نوع ابتکاری در آموزش نیستن.
و این باعث میشه یک دانش آموز هیچوقت متوجه نشه چرا دی الکتریک اگر داخل خازن باشه جهت مثبت و منفی ورق ها برای ما اهمیت پیدا میکنن تا وقتی با چشم نبینه.
اما با این اوصاف کشور ایران همچنان در حیطه فیزیک مخصوصاً فیزیک نظری جزئی از برترین هاست.
شاید براتون سوال باشه به چه کسی فیزیکدان میگن.
طبق آخرین تغییرات از نظر آکادمی علوم بریتانیا هرکس مدرک کارشناسی ارشد فیزیک داشته باشه میگن.
و از لحاظ دیگه شرط اصلی فیزیکدان بودن تسلط به نسبیت عام و تئوری میدان های کوانتومی هستن.
مطالعه موردی برای زیست شناسی مولکولی.
۴ دقیقه
#مطالعه_موردی
ساختار DNA
«آکادمی فیزیک ناوس»

از دیدگاه زیست‌شناسی هر سلول بدن شما دارای یک مولکول DNA می‌باشد که معرف شما و به مانند اثر انگشت‌تان منحصر به فرد می‌باشد. اینکه میلیاردها سلول بدن در نهایت همگی از تقسیم یک سلول بنیادی اولیه به وجود آمده‌اند، پس باید DNAی همه آن سلولها عین هم باشند. این بدان معناست که وقتی شما نمونه‌ای (بافتی) از یک قسمت بدن‌تان را برای ژن‌نگاری به آزمایشگاه می‌دهید هیچ فرقی نمی‌کند که این نمونه از کدام قسمت بدنتان گرفته شده باشد. احتمالا می‌دانید که برای راحتی شما تکنیسین چنان آزمایشگاهی نمونه مورد نظر را از بزاق دهان برمی‌دارد که البته نظر به اینکه همه DNA‌های شما عین هم هستند می‌تواند آنرا از هر جای دیگر بدن‌تان (مثلا انگشت پا، کبد، پلک چشم و …) بردارد بدون آنکه اثری نامطلوب در نتیجه ژن‌نگاری داشته باشد.



لیکن هر چند که نمی‌توانم اثبات کنم، ولی بر این باور هستم که DNA‌های بدن شما (و تمام موجودات زنده) عین هم نمی‌باشند بلکه از قسمتی به قسمت دیگر بدن‌تان فرق می‌کند. این ادعا و باور من به این واقعیت بیولوژی برمی‌گردد که طبیعت از یکسانی خوشش نمی‌آید و در هیچ کجای طبیعت دو موجود عین هم دیده نمی‌شود. البته انتظار نمی‌رود که این تفاوت ژنتیکی در بین سلول‌ها خیلی زیاد باشد. واقعیت این است که از نظر ژنتیکی تفاوت بین انسان‌ها خیلی کم است و در مقایسه با بقیه موجودات زنده این تفاوت حداقل می‌باشد. بنابراین نباید تنوع ژنتیکی در قسمت‌های مختلف بدن انسان بیشتر از تنوع آن از انسان به انسانی دیگر باشد. به احتمال زیاد تنوع ژنتیکی بین سلول‌ها بیشتر از صفر ولی کمتر از نژادهای گوناگون می‌باشد.

تغییر در ساختار DNA
باید اضافه کرد که با وجودی که از نظر عوام، توالی موجود در مولکول DNA در طول زمان (عمر) بدون تغییر باقی می‌ماند، ولی عده‌ای از بیولوژیست‌ها معتقدند که تغییر می‌کند چرا که در حین رشد و سپری شدن عمرتان هر باری که کروموزم‌های شما تقسیم می‌شوند طول آنها کوتاهتر می‌گردد. به خاطر ضعف بنیادی خاصی که سیستم بدن ما دارد، DNA نمی‌تواند کپی خود را عین خود تولید کند خصوصا در زمانی که به اوج زنجیره خود می‌رسد. به همین دلیل در هر تقسیم سلولی که پیش می‌آید چند صد‌تایی از پایه‌ها از دست می‌روند و در نتیجه کروموزوم کوتاهتر می‌شود. همین فرآیند علت مرگ سلولی و در نهایت مرگ شما را توضیح می‌دهد. لیکن تغییراتی که پیش می‌آیند اساسی‌تر هستند و حدس من این است که در بین مجموعه‌ای از سلول‌های بدن شما DNA‌ها دچار جهش (موتاسیون) می‌گردند به همان شکلی که از نسلی به نسل بعد جهش اتفاق می‌افتد.



ممکن است این عین هم نبودن DNA‌های یک موجود زنده موضوعی سطحی و پیش پا افتاده به نظر برسد که تنها از روی کنجکاوی ابراز می‌شود، لیکن اگر واقعیت باشد تبعات خیلی مهمی می‌تواند داشته باشد چرا که نه تنها بر روی تصمیم ما مبنی بر محل نمونه‌برداری از بدن اثر میگذارد بلکه چون DNA در زمان نیز دچار تغییر می‌شود باید سن فرد نیز در زمان نمونه‌برداری مورد توجه باشد.



هرچند که در حال حاضر مدرکی برای اثبات باور خود ندارم، ولی فکر می‌کنم زیاد هم طول نکشد که با پایین آمدن هزینه فرآیند «ژن‌نگاری کامل» درستی یا عدم آن ثابت شود. در آن زمان چندان هم تعجب نخواهم کرد اگر ببینم افرادی که حیوانات خانگی نگاه می‌دارند تکه‌هائی از DNAی حیوان خودشان را در DNA‌ی خود داشته باشند (این انتقال DNA می‌تواند توسط ویروس‌ها انجام گیرند) یا اینکه دامپرورها مقداری از DNAی دامی را که می‌پرورانند داشته باشند و یا اینکه DNAی مثلا پاهای ما متمایز از DNAی سلول‌های عصبی یاشند.

تغییرات DNA و تئوری تکامل داروین
ملاحظات بالا هر قدر هم که مهم باشند در مقایسه با تبعاتی که بر روی تئوری تکامل دارد چندان هم چشمگیر نیست. می‌دانیم که فرآیند «انتخاب طبیعی» تئوری تکامل داروین در این جمله که «موجودی که نتواند سازگار باشد می‌میرد» خلاصه می‌شود. لیکن تنها چیزی که می‌توانیم در مورد علت تنوع موجودات در تئوری تکامل بگوییم این است که ناشی از موتاسیون (جهش) رندوم (اتفاقی یا کلمه مناسبتر فارسی“بختانه”) می‌باشد که همین عبارت رندوم (یا بختانه) به این معنی است که «علت را دقیق نمی دانیم». حال اگر متفاوت بودن DNA در سلول‌های مختلف که من اینجا مطرح می‌کنم پیش‌بینی درستی باشد و روزی برسد که بتوانیم صحت آنرا به کمک ژن‌نگاری ثابت کنیم، آنگاه چگونگی موتاسیون را نیز درک خواهیم کرد و خواهیم دید که این موتاسیون بر اساس الگوی خاصی اتفاق می‌افتد یا نه و نیز مشخص خواهد شد که آیا تغییر DNA متاثر از خود بدن فرد و محیط وی می‌گردد یا نه. اگر چنان باشد، آنگاه تفکر داروینی مبنی بر اینکه بدن افراد اثر مستقیمی بر آرایش ژنتیکی یک سلول ندارد زیر سؤال خواهد رفت.
در خاتمه، حتی اگر مواردی که در بالا در مورد موتاسیون و تئوری تکامل بیان شد مورد انتقاد باشد، اینکه DNAی سلول‌ها صددرصد عین هم نیستند ارزش مطالعه و بررسی را دارد. روزی که درستی این باور ثابت شود همه شگفت‌زده خواهند شد، منهای من!

برگرفته از یادداشت‌های کوین کلی (Kevin Kelly)؛ بنیانگذار مجله Wired و نویسنده کتاب Cool Tools.
فرما در انتهای صفحه ای از کتابش چیزی شبیه به این تصویر را می نویسه و می گه امروز اثبات جالبی به ذهنم رسید که قضیه فیثاغورث برای توان های دو به بالا جوابگو نیستن.
اما متاسفانه در اینجا جای کافی برای نوشتن اثباتم ندارم.
خلاصه بعد از مرگ فرما دانشمندان دیگه سعی می کنن این رو اثبات کنن اما هیچ کس موفق نمیشه.
تا اینکه فکر می کنن فرما بلوف زده و خواسته فقط یه حرفی بزنه. اما در نهایت این قضیه ثابت میشه ولی در دویست صفحه!
حدود سه روز تنها ارائه راه حل به داوران طول میکشه و حدود پنج سال هم بررسی اون.
این قضیه اونقدر مهم هست که کل نظریه اعداد رو متحول کرده.
حالا هیچکس نمیدونه واقعا فرما چه راهی داشته...
شبیه به اتفاقی که برای فیزیک کلاسیک افتاد.




اما ما اینجا کل فیزیک رو به روش کلاسیک میگیم🗿
سلام از الان قسمت گفتگوی گروه ایجاد شده است.
می تونید نظراتتون رو راجع به پست مورد نظر بیان کنید، در کامنت ها منتظر هستم.
جوجه گوشتی
مرغ گوشتی
این پرندگان در انواع نژاد های مختلف در تمام زمین هستند و تعدادشان به بیست و پنج میلیارد میرسد.
برای اهداف معمولاً تخم مرغ و گوشت آنها را نگه می داریم.
همه چیز خوار هستن و عاشق تخم مرغ.
و یک حقیقت تلخ اینکه تمام جوجه رنگی در حقیقت نر های اضافه بیچاره ای هستن که صرفه اقتصادی ندارند و محکوم به مرگ هستن.
شما می توانید آنها را اهلی کنید.
دستی کردن اصطلاحی است که منطقش اینه اگه جوجه ها رو زیاد توی دستت بگیری میمیرن. در حالی که این کار مثل خوابوندن اونها روی دست خود محبتی برای پرنده حساب میشه و اعتمادش به شما خیلی زیاد میشه و در نهایت همه غذاهای شما رو میخوره و سریع تر بزرگ میشه و بیشتر هم عمر میکنه.(دلیل اینکه پرنده شما ازتون غذا نمی پذیره همینه)
این پرنده ها حالا شما رو مثل مادر میدونن. اگر حدود سه الی چهار متر ازتون فاصله بگیرن کافیه چند با دست بزنید🙌 سریع بر میگردن.
اما نه همیشه معمولاً زمانی که در جای مناسبی باشن و غذا هم داشتن به دست زدن شما واکنش نشون نمیدن.
تفکر در حیوانات
آزمایش جالبی انجام شده که هوش حیوانات نسبت به انسان رو نشون میده.
یه آدم رو وسط هزار تویی گذاشتن و همینطور یک موش رو در یه هزار توی دیگه(نسبت به ابعاد بدنش).
و قرار هست ازش خارج بشن.
برای هر دو صدای جذابی پخش میشه که برای موش یه صدا با فرکانس خاص از طعمه و برای انسان بوق یکنواخت.
جالبترین قسمت این هست که هردو تقریباً همزمان میرسن.
تنها تفاوت موجود بین انسان و بقیه موجودات روی زمین ساختار فکری ویژه اوست.
انسان متفاوت از هر موجودی از ذهنش استفاده می کند. الگوریتم فکری او خاص است.
همانگونه که هیچ انسانی نمی تواند از بدنش همانند بقیه موجودات نهایت استفاده را ببرد.
(تعادل گربه ستودنی هست).

سوال باقی مانده اینه که چرا انسان متفاوت است؟
انسان انگار هدف وجودی اش فقط بررسی کردن است. جهانی با بینهایت شگفتی های طبیعت به او داده شده تا مطالعه اش کند، هیچ موجودی جهان را مطالعه نمی کند نه اینکه هوشش کم هست، برای این کار زاده نشده است.
مسلما نتایج اولیه ای که انسانها از طبیعت میگرین شبیه هم نیست
اما امروز تمام دانشمندان متفق‌القول هستن که «جهان ما جای مرموزی است».
ebook7165[www.takbook.com].pdf
1.5 MB
فلسفه ریاضیات.
در این کتاب نویسنده به بررسی چیستی ریاضیات و ارتباط آن با واقعیت هستی می پردازد.
نظریه گروه. جهانی پر از تقارن.
شاخه‌ای از ریاضیات که به مطالعه گروه‌ها اختصاص داره نظریه گروه‌ها نامیده می‌شه. گروه از جمله مهم‌ترین ساختارهای جبری است که نقش اساسی در جبر مجرد داره و در علوم مختلف مانند بلور شناسی، فیزیک، کوانتم و... از اهمیت بالایی برخوردار هست.
فکر تشکیل نظریه گروه‌ها زمانی شکل گرفت که ریاضیدانان مشاهده کردن ساختارهایی را که مطالعه می‌کنن در خواصی مشترک هستن و اگر بتوانند همه این خواص را در مورد یک ساختار مشخص بررسی کنن در حقیقت بخش وسیعی از ساختارهای مشابه را مطالعه کرده‌اند و به این ترتیب در زمان صرفه جویی می‌شه.
#مطالعه_موردی
Group 1Revised.pdf
1.9 MB
توضیح مختصر درباره قضیه گروه