فرمودهاند فرشتهای بود به نام فُطرُس که قدری در امتثال امر خدا سستی کرده بود؛ پروردگار او را بین عذاب آخرت و دنیا مخیر ساخت، او عذاب دنیا را انتخاب کرد، پس در جزیرهای معلق شد و 700 سال در آن جزیره عبادت کرد تا وقتی که اباعبدالله(ع) متولد شد، خداوند جبرئیل را در یک همچین شبی با هزار ملک برای تهنیت رسول اکرم(ص) فرستاد، وقتی که عبور آنها به فطرس افتاد، سوال کرد به کجا میروید؟ به چه کار مأمورید؟ شرح دادند، فطرس گفت: جبرئیل تو را به خدا قسم، مرا هم با خودت ببر تا رسول اکرم(ص) در حق من شفاعت کند و من از این عذاب خلاص بشوم، چون خدمت رسول شرفیاب شدند، شرح حال فطرس به عرض رسید؛ حضرت فرمود: فطرس را بگو که خودش را به گهواره حسینم مسح کند! او خودش را به گهواره اباعبدالله مالید و به آسمان عروج کرد و آزاد شد و میگفت: کیست مثل من؟ من آزاد کرده حسینم! عرض کرد یا رسولالله من به پاداش این نعمت، هر کس که به حسین عزیز سلامی بفرستد، صلواتی بفرستد، نمازی هدیه کند، بر ذمه من است که آن را به حسین عزیز برسانم!
السلام علیک یا اباعبدالله
@Dellrish
السلام علیک یا اباعبدالله
@Dellrish
❤3
❤5