Das erst – Telegram
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈

دمجنبونک 🐒 چند روز به زندگی و مرگ فکر می کنه و اینکه چرا فرشته رهایی رو فرشته مرگ نامیدن؟
مگرنه که بارها و بارها، تا لحظه آخر رفته و برگشته. انگار دستی گرفته و نگهش داشته، چون زمانش نبوده. فرشته زندگی، اسم قشنگتریه.

👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈

دمجنبونک 🐒 از همکارش پرسید، چرا اینقدر آدم های مسن اینجا تنها هستن؟ چرا بچه هاشون کنارشون نیستن؟
گفت: مثل خودت که آمدی اینجا، بچه های ما هم برای کار مجبورن برن جاهای دیگه.
🐒 دیگه هیچی نگفت.

👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈

زمستانه و درختها هنوز خوابن. دمجنبونک 🐒 اما تو مسیر کارخونه درختهایی میبینه که توپهای سبز رنگی رو شاخهاشونه. اول فکر میکنه برگ درختهاست، اما وقتی میپرسه، متوجه میشه اسم اینها پارازیته و یه نوع گیاه هستن که به درخت میچسبن و از شیره تنه اش استفاده میکنن تا جایی که درخت رو خشک کنن. 🐒 درختهای خشکی میبینه، که پارازیتهاش هم خشک شدن.

👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈

دمجنبونک 🐒 و دوستاش رفته بودن دوچرخه سواری. سر راه یه سری هم به پدر و مادر یکی از دوستها زدن. خونه قدیمی با یه باغ پر از گل ، درخت و پدر و مادری که میگفتن امسال نود ساله میشن. وقت رفتن، مادر پیر یه حرفی زد که مدتها ذهنش رو مشغول کرد. گفت ببین ما این گوشه قشنگ رو داریم، اما با این زیبایی هیچ کاری نمی تونیم انجام بدیم.

👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈

دمجنبونک 🐒 یه دوچرخه خرید ۵۰ یورو. تا الان ۱۲۰ یورو براش هزینه کرده. دوستش 🐗 میگه ، داستان اینه که کلی براش هزینه میکنی، آخرشم یه دوچرخه نو میخری.

👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈

بدن لاغر و عینک گردش آدم رو یاد آخر فیلم پاپیون میندازه. برعکس اکثر آدم های اینجا بیشتر از سنش بنظر میرشه.
همیشه لبخند میزنه، اما چشم هاش غمگینن.
امروز برای دمجنبونک 🐒، از ماجرای ازدواج، ساخت خونه، جدا شدن و اینکه دادگاه خونه رو به خانمش داده گفت. بعد از این ماجرا سرطان گرفته و شیمی درمانی شده. بیماری اما امسال دوباره آمده دیدنش و باز هم شیمی درمانی.

👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈

🐒داشت از سرکار برمیگشت. دیروقت بود و بارون شدیدی میبارید. چترش رو باز کرد و دوچرخه بدست حرکت کرد سمت خونه. نرسیده به رود، چشمش افتاد به یه حلزون که داشت آروم وسط جاده حرکت میکرد.
یادش رفت که سرتاپاش خیسه خیسه، نشست کنارش و یه دل سیر به صبر حلزون نگاه کرد.

👉@domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈

تورستن اولین دوست دمجنبونک🐒 تو این شهره. امروز دعوتش کرده تا باهم فیلم کنسرت رامشتین رو ببینن. تورستن رفت قهوه درست کنه و 🐒 به قاب عکسها نگاه میکرد. از چیزی که دید شکه شد. تورستن کارت تبریکی رو که 🐒 براش از برلین آورده بود، قاب کرده بود و کنار عکسهای خانوادگیش گذاشته بود.

👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈

صبح ها و عصرها که دمجنبونک 🐒 میره سر کار، خیلی از آدمهارو میبینه که با سگهاشون دارن پیاده روی میکنن.
🐒 همیشه از شباهت عجیب سگها و صاحبهاشون تعجب میکنه.

👉 @domgadan 👈
1
1