Forwarded from Laravel News
Early View Data Preparation with Laravel View Creators https://laravel-news.com/laravel-view-creators
Laravel News
Early View Data Preparation with Laravel View Creators - Laravel News
Discover Laravel's View Creators for optimizing view data loading. Learn how to prepare view data earlier in the rendering process, perfect for setting up essential interface elements and improving performance.
Forwarded from LearnPOV | لرن پی او وی
تا امروز سعی کردیم که مطالب فوقالعاده کاربردی و با کیفیتی روبرای شما عزیزان تولید کنیم و هم اکنون میتونید به صدها مطلب جذاب در حوزه وب دسترسی داشته باشید 💎
اگر مورد جدیدی به مطالب کانال اضافه بشه داخل این لیست قرار میگیره ✅
با توجه به گسترده شدن مطالب کانال کولیکُد تصمیم، گرفتیم که یک دسته بندی مناسبی رو روی تمامی پستهای کانال اعمال کنیم، که میتونید به صورت کامل لیستش رو مشاهده کنید 🚀
⁉️ #WhatsThat : معرفی و بررسی تکنولوژیها
🧰 #tools : ابزار ها و سرویس های کاربردی
👨💻 #programming : مباحث عمومی حوزه تک
🪄 #tricks : تریک و ترفندها
🌐 #website : معرفی وبسایت
‼️ #tips : نکات مهم و کاربردی
😎 #fun : فان و سرگرمی
👩💻#javanoscript : مربوط به جاوااسکریپت
🖌️ #css : مربوط به سیاساس
💻 #Frontend : حوزه فرانتاند
🗄️ #Backend : حوزه بکند
📚#libarary : معرفی لایبرری های کاربردی
🔳 #framework : معرفی و بررسی فریمورک
🆚 #VS : مقایسه و بررسی تفاوتها
📗#book : معرفی کتاب
💎 #golden_sentence : جملات ناب حوزه تک
📷 #NEWPost : پست های اینستاگرام
📺 #youtube : ویدیو های چنل یوتوب
▶️ #video : آموزش های ویدیویی
🎨 #uiux : مباحث مربوط به ui, ux
اگر مورد جدیدی به مطالب کانال اضافه بشه داخل این لیست قرار میگیره ✅
راستی میتونید بنرمون رو برای دوستان خودتون ارسال کنید تا اونا هم به جمع ما بپیوندن 🔻
CoolyCode Banner ☕🫰
#category #دسته_بندی
⭐ 𝗖𝗛𝗔𝗡𝗡𝗘𝗟 | 𝗚𝗥𝗢𝗨𝗣
Forwarded from Linuxor ?
چرا هوش مصنوعی نمیتونه به سادگی جای برنامه نویس هارو بگیره؟
فرض کنیم هوش مصنوعی به حدی رسید که بتونه جای برنامه نویس ها رو بگیره و یه پروژه رو از 0 تا 100 بالا بیاره
قطعا از پرامپت "یه سایت فروشگاهی بساز" نتیجه سایت مورد نظرمون رو نمیگیریم یه سایت هزاران تا پارامتر داره که از سایت های دیگه متمایزش میکنه، توی بهترین حالت باید اون x تا پارامتر رو به هوش مصنوعی توضیح بدید، حالا سوال اینه کی بهتر از برنامه نویسی ها میتونه اون پارامتر هارو به هوش مصنوعی توضیح بده ؟
@Linuxor
فرض کنیم هوش مصنوعی به حدی رسید که بتونه جای برنامه نویس ها رو بگیره و یه پروژه رو از 0 تا 100 بالا بیاره
قطعا از پرامپت "یه سایت فروشگاهی بساز" نتیجه سایت مورد نظرمون رو نمیگیریم یه سایت هزاران تا پارامتر داره که از سایت های دیگه متمایزش میکنه، توی بهترین حالت باید اون x تا پارامتر رو به هوش مصنوعی توضیح بدید، حالا سوال اینه کی بهتر از برنامه نویسی ها میتونه اون پارامتر هارو به هوش مصنوعی توضیح بده ؟
@Linuxor
Forwarded from DANI - Notes & Archive (Хосейн)
Display Server چیه و چرا مهمه؟
اگه تا حالا با یه سیستم گرافیکی مثل لینوکس(میزکار هاش)، ویندوز یا مک کار کردید، پشت صحنه یه چیزی به اسم دیسپلی سرور(سرور نمایش) داره همه چیز رو مدیریت میکنه.
این ابزار تمام چیزی هست که شما روی صفحه نمایش میبینید، از پنجره ها گرفته تا انیمیشن ها و حتی واکنش به حرکت موس و کیبورد.
Display Server دقیقا چیکار میکنه؟
دیسپلی سرور در واقع یه واسطه است که ارتباط بین برنامه ها و سخت افزار گرافیکی رو برقرا. میکنه.
وظایف Display Server چیه؟
نمایش رابط گرافیکی:
وقتی یه برنامه رو باز میکنید، دیسپلی سرور اون رو روی صفحه نمایش رسم میکنه. مثلا، اگه مرورگرتون رو باز کنید، سرور نمایش اندازه پنجره، محتوای داخلش و حتی سایه های اطرافش رو تنظیم میکنه.
مدیریت ورودی ها:
وقتی روی یه دکمه کلیک میکنید یا یه کلید رو روی کیبورد فشار میدید، سرور نمایش اون رو به برنامه مورد نظر ارسال میکنه. این یعنی شما با برنامه ها تعامل دارید، نه مستقیما با سخت افزار.
هماهنگی منابع:
اگه چند برنامه باز دارید(مثل مرورگر، ویرایشگر متن و موزیک پلیر)، دیسپلی سرور وظیفه داره منابع گرافیکی رو بین این برنامهها بهینه تقسیم کنه تا چیزی کند نشه یا کرش نکنه.
ساختار فنی Display Server چجوریه؟
دیسپلی سرور به بخش های مختلف تقسیم میشه:
Server: بخش اصلی که وظایف رو مدیریت میکنه.
Clients: برنامههایی که درخواست نمایش ورودی رو ارسال میکنن، مثل مرورگر شما.
Compositor: وظیفه داره که پنجره های مختلف رو ترکیب کنه و اونا رو به عنوان یه تصویر نهایی روی صفحه نمایش ارائه بده. این بخش معمولا در سرور های جدید مثل ویلند وجود داره.
چند نمونه از Display Server:
X11(Xorg):
سیستم نمایش پیشفرض در اکثر دسکتاپ های لینوکس.
بسیار منعطفه، اما قدیمی محسوب میشه.
ویژگی هاش:
پشتیبانی گسترده
گاهی پیچیدگی بیش از حد
Wayland:
جایگزین مدرن X11، طراحی شده برای کاهش پیچیدگی و افزایش کارایی.
ویژگی ها:
سریعتر و سبکتر.
امنیت بیشتر به دلیل جداسازی بهتر برنامه ها.
Windows Desktop Manager:
در ویندوز، این سرور نمایش به صورت یکپارچه با سیستم عامل طراحی شده.
Quartz Compositor:
سیستم گرافیکی مک که بهینه برای سخت افزار اپل ساخته شده.
جمعبندی:
دیسپلی سرور مثل قلب رابط گرافیکی سیستم عامل عمل میکنه. هر چقدر این بخش بهتر و مدرنتر طراحی بشه، تجربه شما در کار با سیستم عامل روانتر و لذتبخشتر خواهد بود.
#OS
@DiHoXCh
اگه تا حالا با یه سیستم گرافیکی مثل لینوکس(میزکار هاش)، ویندوز یا مک کار کردید، پشت صحنه یه چیزی به اسم دیسپلی سرور(سرور نمایش) داره همه چیز رو مدیریت میکنه.
این ابزار تمام چیزی هست که شما روی صفحه نمایش میبینید، از پنجره ها گرفته تا انیمیشن ها و حتی واکنش به حرکت موس و کیبورد.
Display Server دقیقا چیکار میکنه؟
دیسپلی سرور در واقع یه واسطه است که ارتباط بین برنامه ها و سخت افزار گرافیکی رو برقرا. میکنه.
وظایف Display Server چیه؟
نمایش رابط گرافیکی:
وقتی یه برنامه رو باز میکنید، دیسپلی سرور اون رو روی صفحه نمایش رسم میکنه. مثلا، اگه مرورگرتون رو باز کنید، سرور نمایش اندازه پنجره، محتوای داخلش و حتی سایه های اطرافش رو تنظیم میکنه.
مدیریت ورودی ها:
وقتی روی یه دکمه کلیک میکنید یا یه کلید رو روی کیبورد فشار میدید، سرور نمایش اون رو به برنامه مورد نظر ارسال میکنه. این یعنی شما با برنامه ها تعامل دارید، نه مستقیما با سخت افزار.
هماهنگی منابع:
اگه چند برنامه باز دارید(مثل مرورگر، ویرایشگر متن و موزیک پلیر)، دیسپلی سرور وظیفه داره منابع گرافیکی رو بین این برنامهها بهینه تقسیم کنه تا چیزی کند نشه یا کرش نکنه.
ساختار فنی Display Server چجوریه؟
دیسپلی سرور به بخش های مختلف تقسیم میشه:
Server: بخش اصلی که وظایف رو مدیریت میکنه.
Clients: برنامههایی که درخواست نمایش ورودی رو ارسال میکنن، مثل مرورگر شما.
Compositor: وظیفه داره که پنجره های مختلف رو ترکیب کنه و اونا رو به عنوان یه تصویر نهایی روی صفحه نمایش ارائه بده. این بخش معمولا در سرور های جدید مثل ویلند وجود داره.
چند نمونه از Display Server:
X11(Xorg):
سیستم نمایش پیشفرض در اکثر دسکتاپ های لینوکس.
بسیار منعطفه، اما قدیمی محسوب میشه.
ویژگی هاش:
پشتیبانی گسترده
گاهی پیچیدگی بیش از حد
Wayland:
جایگزین مدرن X11، طراحی شده برای کاهش پیچیدگی و افزایش کارایی.
ویژگی ها:
سریعتر و سبکتر.
امنیت بیشتر به دلیل جداسازی بهتر برنامه ها.
Windows Desktop Manager:
در ویندوز، این سرور نمایش به صورت یکپارچه با سیستم عامل طراحی شده.
Quartz Compositor:
سیستم گرافیکی مک که بهینه برای سخت افزار اپل ساخته شده.
جمعبندی:
دیسپلی سرور مثل قلب رابط گرافیکی سیستم عامل عمل میکنه. هر چقدر این بخش بهتر و مدرنتر طراحی بشه، تجربه شما در کار با سیستم عامل روانتر و لذتبخشتر خواهد بود.
#OS
@DiHoXCh
Forwarded from Mirsengar
A Crash Course in Database Scaling Strategies.pdf
3.1 MB
Forwarded from Mirsengar
A Crash Course in Database Sharding - ByteByteGo Newsletter.pdf
4 MB
Forwarded from توسعه دهندگان
🔎 توی شبکههای توزیع شده بزرگ وقتی بخوان یه اطلاعاتی به همه نودها برسه و منابع زیادی مصرف نشه از پروتکل شایعه استفاده میکنن؛
به این صورت که یه نود یه دیتایی رو رندوم به چند تا نود دیگه میده و بقیه هم همین کارو میکنن. البته تضمینی نیست به همه برسه و مهم هم نیست چون هدف اصلی این پروتکلها پوشش دادن بخش بزرگی از شبکه با مصرف منابع کم است.
دقیقا توی دنیای واقعی هم شایعه به همین شکله نیازی به منابع زیادی نداره که مثلا بخواید همه رو یجا جمع کنید و اطلاعاتی بدید و هدفش پوشش بخش بزرگی از جامعهاست.
فقط کافیه یه نفر بتونه یه دیتایی رو به چند نفر تصادفی بده و اگر اون چند نفر این کارو تکرار کنن به این صورت شایعه پخش میشه. در هر حالت، اطلاعات ممکنه در حین انتشار تغییر شکل داده یا عوض بشه.
📌 جالب اینجاست توی ریاضیات برای این یه اصلاح داریم به اسم WHP که میگه اگه تعداد گره ها زیاد باشه به احتمال نزدیک به 1 این شایعه رو همه میشنون. این اصطلاح به این معنیه که با افزایش اندازه شبکه، احتمال رسیدن اطلاعات به همه نودها به طور چشمگیری افزایش پیدا میکنه.
به این صورت که یه نود یه دیتایی رو رندوم به چند تا نود دیگه میده و بقیه هم همین کارو میکنن. البته تضمینی نیست به همه برسه و مهم هم نیست چون هدف اصلی این پروتکلها پوشش دادن بخش بزرگی از شبکه با مصرف منابع کم است.
دقیقا توی دنیای واقعی هم شایعه به همین شکله نیازی به منابع زیادی نداره که مثلا بخواید همه رو یجا جمع کنید و اطلاعاتی بدید و هدفش پوشش بخش بزرگی از جامعهاست.
فقط کافیه یه نفر بتونه یه دیتایی رو به چند نفر تصادفی بده و اگر اون چند نفر این کارو تکرار کنن به این صورت شایعه پخش میشه. در هر حالت، اطلاعات ممکنه در حین انتشار تغییر شکل داده یا عوض بشه.
📌 جالب اینجاست توی ریاضیات برای این یه اصلاح داریم به اسم WHP که میگه اگه تعداد گره ها زیاد باشه به احتمال نزدیک به 1 این شایعه رو همه میشنون. این اصطلاح به این معنیه که با افزایش اندازه شبکه، احتمال رسیدن اطلاعات به همه نودها به طور چشمگیری افزایش پیدا میکنه.
👨🏻💻⚙️ @IDevZone
Forwarded from Gopher Academy
در فایل go.mod، toolchain برای تعیین نسخه ابزار Go (مانند go و ابزارهای مرتبط با آن) استفاده میشود. این ویژگی به شما امکان میدهد تا پروژه را به نسخه خاصی از ابزار Go مقید کنید، حتی اگر نسخه پیشفرض go در سیستم شما متفاوت باشد.
نحوه استفاده از toolchain
اگر در فایل go.mod خطی به شکل زیر مشاهده کنید:
این به این معنی است که پروژه نیازمند نسخه go1.20 است و باید از این نسخه استفاده شود، صرفنظر از نسخه Go نصبشده روی سیستم.
کاربردهای اصلی toolchain
اطمینان از سازگاری نسخه Go
با استفاده از toolchain، میتوانید مطمئن شوید که همه توسعهدهندگان و محیطهای CI/CD از یک نسخه خاص از ابزار Go استفاده میکنند.
مدیریت نسخهها در پروژههای تیمی
این ویژگی تضمین میکند که مشکلات ناشی از ناسازگاری نسخهها (مانند تغییرات در syntax یا behavior) به حداقل برسند.
ساخت خودکار با نسخه مشخص
اگر نسخهای که در toolchain تعریف شده، روی سیستم نصب نشده باشد، ابزار Go بهطور خودکار آن را از وبسایت Go دریافت و نصب میکند.
نکته مهم درباره toolchain
این قابلیت با ابزار Go نسخه 1.21 و بالاتر در دسترس است. اگر نسخه Go قدیمیتری دارید، خط مربوط به toolchain در فایل go.mod نادیده گرفته خواهد شد.
toolchain مستقل از دستور go در فایل go.mod عمل میکند. دستور go نسخه حداقل زبان Go برای کدنویسی و بیلد کردن را مشخص میکند:
مثالی کامل از go.mod
go 1.20: نسخه حداقل برای ویژگیهای زبان Go.
toolchain go1.20: نسخه ابزار Go که پروژه باید با آن ساخته شود.
جمعبندی
toolchain یک ابزار قوی برای مدیریت و تثبیت نسخه ابزار Go در پروژههای بزرگ است. این قابلیت بهخصوص در محیطهای توسعه تیمی و پروژههایی که وابستگی شدیدی به نسخه خاصی از Go دارند، بسیار مفید است.
➖➖➖➖➖➖➖➖
https://news.1rj.ru/str/addlist/KpzXaiSpKENkMGM0
نحوه استفاده از toolchain
اگر در فایل go.mod خطی به شکل زیر مشاهده کنید:
toolchain go1.20 این به این معنی است که پروژه نیازمند نسخه go1.20 است و باید از این نسخه استفاده شود، صرفنظر از نسخه Go نصبشده روی سیستم.
کاربردهای اصلی toolchain
اطمینان از سازگاری نسخه Go
با استفاده از toolchain، میتوانید مطمئن شوید که همه توسعهدهندگان و محیطهای CI/CD از یک نسخه خاص از ابزار Go استفاده میکنند.
مدیریت نسخهها در پروژههای تیمی
این ویژگی تضمین میکند که مشکلات ناشی از ناسازگاری نسخهها (مانند تغییرات در syntax یا behavior) به حداقل برسند.
ساخت خودکار با نسخه مشخص
اگر نسخهای که در toolchain تعریف شده، روی سیستم نصب نشده باشد، ابزار Go بهطور خودکار آن را از وبسایت Go دریافت و نصب میکند.
نکته مهم درباره toolchain
این قابلیت با ابزار Go نسخه 1.21 و بالاتر در دسترس است. اگر نسخه Go قدیمیتری دارید، خط مربوط به toolchain در فایل go.mod نادیده گرفته خواهد شد.
toolchain مستقل از دستور go در فایل go.mod عمل میکند. دستور go نسخه حداقل زبان Go برای کدنویسی و بیلد کردن را مشخص میکند:
go 1.20 مثالی کامل از go.mod
module example.com/myproject go 1.20 toolchain go1.20 require ( github.com/some/library v1.2.3 ) go 1.20: نسخه حداقل برای ویژگیهای زبان Go.
toolchain go1.20: نسخه ابزار Go که پروژه باید با آن ساخته شود.
جمعبندی
toolchain یک ابزار قوی برای مدیریت و تثبیت نسخه ابزار Go در پروژههای بزرگ است. این قابلیت بهخصوص در محیطهای توسعه تیمی و پروژههایی که وابستگی شدیدی به نسخه خاصی از Go دارند، بسیار مفید است.
➖➖➖➖➖➖➖➖
https://news.1rj.ru/str/addlist/KpzXaiSpKENkMGM0
Forwarded from Gopher Academy
در فایل go.mod، دو دستور go و toolchain نقشهای متفاوتی دارند، هرچند هر دو به نسخههای Go مرتبط هستند. در ادامه به تفاوتهای این دو دستور میپردازیم:
1. go: مشخص کردن نسخه حداقل زبان Go
این دستور نشاندهنده نسخه حداقل زبان Go است که پروژه باید با آن سازگار باشد. به عبارتی، این مقدار مشخص میکند که کدام نسخه از ویژگیهای زبان و استاندارد Go برای کامپایل و اجرای پروژه لازم است.
کاربرد:
تعیین نسخه حداقل زبان Go که برای این پروژه لازم است.
اگر نسخه ابزار Go نصبشده روی سیستم از این مقدار کمتر باشد، ابزار Go اجازه بیلد (build) یا اجرای پروژه را نمیدهد.
این دستور به طور مستقیم بر رفتار زبان و کتابخانههای استاندارد تأثیر میگذارد.
مثال:
ویژگیهای زبان و کتابخانههای استاندارد Go 1.20 به بالا در دسترس هستند.
اگر نسخه Go نصبشده روی سیستم از 1.20 کمتر باشد، هنگام اجرای دستورات go build یا go run خطا خواهید گرفت.
2. toolchain: تعیین نسخه ابزار Go
این دستور که در Go 1.21 معرفی شده، نسخهای از ابزار Go (Go Toolchain) را مشخص میکند که پروژه باید از آن استفاده کند. ابزار Go شامل مواردی مانند go build, go run, go mod, و غیره است.
کاربرد:
مجبور کردن سیستم یا محیط CI/CD به استفاده از نسخه مشخص ابزار Go، صرفنظر از نسخه نصبشده روی سیستم.
در صورت نبود نسخه مشخصشده از ابزار Go، به طور خودکار آن نسخه دانلود و نصب میشود.
مثال:
حتی اگر نسخه go روی سیستم شما 1.19 باشد، ابزار Go نسخه 1.20 را دانلود و استفاده میکند.
این خط تضمین میکند که تمام ابزارهای مرتبط با Go (کامپایلر، مدیریت ماژولها، و غیره) از نسخه خاصی پیروی کنند.
تفاوتهای اصلی
ویژگیgotoolchainهدفنسخه حداقل زبان Goنسخه ابزار Go (Go Toolchain)اثرگذاریروی ویژگیهای زبان و استانداردهاروی ابزارهای مرتبط با Goزمان معرفیقدیمی (از ابتدای Go Modules)جدید (از Go 1.21 به بعد)رفتار در نبود نسخهخطا میدهدنسخه مناسب را دانلود و استفاده میکندتأثیر بر ساخت پروژهفقط بررسی زبان و استانداردهاتعیین دقیق نسخه ابزار برای کل فرآیند
چرا از هر دو استفاده کنیم؟
go: برای اطمینان از این که کد با نسخه خاصی از زبان سازگار است.
toolchain: برای تضمین این که ابزارها و محیط ساخت دقیقاً از نسخه خاصی استفاده کنند.
مثال ترکیبی
زبان Go باید حداقل 1.20 باشد (برای ویژگیهای زبان و استانداردها).
ابزارهای مرتبط با Go باید از نسخه 1.21 استفاده کنند (حتی اگر نسخه نصبشده 1.20 باشد، نسخه 1.21 دانلود و استفاده میشود).
نتیجهگیری
go برای تعیین حداقل سازگاری زبان Go است.
toolchain برای کنترل نسخه ابزار Go در محیطهای مختلف به کار میرود.
ترکیب این دو، کنترل دقیقتری بر محیط توسعه و اجرای پروژه فراهم میکند.
➖➖➖➖➖➖➖➖
https://news.1rj.ru/str/addlist/KpzXaiSpKENkMGM0
1. go: مشخص کردن نسخه حداقل زبان Go
این دستور نشاندهنده نسخه حداقل زبان Go است که پروژه باید با آن سازگار باشد. به عبارتی، این مقدار مشخص میکند که کدام نسخه از ویژگیهای زبان و استاندارد Go برای کامپایل و اجرای پروژه لازم است.
کاربرد:
تعیین نسخه حداقل زبان Go که برای این پروژه لازم است.
اگر نسخه ابزار Go نصبشده روی سیستم از این مقدار کمتر باشد، ابزار Go اجازه بیلد (build) یا اجرای پروژه را نمیدهد.
این دستور به طور مستقیم بر رفتار زبان و کتابخانههای استاندارد تأثیر میگذارد.
مثال:
go 1.20 ویژگیهای زبان و کتابخانههای استاندارد Go 1.20 به بالا در دسترس هستند.
اگر نسخه Go نصبشده روی سیستم از 1.20 کمتر باشد، هنگام اجرای دستورات go build یا go run خطا خواهید گرفت.
2. toolchain: تعیین نسخه ابزار Go
این دستور که در Go 1.21 معرفی شده، نسخهای از ابزار Go (Go Toolchain) را مشخص میکند که پروژه باید از آن استفاده کند. ابزار Go شامل مواردی مانند go build, go run, go mod, و غیره است.
کاربرد:
مجبور کردن سیستم یا محیط CI/CD به استفاده از نسخه مشخص ابزار Go، صرفنظر از نسخه نصبشده روی سیستم.
در صورت نبود نسخه مشخصشده از ابزار Go، به طور خودکار آن نسخه دانلود و نصب میشود.
مثال:
toolchain go1.20 حتی اگر نسخه go روی سیستم شما 1.19 باشد، ابزار Go نسخه 1.20 را دانلود و استفاده میکند.
این خط تضمین میکند که تمام ابزارهای مرتبط با Go (کامپایلر، مدیریت ماژولها، و غیره) از نسخه خاصی پیروی کنند.
تفاوتهای اصلی
ویژگیgotoolchainهدفنسخه حداقل زبان Goنسخه ابزار Go (Go Toolchain)اثرگذاریروی ویژگیهای زبان و استانداردهاروی ابزارهای مرتبط با Goزمان معرفیقدیمی (از ابتدای Go Modules)جدید (از Go 1.21 به بعد)رفتار در نبود نسخهخطا میدهدنسخه مناسب را دانلود و استفاده میکندتأثیر بر ساخت پروژهفقط بررسی زبان و استانداردهاتعیین دقیق نسخه ابزار برای کل فرآیند
چرا از هر دو استفاده کنیم؟
go: برای اطمینان از این که کد با نسخه خاصی از زبان سازگار است.
toolchain: برای تضمین این که ابزارها و محیط ساخت دقیقاً از نسخه خاصی استفاده کنند.
مثال ترکیبی
module example.com/myproject go 1.20 // حداقل نسخه زبان Go toolchain go1.21 // نسخه ابزار Go زبان Go باید حداقل 1.20 باشد (برای ویژگیهای زبان و استانداردها).
ابزارهای مرتبط با Go باید از نسخه 1.21 استفاده کنند (حتی اگر نسخه نصبشده 1.20 باشد، نسخه 1.21 دانلود و استفاده میشود).
نتیجهگیری
go برای تعیین حداقل سازگاری زبان Go است.
toolchain برای کنترل نسخه ابزار Go در محیطهای مختلف به کار میرود.
ترکیب این دو، کنترل دقیقتری بر محیط توسعه و اجرای پروژه فراهم میکند.
➖➖➖➖➖➖➖➖
https://news.1rj.ru/str/addlist/KpzXaiSpKENkMGM0
Forwarded from Linuxor ?
Forwarded from Armon technical logs (armon Taheri)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چند روز پیش صحبتی انجام شد توی یکی از اسپیس های توییتر راجع بحث استخدام و بحران نیرو متخصصی که در ایران شکل گرفته و شرایط به شدت خاص شرکت های تک ایران و اقای علی تولایی اشاره کردن به ارایه ای که توی جشن انتشار دبیان ۱۲ داشتن
به نظرم خالی از لطف نیست که یه بار دیگه این صحبت هارو گوش بدیم
به نظرم خالی از لطف نیست که یه بار دیگه این صحبت هارو گوش بدیم
Forwarded from Linuxor ?
Forwarded from Agora (Alireza Azadi)
یه بلاگ پستی رو تازه خوندم که نویسنده میاد این رو بررسی میکنه که: اگر از LLM ها بخواییم راهحل یک مسئله رو برامون پیادهسازی کنه و هربار که جوابی رو پیاده کرد، ازش بخواییم که اون رو بهتر کنه، آیا واقعا خروجی بهتر میشه یا نه؟
این که بهتر بودن رو چی تعریف کنیم خودش قابل بحثه و نویسنده هم فرض رو در ابتدا بر این میذاره که زمان اجرای برنامه کمتر بشه.
خلاصه، میاد و یک مسئله معروف رو میده به Claude 3.5 Sonnet و قدم به قدم خروجی رو بررسی و تحلیل میکنه. به دو روش هم پیش میبره، یک بار خیلی معمولی و یک بار دیگه هم با Prompt Engineering. بهنظرم جالبه. هم از نظر دیدن عملکرد LLMها هم این که کد پایتونی که بعضی جاها خروجی میده چیزهای جالبی داشت واسم که خودم ازشون چیز یاد گرفتم D:
https://minimaxir.com/2025/01/write-better-code/#fnref:1
این که بهتر بودن رو چی تعریف کنیم خودش قابل بحثه و نویسنده هم فرض رو در ابتدا بر این میذاره که زمان اجرای برنامه کمتر بشه.
خلاصه، میاد و یک مسئله معروف رو میده به Claude 3.5 Sonnet و قدم به قدم خروجی رو بررسی و تحلیل میکنه. به دو روش هم پیش میبره، یک بار خیلی معمولی و یک بار دیگه هم با Prompt Engineering. بهنظرم جالبه. هم از نظر دیدن عملکرد LLMها هم این که کد پایتونی که بعضی جاها خروجی میده چیزهای جالبی داشت واسم که خودم ازشون چیز یاد گرفتم D:
https://minimaxir.com/2025/01/write-better-code/#fnref:1
Minimaxir
Can LLMs write better code if you keep asking them to “write better code”?
Most coders want AI to write code faster: I want AI to write FASTER CODE.
👍1
Forwarded from Alireza Azadi
ولاگ و بلاگری - بخش اول
ــــــــــــــــــــــ
چند روز پیش میخواستم ببینم مردم شریف و گرانفروش ونیز چطوری توی ونیز زندگی میکنن. برام واقعا سوال شده بود (و هنوز هم هست). رفتم یه سرچی تو یوتیوب کردم، فقط یه گزینه دیدم که راهنمای سفر به ونیز نبود و اون هم یه کانال یوتیوبی بود واسه یه خانومی که ولاگ درست میکرد. اونجا با خودم گفتم ای آزادی! ای خاسر همیشگی دنیا و آخرت. تو همیشه زود قضاوت کردی. آخرش ولاگری (من به بلاگرهایی که ولاگ درست میکنن میگم ولاگر) اومد و چراغی در این جهل ظلمانیت روشن کرد. خوبت شد؟
از خدا پنهون نیست، از شما چه پنهون، بسیار دری وری بود! و باز هم مهر تاییدی بود به بیخود بودن محتوای تولیدی خورده ولاگرهای زردی که مثل قارچ از در و دیوار سبز شدن و همه از رو دست هم کپی میکنن. ولاگ حتی سایهای از شکل زندگی در ونیز هم نتونست بهم بده و توی خورده جزئیات بیمعنی و الکی ولاگر مونده بود. من فقط فهمیدم بزرگوار میره کتابخونه درس بخونه و عامممممم، از ماگ کیوتش نوشیدنیش رو میخوره که بدنش دیهایدریته نشه. عاه!با دوست کیوتش هم اون وسط میره کافه که قهوه بخوره و کیک. شب هم میره از یک موسیقی خیابانی لذت میبره. آه چه کیوت! نه؟
نه! نه! نه!
اهمیت نداره که توی ده کوره زندگی میکنید یا توی کلانشهر. هرجا که هستید ولاگری هست که با چشمهایی پف کرده و تازه از خواب بیدار شده که به دوربین گوشیش نگاه کنه و یه «سَ لاااااااام» لزج و نوچ تحویلتون بده. مشکل من درست اینجاست که جمعیت زیادی از اینها، آدمهایی هستند که اگر گوشی رو کنار بذارند، انتظار معمولیترین رفتار های آدمیزادی ازشون غلط زیادیه. طوری که از سلام دادن بیجواب به اونها خودتون رو سزاوار تنبیه میدونید.
شهناز که تلاش میکنه که یه بلاگر کثیرالبازدید تو یوتیوب و اینستاگرام بشه، کارش رو از بردن ما توی خونهش شروع کرده و میخواد مارو با هزینهی زندگی تو شهری که توش زندگی میکنه آشنا کنه. اول میریم که باهم آماده بشیم که شهنار آرایش کنه و وسطش واسمون با ناخونهای کاشتهش روی وسیله آرایشهاش تلق تلوقی هنرمندانهای بکنه جوری که دست و پای ما از این هنرمندی خیس بشه.
شهناز که حالا یه آرایش سبک دانشگاهی/آزمایشگاهی/کارمندی کرده، مارو با خودش میبره که شاهد خوردن قهوهی روزانهش رو توی کافه/استارباکس محلشون باشیم. تو راه واسمون از پول اجاره خونهش میگه و زندگی سختی که پشت سر گذاشته :ـ( (هرچند که شهناز وقتی ایران بود بالاشهر مینشست و حالا با پولی که از خانواده براش فرستاده میشه خونه زندگی خوبی دست و پا کرده). با سکانسی از فضای کافه شروع میکنیم و با نون کشیدن ته فنجون کاپوچینو و خوندن فاکتورش کار رو تموم میکنیم. حالا ما دست جمعی داریم میریم که آماده بشیم تا سوار اتوبوس بشیم و نکات نغز شهناز راجعبه حمل و نقل عمومی رو به گوش جان بسپاریم. شهناز اینجا هم باز هم بهمون عدد و ارقام میده و مثل یک وکیل کارکشته، برامون از تبصره مادههای گرفتن تخفیف تو وسایل نقلیه میگه. کاش اتوبوس هرگز نرسه که ما بیشتر یاد بگیریم.
شهناز که برخلاف همیشه وقتی گوشی رو دست میگیره بسیار خوش سر و زبون و برونگراست، مارو وارد زندگیش میکنه و به ما از برنامهی روزش میگه. باور نکردنیه نه؟ شهناز که تا دیروز حتی با کون خودش هم قهر بود حالا با ما چنان ایاق شده که میخواد مارو ببره که باهاش درس خوندنشو ببینیم!! از فرط هیجان دستم موقع نوشتن ناخودآگاه و بیخود هی خط میخوره... مارو میذاره کنج میز، طوری که پایین کادر، لوازم تحریر رنگی و گوگولیشو داشته باشیم و همزمان سهرخ رنگ پریدهش که به سختی داره درس میخونه و تلاش! تلاش! تلاش! چه کادر بینظیری!! شرط میبندم این قاب رو کمنظیر رو هرگز از ذهنتون خارج نمیکنید.
حالا وقتشه که بفهمیم هزینهی خورد و خوارک تو شهر شهناز چقدره. از نظر قدرت تولید محتوا، شهناز پا بهپای بزرگترین مستندسازهای بیبیسی و نشنالجغرافی پیش میره. مستند رواییهای که حتماً شما رو میخکوب میکنه پای مانیتورتون. دوربین رودستها و POVهای شاهکار از لحظات نون خریدن توی فروشگاه تا لحظات نفسگیر انتخاب بین مرغ و تخممرغ از یخچال فروشگاه و صدای گوینده (با گویندگی شهناز) که با لحنی آرام، در صحنهای که از هیجان نفسها در سینه حبس شده میگه: «عاممممممممممم نمیدونم بین اینا کدومو انتخاب کنم»... من رو یاد شاهکارهای دیوید اتنبرو میندازه در مستندهای حیات وحش. و اینها همه، درخدمت سکانس پایانی هستند:
ــــــــــــــــــــــ
چند روز پیش میخواستم ببینم مردم شریف و گرانفروش ونیز چطوری توی ونیز زندگی میکنن. برام واقعا سوال شده بود (و هنوز هم هست). رفتم یه سرچی تو یوتیوب کردم، فقط یه گزینه دیدم که راهنمای سفر به ونیز نبود و اون هم یه کانال یوتیوبی بود واسه یه خانومی که ولاگ درست میکرد. اونجا با خودم گفتم ای آزادی! ای خاسر همیشگی دنیا و آخرت. تو همیشه زود قضاوت کردی. آخرش ولاگری (من به بلاگرهایی که ولاگ درست میکنن میگم ولاگر) اومد و چراغی در این جهل ظلمانیت روشن کرد. خوبت شد؟
از خدا پنهون نیست، از شما چه پنهون، بسیار دری وری بود! و باز هم مهر تاییدی بود به بیخود بودن محتوای تولیدی خورده ولاگرهای زردی که مثل قارچ از در و دیوار سبز شدن و همه از رو دست هم کپی میکنن. ولاگ حتی سایهای از شکل زندگی در ونیز هم نتونست بهم بده و توی خورده جزئیات بیمعنی و الکی ولاگر مونده بود. من فقط فهمیدم بزرگوار میره کتابخونه درس بخونه و عامممممم، از ماگ کیوتش نوشیدنیش رو میخوره که بدنش دیهایدریته نشه. عاه!با دوست کیوتش هم اون وسط میره کافه که قهوه بخوره و کیک. شب هم میره از یک موسیقی خیابانی لذت میبره. آه چه کیوت! نه؟
نه! نه! نه!
اهمیت نداره که توی ده کوره زندگی میکنید یا توی کلانشهر. هرجا که هستید ولاگری هست که با چشمهایی پف کرده و تازه از خواب بیدار شده که به دوربین گوشیش نگاه کنه و یه «سَ لاااااااام» لزج و نوچ تحویلتون بده. مشکل من درست اینجاست که جمعیت زیادی از اینها، آدمهایی هستند که اگر گوشی رو کنار بذارند، انتظار معمولیترین رفتار های آدمیزادی ازشون غلط زیادیه. طوری که از سلام دادن بیجواب به اونها خودتون رو سزاوار تنبیه میدونید.
شهناز که تلاش میکنه که یه بلاگر کثیرالبازدید تو یوتیوب و اینستاگرام بشه، کارش رو از بردن ما توی خونهش شروع کرده و میخواد مارو با هزینهی زندگی تو شهری که توش زندگی میکنه آشنا کنه. اول میریم که باهم آماده بشیم که شهنار آرایش کنه و وسطش واسمون با ناخونهای کاشتهش روی وسیله آرایشهاش تلق تلوقی هنرمندانهای بکنه جوری که دست و پای ما از این هنرمندی خیس بشه.
شهناز که حالا یه آرایش سبک دانشگاهی/آزمایشگاهی/کارمندی کرده، مارو با خودش میبره که شاهد خوردن قهوهی روزانهش رو توی کافه/استارباکس محلشون باشیم. تو راه واسمون از پول اجاره خونهش میگه و زندگی سختی که پشت سر گذاشته :ـ( (هرچند که شهناز وقتی ایران بود بالاشهر مینشست و حالا با پولی که از خانواده براش فرستاده میشه خونه زندگی خوبی دست و پا کرده). با سکانسی از فضای کافه شروع میکنیم و با نون کشیدن ته فنجون کاپوچینو و خوندن فاکتورش کار رو تموم میکنیم. حالا ما دست جمعی داریم میریم که آماده بشیم تا سوار اتوبوس بشیم و نکات نغز شهناز راجعبه حمل و نقل عمومی رو به گوش جان بسپاریم. شهناز اینجا هم باز هم بهمون عدد و ارقام میده و مثل یک وکیل کارکشته، برامون از تبصره مادههای گرفتن تخفیف تو وسایل نقلیه میگه. کاش اتوبوس هرگز نرسه که ما بیشتر یاد بگیریم.
شهناز که برخلاف همیشه وقتی گوشی رو دست میگیره بسیار خوش سر و زبون و برونگراست، مارو وارد زندگیش میکنه و به ما از برنامهی روزش میگه. باور نکردنیه نه؟ شهناز که تا دیروز حتی با کون خودش هم قهر بود حالا با ما چنان ایاق شده که میخواد مارو ببره که باهاش درس خوندنشو ببینیم!! از فرط هیجان دستم موقع نوشتن ناخودآگاه و بیخود هی خط میخوره... مارو میذاره کنج میز، طوری که پایین کادر، لوازم تحریر رنگی و گوگولیشو داشته باشیم و همزمان سهرخ رنگ پریدهش که به سختی داره درس میخونه و تلاش! تلاش! تلاش! چه کادر بینظیری!! شرط میبندم این قاب رو کمنظیر رو هرگز از ذهنتون خارج نمیکنید.
حالا وقتشه که بفهمیم هزینهی خورد و خوارک تو شهر شهناز چقدره. از نظر قدرت تولید محتوا، شهناز پا بهپای بزرگترین مستندسازهای بیبیسی و نشنالجغرافی پیش میره. مستند رواییهای که حتماً شما رو میخکوب میکنه پای مانیتورتون. دوربین رودستها و POVهای شاهکار از لحظات نون خریدن توی فروشگاه تا لحظات نفسگیر انتخاب بین مرغ و تخممرغ از یخچال فروشگاه و صدای گوینده (با گویندگی شهناز) که با لحنی آرام، در صحنهای که از هیجان نفسها در سینه حبس شده میگه: «عاممممممممممم نمیدونم بین اینا کدومو انتخاب کنم»... من رو یاد شاهکارهای دیوید اتنبرو میندازه در مستندهای حیات وحش. و اینها همه، درخدمت سکانس پایانی هستند:
Forwarded from Alireza Azadi
ولاگ و بلاگری - بخش دوم
ــــــــــــــــــــــ
شهناز حالا اومده خونه و روی تخت نشسته. خستهس. ملایم کردن نور و آروم حرف زدنش کمک مضاعفی به فضاسازی کرده و مارو بیشتر همدل میکنه باهاش. بعد با گفتن خلاصهای از روزش، حالا وقتشه که تعلیقی که به نبوغ تا حالا برای ما ساخته رو پایان بده و مارو به پردهی آخر ببره: خوندن فاکتور خرید و گفتن هزینه....درسته. لحظهای که همه منتظرش بودیم بالاخره سر میرسه و شهناز دونه دونه عدد ها رو برای ما میخونه و در سکانس آخر کلوزآپ قیمت درج شده روی فاکتور فروشگاه...
و تمام. پایانبندای بهتر از روانی هیچکاک.
احتمال میدم که حداقل یکی از ولاگرهایی که این ور و اون ور دیدین از ذهنتون عبور کرده و خب اگر اینطوره، این خبر بدیه. خبر بدیه چون که مشکل درست همین جاست. این که از ضعیفترین ایدههایی که میشه پیاده کرد، کپیهای ضعیفتری زده میشه. از تمها و thumbnailهایی که برای ویدیو ها درست میشه گرفته تا موضوعاتی که بهشون پرداخته میشه. شیوههای روایت تماما کپی و به یک سر و شکل.
ذاتاً بهنظر من بلاگری/ولاگری نه تنها کار بدی نیست که خیلی هم میتونه جذاب باشه. همون مثال ونیز که باهاش شروع کردم. یک ولاگ میتونست خیلی بیواسطه به سوال من راجعبه زندگی در ونیز جواب بده و پارو فراتر بذاره واین امکان رو به من بده که درک عمیقتری رو نسب به یک شهروند ونیزی و چالشهای جدیترش که احتمالا توی مستندها نمیشه پیداش کرد کسب کنم. بهنظرم انتقال دستهاول تجربهی زیستن خیلی خوب و اساسیه و البته گرانبها. من اینطور استدلال میکنم که تجربهی زیستن هرکسی با هرکسی متفاوته و ماجرایی که من نوعی تعریف میکنم قطعا متناسبه با جهانبینی من. اگر قرار باشه من روایتی داشته باشم از اون چه که بر من گذشت، حتما و منطقا باید برخواسته از دیدی باشه که من دارم. این که من بیفتم کپی کاری و دست بردن در روایت، دیگه این تجربهی زیستن من نیست پس در نتیجه دوزار هم نمیارزه. برای همین میگم که بلاگر/ولاگری که شکل روایی خودش رو نداره یا اصلا روایت خودش رو نداره کارش نهتنها شایسته تشویق و دنبال کردن نیست که سزاوار نقدی خیلی تند و تیزه.
ــــــــــــــــــــــ
شهناز حالا اومده خونه و روی تخت نشسته. خستهس. ملایم کردن نور و آروم حرف زدنش کمک مضاعفی به فضاسازی کرده و مارو بیشتر همدل میکنه باهاش. بعد با گفتن خلاصهای از روزش، حالا وقتشه که تعلیقی که به نبوغ تا حالا برای ما ساخته رو پایان بده و مارو به پردهی آخر ببره: خوندن فاکتور خرید و گفتن هزینه....درسته. لحظهای که همه منتظرش بودیم بالاخره سر میرسه و شهناز دونه دونه عدد ها رو برای ما میخونه و در سکانس آخر کلوزآپ قیمت درج شده روی فاکتور فروشگاه...
و تمام. پایانبندای بهتر از روانی هیچکاک.
احتمال میدم که حداقل یکی از ولاگرهایی که این ور و اون ور دیدین از ذهنتون عبور کرده و خب اگر اینطوره، این خبر بدیه. خبر بدیه چون که مشکل درست همین جاست. این که از ضعیفترین ایدههایی که میشه پیاده کرد، کپیهای ضعیفتری زده میشه. از تمها و thumbnailهایی که برای ویدیو ها درست میشه گرفته تا موضوعاتی که بهشون پرداخته میشه. شیوههای روایت تماما کپی و به یک سر و شکل.
ذاتاً بهنظر من بلاگری/ولاگری نه تنها کار بدی نیست که خیلی هم میتونه جذاب باشه. همون مثال ونیز که باهاش شروع کردم. یک ولاگ میتونست خیلی بیواسطه به سوال من راجعبه زندگی در ونیز جواب بده و پارو فراتر بذاره واین امکان رو به من بده که درک عمیقتری رو نسب به یک شهروند ونیزی و چالشهای جدیترش که احتمالا توی مستندها نمیشه پیداش کرد کسب کنم. بهنظرم انتقال دستهاول تجربهی زیستن خیلی خوب و اساسیه و البته گرانبها. من اینطور استدلال میکنم که تجربهی زیستن هرکسی با هرکسی متفاوته و ماجرایی که من نوعی تعریف میکنم قطعا متناسبه با جهانبینی من. اگر قرار باشه من روایتی داشته باشم از اون چه که بر من گذشت، حتما و منطقا باید برخواسته از دیدی باشه که من دارم. این که من بیفتم کپی کاری و دست بردن در روایت، دیگه این تجربهی زیستن من نیست پس در نتیجه دوزار هم نمیارزه. برای همین میگم که بلاگر/ولاگری که شکل روایی خودش رو نداره یا اصلا روایت خودش رو نداره کارش نهتنها شایسته تشویق و دنبال کردن نیست که سزاوار نقدی خیلی تند و تیزه.
Forwarded from Anophel | آنوفل
بیاید مثال داخل تصویر رو بررسی کنیم.
اینجا فرستنده منتظر گیرنده نمیمونه، ولی اگه تعداد دادهها بیشتر از ظرفیت بافر بشه چی؟ آیا باید اندازه بافر رو زیاد کنیم یا ی استراتژی دیگه به کار ببریم؟
#گولنگ #گو #بهینهسازی_کد #Go
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM