This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما اهالی کتاب، دوستان مخلص کتابخوانان در همهجای دنیا هستیم.
❣️
#نشر_دف
#خانه_کتاب_نشر_دف
#کتابفروشی_نشر_دف
@dafpublishingco
@daf.pub : اینستاگرام
❣️
#نشر_دف
#خانه_کتاب_نشر_دف
#کتابفروشی_نشر_دف
@dafpublishingco
@daf.pub : اینستاگرام
❤8🥰1💩1🕊1
همراهان گرامی،
امروز، نُه سال از روزی که قفسههای کتابفروشی را با شوقی وصفناپذیر طراحی میکردیم، میگذرد.
نُه سال کنار شما خندیدیم و اشک ریختیم... هفتهای دو سه بار دورهم جمع شدیم، از آینده، از سیاست و هنر و فرهنگ و اقتصاد سخن گفتیم. مشق گفتگو کردیم و بهترین خاطرات زندگی را با شما رقم زدیم...
امروز، کتابفروشی نشر دف ⭕، واقع در پل سیدخندان تعطیل شد.
از شما خواهش میکنیم که برای رسیدن به فردای بهتر، سهم دانایی و مطالعه را، مقدم بشمرید.
البته ما هم برای بازگشتن و کوشش دوباره، ناامید نیستیم.
وظیفه داریم از همهی عزیزانی که اسامیشان (بدون ترتیب) در پی میآید و از روز نخست همراه ما و پایِ جلسات کتابفروشی بودند، قدردانی کنیم. هرچند ممکن است در فهرست زیر، اسامی عزیزانی از قلم افتاده باشد، اما ارادت و خاکساری ما به خانواده فرهنگ، بیگمان تام و تمام است:
فریدون مجلسی، هرمیداس باوند، مصطفی ملکیان، محمد ضیمران، محمدحسین دانایی، ایرج پارسینژاد، حسن عشایری، فرهنگ رجایی، سیاوش جمادی، اسدالله امرایی، شیوا دولتآبادی، عبدالرحمن نجل رحیم، سیدعباس صالحی، شیوا مقانلو، مهدی غبرایی، محمد دهقانی، اشکان فرامرزی، حسام سلامت، امیر مازیار، فواد نظیری، غلامرضا امامی، محمد توسلی، عبدالعلی بازرگان، احسان شریعتی، صادق زیباکلام، هوشنگ گلمکانی، سعید عقیقی، سروش صحت، محمد صالحعلا، فریبا کامران، تهمینه میلانی، کامران تفتی، لیلا حاتمی، نیکی کریمی، پرویز جاهد، عباس یاری، (زندهیاد) کاوه قادریان، احمد پوری، علیرضا رمضانی، بهرام فیاضی، یاسر هدایتی، محسن خیمهدوز، نوشآفرین انصاری، شهرام اقبالزاده، حافظ موسوی، سیدعباس سجادی، شهپر آرمات، زهره احمدی، نادر مشایخی، بهروز افشار، (زندهیاد) بکتاش آبتین، (زندهياد) بیژن کریمی، (زندهیاد) ایرج کریمی، منیژه کریمی، ناستین مجابی، بهرام حسین، علی دهباشی، حامد ارمجو، لادن نیکنام، هیلا صدیقی، آیدا عمیدی، سیدعلی صالحی، کیوان باژن، شهرام اشرف ابیانه، پیمان شاهبد، امیرمحمد قدس شریفی، بیتا سفیری، فرزانه کرمپور، فرزین طهرانیان، محمود بدرطالعی، امیرمهدی حقیقت، سیدعلی کاشفی خوانساری، آرش نصرتاللهی، علی عظیمینژادان، رکسانا حمیدی، محمدعلی منصوری، آران جاویدانی، محمدرئوف مرادی، علیرضا سمنانی، فریدون تقوی، فرخنده حاجیزاده، مریم عاملی رضایی، قباد آذرآیین، ناصر تیموری، مهدی پورعمرانی، مهری بهفر، رسول رخشا، گروس عبدالملکیان، روحانگیز کراچی، علیرضا آدینه، هرمز علیپور، علیرضا معینی، منیژه حسینی، فرهنگ روشنی، اصغرعلی کرمی، مرتضی نجاتی، بهشاد فرجی، فرناز صابری، خشایار جمارانی، سوگل دانایی، نغمه حقیقت، یوسف ایراهیمی، شیدا خاصری، سپهر شعبانی، سروش شعبانی، سارا شعبانی، آناهیتا کاویانی، فریبا کاویانی، مریم امین، امیر علیزادگان، ترگل حقیقت، رضا نیکاختر، فاطمه نوبخت، شهریار ربانی، بابک پاییزان، کاظم رهبر، علی عبداللهی، پیمان خاکسار، محمد جهانفرد، یارتا یاران، پژمان موسوی، فرزاد موتمن، محمد طلوعی، مهدی یزدانیخرم، پوپک مجابی، آبتین گلکار، بابک شهاب بهاره تقیزاده، فواد انوری، هما نیابتی، بهدیس سلطانی، حسین شعبانی، مسعود موتابی و آرش بدرطالعی عزیز...
#نشر_دف
#خانه_کتاب_نشر_دف
#کتابفروشی_نشر_دف
#چراغ_کتابفروشیهای_محلی_را_روشن_نگهداریم
https://www.instagram.com/p/CtL4g4xqoTL/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
امروز، نُه سال از روزی که قفسههای کتابفروشی را با شوقی وصفناپذیر طراحی میکردیم، میگذرد.
نُه سال کنار شما خندیدیم و اشک ریختیم... هفتهای دو سه بار دورهم جمع شدیم، از آینده، از سیاست و هنر و فرهنگ و اقتصاد سخن گفتیم. مشق گفتگو کردیم و بهترین خاطرات زندگی را با شما رقم زدیم...
امروز، کتابفروشی نشر دف ⭕، واقع در پل سیدخندان تعطیل شد.
از شما خواهش میکنیم که برای رسیدن به فردای بهتر، سهم دانایی و مطالعه را، مقدم بشمرید.
البته ما هم برای بازگشتن و کوشش دوباره، ناامید نیستیم.
وظیفه داریم از همهی عزیزانی که اسامیشان (بدون ترتیب) در پی میآید و از روز نخست همراه ما و پایِ جلسات کتابفروشی بودند، قدردانی کنیم. هرچند ممکن است در فهرست زیر، اسامی عزیزانی از قلم افتاده باشد، اما ارادت و خاکساری ما به خانواده فرهنگ، بیگمان تام و تمام است:
فریدون مجلسی، هرمیداس باوند، مصطفی ملکیان، محمد ضیمران، محمدحسین دانایی، ایرج پارسینژاد، حسن عشایری، فرهنگ رجایی، سیاوش جمادی، اسدالله امرایی، شیوا دولتآبادی، عبدالرحمن نجل رحیم، سیدعباس صالحی، شیوا مقانلو، مهدی غبرایی، محمد دهقانی، اشکان فرامرزی، حسام سلامت، امیر مازیار، فواد نظیری، غلامرضا امامی، محمد توسلی، عبدالعلی بازرگان، احسان شریعتی، صادق زیباکلام، هوشنگ گلمکانی، سعید عقیقی، سروش صحت، محمد صالحعلا، فریبا کامران، تهمینه میلانی، کامران تفتی، لیلا حاتمی، نیکی کریمی، پرویز جاهد، عباس یاری، (زندهیاد) کاوه قادریان، احمد پوری، علیرضا رمضانی، بهرام فیاضی، یاسر هدایتی، محسن خیمهدوز، نوشآفرین انصاری، شهرام اقبالزاده، حافظ موسوی، سیدعباس سجادی، شهپر آرمات، زهره احمدی، نادر مشایخی، بهروز افشار، (زندهیاد) بکتاش آبتین، (زندهياد) بیژن کریمی، (زندهیاد) ایرج کریمی، منیژه کریمی، ناستین مجابی، بهرام حسین، علی دهباشی، حامد ارمجو، لادن نیکنام، هیلا صدیقی، آیدا عمیدی، سیدعلی صالحی، کیوان باژن، شهرام اشرف ابیانه، پیمان شاهبد، امیرمحمد قدس شریفی، بیتا سفیری، فرزانه کرمپور، فرزین طهرانیان، محمود بدرطالعی، امیرمهدی حقیقت، سیدعلی کاشفی خوانساری، آرش نصرتاللهی، علی عظیمینژادان، رکسانا حمیدی، محمدعلی منصوری، آران جاویدانی، محمدرئوف مرادی، علیرضا سمنانی، فریدون تقوی، فرخنده حاجیزاده، مریم عاملی رضایی، قباد آذرآیین، ناصر تیموری، مهدی پورعمرانی، مهری بهفر، رسول رخشا، گروس عبدالملکیان، روحانگیز کراچی، علیرضا آدینه، هرمز علیپور، علیرضا معینی، منیژه حسینی، فرهنگ روشنی، اصغرعلی کرمی، مرتضی نجاتی، بهشاد فرجی، فرناز صابری، خشایار جمارانی، سوگل دانایی، نغمه حقیقت، یوسف ایراهیمی، شیدا خاصری، سپهر شعبانی، سروش شعبانی، سارا شعبانی، آناهیتا کاویانی، فریبا کاویانی، مریم امین، امیر علیزادگان، ترگل حقیقت، رضا نیکاختر، فاطمه نوبخت، شهریار ربانی، بابک پاییزان، کاظم رهبر، علی عبداللهی، پیمان خاکسار، محمد جهانفرد، یارتا یاران، پژمان موسوی، فرزاد موتمن، محمد طلوعی، مهدی یزدانیخرم، پوپک مجابی، آبتین گلکار، بابک شهاب بهاره تقیزاده، فواد انوری، هما نیابتی، بهدیس سلطانی، حسین شعبانی، مسعود موتابی و آرش بدرطالعی عزیز...
#نشر_دف
#خانه_کتاب_نشر_دف
#کتابفروشی_نشر_دف
#چراغ_کتابفروشیهای_محلی_را_روشن_نگهداریم
https://www.instagram.com/p/CtL4g4xqoTL/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
💔25😢5❤3👍2👎1🥰1🤯1😱1💩1
خانه کتاب نشر دف | Daf Publishing Bookstore pinned «همراهان گرامی، امروز، نُه سال از روزی که قفسههای کتابفروشی را با شوقی وصفناپذیر طراحی میکردیم، میگذرد. نُه سال کنار شما خندیدیم و اشک ریختیم... هفتهای دو سه بار دورهم جمع شدیم، از آینده، از سیاست و هنر و فرهنگ و اقتصاد سخن گفتیم. مشق گفتگو کردیم و…»
Forwarded from Renani Mohsen / محسن رنانی
.
.
👈 صبر شادمانه
✍ محسن رنانی
خدایش رحمت کند دکتر رضاقلی را؛ یکبار خودش آمد به اصفهان تا حرفهایش را به من بزند و وقتی دید گوش نکردم دوباره چند سال بعد دعوتم کرد به خانهاش در جاجرود و تا ساعت ۳ صبح با من صحبت میکرد و همان حرفها را به زبان دیگری تکرار کرد. میگفت تو هرچه بلد بودی و هرچه میتوانستی در این سالها در حوزه توسعه و برای هشدارباش به حکومت و جامعه ایران گفتی و نوشتی. بس است دیگر، تو دیگر حرف تازهای نداری. برو دستکم ده سال خودت را در خانه زندانی کن و بخوان و پژوهش کن و «یک کتاب» درباره توسعه ایران بنویس و بعد برو بمیر. میگفت تو اگر میخواهی به این کشور خدمتی بکنی الان وظیفهات همین است و بس.
در نوروز امسال که با دکتر محمدرضا سرکار آرانی (استاد پداگوژی در دانشگاه ناگویای ژاپن) در اصفهان دیداری داشتم، ایشان نیز همین حرف را تکرار کرد. میگفت از مطلب «سقوط سرمایه اجتماعی» که در سال ۱۳۸۱ گفتهای تا اکنون هیچ حرف تازهای نزدهای. میگفت تمام حرفهایت در این ۲۰ سال تکرار حرفهای همان مصاحبه است، به زبانها و شیوههای مختلف. میگفت من آن مصاحبه را آنقدر جدی دیدم که ۲۰ سال است نسخه کاغذی آن را در کیفم دارم و نشانم داد. (اینجا بخوانید)
این روزها که مدام دوستان سراغ میگیرند که چرا بعد از یادداشت «سقوط» دیگر چیزی ننوشتهای و میپرسند که آیا مشکلی پیش آمده است، انتشار کلیپ تازهای از استاد رضاقلی را بهانه کردم تا این توضیح را به دوستان بدهم و بگویم: نه، فقط وقت آن است که همه ما فاز کنشگریمان را عوض کنیم. (کلیپ را اینجا ببینید)
یادمان نرود که ایرانِ امروز بیش از خون به اندیشه نیاز دارد و بیش از قدرت نظامی به آب نیاز دارد و بیش از ایدئولوژی به اخلاق نیاز دارد و بیش از هوش به عقلانیت و فهم بدیهیات نیاز دارد و بیش از مرگ به زندگی نیاز دارد و بیش از گریه به شادی نیاز دارد و بیش از شعارهای آسمانی به شعورهای زمینی نیاز دارد، و بیش از نفرت به همدلی نیاز دارد. جوامع تحول مییابند و دیکتاتورها دیر یا زود، با خون یا بیخون، میروند، اما اگر در فرایند این رفتن، خشونت و نفرتی تولید شود، آن خشونت و نفرت میماند و دامان نسلهای بعدی را میگیرد. همانگونه که ما هنوز داریم تاوان نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد را میدهیم.
امروز ماموریت روشنفکری، کارِ فکری و تولید اندیشه نیست، بلکه شادمان نگهداشتن جامعه و امیدوار نگهداشتن جوانان است. جوانان، سرمایههای اصلی کشورند، اگر شادمانه و امیدوار بمانند، هیچ نگرانی نیست، دوباره کشور را میسازند. حکومت، گرفتار بیماریهای پیرانهسری است، یعنی هم ناتوانتر از آن است که خودش را بازسازی کند و هم ناتوانتر آن است که بتواند مانع تحولاتی شود که این جوانها خواستار آن هستند. مرحله ورود حکومت به رفتارهای کاریکاتوری به شدت دارد در همه عرصههای حکمرانی بروز پیدا میکند و این خبر خوشی است. ما فقط باید مراقب جوانها باشیم که از دست نروند، که شادمان بمانند، که در خشم و نفرت فرو نروند که از ایران نگریزند، که ناامید نشوند.
از یک سو اقتصاد وارد فاز خودمختاری شده است یعنی دیگر با سیاستگذاری اقتصادی نمیتوان آن را مدیریت کرد؛ معنیاش این است که حکومت دست به هر کاری در حوزه اقتصاد بزند اوضاع را بدتر خواهد کرد. ازسویدیگر جنبش مهسا اکنون جامعه ایران را وارد عمیقترین انقلاب مدنی تاریخ ایران کرده است. ای کاش مردان مداخله نکنند و انقلاب فرهنگی زنان را به خشونت نکشانند. مردان بهتر است فقط از نظر روحی و اجتماعی، زنان را تقویت کنند و از آنان حمایت کنند. سعی نکنند جانشین زنان شوند یا رهبری آنان را به دست گیرند. مردان در ایران معاصر سه بار انقلاب کرده اند و هر سه بار گند زدهاند. مراقب باشیم این بار انقلاب زنان را گند نزنیم. حکومت در نقطه بنبستی آچمزگون است و هر کاری بکند انقلاب مدنی و فرهنگی زنان را تعمیق و تشدید میکند: همین جا بماند میبازد، عقبنشینی کند میبازد، حمله کند میبازد، سکوت کند میبازد، خشمگین شود میبازد، زندانی کند میبازد، زندانی نکند میبازد. فقط نادانترین حکومتها خود را به چنین بنبستی گرفتار میکنند.
اکنون ما چه کنیم؟ ما باید ورزش کنیم، به هر بهانهای مهربانی و شادمانی کنیم، در خانواده و محله جلسات کتابخوانی راه بیندازیم، موسیقی بنوازیم، برقصیم، از کودکان کار حمایت کنیم، جوان بیکاری را شاغل کنیم، به نیازمندی وام بدهیم، پیادگان را سوار کنیم، به هم احترام بگذاریم، تمیز نان بپزیم، خوب رانندگی کنیم، در دادوستد راستگو باشیم، از بیماران نیازمند حمایت کنیم، گذشت داشته باشیم، در خیابان بداخلاقی نکنیم و همه جا به هم رحم کنیم تا این دوره سختی و سرسختی بگذرد. ما به دورهای از «صبر شادمانه» نیازمندیم.
محسن رنانی / ۵ خرداد ۱۴۰۲
.
.
👈 صبر شادمانه
✍ محسن رنانی
خدایش رحمت کند دکتر رضاقلی را؛ یکبار خودش آمد به اصفهان تا حرفهایش را به من بزند و وقتی دید گوش نکردم دوباره چند سال بعد دعوتم کرد به خانهاش در جاجرود و تا ساعت ۳ صبح با من صحبت میکرد و همان حرفها را به زبان دیگری تکرار کرد. میگفت تو هرچه بلد بودی و هرچه میتوانستی در این سالها در حوزه توسعه و برای هشدارباش به حکومت و جامعه ایران گفتی و نوشتی. بس است دیگر، تو دیگر حرف تازهای نداری. برو دستکم ده سال خودت را در خانه زندانی کن و بخوان و پژوهش کن و «یک کتاب» درباره توسعه ایران بنویس و بعد برو بمیر. میگفت تو اگر میخواهی به این کشور خدمتی بکنی الان وظیفهات همین است و بس.
در نوروز امسال که با دکتر محمدرضا سرکار آرانی (استاد پداگوژی در دانشگاه ناگویای ژاپن) در اصفهان دیداری داشتم، ایشان نیز همین حرف را تکرار کرد. میگفت از مطلب «سقوط سرمایه اجتماعی» که در سال ۱۳۸۱ گفتهای تا اکنون هیچ حرف تازهای نزدهای. میگفت تمام حرفهایت در این ۲۰ سال تکرار حرفهای همان مصاحبه است، به زبانها و شیوههای مختلف. میگفت من آن مصاحبه را آنقدر جدی دیدم که ۲۰ سال است نسخه کاغذی آن را در کیفم دارم و نشانم داد. (اینجا بخوانید)
این روزها که مدام دوستان سراغ میگیرند که چرا بعد از یادداشت «سقوط» دیگر چیزی ننوشتهای و میپرسند که آیا مشکلی پیش آمده است، انتشار کلیپ تازهای از استاد رضاقلی را بهانه کردم تا این توضیح را به دوستان بدهم و بگویم: نه، فقط وقت آن است که همه ما فاز کنشگریمان را عوض کنیم. (کلیپ را اینجا ببینید)
یادمان نرود که ایرانِ امروز بیش از خون به اندیشه نیاز دارد و بیش از قدرت نظامی به آب نیاز دارد و بیش از ایدئولوژی به اخلاق نیاز دارد و بیش از هوش به عقلانیت و فهم بدیهیات نیاز دارد و بیش از مرگ به زندگی نیاز دارد و بیش از گریه به شادی نیاز دارد و بیش از شعارهای آسمانی به شعورهای زمینی نیاز دارد، و بیش از نفرت به همدلی نیاز دارد. جوامع تحول مییابند و دیکتاتورها دیر یا زود، با خون یا بیخون، میروند، اما اگر در فرایند این رفتن، خشونت و نفرتی تولید شود، آن خشونت و نفرت میماند و دامان نسلهای بعدی را میگیرد. همانگونه که ما هنوز داریم تاوان نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد را میدهیم.
امروز ماموریت روشنفکری، کارِ فکری و تولید اندیشه نیست، بلکه شادمان نگهداشتن جامعه و امیدوار نگهداشتن جوانان است. جوانان، سرمایههای اصلی کشورند، اگر شادمانه و امیدوار بمانند، هیچ نگرانی نیست، دوباره کشور را میسازند. حکومت، گرفتار بیماریهای پیرانهسری است، یعنی هم ناتوانتر از آن است که خودش را بازسازی کند و هم ناتوانتر آن است که بتواند مانع تحولاتی شود که این جوانها خواستار آن هستند. مرحله ورود حکومت به رفتارهای کاریکاتوری به شدت دارد در همه عرصههای حکمرانی بروز پیدا میکند و این خبر خوشی است. ما فقط باید مراقب جوانها باشیم که از دست نروند، که شادمان بمانند، که در خشم و نفرت فرو نروند که از ایران نگریزند، که ناامید نشوند.
از یک سو اقتصاد وارد فاز خودمختاری شده است یعنی دیگر با سیاستگذاری اقتصادی نمیتوان آن را مدیریت کرد؛ معنیاش این است که حکومت دست به هر کاری در حوزه اقتصاد بزند اوضاع را بدتر خواهد کرد. ازسویدیگر جنبش مهسا اکنون جامعه ایران را وارد عمیقترین انقلاب مدنی تاریخ ایران کرده است. ای کاش مردان مداخله نکنند و انقلاب فرهنگی زنان را به خشونت نکشانند. مردان بهتر است فقط از نظر روحی و اجتماعی، زنان را تقویت کنند و از آنان حمایت کنند. سعی نکنند جانشین زنان شوند یا رهبری آنان را به دست گیرند. مردان در ایران معاصر سه بار انقلاب کرده اند و هر سه بار گند زدهاند. مراقب باشیم این بار انقلاب زنان را گند نزنیم. حکومت در نقطه بنبستی آچمزگون است و هر کاری بکند انقلاب مدنی و فرهنگی زنان را تعمیق و تشدید میکند: همین جا بماند میبازد، عقبنشینی کند میبازد، حمله کند میبازد، سکوت کند میبازد، خشمگین شود میبازد، زندانی کند میبازد، زندانی نکند میبازد. فقط نادانترین حکومتها خود را به چنین بنبستی گرفتار میکنند.
اکنون ما چه کنیم؟ ما باید ورزش کنیم، به هر بهانهای مهربانی و شادمانی کنیم، در خانواده و محله جلسات کتابخوانی راه بیندازیم، موسیقی بنوازیم، برقصیم، از کودکان کار حمایت کنیم، جوان بیکاری را شاغل کنیم، به نیازمندی وام بدهیم، پیادگان را سوار کنیم، به هم احترام بگذاریم، تمیز نان بپزیم، خوب رانندگی کنیم، در دادوستد راستگو باشیم، از بیماران نیازمند حمایت کنیم، گذشت داشته باشیم، در خیابان بداخلاقی نکنیم و همه جا به هم رحم کنیم تا این دوره سختی و سرسختی بگذرد. ما به دورهای از «صبر شادمانه» نیازمندیم.
محسن رنانی / ۵ خرداد ۱۴۰۲
.
🔥5👍3
▪️ ای دریغا! دریغا! دریغا!...
که همه فصلها هست تیره!
پُر ز حیرانی و ناگواری...
▪️با کمال تأسف، درگذشت شاعر، نویسنده و نقاش آرام و دوستداشتنی عرصه فرهنگ، #احمدرضا_احمدی عزیز را به خانواده بزرگ فرهنگ و هنر کشور تسلیت عرض میکنیم.
#خانه_کتاب_نشر_دف
@dafpublishingco
که همه فصلها هست تیره!
پُر ز حیرانی و ناگواری...
▪️با کمال تأسف، درگذشت شاعر، نویسنده و نقاش آرام و دوستداشتنی عرصه فرهنگ، #احمدرضا_احمدی عزیز را به خانواده بزرگ فرهنگ و هنر کشور تسلیت عرض میکنیم.
#خانه_کتاب_نشر_دف
@dafpublishingco
💔8👎1
⭕️ تقویم تاریخ
امروز، ١۱ ژوئیه ٢٠٢٣
▪️ درگذشت
#میلان_کوندرا (٢٠٢٣-۱۹۲۹)
نویسنده چکتبار فرانسوی که در سال ۱۹۷۵ به فرانسه تبعید شد. کتاب "سبکی تحمل ناپذیر هستی" که نخستینبار به فارسی با نام "بار هستی" ترجمه شد و یکی از آثار محبوب او در ایران است به زندگی و مشکلات زوجی هنرمند و روشنفکر در اوج تیرگیهای اتمسفر ایدئولوژیک سیاسی در کشورشان میپردازد. اما اثر مطلوب دیگر او که متاسفانه کمتر در ایران به چشم آمده و البته نشانههای یک رمان ناب فلسفی و مدرن را دارد، بیگمان "جاودانگی" است.
#نشر_دف
#خانه_کتاب_نشردف
@dafpublishingco
امروز، ١۱ ژوئیه ٢٠٢٣
▪️ درگذشت
#میلان_کوندرا (٢٠٢٣-۱۹۲۹)
نویسنده چکتبار فرانسوی که در سال ۱۹۷۵ به فرانسه تبعید شد. کتاب "سبکی تحمل ناپذیر هستی" که نخستینبار به فارسی با نام "بار هستی" ترجمه شد و یکی از آثار محبوب او در ایران است به زندگی و مشکلات زوجی هنرمند و روشنفکر در اوج تیرگیهای اتمسفر ایدئولوژیک سیاسی در کشورشان میپردازد. اما اثر مطلوب دیگر او که متاسفانه کمتر در ایران به چشم آمده و البته نشانههای یک رمان ناب فلسفی و مدرن را دارد، بیگمان "جاودانگی" است.
#نشر_دف
#خانه_کتاب_نشردف
@dafpublishingco
👍4❤2
Forwarded from کانون کشوری انجمنهای صنفی مترجمان
#حقوق_و_تکالیف_مترجم
#آمار_فروش
میزان نسخ فروختهشدهی یک کتاب از این منظر برای مترجم مهم است که میتواند او را از وضعیت انتشار چاپهای بعدی آگاه کند. انتشار چاپهای بعدی علاوه بر جذابیتهای اعتباری برای مترجم، بهدلیل تاثیر آن بر درآمد وی نیز حائز اهمیت است. طبیعی است که وقتی درصد قابلتوجهی از نسخ چاپشدهی کتابی در بازار بهفروش میرسد و تقاضا برای آن در بازار وجود دارد و از طرف دیگر موجودی آن در انبار ناشر رو بهاتمام میرود، ناشر میبایست کتاب را تجدیدچاپ نماید یا در صورت عدم تمایل، مراتب را به مترجم اعلام نموده و خاتمهی قرارداد را اعلام کند تا مترجم بتواند اثر را با ناشر دیگری منتشر نماید.
ازاینرو، پیشنهاد میشود در قرارداد بندی بهشرح زیر گنجانده شود:
"در صورت اتمام نسخههای اثر در بازار(حداکثر....... نسخه در انبار ناشر) و عدم انتشار مجدد توسط ناشر پس از گذشت ................ ماه، صاحب اثر میتواند انتشار نوبت بعدی اثر را کتباً از ناشر درخواست کند، در صورت امتناع ناشر، پس از گذشت ................ ماه از اعلام کتبی، صاحب اثرمیتواند حق انتشار اثر را به دیگری واگذار کند."
با این وجود، شرایط حاکم بر بازار نشر ایران که مدام بر عدم شفافیت آن افزوده میشود، اگر ناشری صادقانه و شفاف به ارائهی گزارش فروش و موجودی مبادرت نورزد، اغلب راههای سختی پیش روی صاحب اثر خواهد بود که تحقیق میدانی در بازار و مراجعه به مراجع قضایی اژ جملهی آنهاست.
یکی از راههایی که برخی ناشران معتبر بینالمللی برای شفافیت و البته تقویت برند خود پیش گرفتهاند، مشخص کردن شمارهی نسخه در هر جلد کتاب است. مثلا اگر شمارگان اثر ۲۰۰۰ است، در جایی از اولین کتابی که از زیر چاپ در میآید، "۱ از ۲۰۰۰" درج میشود. بدینترتیب از یک طرف هر نسخه کتاب هویت پیدا میکند و از طرف دیگر آمار نسخه های موجود راحتتر قابل پایش است. البته این روش برای ناشر هزینهبر خواهد بود.
اخیرا در کتابفروشیگردیام با کتابی از نشر #دف برخورد کردم که همین مشخصه را داشت. کنجکاو شدم. کتابهای دیگر نشر را ورق زدم و دیدم این رویهی نشر دف است. حقیقتا ذوقزده شدم. اقدامی جذاب است که بیشتر از آن خواهم نوشت.
https://news.1rj.ru/str/arbabi_m_r
یادداشتها، نقدها، ایدهها و ...#محمدرضا_اربابی
#آمار_فروش
میزان نسخ فروختهشدهی یک کتاب از این منظر برای مترجم مهم است که میتواند او را از وضعیت انتشار چاپهای بعدی آگاه کند. انتشار چاپهای بعدی علاوه بر جذابیتهای اعتباری برای مترجم، بهدلیل تاثیر آن بر درآمد وی نیز حائز اهمیت است. طبیعی است که وقتی درصد قابلتوجهی از نسخ چاپشدهی کتابی در بازار بهفروش میرسد و تقاضا برای آن در بازار وجود دارد و از طرف دیگر موجودی آن در انبار ناشر رو بهاتمام میرود، ناشر میبایست کتاب را تجدیدچاپ نماید یا در صورت عدم تمایل، مراتب را به مترجم اعلام نموده و خاتمهی قرارداد را اعلام کند تا مترجم بتواند اثر را با ناشر دیگری منتشر نماید.
ازاینرو، پیشنهاد میشود در قرارداد بندی بهشرح زیر گنجانده شود:
"در صورت اتمام نسخههای اثر در بازار(حداکثر....... نسخه در انبار ناشر) و عدم انتشار مجدد توسط ناشر پس از گذشت ................ ماه، صاحب اثر میتواند انتشار نوبت بعدی اثر را کتباً از ناشر درخواست کند، در صورت امتناع ناشر، پس از گذشت ................ ماه از اعلام کتبی، صاحب اثرمیتواند حق انتشار اثر را به دیگری واگذار کند."
با این وجود، شرایط حاکم بر بازار نشر ایران که مدام بر عدم شفافیت آن افزوده میشود، اگر ناشری صادقانه و شفاف به ارائهی گزارش فروش و موجودی مبادرت نورزد، اغلب راههای سختی پیش روی صاحب اثر خواهد بود که تحقیق میدانی در بازار و مراجعه به مراجع قضایی اژ جملهی آنهاست.
یکی از راههایی که برخی ناشران معتبر بینالمللی برای شفافیت و البته تقویت برند خود پیش گرفتهاند، مشخص کردن شمارهی نسخه در هر جلد کتاب است. مثلا اگر شمارگان اثر ۲۰۰۰ است، در جایی از اولین کتابی که از زیر چاپ در میآید، "۱ از ۲۰۰۰" درج میشود. بدینترتیب از یک طرف هر نسخه کتاب هویت پیدا میکند و از طرف دیگر آمار نسخه های موجود راحتتر قابل پایش است. البته این روش برای ناشر هزینهبر خواهد بود.
اخیرا در کتابفروشیگردیام با کتابی از نشر #دف برخورد کردم که همین مشخصه را داشت. کنجکاو شدم. کتابهای دیگر نشر را ورق زدم و دیدم این رویهی نشر دف است. حقیقتا ذوقزده شدم. اقدامی جذاب است که بیشتر از آن خواهم نوشت.
https://news.1rj.ru/str/arbabi_m_r
یادداشتها، نقدها، ایدهها و ...#محمدرضا_اربابی
Telegram
attach 📎
👍4❤3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوز با همه دردم امید درمانست
که آخری بُود آخر، شبان یلدا را
(سعدی)
#یلدا_مبارک
⭕
#نشر_دف ☘️🌹
#خانه_کتاب_نشردف
#چراغ_کتابفروشیهای_محلی_را_روشن_نگهداریم
که آخری بُود آخر، شبان یلدا را
(سعدی)
#یلدا_مبارک
⭕
#نشر_دف ☘️🌹
#خانه_کتاب_نشردف
#چراغ_کتابفروشیهای_محلی_را_روشن_نگهداریم
❤11👍1
ملال جدول باز
تالیف: ايرج كريمی
نشر دف
چاپ دوم
ملال جدولباز نوشته ایرج کریمی که یکی از کارگردانان و منتقدان نامدار ایرانیست با این رمان، قدرت خود را در زمینهی داستاننویسی نیز به نمایش گذاشته است. "ایرج کریمی" این داستان را با چنان فرم روایی خاصی آفریده که آن را در زمرهی یکی از برترین آثار ادبی چند دههی اخیر قرار میدهد. "ملال جدولباز" از چهل و دو فصل کوتاه یا به عبارتی خرده داستان تشکیل شده که از جملهی مضامین آن، جو سیاسی و بستهی دههی شصت است. این فضاپردازی استادانه در کنار طراحی شخصیت قابل توجه، "ملال جدولباز" از "ایرج کریمی" را به کتابی تبدیل کرده که مخاطب را تشنهی دانستن سرنوشت هر کدام از شخصیتها میکند...
تالیف: ايرج كريمی
نشر دف
چاپ دوم
ملال جدولباز نوشته ایرج کریمی که یکی از کارگردانان و منتقدان نامدار ایرانیست با این رمان، قدرت خود را در زمینهی داستاننویسی نیز به نمایش گذاشته است. "ایرج کریمی" این داستان را با چنان فرم روایی خاصی آفریده که آن را در زمرهی یکی از برترین آثار ادبی چند دههی اخیر قرار میدهد. "ملال جدولباز" از چهل و دو فصل کوتاه یا به عبارتی خرده داستان تشکیل شده که از جملهی مضامین آن، جو سیاسی و بستهی دههی شصت است. این فضاپردازی استادانه در کنار طراحی شخصیت قابل توجه، "ملال جدولباز" از "ایرج کریمی" را به کتابی تبدیل کرده که مخاطب را تشنهی دانستن سرنوشت هر کدام از شخصیتها میکند...
👍9👎2
Forwarded from کانون کشوری انجمنهای صنفی مترجمان
خبر درگذشت نیلوفر امرایی، مترجم و روزنامهنگار، تلخ بود و جانکاه.
کانون سراسری انجمنهای صنفی مترجمان این فقدان را به خانواده محترم امرایی تسلیت میگوید و برای ایشان صبر آرزو میکند.
@tiat1
#کانون_سراسری_انجمنهای_صنفی_مترجمان
کانون سراسری انجمنهای صنفی مترجمان این فقدان را به خانواده محترم امرایی تسلیت میگوید و برای ایشان صبر آرزو میکند.
@tiat1
#کانون_سراسری_انجمنهای_صنفی_مترجمان
🔥4🕊2👍1
📝 #یادداشت
#مسئله_چیست؟
نسل من، نسل تو، نسل او...!
.
(اگر کسی علت هلاکت ما را پرسید، بگویید دلیلش دروغگویی پدرانمان بود!)
#رویارد_کیپلینگ
در شماره ١٩ فصلنامه #ارغنون سال ١٣٨٠ پژوهشی ارزشمند مربوط به رفتار و عقاید چند نسل متوالی، از کریستوفر بالس با عنوان «ذهنیت نسلی» به ترجمه حسین پاینده چاپ شده است. از آرمانگرایی باشکوه جوانان و جانفشانی بیدریغ آنها برای آیندهی بشری در جنگ جهانی اول و کمتر از سی سال بعد که منتقدان آنرا «رژههای بلاهتبار» نامیدند گرفته تا بنیادستیزی پرشور دانشجویان دهه ٣٠ و زمانی که کمیته فعالیتهای غیرآمریکایی در دهه پنجاه تمام آن شور و حرارت حیرتانگیز جوانان را تنها «لفاظیهای ایدئولوژیک» نامید،... و تا عصر حاضر همگی در بررسی حدودن سی صفحهای بالس آمدهاست. او معتقد است: برای آنکه هویت یک نسل شکل بگیرد، اِعمال خشونت نسبت به نسل قبل امری ضروری است. درواقع ما تنها وقتی متوجه میشویم نسلی جدید ظهور کردهاست که آنها با افکاری بهشدت جزمگرایانه و با بیشترین خشونت کلامی و رفتاریِ ممکن، تمام هویت نسل قبل، و آرمانها و آرزوهای آنها را بهسُخره میگیرند و منکوب میکنند. با مطالعهی پژوهش بالس ما بهتر میتوانیم رفتار جوانان و دانشجویان در خیزش مهسا و شعارهای تند و بیپروای آنها علیه مسئولان مملکت یا تمسخر و تحقیر مداوم نسل ۵٧ را درک کنیم. با اینهمه، این، همهی ماجرا نیست!...
.
آنچه درک خشونت در ذهنیت نسلی به ما میگوید شیوهی خطکشی آشکار میان نسلهاست. اما اینکه آیا این خطکشی، بهتنهایی میتواند سرمایه ما برای یک انقلاب و بهسوی آیندهی بهتر باشد یا نه؟ مسئلهای متفاوت است.
انقلاب، چیزی بالاتر از یک شورش موفقیتآمیز توام با خشونت برای رهایی از موقعیت اکنون است. رهایی بر خصایص مبتنی بر طبیعت (phusei) استوار است، اما بهقول هانا آرنت در کتاب #انقلاب کسانی که درگیر طرح تغییر نظام سیاسی کشور خود هستند، پیش از هر چیز باید بدانند آیا کاری که در دست دارند، بالاخره منجر به پدیدآمدن «آزادی» خواهد شد یا خیر؟ آزادی مفهومی کیفی برآمده از زندگی اجتماعی انسان و تعیین نسبت حضور و حیات او در دولتشهر یا polis است که با دانایی و کوشش فزاینده و پس از بازآفرینی فرهنگ و ایجاد مناسبات حقوقی و قوانین تازه بهدست میآید. اگر نسل نو بهدلیل ناآگاهی و فقر منابع فکری و معنوی نتواند فرهنگ تازه بنیاد نهد و نتواند الگوی «فرمانروایی یک فرد یا یک گروه و تابعیت محض دیگران» را تغییر دهد، پیش از هر چیز توصیف ماکیاولی تقدم مییابد که: عدهای با دسیسه و ستیزهجویی مردم را به خشونت و بیقانونی و آشوب برانگیخته، سازمان سیاسی جامعه را از مدار خود خارج و فرصتی استثنایی برای نوخاستگان فرومایه و مزدور فراهم میکنند تا فقط آنها از حضیض ذلت به اوج لذت برسند!
.
کشور ما تجربه هشدار خشونتآميز ماکیاولی را دارد. اکنون، اگر با روشهایی خشونتپرهیز و در نتیجه تغییرات پایدار در باورهای فکری و فرهنگی، زمینه تغییر الگوی قدرت - که ریشههایی بس عمیق دارد و میتواند جامعه را پس از مدتی باز به تکرار دروغ و نفرت و بلاهت جاری بکشاند- نیز فراهم آید، شاید ذهنیت نسل جوان، اینبار تبدیل به سرمایه و شگونی شود تا خودش و آیندگان، فرصت آزادی و شادمانی حقیقی در دورانی تازه را تجربه کنند!▪️
#حمیدرضا_شعبانی
(نشر دف)
شما میتوانید متن کامل مقاله کریستوفر بالس را بهصورت فایل پیدیاف در زیر👇 دانلود کنید و بخوانید.
#ذهنیت_نسلی
#کریستوفر_بالس
#هانا_آرنت، #حسین_پاینده، #ارغنون، #ماکیاولی، #انقلاب_مهسا، #جنبش_مهسا، #نشر_دف #خانه_کتاب_نشر_دف
#مسئله_چیست؟
نسل من، نسل تو، نسل او...!
.
(اگر کسی علت هلاکت ما را پرسید، بگویید دلیلش دروغگویی پدرانمان بود!)
#رویارد_کیپلینگ
در شماره ١٩ فصلنامه #ارغنون سال ١٣٨٠ پژوهشی ارزشمند مربوط به رفتار و عقاید چند نسل متوالی، از کریستوفر بالس با عنوان «ذهنیت نسلی» به ترجمه حسین پاینده چاپ شده است. از آرمانگرایی باشکوه جوانان و جانفشانی بیدریغ آنها برای آیندهی بشری در جنگ جهانی اول و کمتر از سی سال بعد که منتقدان آنرا «رژههای بلاهتبار» نامیدند گرفته تا بنیادستیزی پرشور دانشجویان دهه ٣٠ و زمانی که کمیته فعالیتهای غیرآمریکایی در دهه پنجاه تمام آن شور و حرارت حیرتانگیز جوانان را تنها «لفاظیهای ایدئولوژیک» نامید،... و تا عصر حاضر همگی در بررسی حدودن سی صفحهای بالس آمدهاست. او معتقد است: برای آنکه هویت یک نسل شکل بگیرد، اِعمال خشونت نسبت به نسل قبل امری ضروری است. درواقع ما تنها وقتی متوجه میشویم نسلی جدید ظهور کردهاست که آنها با افکاری بهشدت جزمگرایانه و با بیشترین خشونت کلامی و رفتاریِ ممکن، تمام هویت نسل قبل، و آرمانها و آرزوهای آنها را بهسُخره میگیرند و منکوب میکنند. با مطالعهی پژوهش بالس ما بهتر میتوانیم رفتار جوانان و دانشجویان در خیزش مهسا و شعارهای تند و بیپروای آنها علیه مسئولان مملکت یا تمسخر و تحقیر مداوم نسل ۵٧ را درک کنیم. با اینهمه، این، همهی ماجرا نیست!...
.
آنچه درک خشونت در ذهنیت نسلی به ما میگوید شیوهی خطکشی آشکار میان نسلهاست. اما اینکه آیا این خطکشی، بهتنهایی میتواند سرمایه ما برای یک انقلاب و بهسوی آیندهی بهتر باشد یا نه؟ مسئلهای متفاوت است.
انقلاب، چیزی بالاتر از یک شورش موفقیتآمیز توام با خشونت برای رهایی از موقعیت اکنون است. رهایی بر خصایص مبتنی بر طبیعت (phusei) استوار است، اما بهقول هانا آرنت در کتاب #انقلاب کسانی که درگیر طرح تغییر نظام سیاسی کشور خود هستند، پیش از هر چیز باید بدانند آیا کاری که در دست دارند، بالاخره منجر به پدیدآمدن «آزادی» خواهد شد یا خیر؟ آزادی مفهومی کیفی برآمده از زندگی اجتماعی انسان و تعیین نسبت حضور و حیات او در دولتشهر یا polis است که با دانایی و کوشش فزاینده و پس از بازآفرینی فرهنگ و ایجاد مناسبات حقوقی و قوانین تازه بهدست میآید. اگر نسل نو بهدلیل ناآگاهی و فقر منابع فکری و معنوی نتواند فرهنگ تازه بنیاد نهد و نتواند الگوی «فرمانروایی یک فرد یا یک گروه و تابعیت محض دیگران» را تغییر دهد، پیش از هر چیز توصیف ماکیاولی تقدم مییابد که: عدهای با دسیسه و ستیزهجویی مردم را به خشونت و بیقانونی و آشوب برانگیخته، سازمان سیاسی جامعه را از مدار خود خارج و فرصتی استثنایی برای نوخاستگان فرومایه و مزدور فراهم میکنند تا فقط آنها از حضیض ذلت به اوج لذت برسند!
.
کشور ما تجربه هشدار خشونتآميز ماکیاولی را دارد. اکنون، اگر با روشهایی خشونتپرهیز و در نتیجه تغییرات پایدار در باورهای فکری و فرهنگی، زمینه تغییر الگوی قدرت - که ریشههایی بس عمیق دارد و میتواند جامعه را پس از مدتی باز به تکرار دروغ و نفرت و بلاهت جاری بکشاند- نیز فراهم آید، شاید ذهنیت نسل جوان، اینبار تبدیل به سرمایه و شگونی شود تا خودش و آیندگان، فرصت آزادی و شادمانی حقیقی در دورانی تازه را تجربه کنند!▪️
#حمیدرضا_شعبانی
(نشر دف)
شما میتوانید متن کامل مقاله کریستوفر بالس را بهصورت فایل پیدیاف در زیر👇 دانلود کنید و بخوانید.
#ذهنیت_نسلی
#کریستوفر_بالس
#هانا_آرنت، #حسین_پاینده، #ارغنون، #ماکیاولی، #انقلاب_مهسا، #جنبش_مهسا، #نشر_دف #خانه_کتاب_نشر_دف
👍5❤3👎1
https://biaupload.com/do.php?imgf=org-1fc11f8cc3f81.jpg
برای درگذشت نابهنگام روزبه کیائیان (مدیر پخش نشر چشمه)
▪️در رثای پسر مهربان صنعت نشر ایران
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1000401
روزنامه شرق، چهارشنبه، ١٠ اردیبهشت ١۴٠۴ (صفحه ١٢)
📝 حمیدرضا شعبانی
(نشر دف)
روزبه کیائیان، مدیر پخش چشمه را از نزدیک میشناختم. گو اینکه دوستی من با خانوادهی نشر چشمه، مقدمتاً با پدر خانواده؛ حسن کیائیان برقرار شد و استمرار یافت، ولی در سالهای اخیر، بیشترین دیدار یا گفتگوهای کاری و غیرکاری با دو تن از فرزندان خانواده؛ کاوه و روزبه بود. این ویژگی خانوادگی بودن نشر در ایران (و البته در جهان) بهگمان من، تنها موهبت باقیمانده در فرایند صنعتیشدن و پراکندگی جسم و جان آدمها در دنیاست، زیرا هنوز، آشکارا متضمن انتقال فرهنگ و تمام ظرایف وابسته به آن، از نسلی به نسل دیگر است.
روزبه، اما خُلقوخوی عجیبی داشت. بهرغم اِشراف و دانایی و هوش سرشارش، زبان و کلام و نگاهش کودکسان بود. یکبار در یکی از خیزهای تورمی کشور و افزایش ناگهانی بهای کاغذ (بهگمانم در سال ٩٨) و با اینکه مدتی منتقد سفت و سخت سیاستهای انحصاری خانوادهی چشمه بودم (و البته هنوز هستم و بحثی طولانی دارد) به او زنگ زدم و گفتم: «فلان کتاب ما در شُرف تجدید چاپ است و مرکز پخش شما بیش از نیمی از تیراژ چاپ قبلی را فروخته! من برای تهیه کاغذ و مقوای کتاب بیپولم! هیچ امکانی دارید که بخشی از تیراژ چاپ جدید را پیشخرید کنید تا با وجه آن کاغذ و مقوای کتاب را تأمین کنم؟» او با زبان مهربانی که هرگز گردوغباری نداشت، گفت: «من این پیشنهاد شما را در جلسهی داخلی چشمه با رأی و رویکرد مثبت خودم مطرح میکنم و هفتهی آینده پاسخ را به شما خواهم گفت.» بعد با ذکاوت و هوشیاریاش ادامه داد: «میدانم شما با انحصاریکردن توزیع این کتاب یا سایر کتابهایتان در پخش چشمه موافقت نمیکنید، ولی اگر شرط حمایت ما درصد تخفیف بیشتری بود، بابت این پیشخرید تا چه درصدی امتیاز تخفیف بیشتر از سایرین میدهید؟» گفتم: «موافقت جلسه داخلی را با درصد پیشنهادی خودتان به من اعلام کنید. من مصمم به تولیدم!»...
راست میگفت. تمام تصمیمات نشر چشمه، با جلسات منظم میان اعضای سهامدار خانواده و گروه مدیران نشر و پخش و کتابفروشیها گرفته میشود که این خود -تا جاییکه میدانم- الگویی نمونه از همکاری و خرَدجمعیِ یکی از موفقترین مؤسسههای انتشاراتی کشور است. من مطمئنم که او در آن جلسه، در برابر این پرسش مدیران خود قرار گرفتهاست که چرا نباید این پول را برای کتابهای در دست تولید خود انتشارات هزینه کنیم؟ و او حتماً پاسخی دادهاست تا گروه را قانع کند که خانوادهی نشر، جمعی بزرگتر از حسابهای بانکی هستند.
امروز که خشونت زیر پوست جامعه را میبینم یا شاهدم که چگونه تعارض و تضاد منافع میان ناشران و کتابفروشان و موزعان و فروشندگان مجازی کتاب در صنعت نشر ایران، با کوچک شدن سفرهی اقتصادی مردم به بحرانهایی اخلاقی و حرفهای، فارغ از توان تدبیر و حلوفصل مدیران فرهنگی یا صنفی تبدیل شدهاست، روزبه کیائیان برای من، تجسم همیشگی و بینظیر این جملهی اسکات فیتز جرالد باقی خواهدماند که گفت:
«مهربانی، از مُحق بودن، مهمتر است.»
یاد و خاطرش گرامی.▪️
برای درگذشت نابهنگام روزبه کیائیان (مدیر پخش نشر چشمه)
▪️در رثای پسر مهربان صنعت نشر ایران
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1000401
روزنامه شرق، چهارشنبه، ١٠ اردیبهشت ١۴٠۴ (صفحه ١٢)
📝 حمیدرضا شعبانی
(نشر دف)
روزبه کیائیان، مدیر پخش چشمه را از نزدیک میشناختم. گو اینکه دوستی من با خانوادهی نشر چشمه، مقدمتاً با پدر خانواده؛ حسن کیائیان برقرار شد و استمرار یافت، ولی در سالهای اخیر، بیشترین دیدار یا گفتگوهای کاری و غیرکاری با دو تن از فرزندان خانواده؛ کاوه و روزبه بود. این ویژگی خانوادگی بودن نشر در ایران (و البته در جهان) بهگمان من، تنها موهبت باقیمانده در فرایند صنعتیشدن و پراکندگی جسم و جان آدمها در دنیاست، زیرا هنوز، آشکارا متضمن انتقال فرهنگ و تمام ظرایف وابسته به آن، از نسلی به نسل دیگر است.
روزبه، اما خُلقوخوی عجیبی داشت. بهرغم اِشراف و دانایی و هوش سرشارش، زبان و کلام و نگاهش کودکسان بود. یکبار در یکی از خیزهای تورمی کشور و افزایش ناگهانی بهای کاغذ (بهگمانم در سال ٩٨) و با اینکه مدتی منتقد سفت و سخت سیاستهای انحصاری خانوادهی چشمه بودم (و البته هنوز هستم و بحثی طولانی دارد) به او زنگ زدم و گفتم: «فلان کتاب ما در شُرف تجدید چاپ است و مرکز پخش شما بیش از نیمی از تیراژ چاپ قبلی را فروخته! من برای تهیه کاغذ و مقوای کتاب بیپولم! هیچ امکانی دارید که بخشی از تیراژ چاپ جدید را پیشخرید کنید تا با وجه آن کاغذ و مقوای کتاب را تأمین کنم؟» او با زبان مهربانی که هرگز گردوغباری نداشت، گفت: «من این پیشنهاد شما را در جلسهی داخلی چشمه با رأی و رویکرد مثبت خودم مطرح میکنم و هفتهی آینده پاسخ را به شما خواهم گفت.» بعد با ذکاوت و هوشیاریاش ادامه داد: «میدانم شما با انحصاریکردن توزیع این کتاب یا سایر کتابهایتان در پخش چشمه موافقت نمیکنید، ولی اگر شرط حمایت ما درصد تخفیف بیشتری بود، بابت این پیشخرید تا چه درصدی امتیاز تخفیف بیشتر از سایرین میدهید؟» گفتم: «موافقت جلسه داخلی را با درصد پیشنهادی خودتان به من اعلام کنید. من مصمم به تولیدم!»...
راست میگفت. تمام تصمیمات نشر چشمه، با جلسات منظم میان اعضای سهامدار خانواده و گروه مدیران نشر و پخش و کتابفروشیها گرفته میشود که این خود -تا جاییکه میدانم- الگویی نمونه از همکاری و خرَدجمعیِ یکی از موفقترین مؤسسههای انتشاراتی کشور است. من مطمئنم که او در آن جلسه، در برابر این پرسش مدیران خود قرار گرفتهاست که چرا نباید این پول را برای کتابهای در دست تولید خود انتشارات هزینه کنیم؟ و او حتماً پاسخی دادهاست تا گروه را قانع کند که خانوادهی نشر، جمعی بزرگتر از حسابهای بانکی هستند.
امروز که خشونت زیر پوست جامعه را میبینم یا شاهدم که چگونه تعارض و تضاد منافع میان ناشران و کتابفروشان و موزعان و فروشندگان مجازی کتاب در صنعت نشر ایران، با کوچک شدن سفرهی اقتصادی مردم به بحرانهایی اخلاقی و حرفهای، فارغ از توان تدبیر و حلوفصل مدیران فرهنگی یا صنفی تبدیل شدهاست، روزبه کیائیان برای من، تجسم همیشگی و بینظیر این جملهی اسکات فیتز جرالد باقی خواهدماند که گفت:
«مهربانی، از مُحق بودن، مهمتر است.»
یاد و خاطرش گرامی.▪️
❤6👍2👎1🥱1💔1
(در ادامهی پاسخ به پرسش احمد بستانی...)
◽چرا من راه خودم را از جمهوری اسلامی جدا میکنم؟
📝 #یادداشت_روز
نظریهها باید مانند عینک باشند نه نقاشی روی چشم! (#ژیل_دلوز)
.
١) افتخار دونالد ترامپ برای احیای عظمت آمریکا در دورهی دوم ریاستجمهوریاش، شکست جمهوریاسلامی نیست! بلکه شکست جمهوری اسلامی پیش از آناستکه اعضای اتحادیه اروپا بتوانند با مکانیسم ماشه یا هر مستمسک حقوقی دیگر، در داخل کادر او با قربانیاش عکس یادگاری بگیرند! بنابراین، بهزعم من بسیار بعید است عمر آتشبس و این دورهی تعلیقی تا پایان فصل گرما ادامه یابد.
٢) بهنظر میرسد نه دیپلماتهای بروکرات جمهوریاسلامی (که درواقع بیشتر کارمندان اَمربر نظاماند تا اعضای اتاق فکر دولتی) و نه حتا اُلیگارش شکمسیر حکومت نخواهند توانست در فرصت تعلیقی آتشبس اعلامشده تا زمان حملهی بعدی آمریکا و اسرائیل با اقدامات مؤثری چون انتقال حسابشدهی قدرت یا برگزاری یک رفراندوم تحت نظارت نهادهای بینالملل، برنامهی دشمن را برای ضربههای مهلک به زیرساختهای ایران، که ذیل عنوان نابودی جمهوریاسلامی عملیاتی میشود، مُلغی یا نقش بر آب کنند.
٣) اصلاحطلبان که بهگمان من دو گروهاند و مورد خطابم یک گروه از آنهاست* اکنون با گفتمان «همبستگی ملی» درواقع حکومت را ناخواسته به چاه تاریخ هدایت میکنند! «همبستگی ملی» مربوط به زمانی است که «دستگاه دولت» (State Apparatus) بختی برای پیروزی و مقاومت داشتهباشد! وقتی «ماشین جنگ» (War Machine) از مدتها پیش (یعنی از زمانیکه نیروی خودکامه با کُدگذاریِ خودی و غیرخودی فقط مُریدان خود را بهمثابه «ملت» فرض کرده و بدینترتیب) راه نومادها یا سیالیت فضای اجتماعی و درنتیجه هرگونه تغییر یا اصلاح محتمل را مسدود و سرنوشت دو طرف جنگ را بهطور محتوم رقم زدهاست، شعار همبستگی ملی، گرهزدن بیمبالات حیات مردم به سراشیبی قدرت و بهگمان من نوعی سهلانگاری در قبال مفاهیم بنیادینی چون «همبستگی» و امر «ملی» است!
آخر) من امروز راه خودم را از جمهوریاسلامی جدا میکنم، نه بهاین دلیل که:
.
- به ایران که لحظهلحظهی خاطرات عمر را با خاک پاک و جانهای شریفش طی کردهام، تعلقخاطری ندارم.
- نه بهاین دلیل که شاهد سالها رنج بیامان هموطنانم برای یافتن کوچکترین حقوق اساسی یا سهم شادیشان در این دنیا نبودهام.
- یا نظام سرمایهداری جهانی را نمیشناسم!
- یا فاجعهی حضور یک رژیم آپارتاید ضدبشری در جهان و خاورمیانه را کوچک میشمرم!
.
تنها به این دلیل که بهرغم همهی ضایعات محسوس و اسفبار، پیامدهای فلسفی جنگ ممکن است در فضایی هموار، به ما مردم ایران فرصت یافتن خطوط گریزی را بدهد که با تکیه بر آنها بتوانیم مهمترین پیامدهای فلسفی یعنی «شدن» (becoming) نو و واقعی را بیابیم. فراموش نکنیم که دولتها و تبلیغات فراگير آنها در زمان جنگ همیشه و همیشه روی «بودن» (being) متمرکز هستند و تعهدی نسبت به آینده و آرزوهای ما ندارند. «بودن»ی که ما طی تمام سالهای عمر گذشته، تجربیاتی کافی با آن از سر گذراندهایم...▪️
.
.
-------------------
* پانویس متن: من برای اصلاحطلبان عملگرایی که در برههای تاریخی با قدرت مماشات نکردند و هزینهی رنج و زندان و حصر را بهجان خریدند، احترام بسیار زیادی، حتا احترامی بیشتر از اپوزیسیونی که صدای بلندشان گوش دنیایی را کر کرده، قائلم!
حمیدرضا شعبانی
(نشر دف ⭕)
#نشر_دف
#کتابفروشی_نشر_دف
#خانه_کتاب_نشر_دف
#چراغ_کتابفروشیهای_محلی_را_روشن_نگهداریم
#جنگ_ایران_و_اسرائیل
#ژیل_دلوز
#فلیکس_گتاری
◽چرا من راه خودم را از جمهوری اسلامی جدا میکنم؟
📝 #یادداشت_روز
نظریهها باید مانند عینک باشند نه نقاشی روی چشم! (#ژیل_دلوز)
.
١) افتخار دونالد ترامپ برای احیای عظمت آمریکا در دورهی دوم ریاستجمهوریاش، شکست جمهوریاسلامی نیست! بلکه شکست جمهوری اسلامی پیش از آناستکه اعضای اتحادیه اروپا بتوانند با مکانیسم ماشه یا هر مستمسک حقوقی دیگر، در داخل کادر او با قربانیاش عکس یادگاری بگیرند! بنابراین، بهزعم من بسیار بعید است عمر آتشبس و این دورهی تعلیقی تا پایان فصل گرما ادامه یابد.
٢) بهنظر میرسد نه دیپلماتهای بروکرات جمهوریاسلامی (که درواقع بیشتر کارمندان اَمربر نظاماند تا اعضای اتاق فکر دولتی) و نه حتا اُلیگارش شکمسیر حکومت نخواهند توانست در فرصت تعلیقی آتشبس اعلامشده تا زمان حملهی بعدی آمریکا و اسرائیل با اقدامات مؤثری چون انتقال حسابشدهی قدرت یا برگزاری یک رفراندوم تحت نظارت نهادهای بینالملل، برنامهی دشمن را برای ضربههای مهلک به زیرساختهای ایران، که ذیل عنوان نابودی جمهوریاسلامی عملیاتی میشود، مُلغی یا نقش بر آب کنند.
٣) اصلاحطلبان که بهگمان من دو گروهاند و مورد خطابم یک گروه از آنهاست* اکنون با گفتمان «همبستگی ملی» درواقع حکومت را ناخواسته به چاه تاریخ هدایت میکنند! «همبستگی ملی» مربوط به زمانی است که «دستگاه دولت» (State Apparatus) بختی برای پیروزی و مقاومت داشتهباشد! وقتی «ماشین جنگ» (War Machine) از مدتها پیش (یعنی از زمانیکه نیروی خودکامه با کُدگذاریِ خودی و غیرخودی فقط مُریدان خود را بهمثابه «ملت» فرض کرده و بدینترتیب) راه نومادها یا سیالیت فضای اجتماعی و درنتیجه هرگونه تغییر یا اصلاح محتمل را مسدود و سرنوشت دو طرف جنگ را بهطور محتوم رقم زدهاست، شعار همبستگی ملی، گرهزدن بیمبالات حیات مردم به سراشیبی قدرت و بهگمان من نوعی سهلانگاری در قبال مفاهیم بنیادینی چون «همبستگی» و امر «ملی» است!
آخر) من امروز راه خودم را از جمهوریاسلامی جدا میکنم، نه بهاین دلیل که:
.
- به ایران که لحظهلحظهی خاطرات عمر را با خاک پاک و جانهای شریفش طی کردهام، تعلقخاطری ندارم.
- نه بهاین دلیل که شاهد سالها رنج بیامان هموطنانم برای یافتن کوچکترین حقوق اساسی یا سهم شادیشان در این دنیا نبودهام.
- یا نظام سرمایهداری جهانی را نمیشناسم!
- یا فاجعهی حضور یک رژیم آپارتاید ضدبشری در جهان و خاورمیانه را کوچک میشمرم!
.
تنها به این دلیل که بهرغم همهی ضایعات محسوس و اسفبار، پیامدهای فلسفی جنگ ممکن است در فضایی هموار، به ما مردم ایران فرصت یافتن خطوط گریزی را بدهد که با تکیه بر آنها بتوانیم مهمترین پیامدهای فلسفی یعنی «شدن» (becoming) نو و واقعی را بیابیم. فراموش نکنیم که دولتها و تبلیغات فراگير آنها در زمان جنگ همیشه و همیشه روی «بودن» (being) متمرکز هستند و تعهدی نسبت به آینده و آرزوهای ما ندارند. «بودن»ی که ما طی تمام سالهای عمر گذشته، تجربیاتی کافی با آن از سر گذراندهایم...▪️
.
.
-------------------
* پانویس متن: من برای اصلاحطلبان عملگرایی که در برههای تاریخی با قدرت مماشات نکردند و هزینهی رنج و زندان و حصر را بهجان خریدند، احترام بسیار زیادی، حتا احترامی بیشتر از اپوزیسیونی که صدای بلندشان گوش دنیایی را کر کرده، قائلم!
حمیدرضا شعبانی
(نشر دف ⭕)
#نشر_دف
#کتابفروشی_نشر_دف
#خانه_کتاب_نشر_دف
#چراغ_کتابفروشیهای_محلی_را_روشن_نگهداریم
#جنگ_ایران_و_اسرائیل
#ژیل_دلوز
#فلیکس_گتاری
❤5👍3👎2👏1
. ⭕
فرهیخته گرامی
با احترام و ادب
▫️از شما با افتخار دعوت میشود تا در روز پنجشنبه، سیام مردادماه از ساعت ١۶/٣٠ تا ١٨/٣٠ بعدازظهر در مؤسسه «یک اتفاق ساده» و بهمناسبت انتشار کتاب زیباییشناسی تدوین فیلم (اثر #دان_فرسرویس و ترجمهی استاد #حسن_حسندوست) در مراسم رونمایی و جشن امضای کتاب به دیدار و گفتگو و پذیرایی، کنار ما باشید.
سخنرانان:
#حسن_حسندوست
#احمد_الستی
#احمد_ضابطی_جهرمی
#سعید_عقیقی
#مجید_برزگر
#حمیدرضا_شعبانی
میزبانان:
خانه فرهنگ و هنر یک اتفاق ساده
موسسه نشر دف ⭕
(📌ورود برای همگان آزاد)
#اعلان_دعوت_جشن_رونمایی_و_امضای_کتاب
(به ما بپیوندید... )
نشانی: میدان فاطمی، کوچه بهرام مصیری(کامران)، پلاک ۵، تلفن: 09361129059
فرهیخته گرامی
با احترام و ادب
▫️از شما با افتخار دعوت میشود تا در روز پنجشنبه، سیام مردادماه از ساعت ١۶/٣٠ تا ١٨/٣٠ بعدازظهر در مؤسسه «یک اتفاق ساده» و بهمناسبت انتشار کتاب زیباییشناسی تدوین فیلم (اثر #دان_فرسرویس و ترجمهی استاد #حسن_حسندوست) در مراسم رونمایی و جشن امضای کتاب به دیدار و گفتگو و پذیرایی، کنار ما باشید.
سخنرانان:
#حسن_حسندوست
#احمد_الستی
#احمد_ضابطی_جهرمی
#سعید_عقیقی
#مجید_برزگر
#حمیدرضا_شعبانی
میزبانان:
خانه فرهنگ و هنر یک اتفاق ساده
موسسه نشر دف ⭕
(📌ورود برای همگان آزاد)
#اعلان_دعوت_جشن_رونمایی_و_امضای_کتاب
(به ما بپیوندید... )
نشانی: میدان فاطمی، کوچه بهرام مصیری(کامران)، پلاک ۵، تلفن: 09361129059
❤9👍2🥱1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ناصر_تقوایی
(١٣٢٠ تا ١۴٠۴)
درگذشت: ٢٢ مهر
▫️اگرچه بهنظر میرسد تحقیر هنرمندان توسط نظام سانسور حکومتها، اغلب بدون پشتوانه و حمایتهای طبقاتی از جامعه میسر نباشد، یا دستکم بخشی از بهانهی تشکیل این ادارههای دولتی و آییننامههای آنها به استناد مطالبهی گروههایی از مردم که با شعارهای اخلاقی خواهان محدودیتهایی برای هنرمندان، نویسندگان و مترجمان و مؤلفان جامعهی خود هستند شکل میگیرد، ناصر تقوایی برای سالهای طولانی، بهعنوان یک سینماگر مؤلف از نسل طلایی سینما که آثارش در قبل و بعد از انقلاب مورد توقیف و سانسور قرار گرفتند، همواره در برابر این پیوند عقبماندهی حکومت و بخشهایی از جامعه مقاومت کرد. او آرزومند «رسیدن به زندگیِ بدون سانسورِ حکومتها برای همهی مردم ایران» بود.
در کنار آثار درخشان سینماییاش، از او کتابهای:
تابستان همان سال(مجموعه داستان کوتاه)،
جای تلخ(مجموعه داستان کوتاه)،
کاغذ بیخط
به روایت ناصر تقوایی
عکسهای ناصر تقوایی (مجموعه عکس)،
انسان کامل
دو فیلمنامه کوچک جنگلی و ناخدا خورشید از او بهجا ماندهاست.
▪️نام و یادش گرامی🌿
#نشر_دف ⭕
(١٣٢٠ تا ١۴٠۴)
درگذشت: ٢٢ مهر
▫️اگرچه بهنظر میرسد تحقیر هنرمندان توسط نظام سانسور حکومتها، اغلب بدون پشتوانه و حمایتهای طبقاتی از جامعه میسر نباشد، یا دستکم بخشی از بهانهی تشکیل این ادارههای دولتی و آییننامههای آنها به استناد مطالبهی گروههایی از مردم که با شعارهای اخلاقی خواهان محدودیتهایی برای هنرمندان، نویسندگان و مترجمان و مؤلفان جامعهی خود هستند شکل میگیرد، ناصر تقوایی برای سالهای طولانی، بهعنوان یک سینماگر مؤلف از نسل طلایی سینما که آثارش در قبل و بعد از انقلاب مورد توقیف و سانسور قرار گرفتند، همواره در برابر این پیوند عقبماندهی حکومت و بخشهایی از جامعه مقاومت کرد. او آرزومند «رسیدن به زندگیِ بدون سانسورِ حکومتها برای همهی مردم ایران» بود.
در کنار آثار درخشان سینماییاش، از او کتابهای:
تابستان همان سال(مجموعه داستان کوتاه)،
جای تلخ(مجموعه داستان کوتاه)،
کاغذ بیخط
به روایت ناصر تقوایی
عکسهای ناصر تقوایی (مجموعه عکس)،
انسان کامل
دو فیلمنامه کوچک جنگلی و ناخدا خورشید از او بهجا ماندهاست.
▪️نام و یادش گرامی🌿
#نشر_دف ⭕
❤11👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ساختار فرسوده، امکان نوگرایی را مسدود کرده است.
شاکلهی اتحادیه، در خدمت تعدادی ناشر، کتابفروش و توزیعکنندهی دانه درشت است!
متن دومین قسمت از فصلِ سومِ برنامهی «چاپ آخر»
گفتوگو با #حمیدرضا_شعبانی مدیر نشر و کتابفروشی «دف» دربارهی نظام و ساختارِ توزیع کتاب در ایران/ و بررسی این موضوع که چه میزان از مسائل و معضلات نظام توزیع کتاب به مسائل زیرساختی کشور بر میگردد.
میزبان: #پژمان_موسوی
هنوز هم میشه ورق رو برگردوند…
ما را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید.
@chapeakharTv
@daf.pub
#چراغ_کتابفروشیهای_محلی_را_روشن_نگهداریم
شاکلهی اتحادیه، در خدمت تعدادی ناشر، کتابفروش و توزیعکنندهی دانه درشت است!
متن دومین قسمت از فصلِ سومِ برنامهی «چاپ آخر»
گفتوگو با #حمیدرضا_شعبانی مدیر نشر و کتابفروشی «دف» دربارهی نظام و ساختارِ توزیع کتاب در ایران/ و بررسی این موضوع که چه میزان از مسائل و معضلات نظام توزیع کتاب به مسائل زیرساختی کشور بر میگردد.
میزبان: #پژمان_موسوی
هنوز هم میشه ورق رو برگردوند…
ما را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید.
@chapeakharTv
@daf.pub
#چراغ_کتابفروشیهای_محلی_را_روشن_نگهداریم
👍5🥱1