🔴 گزارش تصویری/ مراسم هفتمین روز درگذشت ناخدا حمید متاجی، پدر بزرگوار علی متاجی در نوشهر
@dolatebahar
@dolatebahar
🔴 مخالفت آلمان با آزادسازی پولهای بلوکهشده ایران
وزارت خارجه آلمان ضمن مخالفت با آزادسازی پولهای بلوکه شده ایران اعلام کرد، تهران در اسرع وقت و بدون قرار دادن پیش شرط، به میز مذاکرات برای احیای توافق برجام برگردد.
@dolatebahar
وزارت خارجه آلمان ضمن مخالفت با آزادسازی پولهای بلوکه شده ایران اعلام کرد، تهران در اسرع وقت و بدون قرار دادن پیش شرط، به میز مذاکرات برای احیای توافق برجام برگردد.
@dolatebahar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 خبر وزیر خارجه ارمنستان درباره مسیر جایگزین ایران به ارمنستان
آرارات ميرزويان:
➖ راه های جایگزین ایران به ارمنستان تقریبا آماده بهره برداری است.
➖ باید مذاکرات بر پایه توافق مینسک ادامه یابد.
➖ در مذاکرات با وزیر امور خارجه ایران تأکید شد که باید رفع محدودیت در راه های ارتباطی هر چه سریع تر صورت گیرد.
@dolatebahar
آرارات ميرزويان:
➖ راه های جایگزین ایران به ارمنستان تقریبا آماده بهره برداری است.
➖ باید مذاکرات بر پایه توافق مینسک ادامه یابد.
➖ در مذاکرات با وزیر امور خارجه ایران تأکید شد که باید رفع محدودیت در راه های ارتباطی هر چه سریع تر صورت گیرد.
@dolatebahar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 نایب رئیس کمیسیون قضایی مجلس : برگ سبز خودرو قطعا سند رسمی است
🔸هیچ جای قانون مطلبی مبنی بر اجبار ثبت اموال منقول در دفترخانه نیامده است.
@dolatebahar
🔸هیچ جای قانون مطلبی مبنی بر اجبار ثبت اموال منقول در دفترخانه نیامده است.
@dolatebahar
🔴 کمالوندی: در یکسال گذشته ۳بار در سایتهای هسته ای خرابکاری شد/ سایت کرج در کنترل نهاد امنیتی بوده؛ امکان ندارد دوربین آژانس در آنجا نصب شود
سخنگوی سازمان انرژی اتمی کشور گفت:
آقای گروسی موضوع تعویض دوربینهای سایت کرج را مطرح کردند، میدانید که این دوربینها در نتیجه خرابکاری آسیب دیده بود، یکی از آنها کاملا از بین رفته و بقیه آنها صدمه دیده بودند، ما هم در مذاکرات تهران و هم در وین به این موضوع اشاره کرده بودیم که با توجه به اینکه به دلیل خرابکاری این مجموعه تحت نظر نیروهای امنیتی و قضایی ما است و تحقیقات امنیتی مرتبط با آن هنوز تمام نشده امکان اجابت درخواست آژانس وجود ندارد.
@dolatebahar
سخنگوی سازمان انرژی اتمی کشور گفت:
آقای گروسی موضوع تعویض دوربینهای سایت کرج را مطرح کردند، میدانید که این دوربینها در نتیجه خرابکاری آسیب دیده بود، یکی از آنها کاملا از بین رفته و بقیه آنها صدمه دیده بودند، ما هم در مذاکرات تهران و هم در وین به این موضوع اشاره کرده بودیم که با توجه به اینکه به دلیل خرابکاری این مجموعه تحت نظر نیروهای امنیتی و قضایی ما است و تحقیقات امنیتی مرتبط با آن هنوز تمام نشده امکان اجابت درخواست آژانس وجود ندارد.
@dolatebahar
🔴 تشکر رهبر انقلاب از پهلوانان افتخارآفرین در رقابتهای کشتی آزاد قهرمانی جهان
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
پیروزی افتخارآفرین پهلوانان کشتی گیرمان، همه بخصوص جوانان کشور را شاد کرد. صمیمانه از آنها تشکر میکنم.
سیّد علی خامنه ای
۱۲ مهر ۱۴۰۰
@dolatebahar
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
پیروزی افتخارآفرین پهلوانان کشتی گیرمان، همه بخصوص جوانان کشور را شاد کرد. صمیمانه از آنها تشکر میکنم.
سیّد علی خامنه ای
۱۲ مهر ۱۴۰۰
@dolatebahar
🔴 کامران قاسمپور نماینده وزن ۹۲ کیلوگرم کشورمان در مرحله فینال رقابتهای کشتی آزاد قهرمانی جهان با نتیجه ۸ بر ۴ حریف روس خود را شکست داد و قهرمان جهان شد
@dolatebahar
@dolatebahar
🔴 دولت گرجستان مرزهای زمینی خود بر روی کامیون های ایران را بست
پس از ممنوعیت ورود اتباع ایران به گرجستان، تفلیس از روز یکشنبه تمامی مرزهایی زمینی خود را برای تردد وسایل نقلیه ایرانی بست.
به گزارش اسپوتنیک؛ صدها کامیون و تریلی ایرانی که به منظور ترانزیت بار به روسیه از ارمنستان عبور کرده بودند اکنون در مرزهای گرجستان متوقف شده اند.
در صورت تداوم سیاست های فعلی تفلیس ، تنها راه باقی مانده برای ایران جهت تشکیل کریدور شمال - جنوب، فعال سازی مسیر آبی بندرانزلی به بندر آستراخان روسیه خواهد بود.
🔸سخنگوی گمرک ایران: ممنوعیت و محدودیت ورود کامیونهای ایرانی به گرجستان صحت ندارد و شرایط عادی است.
@dolatebahar
پس از ممنوعیت ورود اتباع ایران به گرجستان، تفلیس از روز یکشنبه تمامی مرزهایی زمینی خود را برای تردد وسایل نقلیه ایرانی بست.
به گزارش اسپوتنیک؛ صدها کامیون و تریلی ایرانی که به منظور ترانزیت بار به روسیه از ارمنستان عبور کرده بودند اکنون در مرزهای گرجستان متوقف شده اند.
در صورت تداوم سیاست های فعلی تفلیس ، تنها راه باقی مانده برای ایران جهت تشکیل کریدور شمال - جنوب، فعال سازی مسیر آبی بندرانزلی به بندر آستراخان روسیه خواهد بود.
🔸سخنگوی گمرک ایران: ممنوعیت و محدودیت ورود کامیونهای ایرانی به گرجستان صحت ندارد و شرایط عادی است.
@dolatebahar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 گزارش رادیو فرانسه درباره اسناد پاندورا؛ ثروت اندوزی و سوء استفاده مالی رهبران سیاسی جهان
@dolatebahar
@dolatebahar
🔴 فتحعلی اویسی درگذشت
مدیر روابط عمومی سیما: فتحعلی اویسی که از چندی پیش در بیمارستان بستری و به کما رفته بود، صبح امروز درگذشت.
@dolatebahar
مدیر روابط عمومی سیما: فتحعلی اویسی که از چندی پیش در بیمارستان بستری و به کما رفته بود، صبح امروز درگذشت.
@dolatebahar
🔴 احیای غیرضرور و خسارتبار!
✍️ علی فریدونی
آقای رئیسی در معرفی کابینه به مجلس و همچنین در جریان سفر اخیرش به یاسوج، از احیای مجدد جهاد سازندگی سخن گفته است! این در حالی است که بخش کشاورزی، از زمان اداره کل فلاحت (۱۳۰۹) تا سال ۷۹ که آخرین ادغام در این بخش صورت گرفت، حداقل 10 بار دچار قبض و بسط شده است! (حتی در اواخر دهه ۴۰ این وزارتخانه به چهار وزارت تقسیم شده بود!). اینکه اینهمه تحول و تطور در بخش کشاورزی نشانه اهمیت این بخش است یا بستری برای ایجاد پستهای جدید برای نورچشمیها، بر ما معلوم نیست!
با تولد نهاد انقلابی جهاد سازندگی بعد از انقلاب و تماس این نهاد با روستاییان و کشاورزان، بهتدریج درصدد انجام خدمات کشاورزی نیز برآمد؛ اما چون وظایفی در این زمینه بر عهدهشان نبود، کمکم به صورت عرضی، بخشی از وظایف وزارت کشاورزی به این نهاد محول شد (گندم دیم، تأمین علوفه و مراتع عشایری و...)؛ اما چون این کار نیز با مشکلات زیادی همراه بود؛ بنابراین در سال ۶۶ به سوی انحلال وزارت کشاورزی رفتند؛ ولی خوشبختانه مجلس موافقت نکرد! اما پیگیری موضوع تا سال ۷۹ ادامه یافت تا نهایتا در دیماه ۷۹ هر دو وزارت منحل و وزارت جدیدی به نام جهاد کشاورزی تشکیل شد.
ای کاش رئیس جمهور دلایل ادغام دو وزارت جهاد سازندگی و کشاورزی را مطالعه و سپس از احیای جهاد سازندگی سخن میگفت!
از دلایل اصلی ادغام؛ تفکیک وظیفه عرضی بین این دو دستگاه بود که باعث اصطکاک و سایش منابع انسانی و هدررفتن منابع مالی درخور توجه میشد.
این دو وزارتخانه در حالی مدعی تولیگری بخش کشاورزی بودند که هیچکدام وظایف کامل را در اختیار نداشتند!
با ادغام این دو وزارتخانه، جهاد کشاورزی عملا کل وظایف بخش کشاورزی را برعهده گرفت و در منابع مالی و انسانی صرفهجویی درخور توجهی صورت گرفت. ضمن اینکه دو نیروی موازی و گاهی متقابل نیز همجهت شده و راندمان کار افزایش یافت.
آنچه آقای رئیسی به دنبالش است، وظایف عمران و توسعه روستایی است؛ وظایفی که یک سال پس از ادغام، از وزارت جهاد کشاورزی منتزع و به وزارت راه و ترابری، نیرو، مسکن و شهرسازی و... واگذار شد. به عبارت دیگر الان وزارت جهاد کشاورزی، صرفا وظایف بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آن را برعهده دارد و هیچیک از وظایف جهاد سابق را عهدهدار نیست. کلمه جهاد هم که باقی مانده، شاید به خاطر ملاحظاتی غیر از مسائل فنی است!
اگر رئیس محترم دولت میخواهد جهاد سازندگی را احیا کند، باید مجددا وظایف مذکور را از وزارتخانههای فوق منتزع کند که البته با عوارضی همراه خواهد بود! زیرا با انجام این کار احتمال تحریک تعصبات بخشی در دستگاههای دیگر و بالطبع لطمهخوردنشان وجود دارد!
جهاد سازندگی در سال ۵۸ برای عمران و آبادانی روستاها (به جای وزارت تعاون و امور روستاها) ایجاد و با موفقیتهای خوبی نیز همراه بود. به طوری که براساس آمارها اکثر روستاها از نعمت آب و برق و بهداشت برخوردار شدند!
اینک جای سؤال است که این جهاد سازندگی جدید میخواهد چه کار کند!؟ اگر هدف، اشتغال نیروهایی موسوم به جهادیهای جدید است که آن امری علیحده است! اما اگر هدف از تشکیل مجدد جهاد سازندگی، جلوگیری از مهاجرت روستاییان یا بازگشت آنها از شهر است؛ به ضرس قاطع میتوان گفت «این امر میسر نیست!» زیرا آنچه باعث مهاجرت روستاییان از روستا به شهرها شده بود، فقدان درآمد کافی بود. درآمدی که با ساختن جاده و حمام و مدرسه حاصل نمیشود!
برعکس اگر به بخش کشاورزی عموما و وزارت کشاورزی خصوصا توجه شود، به نحوی که آنها بتوانند درآمد روستاییان را افزایش دهند، طبیعی است که آنها هم از روستاها نخواهند رفت (و حتی برمیگردند!) و جاده و حمام و مدرسه و... را نیز خودشان میسازند.
با عنایت به مراتب فوق و نظر به وضعیت بودجهای دولت ناشی از تحریمها، احیای جهاد سازندگی به صلاح نبوده و حتی ممکن است باعث تعارضات جدید و معالاسف دور و تسلسل شود! البته اگر هدف استفاده از نیروی جوانی دانشجویان و طلاب در ارائه خدمت به روستاییان باشد، میتوان از طرح اردوهای عمران ملی در اوقات فراغت این نیروها و بهویژه در سهماهه تابستان، استفاده کرده و هیچ ضرورتی به تأسیس وزارتخانهای جدید با هزینههای سربار نیست!
بنده بهعنوان کسی که پروژه ادغام را در بزرگترین و درعینحال حساسترین استان کشور با ۳۰ شهرستان و منطقه با موفقیت و بدون هیچ تنشی اجرا کردم، تجربهام را از سر صدق و صفا تقدیم کردم. من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم/ تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
@dolatebahar
✍️ علی فریدونی
آقای رئیسی در معرفی کابینه به مجلس و همچنین در جریان سفر اخیرش به یاسوج، از احیای مجدد جهاد سازندگی سخن گفته است! این در حالی است که بخش کشاورزی، از زمان اداره کل فلاحت (۱۳۰۹) تا سال ۷۹ که آخرین ادغام در این بخش صورت گرفت، حداقل 10 بار دچار قبض و بسط شده است! (حتی در اواخر دهه ۴۰ این وزارتخانه به چهار وزارت تقسیم شده بود!). اینکه اینهمه تحول و تطور در بخش کشاورزی نشانه اهمیت این بخش است یا بستری برای ایجاد پستهای جدید برای نورچشمیها، بر ما معلوم نیست!
با تولد نهاد انقلابی جهاد سازندگی بعد از انقلاب و تماس این نهاد با روستاییان و کشاورزان، بهتدریج درصدد انجام خدمات کشاورزی نیز برآمد؛ اما چون وظایفی در این زمینه بر عهدهشان نبود، کمکم به صورت عرضی، بخشی از وظایف وزارت کشاورزی به این نهاد محول شد (گندم دیم، تأمین علوفه و مراتع عشایری و...)؛ اما چون این کار نیز با مشکلات زیادی همراه بود؛ بنابراین در سال ۶۶ به سوی انحلال وزارت کشاورزی رفتند؛ ولی خوشبختانه مجلس موافقت نکرد! اما پیگیری موضوع تا سال ۷۹ ادامه یافت تا نهایتا در دیماه ۷۹ هر دو وزارت منحل و وزارت جدیدی به نام جهاد کشاورزی تشکیل شد.
ای کاش رئیس جمهور دلایل ادغام دو وزارت جهاد سازندگی و کشاورزی را مطالعه و سپس از احیای جهاد سازندگی سخن میگفت!
از دلایل اصلی ادغام؛ تفکیک وظیفه عرضی بین این دو دستگاه بود که باعث اصطکاک و سایش منابع انسانی و هدررفتن منابع مالی درخور توجه میشد.
این دو وزارتخانه در حالی مدعی تولیگری بخش کشاورزی بودند که هیچکدام وظایف کامل را در اختیار نداشتند!
با ادغام این دو وزارتخانه، جهاد کشاورزی عملا کل وظایف بخش کشاورزی را برعهده گرفت و در منابع مالی و انسانی صرفهجویی درخور توجهی صورت گرفت. ضمن اینکه دو نیروی موازی و گاهی متقابل نیز همجهت شده و راندمان کار افزایش یافت.
آنچه آقای رئیسی به دنبالش است، وظایف عمران و توسعه روستایی است؛ وظایفی که یک سال پس از ادغام، از وزارت جهاد کشاورزی منتزع و به وزارت راه و ترابری، نیرو، مسکن و شهرسازی و... واگذار شد. به عبارت دیگر الان وزارت جهاد کشاورزی، صرفا وظایف بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آن را برعهده دارد و هیچیک از وظایف جهاد سابق را عهدهدار نیست. کلمه جهاد هم که باقی مانده، شاید به خاطر ملاحظاتی غیر از مسائل فنی است!
اگر رئیس محترم دولت میخواهد جهاد سازندگی را احیا کند، باید مجددا وظایف مذکور را از وزارتخانههای فوق منتزع کند که البته با عوارضی همراه خواهد بود! زیرا با انجام این کار احتمال تحریک تعصبات بخشی در دستگاههای دیگر و بالطبع لطمهخوردنشان وجود دارد!
جهاد سازندگی در سال ۵۸ برای عمران و آبادانی روستاها (به جای وزارت تعاون و امور روستاها) ایجاد و با موفقیتهای خوبی نیز همراه بود. به طوری که براساس آمارها اکثر روستاها از نعمت آب و برق و بهداشت برخوردار شدند!
اینک جای سؤال است که این جهاد سازندگی جدید میخواهد چه کار کند!؟ اگر هدف، اشتغال نیروهایی موسوم به جهادیهای جدید است که آن امری علیحده است! اما اگر هدف از تشکیل مجدد جهاد سازندگی، جلوگیری از مهاجرت روستاییان یا بازگشت آنها از شهر است؛ به ضرس قاطع میتوان گفت «این امر میسر نیست!» زیرا آنچه باعث مهاجرت روستاییان از روستا به شهرها شده بود، فقدان درآمد کافی بود. درآمدی که با ساختن جاده و حمام و مدرسه حاصل نمیشود!
برعکس اگر به بخش کشاورزی عموما و وزارت کشاورزی خصوصا توجه شود، به نحوی که آنها بتوانند درآمد روستاییان را افزایش دهند، طبیعی است که آنها هم از روستاها نخواهند رفت (و حتی برمیگردند!) و جاده و حمام و مدرسه و... را نیز خودشان میسازند.
با عنایت به مراتب فوق و نظر به وضعیت بودجهای دولت ناشی از تحریمها، احیای جهاد سازندگی به صلاح نبوده و حتی ممکن است باعث تعارضات جدید و معالاسف دور و تسلسل شود! البته اگر هدف استفاده از نیروی جوانی دانشجویان و طلاب در ارائه خدمت به روستاییان باشد، میتوان از طرح اردوهای عمران ملی در اوقات فراغت این نیروها و بهویژه در سهماهه تابستان، استفاده کرده و هیچ ضرورتی به تأسیس وزارتخانهای جدید با هزینههای سربار نیست!
بنده بهعنوان کسی که پروژه ادغام را در بزرگترین و درعینحال حساسترین استان کشور با ۳۰ شهرستان و منطقه با موفقیت و بدون هیچ تنشی اجرا کردم، تجربهام را از سر صدق و صفا تقدیم کردم. من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم/ تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
@dolatebahar
🔴 کاظمی: واکسیناسیون دانش آموزان اجباری نیست
سرپرست وزارت آموزش و پرورش:
واکسیناسیون کرونا برای دانش آموزان کاملاً اختیاری است و هیچ شرطی برای واکسینه شدن دانش آموزان به منظور حضور در مدرسه وجود ندارد.
@dolatebahar
سرپرست وزارت آموزش و پرورش:
واکسیناسیون کرونا برای دانش آموزان کاملاً اختیاری است و هیچ شرطی برای واکسینه شدن دانش آموزان به منظور حضور در مدرسه وجود ندارد.
@dolatebahar
🔴 دو دهه پرچالش افغانستان برای زبان فارسی در حکومتهای کرزی و غنی/ ۱
✍️ محمد کاظم کاظمی
افغانستان با ورود به قرن جدید هجری شمسی، در پایان یک دوره تاریخی ایستاده است و اکنون میتوان از جهات مختلف دو دهه گذشته را ارزیابی کرد. یکی از این جهات، وضعیت زبان فارسی است.
زبان فارسی در افغانستان پیشینهای دیرین دارد. مردم افغانستان در زمانی نه چندان دور، تقریباً به طور عموم فارسیزبان بودهاند. ولی در دو سه قرن اخیر این کشور فارسیزبان، با حاکمیتهایی اداره شد که عمدتاً با این زبان نامهربان بودند یا حداقل برای رشد و تعالی آن، در کشور کاری نکردند.
دو دهه اخیر هم به دلایل مختلف از دورانهای پرچالش برای زبان و ادب فارسی در افغانستان بوده است، با آسیبها و در کنار آن رویشهایی که ما در این یادداشت، به آنها اشاره میکنیم.
۱. حاکمیتهای ناسازگار
حکومتهای افغانستان در ۲۸۰ سال گذشته تقریباً همه پشتون بودند اما بعضی از آنها برای تسلط زبان پشتو بر کشور تلاش سیستماتیک داشتهاند و بعضی نیز نداشتهاند. متأسفانه هر دو حاکمیت حامد کرزی و اشرف غنی علاوه بر پشتونبودن، پشتونگرا بودند و به زبان فارسی به چشم یک مزاحم مینگریستند. این دو زمامدار و افراد نزدیک به آنها که حلقههایی از انحصارگری قومی و زبانی را در ارگ ریاست جمهوری میساختند، در این ۲۰ سال کوشیدند که از زبان اداری و رسمی کشور همچنان فارسیزدایی کند.
یکی از مسائلی که از طرف این حلقهها مطرح شد «مصطلحات ملی» بود، یعنی این که اصطلاحات رسمی کشور، هم در متنهای پشتو و هم در متنهای فارسی، ثابت باشد. مثلاً اگر در مصطلحات ملی کشور برای مفهوم دانشگاه کلمۀ پشتوی «پوهنتون» تعریف شده است، این کلمه حتی در متنهای فارسی هم به کار رود و کسی حق نداشته باشد که از کلمۀ «دانشگاه» استفاده کند. البته این مسئله با مقاومت و اعتراض فارسیزبانان روبهرو شد و اعتراض آنان از این ناحیه بود که اولاً چرا باید این مصطلاحات ملی به زبان پشتو باشند و ثانیاً چرا در یک متن فارسی، شخص ناچار باشد که کلمهای از زبانی دیگر را به کار برد در حالی که خود زبان فارسی معادلی برای این مفهوم، وجود دارد.
موضوع دیگری که باز از حوالی دهه سی و چهل قرن گذشته از سوی حکومتهای افغانستان دنبال میشده است، تفکیک نام «دری» و «فارسی» بوده است، به این صورت که این دو را دو زبان مستقل بدانند و چنین وانمود شود که «دری» زبان خاص مردم افغانستان است و «فارسی» زبان مردم ایران. به این ترتیب میان همزبانان افغانستان و ایران فاصلهای بیفتد.
این قضیه نیز در این دو دهه پی گرفته شد. سعی بر این بود که این زبان، فقط «دری» نامیده شود و چنین وانمود شود که این چیزی جز «فارسی» است. چنان که اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان از ضرورت ترجمه متون فارسی به زبان دری صحبت کرد و موجی از اعتراضها را برانگیخت.
۲. مؤسسات خارجی
در این ۲۰ سال مؤسسات غیردولتی خارجی(NGO)در افغانستان بسیار فعال بودند و گاهی حتی نقش اینها از دولت پررنگتر بود، هم از نظر بودجه و امکانات و هم از نظر گستردگی فعالیتها و کارمندان. در این مؤسسات دیگر زبان رسمی نه فارسی بود و نه پشتو، بلکه انگلیسی بود. رؤسای این مؤسسات غالباً خارجیها بودند و کارمندان محلی آنها هم برای فعالیت در در اینها لاجرم باید انگلیسی میدانستند. نامهنگاریهای داخلی و نیز طرح و برنامههای این مؤسسات به زبان انگلیسی بود و این قضیه، بسیاری از مردم افغانستان را که مستقیم یا غیرمستقیم با این مؤسسات سر و کار داشتند، به زبان انگلیسی عادت داد.
دانستن زبان انگلیسی یک شرط مهم استخدام یا همکاری با این مؤسسات بود و بسیاری از مردم، به امید اشتغال در این مؤسسات که اغلب حقوق و مزایای خوبی داشتند، زبان انگلیسی فرا گرفتند. این واژگان انگلیسی که در ذهن افراد جایگزین شده بود، به مرور بر زبان آنها نیز جاری شد. طبیعتاً خیلی از این کارمندان در میان خانواده یا بازار و محیطهای آموزشی نیز خواسته یا ناخواسته حجم وسیعی از کلمات انگلیسی را به کار بردند و رواج بخشیدند.
به این قضیه، باید حضور جمعی از تحصیلکردگان افغانستان را که در کشورهای غربی درس خوانده بودند و در این دوره به کشور بازگشتند هم اضافه کرد. خیلی از اینها مدیران حکومتی شدند و لاجرم زبانی را که در کشورهای دیگر با آن انس داشتند، رایج ساختند، حتی در ادارات دولتی.
به این صورت زبان فارسی افغانستان بهناگاه در معرض هجوم بیرویۀ واژگان و اصطلاحات زبان انگلیسی قرار گرفت و بیش از هر زمان دیگر، کلماتی از این زبان را در خود پذیرفت، به طوری که زبان رایج در مؤسسات خارجی، مراکز آموزشی، مراکز رسانهای و حتی ادارات دولتی، گاهی بیش از این که کلمات فارسی در خود داشته باشد، کلمات بیگانه داشت.
@dolatebahar
✍️ محمد کاظم کاظمی
افغانستان با ورود به قرن جدید هجری شمسی، در پایان یک دوره تاریخی ایستاده است و اکنون میتوان از جهات مختلف دو دهه گذشته را ارزیابی کرد. یکی از این جهات، وضعیت زبان فارسی است.
زبان فارسی در افغانستان پیشینهای دیرین دارد. مردم افغانستان در زمانی نه چندان دور، تقریباً به طور عموم فارسیزبان بودهاند. ولی در دو سه قرن اخیر این کشور فارسیزبان، با حاکمیتهایی اداره شد که عمدتاً با این زبان نامهربان بودند یا حداقل برای رشد و تعالی آن، در کشور کاری نکردند.
دو دهه اخیر هم به دلایل مختلف از دورانهای پرچالش برای زبان و ادب فارسی در افغانستان بوده است، با آسیبها و در کنار آن رویشهایی که ما در این یادداشت، به آنها اشاره میکنیم.
۱. حاکمیتهای ناسازگار
حکومتهای افغانستان در ۲۸۰ سال گذشته تقریباً همه پشتون بودند اما بعضی از آنها برای تسلط زبان پشتو بر کشور تلاش سیستماتیک داشتهاند و بعضی نیز نداشتهاند. متأسفانه هر دو حاکمیت حامد کرزی و اشرف غنی علاوه بر پشتونبودن، پشتونگرا بودند و به زبان فارسی به چشم یک مزاحم مینگریستند. این دو زمامدار و افراد نزدیک به آنها که حلقههایی از انحصارگری قومی و زبانی را در ارگ ریاست جمهوری میساختند، در این ۲۰ سال کوشیدند که از زبان اداری و رسمی کشور همچنان فارسیزدایی کند.
یکی از مسائلی که از طرف این حلقهها مطرح شد «مصطلحات ملی» بود، یعنی این که اصطلاحات رسمی کشور، هم در متنهای پشتو و هم در متنهای فارسی، ثابت باشد. مثلاً اگر در مصطلحات ملی کشور برای مفهوم دانشگاه کلمۀ پشتوی «پوهنتون» تعریف شده است، این کلمه حتی در متنهای فارسی هم به کار رود و کسی حق نداشته باشد که از کلمۀ «دانشگاه» استفاده کند. البته این مسئله با مقاومت و اعتراض فارسیزبانان روبهرو شد و اعتراض آنان از این ناحیه بود که اولاً چرا باید این مصطلاحات ملی به زبان پشتو باشند و ثانیاً چرا در یک متن فارسی، شخص ناچار باشد که کلمهای از زبانی دیگر را به کار برد در حالی که خود زبان فارسی معادلی برای این مفهوم، وجود دارد.
موضوع دیگری که باز از حوالی دهه سی و چهل قرن گذشته از سوی حکومتهای افغانستان دنبال میشده است، تفکیک نام «دری» و «فارسی» بوده است، به این صورت که این دو را دو زبان مستقل بدانند و چنین وانمود شود که «دری» زبان خاص مردم افغانستان است و «فارسی» زبان مردم ایران. به این ترتیب میان همزبانان افغانستان و ایران فاصلهای بیفتد.
این قضیه نیز در این دو دهه پی گرفته شد. سعی بر این بود که این زبان، فقط «دری» نامیده شود و چنین وانمود شود که این چیزی جز «فارسی» است. چنان که اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان از ضرورت ترجمه متون فارسی به زبان دری صحبت کرد و موجی از اعتراضها را برانگیخت.
۲. مؤسسات خارجی
در این ۲۰ سال مؤسسات غیردولتی خارجی(NGO)در افغانستان بسیار فعال بودند و گاهی حتی نقش اینها از دولت پررنگتر بود، هم از نظر بودجه و امکانات و هم از نظر گستردگی فعالیتها و کارمندان. در این مؤسسات دیگر زبان رسمی نه فارسی بود و نه پشتو، بلکه انگلیسی بود. رؤسای این مؤسسات غالباً خارجیها بودند و کارمندان محلی آنها هم برای فعالیت در در اینها لاجرم باید انگلیسی میدانستند. نامهنگاریهای داخلی و نیز طرح و برنامههای این مؤسسات به زبان انگلیسی بود و این قضیه، بسیاری از مردم افغانستان را که مستقیم یا غیرمستقیم با این مؤسسات سر و کار داشتند، به زبان انگلیسی عادت داد.
دانستن زبان انگلیسی یک شرط مهم استخدام یا همکاری با این مؤسسات بود و بسیاری از مردم، به امید اشتغال در این مؤسسات که اغلب حقوق و مزایای خوبی داشتند، زبان انگلیسی فرا گرفتند. این واژگان انگلیسی که در ذهن افراد جایگزین شده بود، به مرور بر زبان آنها نیز جاری شد. طبیعتاً خیلی از این کارمندان در میان خانواده یا بازار و محیطهای آموزشی نیز خواسته یا ناخواسته حجم وسیعی از کلمات انگلیسی را به کار بردند و رواج بخشیدند.
به این قضیه، باید حضور جمعی از تحصیلکردگان افغانستان را که در کشورهای غربی درس خوانده بودند و در این دوره به کشور بازگشتند هم اضافه کرد. خیلی از اینها مدیران حکومتی شدند و لاجرم زبانی را که در کشورهای دیگر با آن انس داشتند، رایج ساختند، حتی در ادارات دولتی.
به این صورت زبان فارسی افغانستان بهناگاه در معرض هجوم بیرویۀ واژگان و اصطلاحات زبان انگلیسی قرار گرفت و بیش از هر زمان دیگر، کلماتی از این زبان را در خود پذیرفت، به طوری که زبان رایج در مؤسسات خارجی، مراکز آموزشی، مراکز رسانهای و حتی ادارات دولتی، گاهی بیش از این که کلمات فارسی در خود داشته باشد، کلمات بیگانه داشت.
@dolatebahar