دلریش – Telegram
دلریش
6.42K subscribers
320 photos
33 videos
17 files
8 links
ما می‌خواهیم
اشک‌هایمان
فقط برای حسَین (ع)
باران بشود..

" دِلّریش را دهخدا گفته‌است آنکه اندوهی سخت دارد "

کپی کردن حلالتان❤️

https://news.1rj.ru/str/HarfBeManBOT?start=Ch_At_cnA5VENMdDRkRUFvWU53VVNmNkh6dz09


37000433
Download Telegram
دلریش pinned a photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سال نو مبارک 🌱
دعای تحویل سال و
صلوات خاصه‌امام‌رضا‌جان

#igtv
@Dellrish
پیامبر خدا بود اما در بازار که راه میرفت سخت میشد تشخیص داد که با کسی فرق کند! نمیگذاشت کسی دستش را ببوسد! میگفت این رسم پادشاهان است! من هم یکی از خودتان هستم، مثل همه بود، و مثل هیچکس نبود! اغلب یک روز در میان روزه میگرفت، ساده بود زندگی‌اش، آن روز هم نشسته بودند دور هم خرما میخوردند، هسته خرماهایش را یواشکی میگذاشت جلوی علی‌(علیه‌السلام) بعد از مدتی با همان متانت همیشگی گفت: «پرخور کسی‌ست که هسته خرمای بیشتری جلویش باشد!» همه نگاه کردند جلوی امیرالمومنین از همه بیشتر هسته‌ی خرما بود! علی(علیه‌السلام) لبخندی زد و گفت: « یارسول‌الله! ولی من فکر میکنم پرخور کسی است که خرماهایش را با هسته خورده است! » همه نگاه برگشت! جلوی پیامبر هسته خرمایی نبود! صدای خنده‌ی اصحاب در اتاق پیچید، به رسول‌الله نگاه میکردی، مسرور که میشد چشم برهم میگذاشت و لبخند به رخ ماهش می‌نشست، آرام و باوقار بود همیشه ..

@dellrish
4
‏یتیم مکه آقای جهان شد
محمد سید پیغمبران شد

@Dellrish
💯1
عشق، یک واژه‌ ی بی ارزش و بی معنی بود
تا که یکباره خدا گفت که عشق است، حسین (ع)

@Dellrish
💯1
پای روضه‌های شبونه هستید؟
Anonymous Poll
82%
آره
18%
نه
اللهم ارزقنی شفاعه الحسین علیه‌السلام

#story
@Dellrish
1
در مورد وقایع عاشورا می نویسند: وقتی صحنه تمام شد، در بین بردگان لشکر عمر سعد کسانی بودند که می خواستند خودشان را هر چه زودتر به کوفه برسانند تا جایزه دریافت کنند. در این بین خولی بود که سر حسین(ع) را همراه خودش برد. چطور خودش را به کوفه رساند و بیش از ده فرسخ راه را رفت، نمی دانم. با چه عجله ای خودش را رساند که قبل از همه بیاید و جایزه اش را دریافت کند. آخر شب بود که پشت در قصر دارالعمارۀ کوفه رسید و دید در بسته است. نصف شب هم گذشته بود، چه عجله ای داشت! ببینید دنیا چه می کند! برگشت و به خانه اش رفت.
آن سر مقدّس را در تنور گذاشت و به بسترش رفت. او دو همسر داشت؛ یکی از بنی اسد و اسدی و دیگری حضرمی بود. پیش همسری رفت که از بنی اسد بود. وقتی وارد شد، همسرش بیدار شد و به خولی گفت:«مالخبر»؛ چه خبر است؟ چون آن موقع شب آمده بود. در جواب گفت:«جئتک بالذهب»؛ برایت طلا آوردم. وقتی زن این را شنید، پرسید: بگو ببینم چه است؟ خولی گفت:«هذا رأس الحسین فی الاجانه»؛ این سر حسین(ع) است که در تنور گذاشتم. تا این جمله از دهان این خبیث در می آید، همسرش از جایش حرکت کرد. گفت: مردها می روند برای همسران شان طلا و نقره می آورند، تو رفتی سر پسر پیغمبر(ص) را برای من آوردی؟! دیگر هیچ گاه سر من و تو روی یک بالین قرار نخواهد گرفت.
بعد از جا حرکت کرد. دارد: این زن آمد و نزدیک تنور رسید. دید عمودی از نور به سوی آسمان می رود. فرشتگان اطراف این نور در پرواز هستند...

#rowzeh
@Dellrish
3
از کودکی‌ام عاشق شش‌گوشه‌‌ام

#story
@Dellrish
2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قربون کبوترات ❤️

نماهنگ امام‌رضایی
باصدای پویانفر
#video
@Dellrish
امروز به امام‌حسین سلام دادی؟

@Dellrish
حال ما فقط به دست توست..

#story
@Dellrish
آقا امسال هم
بخوان مرا برای زیارت!
آخر آرزوهایم را
میان شبکه‌های ضریحت
جا گذاشته‌ام ..

@Dellrish
‏کشتی هیچ کس به دل ما محل نداد
اما حسین(ع) آمد و ما را سوار کرد ..

@dellrish
3
خوش به سعادت کبوترها
این‌روزها یک دل سیر
زیارتت میکنند ..

السلام علیک یا علی‌بن موسی❤️

@dellrish
2
Monajat Shabanieh
@Dellrish
مناجات شعبانیه
@dellrish
تو آمدی که جهان ،
جای بهتری بشود!

#story
@Dellrish
فرموده‌اند فرشته‌ای بود به نام فُطرُس که قدری در امتثال امر خدا سستی کرده بود؛ پروردگار او را بین عذاب آخرت و دنیا مخیر ساخت، او عذاب دنیا را انتخاب کرد، پس در جزیره‌ای معلق شد و 700 سال در آن جزیره عبادت کرد تا وقتی که اباعبد‌الله(ع) متولد شد، خداوند جبرئیل را در یک همچین شبی با هزار ملک برای تهنیت رسول اکرم(ص) فرستاد، وقتی که عبور آنها به فطرس افتاد، سوال کرد به کجا می‌روید؟ به چه کار مأمورید؟ شرح دادند، فطرس گفت: جبرئیل تو را به خدا قسم، مرا هم با خودت ببر تا رسول اکرم(ص) در حق من شفاعت کند و من از این عذاب خلاص بشوم، چون خدمت رسول شرفیاب شدند، شرح حال فطرس به عرض رسید؛ حضرت فرمود: فطرس را بگو که خودش را به گهواره حسینم مسح کند! او خودش را به گهواره ابا‌عبدالله مالید و به آسمان عروج کرد و آزاد شد و می‌گفت: کیست مثل من؟ من آزاد کرده حسینم! عرض کرد یا رسول‌الله من به پاداش این نعمت، هر کس که به حسین عزیز سلامی بفرستد، صلواتی بفرستد، نمازی هدیه کند، بر ذمه من است که آن را به حسین عزیز برسانم!

السلام علیک یا اباعبدالله
@Dellrish
3
کاری نداره که موقع خواب دستت رو بذاری رو سینه‌ات بگی یا اباعبدالله

نتیجه‌ش بمونه اون دنیا باهم حساب میکنیم!
@Dellrish