عمریست یاد حنجر تو گریه می كنم
با یاد دیده ی تر تو گریه می كنم
تا روز آخرینم و تا آخرین نفس
با یاد روز آخر تو گریه می كنم
گاهی بر آن سر بی تن زنم به سر
گاهی به جسم بی سر تو گریه می كنم
هر جا سخن ز كودك و گهواره می شود
بر گریه های اصغر تو گریه می كنم
وقتی كه نخل عمر كسی تیشه می خورد
بر قطعه قطعه اكبر تو گریه می كنم
هر جا سخن ز مردی و عشق و وفا بُوَد
بر خجلت برادر تو گریه می كنم
بینم چو پا برهنه یتیمی دوان شود
بر زخم پای دختر تو گریه می كنم
@Dellrish
با یاد دیده ی تر تو گریه می كنم
تا روز آخرینم و تا آخرین نفس
با یاد روز آخر تو گریه می كنم
گاهی بر آن سر بی تن زنم به سر
گاهی به جسم بی سر تو گریه می كنم
هر جا سخن ز كودك و گهواره می شود
بر گریه های اصغر تو گریه می كنم
وقتی كه نخل عمر كسی تیشه می خورد
بر قطعه قطعه اكبر تو گریه می كنم
هر جا سخن ز مردی و عشق و وفا بُوَد
بر خجلت برادر تو گریه می كنم
بینم چو پا برهنه یتیمی دوان شود
بر زخم پای دختر تو گریه می كنم
@Dellrish