Forwarded from Cri du cerveau
Tu m'as fait pleurer plus que quiconque, alors que tu m’avais promis de ne pas le faire
تولدت مبارک روری عزیزم.
کسایی تورو بابت اشتباهاتت سرزنش کردن که خودشون هیچوقت کامل و بینقص نبودن. کسی به این توجه نمیکرد که توام تازه ۱۷ یا ۲۱ سالته، توام گاهی ترسیدی، توام میخوای فقط احساساتت رو زندگی کنی، توام مثل همه اشتباه میکنی. با تموم اینها تو مهربون و دلسوز بودی، واسه خیلیا حامی بودی، مسئولیتپذیر و پرتلاش بودی و در آخر، تو زندگی کردی، درست یا غلط خود واقعیت بودی.
کسایی تورو بابت اشتباهاتت سرزنش کردن که خودشون هیچوقت کامل و بینقص نبودن. کسی به این توجه نمیکرد که توام تازه ۱۷ یا ۲۱ سالته، توام گاهی ترسیدی، توام میخوای فقط احساساتت رو زندگی کنی، توام مثل همه اشتباه میکنی. با تموم اینها تو مهربون و دلسوز بودی، واسه خیلیا حامی بودی، مسئولیتپذیر و پرتلاش بودی و در آخر، تو زندگی کردی، درست یا غلط خود واقعیت بودی.
ببخشید من بودم که میگفتم بزرگ و مستقل که شدم، از سرکار برگشتم خونه میشینم کتاب میخونم، فیلم میبینم، شام میپزم و این حرفا؟ والا من از وقتی میرم سرکار تا میام خونه میخوابم. ای دل غافل.
چند وقتیه که حین کار کردن میرم توی یوتوب و همینجوری رندوم یکی از ویدئوهای مهسا رو پلی میکنم و به صحبتاش گوش میدم. خیلی خودش، آرامشش، سطح دانایی و آگاهیش رو دوست دارم و از همه بیشتر نحوهی صحبت کردن این دختر من رو جذب میکنه، طوری که از کلمات استفاده میکنه خیلی برام تحسین برانگیزه.
و اتفاقا همین الان داشتم ولاگ کتابخوانیش رو میدیدم که توش داره سمفونی مردگان رو میخونه و چقدر تحت تاثیر کتاب قرار گرفته و باهاش اشک میریزه و نمیدونم، حس میکنم منم هرچه زودتر باید وقت بذارم و این کتاب رو بخونم. با توصیفهای مهسا راجع به این کتاب، حس میکنم که من هم در موقعیتی هستم که میتونم شخصیت کتاب رو درک کنم و باهاش اشک بریزم.
و اتفاقا همین الان داشتم ولاگ کتابخوانیش رو میدیدم که توش داره سمفونی مردگان رو میخونه و چقدر تحت تاثیر کتاب قرار گرفته و باهاش اشک میریزه و نمیدونم، حس میکنم منم هرچه زودتر باید وقت بذارم و این کتاب رو بخونم. با توصیفهای مهسا راجع به این کتاب، حس میکنم که من هم در موقعیتی هستم که میتونم شخصیت کتاب رو درک کنم و باهاش اشک بریزم.
"چه کسی میداند من چقدر تلاش کردم که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟"
همه میگن "اگه بهترین روزم گذشته باشه چی؟" ولی دوستان، بیاید فکر کنیم "اگر بدترین روزم گذشته باشه چی؟"
Forwarded from ·Alaska, Alaska·
خانومه گفت: «ترس باعث میشه که همهچیز رو وسط راه رها کنی.» از دیروز دارم به همهی چیزهایی که در نیمهی راه رهاشون کردم فکر میکنم. نقاشی و طرحهایی که نصفه موندن، سازی که نصفه و نیمه یاد گرفتم، شغلی که وسط راه رها کردم، زبانی که نصفه یاد گرفتم، آزمونی که واسهش درس خوندم ولی هیچوقت امتحان ندادم و… . مهمتر از همه، به همهی رابطههایی که نصفه موندن فکر کردم. هنوز هم همینطوره. بعد تا مدتها به این فکر میکنم که اگر نترسیده بودم چه اتفاقهای جالبی ممکن بود بیفته. ترس از چی؟
شاید واقعا نصفه و نیمه زندگی میکنم. مثلا اگر تمام تیکههای زندگیم رو به هم بچسبونم، احتمالا شبیه پازلهایی میشه که چند قطعهشون گم شده. پازلهای نصفه و نیمه رو دوست ندارم و برای اینکه کامل بشه باید ترس رو بذارم کنار. فردا یک قدم ازش فاصله میگیرم و روز بعدش یک قدم و نصفی. اگر هم ترس دوباره اومد دنبالم، سعی میکنم با ترس انجامش بدم.
شاید واقعا نصفه و نیمه زندگی میکنم. مثلا اگر تمام تیکههای زندگیم رو به هم بچسبونم، احتمالا شبیه پازلهایی میشه که چند قطعهشون گم شده. پازلهای نصفه و نیمه رو دوست ندارم و برای اینکه کامل بشه باید ترس رو بذارم کنار. فردا یک قدم ازش فاصله میگیرم و روز بعدش یک قدم و نصفی. اگر هم ترس دوباره اومد دنبالم، سعی میکنم با ترس انجامش بدم.
چهارساله منتظرم موهام و چتریام بلند شه ولی هر دو، سه ماه یکبار میرم کوتاه میکنم و این چرخه همینطوری ادامه داره.
Forwarded from بلو ماری 🌊
خیلیاتون اینجا منو میشناسید و میدونید که ما دو ساله درگیر بیماری لنفوم مامانیم. متاسفانه بیماریای که همه میگفتن سریع درمان میشه، شرایطمون رو هر روز سختتر کرد تا الان که رسیدیم به نقطهای که چارهای جز درمان خارج از ایران نداریم.
تو این چند وقت خیلی دنبال راههای تامین مالی و پیدا کردن گزینههایی با کیفیت خوب و قیمت مناسبتر بودیم ولی نشد و الان طبق گفته پزشک فقط دو سه هفته فرصت داریم تا مامان رو برای ادامه درمان ببریم چین یا اسپانیا.
درمان car t cd30 تو اسپانیا ۱۵۰ هزار یورو و تو چین شروع پروسه ۹۰ هزار دلاری داره که تامین این هزینه تو این فرصت کم برامون غیرممکنه.
تو این نقطه، در انتهای همه راههای بستهای که بهش خوردیم از شما میخوام که تو این مسیر بهمون کمک کنید تا بتونیم تنها امید درمان مامان رو پیش ببریم.
میدونم پول کمی نیست و توقع زیادیه از این جمع چنین خواستهای داشتن، ولی من برای درمان مامان هرکاری کردم و این آخرین در، آخربن کاریه که میتونم بهش چنگ بزنم.
تو این چند وقت خیلی دنبال راههای تامین مالی و پیدا کردن گزینههایی با کیفیت خوب و قیمت مناسبتر بودیم ولی نشد و الان طبق گفته پزشک فقط دو سه هفته فرصت داریم تا مامان رو برای ادامه درمان ببریم چین یا اسپانیا.
درمان car t cd30 تو اسپانیا ۱۵۰ هزار یورو و تو چین شروع پروسه ۹۰ هزار دلاری داره که تامین این هزینه تو این فرصت کم برامون غیرممکنه.
تو این نقطه، در انتهای همه راههای بستهای که بهش خوردیم از شما میخوام که تو این مسیر بهمون کمک کنید تا بتونیم تنها امید درمان مامان رو پیش ببریم.
میدونم پول کمی نیست و توقع زیادیه از این جمع چنین خواستهای داشتن، ولی من برای درمان مامان هرکاری کردم و این آخرین در، آخربن کاریه که میتونم بهش چنگ بزنم.
Forwarded from Books on her Shelf
خیلی جالب و بامزه بود🥹
اگر شماهم میخواید یک ترتیب برای خواندن ادبیات روسیه داشته باشید حتما به دردتون میخوره.
اگر شماهم میخواید یک ترتیب برای خواندن ادبیات روسیه داشته باشید حتما به دردتون میخوره.
Dark Necessities
Red Hot Chili Peppers
You don’t know my mind
You don’t know my kind
Dark necessities
Are part of my design
Tell the world that
I’m falling from the sky
Dark necessities
Are part of my design.
You don’t know my kind
Dark necessities
Are part of my design
Tell the world that
I’m falling from the sky
Dark necessities
Are part of my design.