🔴 تشکر رهبر انقلاب از پهلوانان افتخارآفرین در رقابتهای کشتی آزاد قهرمانی جهان
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
پیروزی افتخارآفرین پهلوانان کشتی گیرمان، همه بخصوص جوانان کشور را شاد کرد. صمیمانه از آنها تشکر میکنم.
سیّد علی خامنه ای
۱۲ مهر ۱۴۰۰
@dolatebahar
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
پیروزی افتخارآفرین پهلوانان کشتی گیرمان، همه بخصوص جوانان کشور را شاد کرد. صمیمانه از آنها تشکر میکنم.
سیّد علی خامنه ای
۱۲ مهر ۱۴۰۰
@dolatebahar
🔴 کامران قاسمپور نماینده وزن ۹۲ کیلوگرم کشورمان در مرحله فینال رقابتهای کشتی آزاد قهرمانی جهان با نتیجه ۸ بر ۴ حریف روس خود را شکست داد و قهرمان جهان شد
@dolatebahar
@dolatebahar
🔴 دولت گرجستان مرزهای زمینی خود بر روی کامیون های ایران را بست
پس از ممنوعیت ورود اتباع ایران به گرجستان، تفلیس از روز یکشنبه تمامی مرزهایی زمینی خود را برای تردد وسایل نقلیه ایرانی بست.
به گزارش اسپوتنیک؛ صدها کامیون و تریلی ایرانی که به منظور ترانزیت بار به روسیه از ارمنستان عبور کرده بودند اکنون در مرزهای گرجستان متوقف شده اند.
در صورت تداوم سیاست های فعلی تفلیس ، تنها راه باقی مانده برای ایران جهت تشکیل کریدور شمال - جنوب، فعال سازی مسیر آبی بندرانزلی به بندر آستراخان روسیه خواهد بود.
🔸سخنگوی گمرک ایران: ممنوعیت و محدودیت ورود کامیونهای ایرانی به گرجستان صحت ندارد و شرایط عادی است.
@dolatebahar
پس از ممنوعیت ورود اتباع ایران به گرجستان، تفلیس از روز یکشنبه تمامی مرزهایی زمینی خود را برای تردد وسایل نقلیه ایرانی بست.
به گزارش اسپوتنیک؛ صدها کامیون و تریلی ایرانی که به منظور ترانزیت بار به روسیه از ارمنستان عبور کرده بودند اکنون در مرزهای گرجستان متوقف شده اند.
در صورت تداوم سیاست های فعلی تفلیس ، تنها راه باقی مانده برای ایران جهت تشکیل کریدور شمال - جنوب، فعال سازی مسیر آبی بندرانزلی به بندر آستراخان روسیه خواهد بود.
🔸سخنگوی گمرک ایران: ممنوعیت و محدودیت ورود کامیونهای ایرانی به گرجستان صحت ندارد و شرایط عادی است.
@dolatebahar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 گزارش رادیو فرانسه درباره اسناد پاندورا؛ ثروت اندوزی و سوء استفاده مالی رهبران سیاسی جهان
@dolatebahar
@dolatebahar
🔴 فتحعلی اویسی درگذشت
مدیر روابط عمومی سیما: فتحعلی اویسی که از چندی پیش در بیمارستان بستری و به کما رفته بود، صبح امروز درگذشت.
@dolatebahar
مدیر روابط عمومی سیما: فتحعلی اویسی که از چندی پیش در بیمارستان بستری و به کما رفته بود، صبح امروز درگذشت.
@dolatebahar
🔴 احیای غیرضرور و خسارتبار!
✍️ علی فریدونی
آقای رئیسی در معرفی کابینه به مجلس و همچنین در جریان سفر اخیرش به یاسوج، از احیای مجدد جهاد سازندگی سخن گفته است! این در حالی است که بخش کشاورزی، از زمان اداره کل فلاحت (۱۳۰۹) تا سال ۷۹ که آخرین ادغام در این بخش صورت گرفت، حداقل 10 بار دچار قبض و بسط شده است! (حتی در اواخر دهه ۴۰ این وزارتخانه به چهار وزارت تقسیم شده بود!). اینکه اینهمه تحول و تطور در بخش کشاورزی نشانه اهمیت این بخش است یا بستری برای ایجاد پستهای جدید برای نورچشمیها، بر ما معلوم نیست!
با تولد نهاد انقلابی جهاد سازندگی بعد از انقلاب و تماس این نهاد با روستاییان و کشاورزان، بهتدریج درصدد انجام خدمات کشاورزی نیز برآمد؛ اما چون وظایفی در این زمینه بر عهدهشان نبود، کمکم به صورت عرضی، بخشی از وظایف وزارت کشاورزی به این نهاد محول شد (گندم دیم، تأمین علوفه و مراتع عشایری و...)؛ اما چون این کار نیز با مشکلات زیادی همراه بود؛ بنابراین در سال ۶۶ به سوی انحلال وزارت کشاورزی رفتند؛ ولی خوشبختانه مجلس موافقت نکرد! اما پیگیری موضوع تا سال ۷۹ ادامه یافت تا نهایتا در دیماه ۷۹ هر دو وزارت منحل و وزارت جدیدی به نام جهاد کشاورزی تشکیل شد.
ای کاش رئیس جمهور دلایل ادغام دو وزارت جهاد سازندگی و کشاورزی را مطالعه و سپس از احیای جهاد سازندگی سخن میگفت!
از دلایل اصلی ادغام؛ تفکیک وظیفه عرضی بین این دو دستگاه بود که باعث اصطکاک و سایش منابع انسانی و هدررفتن منابع مالی درخور توجه میشد.
این دو وزارتخانه در حالی مدعی تولیگری بخش کشاورزی بودند که هیچکدام وظایف کامل را در اختیار نداشتند!
با ادغام این دو وزارتخانه، جهاد کشاورزی عملا کل وظایف بخش کشاورزی را برعهده گرفت و در منابع مالی و انسانی صرفهجویی درخور توجهی صورت گرفت. ضمن اینکه دو نیروی موازی و گاهی متقابل نیز همجهت شده و راندمان کار افزایش یافت.
آنچه آقای رئیسی به دنبالش است، وظایف عمران و توسعه روستایی است؛ وظایفی که یک سال پس از ادغام، از وزارت جهاد کشاورزی منتزع و به وزارت راه و ترابری، نیرو، مسکن و شهرسازی و... واگذار شد. به عبارت دیگر الان وزارت جهاد کشاورزی، صرفا وظایف بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آن را برعهده دارد و هیچیک از وظایف جهاد سابق را عهدهدار نیست. کلمه جهاد هم که باقی مانده، شاید به خاطر ملاحظاتی غیر از مسائل فنی است!
اگر رئیس محترم دولت میخواهد جهاد سازندگی را احیا کند، باید مجددا وظایف مذکور را از وزارتخانههای فوق منتزع کند که البته با عوارضی همراه خواهد بود! زیرا با انجام این کار احتمال تحریک تعصبات بخشی در دستگاههای دیگر و بالطبع لطمهخوردنشان وجود دارد!
جهاد سازندگی در سال ۵۸ برای عمران و آبادانی روستاها (به جای وزارت تعاون و امور روستاها) ایجاد و با موفقیتهای خوبی نیز همراه بود. به طوری که براساس آمارها اکثر روستاها از نعمت آب و برق و بهداشت برخوردار شدند!
اینک جای سؤال است که این جهاد سازندگی جدید میخواهد چه کار کند!؟ اگر هدف، اشتغال نیروهایی موسوم به جهادیهای جدید است که آن امری علیحده است! اما اگر هدف از تشکیل مجدد جهاد سازندگی، جلوگیری از مهاجرت روستاییان یا بازگشت آنها از شهر است؛ به ضرس قاطع میتوان گفت «این امر میسر نیست!» زیرا آنچه باعث مهاجرت روستاییان از روستا به شهرها شده بود، فقدان درآمد کافی بود. درآمدی که با ساختن جاده و حمام و مدرسه حاصل نمیشود!
برعکس اگر به بخش کشاورزی عموما و وزارت کشاورزی خصوصا توجه شود، به نحوی که آنها بتوانند درآمد روستاییان را افزایش دهند، طبیعی است که آنها هم از روستاها نخواهند رفت (و حتی برمیگردند!) و جاده و حمام و مدرسه و... را نیز خودشان میسازند.
با عنایت به مراتب فوق و نظر به وضعیت بودجهای دولت ناشی از تحریمها، احیای جهاد سازندگی به صلاح نبوده و حتی ممکن است باعث تعارضات جدید و معالاسف دور و تسلسل شود! البته اگر هدف استفاده از نیروی جوانی دانشجویان و طلاب در ارائه خدمت به روستاییان باشد، میتوان از طرح اردوهای عمران ملی در اوقات فراغت این نیروها و بهویژه در سهماهه تابستان، استفاده کرده و هیچ ضرورتی به تأسیس وزارتخانهای جدید با هزینههای سربار نیست!
بنده بهعنوان کسی که پروژه ادغام را در بزرگترین و درعینحال حساسترین استان کشور با ۳۰ شهرستان و منطقه با موفقیت و بدون هیچ تنشی اجرا کردم، تجربهام را از سر صدق و صفا تقدیم کردم. من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم/ تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
@dolatebahar
✍️ علی فریدونی
آقای رئیسی در معرفی کابینه به مجلس و همچنین در جریان سفر اخیرش به یاسوج، از احیای مجدد جهاد سازندگی سخن گفته است! این در حالی است که بخش کشاورزی، از زمان اداره کل فلاحت (۱۳۰۹) تا سال ۷۹ که آخرین ادغام در این بخش صورت گرفت، حداقل 10 بار دچار قبض و بسط شده است! (حتی در اواخر دهه ۴۰ این وزارتخانه به چهار وزارت تقسیم شده بود!). اینکه اینهمه تحول و تطور در بخش کشاورزی نشانه اهمیت این بخش است یا بستری برای ایجاد پستهای جدید برای نورچشمیها، بر ما معلوم نیست!
با تولد نهاد انقلابی جهاد سازندگی بعد از انقلاب و تماس این نهاد با روستاییان و کشاورزان، بهتدریج درصدد انجام خدمات کشاورزی نیز برآمد؛ اما چون وظایفی در این زمینه بر عهدهشان نبود، کمکم به صورت عرضی، بخشی از وظایف وزارت کشاورزی به این نهاد محول شد (گندم دیم، تأمین علوفه و مراتع عشایری و...)؛ اما چون این کار نیز با مشکلات زیادی همراه بود؛ بنابراین در سال ۶۶ به سوی انحلال وزارت کشاورزی رفتند؛ ولی خوشبختانه مجلس موافقت نکرد! اما پیگیری موضوع تا سال ۷۹ ادامه یافت تا نهایتا در دیماه ۷۹ هر دو وزارت منحل و وزارت جدیدی به نام جهاد کشاورزی تشکیل شد.
ای کاش رئیس جمهور دلایل ادغام دو وزارت جهاد سازندگی و کشاورزی را مطالعه و سپس از احیای جهاد سازندگی سخن میگفت!
از دلایل اصلی ادغام؛ تفکیک وظیفه عرضی بین این دو دستگاه بود که باعث اصطکاک و سایش منابع انسانی و هدررفتن منابع مالی درخور توجه میشد.
این دو وزارتخانه در حالی مدعی تولیگری بخش کشاورزی بودند که هیچکدام وظایف کامل را در اختیار نداشتند!
با ادغام این دو وزارتخانه، جهاد کشاورزی عملا کل وظایف بخش کشاورزی را برعهده گرفت و در منابع مالی و انسانی صرفهجویی درخور توجهی صورت گرفت. ضمن اینکه دو نیروی موازی و گاهی متقابل نیز همجهت شده و راندمان کار افزایش یافت.
آنچه آقای رئیسی به دنبالش است، وظایف عمران و توسعه روستایی است؛ وظایفی که یک سال پس از ادغام، از وزارت جهاد کشاورزی منتزع و به وزارت راه و ترابری، نیرو، مسکن و شهرسازی و... واگذار شد. به عبارت دیگر الان وزارت جهاد کشاورزی، صرفا وظایف بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آن را برعهده دارد و هیچیک از وظایف جهاد سابق را عهدهدار نیست. کلمه جهاد هم که باقی مانده، شاید به خاطر ملاحظاتی غیر از مسائل فنی است!
اگر رئیس محترم دولت میخواهد جهاد سازندگی را احیا کند، باید مجددا وظایف مذکور را از وزارتخانههای فوق منتزع کند که البته با عوارضی همراه خواهد بود! زیرا با انجام این کار احتمال تحریک تعصبات بخشی در دستگاههای دیگر و بالطبع لطمهخوردنشان وجود دارد!
جهاد سازندگی در سال ۵۸ برای عمران و آبادانی روستاها (به جای وزارت تعاون و امور روستاها) ایجاد و با موفقیتهای خوبی نیز همراه بود. به طوری که براساس آمارها اکثر روستاها از نعمت آب و برق و بهداشت برخوردار شدند!
اینک جای سؤال است که این جهاد سازندگی جدید میخواهد چه کار کند!؟ اگر هدف، اشتغال نیروهایی موسوم به جهادیهای جدید است که آن امری علیحده است! اما اگر هدف از تشکیل مجدد جهاد سازندگی، جلوگیری از مهاجرت روستاییان یا بازگشت آنها از شهر است؛ به ضرس قاطع میتوان گفت «این امر میسر نیست!» زیرا آنچه باعث مهاجرت روستاییان از روستا به شهرها شده بود، فقدان درآمد کافی بود. درآمدی که با ساختن جاده و حمام و مدرسه حاصل نمیشود!
برعکس اگر به بخش کشاورزی عموما و وزارت کشاورزی خصوصا توجه شود، به نحوی که آنها بتوانند درآمد روستاییان را افزایش دهند، طبیعی است که آنها هم از روستاها نخواهند رفت (و حتی برمیگردند!) و جاده و حمام و مدرسه و... را نیز خودشان میسازند.
با عنایت به مراتب فوق و نظر به وضعیت بودجهای دولت ناشی از تحریمها، احیای جهاد سازندگی به صلاح نبوده و حتی ممکن است باعث تعارضات جدید و معالاسف دور و تسلسل شود! البته اگر هدف استفاده از نیروی جوانی دانشجویان و طلاب در ارائه خدمت به روستاییان باشد، میتوان از طرح اردوهای عمران ملی در اوقات فراغت این نیروها و بهویژه در سهماهه تابستان، استفاده کرده و هیچ ضرورتی به تأسیس وزارتخانهای جدید با هزینههای سربار نیست!
بنده بهعنوان کسی که پروژه ادغام را در بزرگترین و درعینحال حساسترین استان کشور با ۳۰ شهرستان و منطقه با موفقیت و بدون هیچ تنشی اجرا کردم، تجربهام را از سر صدق و صفا تقدیم کردم. من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم/ تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
@dolatebahar
🔴 کاظمی: واکسیناسیون دانش آموزان اجباری نیست
سرپرست وزارت آموزش و پرورش:
واکسیناسیون کرونا برای دانش آموزان کاملاً اختیاری است و هیچ شرطی برای واکسینه شدن دانش آموزان به منظور حضور در مدرسه وجود ندارد.
@dolatebahar
سرپرست وزارت آموزش و پرورش:
واکسیناسیون کرونا برای دانش آموزان کاملاً اختیاری است و هیچ شرطی برای واکسینه شدن دانش آموزان به منظور حضور در مدرسه وجود ندارد.
@dolatebahar
🔴 دو دهه پرچالش افغانستان برای زبان فارسی در حکومتهای کرزی و غنی/ ۱
✍️ محمد کاظم کاظمی
افغانستان با ورود به قرن جدید هجری شمسی، در پایان یک دوره تاریخی ایستاده است و اکنون میتوان از جهات مختلف دو دهه گذشته را ارزیابی کرد. یکی از این جهات، وضعیت زبان فارسی است.
زبان فارسی در افغانستان پیشینهای دیرین دارد. مردم افغانستان در زمانی نه چندان دور، تقریباً به طور عموم فارسیزبان بودهاند. ولی در دو سه قرن اخیر این کشور فارسیزبان، با حاکمیتهایی اداره شد که عمدتاً با این زبان نامهربان بودند یا حداقل برای رشد و تعالی آن، در کشور کاری نکردند.
دو دهه اخیر هم به دلایل مختلف از دورانهای پرچالش برای زبان و ادب فارسی در افغانستان بوده است، با آسیبها و در کنار آن رویشهایی که ما در این یادداشت، به آنها اشاره میکنیم.
۱. حاکمیتهای ناسازگار
حکومتهای افغانستان در ۲۸۰ سال گذشته تقریباً همه پشتون بودند اما بعضی از آنها برای تسلط زبان پشتو بر کشور تلاش سیستماتیک داشتهاند و بعضی نیز نداشتهاند. متأسفانه هر دو حاکمیت حامد کرزی و اشرف غنی علاوه بر پشتونبودن، پشتونگرا بودند و به زبان فارسی به چشم یک مزاحم مینگریستند. این دو زمامدار و افراد نزدیک به آنها که حلقههایی از انحصارگری قومی و زبانی را در ارگ ریاست جمهوری میساختند، در این ۲۰ سال کوشیدند که از زبان اداری و رسمی کشور همچنان فارسیزدایی کند.
یکی از مسائلی که از طرف این حلقهها مطرح شد «مصطلحات ملی» بود، یعنی این که اصطلاحات رسمی کشور، هم در متنهای پشتو و هم در متنهای فارسی، ثابت باشد. مثلاً اگر در مصطلحات ملی کشور برای مفهوم دانشگاه کلمۀ پشتوی «پوهنتون» تعریف شده است، این کلمه حتی در متنهای فارسی هم به کار رود و کسی حق نداشته باشد که از کلمۀ «دانشگاه» استفاده کند. البته این مسئله با مقاومت و اعتراض فارسیزبانان روبهرو شد و اعتراض آنان از این ناحیه بود که اولاً چرا باید این مصطلاحات ملی به زبان پشتو باشند و ثانیاً چرا در یک متن فارسی، شخص ناچار باشد که کلمهای از زبانی دیگر را به کار برد در حالی که خود زبان فارسی معادلی برای این مفهوم، وجود دارد.
موضوع دیگری که باز از حوالی دهه سی و چهل قرن گذشته از سوی حکومتهای افغانستان دنبال میشده است، تفکیک نام «دری» و «فارسی» بوده است، به این صورت که این دو را دو زبان مستقل بدانند و چنین وانمود شود که «دری» زبان خاص مردم افغانستان است و «فارسی» زبان مردم ایران. به این ترتیب میان همزبانان افغانستان و ایران فاصلهای بیفتد.
این قضیه نیز در این دو دهه پی گرفته شد. سعی بر این بود که این زبان، فقط «دری» نامیده شود و چنین وانمود شود که این چیزی جز «فارسی» است. چنان که اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان از ضرورت ترجمه متون فارسی به زبان دری صحبت کرد و موجی از اعتراضها را برانگیخت.
۲. مؤسسات خارجی
در این ۲۰ سال مؤسسات غیردولتی خارجی(NGO)در افغانستان بسیار فعال بودند و گاهی حتی نقش اینها از دولت پررنگتر بود، هم از نظر بودجه و امکانات و هم از نظر گستردگی فعالیتها و کارمندان. در این مؤسسات دیگر زبان رسمی نه فارسی بود و نه پشتو، بلکه انگلیسی بود. رؤسای این مؤسسات غالباً خارجیها بودند و کارمندان محلی آنها هم برای فعالیت در در اینها لاجرم باید انگلیسی میدانستند. نامهنگاریهای داخلی و نیز طرح و برنامههای این مؤسسات به زبان انگلیسی بود و این قضیه، بسیاری از مردم افغانستان را که مستقیم یا غیرمستقیم با این مؤسسات سر و کار داشتند، به زبان انگلیسی عادت داد.
دانستن زبان انگلیسی یک شرط مهم استخدام یا همکاری با این مؤسسات بود و بسیاری از مردم، به امید اشتغال در این مؤسسات که اغلب حقوق و مزایای خوبی داشتند، زبان انگلیسی فرا گرفتند. این واژگان انگلیسی که در ذهن افراد جایگزین شده بود، به مرور بر زبان آنها نیز جاری شد. طبیعتاً خیلی از این کارمندان در میان خانواده یا بازار و محیطهای آموزشی نیز خواسته یا ناخواسته حجم وسیعی از کلمات انگلیسی را به کار بردند و رواج بخشیدند.
به این قضیه، باید حضور جمعی از تحصیلکردگان افغانستان را که در کشورهای غربی درس خوانده بودند و در این دوره به کشور بازگشتند هم اضافه کرد. خیلی از اینها مدیران حکومتی شدند و لاجرم زبانی را که در کشورهای دیگر با آن انس داشتند، رایج ساختند، حتی در ادارات دولتی.
به این صورت زبان فارسی افغانستان بهناگاه در معرض هجوم بیرویۀ واژگان و اصطلاحات زبان انگلیسی قرار گرفت و بیش از هر زمان دیگر، کلماتی از این زبان را در خود پذیرفت، به طوری که زبان رایج در مؤسسات خارجی، مراکز آموزشی، مراکز رسانهای و حتی ادارات دولتی، گاهی بیش از این که کلمات فارسی در خود داشته باشد، کلمات بیگانه داشت.
@dolatebahar
✍️ محمد کاظم کاظمی
افغانستان با ورود به قرن جدید هجری شمسی، در پایان یک دوره تاریخی ایستاده است و اکنون میتوان از جهات مختلف دو دهه گذشته را ارزیابی کرد. یکی از این جهات، وضعیت زبان فارسی است.
زبان فارسی در افغانستان پیشینهای دیرین دارد. مردم افغانستان در زمانی نه چندان دور، تقریباً به طور عموم فارسیزبان بودهاند. ولی در دو سه قرن اخیر این کشور فارسیزبان، با حاکمیتهایی اداره شد که عمدتاً با این زبان نامهربان بودند یا حداقل برای رشد و تعالی آن، در کشور کاری نکردند.
دو دهه اخیر هم به دلایل مختلف از دورانهای پرچالش برای زبان و ادب فارسی در افغانستان بوده است، با آسیبها و در کنار آن رویشهایی که ما در این یادداشت، به آنها اشاره میکنیم.
۱. حاکمیتهای ناسازگار
حکومتهای افغانستان در ۲۸۰ سال گذشته تقریباً همه پشتون بودند اما بعضی از آنها برای تسلط زبان پشتو بر کشور تلاش سیستماتیک داشتهاند و بعضی نیز نداشتهاند. متأسفانه هر دو حاکمیت حامد کرزی و اشرف غنی علاوه بر پشتونبودن، پشتونگرا بودند و به زبان فارسی به چشم یک مزاحم مینگریستند. این دو زمامدار و افراد نزدیک به آنها که حلقههایی از انحصارگری قومی و زبانی را در ارگ ریاست جمهوری میساختند، در این ۲۰ سال کوشیدند که از زبان اداری و رسمی کشور همچنان فارسیزدایی کند.
یکی از مسائلی که از طرف این حلقهها مطرح شد «مصطلحات ملی» بود، یعنی این که اصطلاحات رسمی کشور، هم در متنهای پشتو و هم در متنهای فارسی، ثابت باشد. مثلاً اگر در مصطلحات ملی کشور برای مفهوم دانشگاه کلمۀ پشتوی «پوهنتون» تعریف شده است، این کلمه حتی در متنهای فارسی هم به کار رود و کسی حق نداشته باشد که از کلمۀ «دانشگاه» استفاده کند. البته این مسئله با مقاومت و اعتراض فارسیزبانان روبهرو شد و اعتراض آنان از این ناحیه بود که اولاً چرا باید این مصطلاحات ملی به زبان پشتو باشند و ثانیاً چرا در یک متن فارسی، شخص ناچار باشد که کلمهای از زبانی دیگر را به کار برد در حالی که خود زبان فارسی معادلی برای این مفهوم، وجود دارد.
موضوع دیگری که باز از حوالی دهه سی و چهل قرن گذشته از سوی حکومتهای افغانستان دنبال میشده است، تفکیک نام «دری» و «فارسی» بوده است، به این صورت که این دو را دو زبان مستقل بدانند و چنین وانمود شود که «دری» زبان خاص مردم افغانستان است و «فارسی» زبان مردم ایران. به این ترتیب میان همزبانان افغانستان و ایران فاصلهای بیفتد.
این قضیه نیز در این دو دهه پی گرفته شد. سعی بر این بود که این زبان، فقط «دری» نامیده شود و چنین وانمود شود که این چیزی جز «فارسی» است. چنان که اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان از ضرورت ترجمه متون فارسی به زبان دری صحبت کرد و موجی از اعتراضها را برانگیخت.
۲. مؤسسات خارجی
در این ۲۰ سال مؤسسات غیردولتی خارجی(NGO)در افغانستان بسیار فعال بودند و گاهی حتی نقش اینها از دولت پررنگتر بود، هم از نظر بودجه و امکانات و هم از نظر گستردگی فعالیتها و کارمندان. در این مؤسسات دیگر زبان رسمی نه فارسی بود و نه پشتو، بلکه انگلیسی بود. رؤسای این مؤسسات غالباً خارجیها بودند و کارمندان محلی آنها هم برای فعالیت در در اینها لاجرم باید انگلیسی میدانستند. نامهنگاریهای داخلی و نیز طرح و برنامههای این مؤسسات به زبان انگلیسی بود و این قضیه، بسیاری از مردم افغانستان را که مستقیم یا غیرمستقیم با این مؤسسات سر و کار داشتند، به زبان انگلیسی عادت داد.
دانستن زبان انگلیسی یک شرط مهم استخدام یا همکاری با این مؤسسات بود و بسیاری از مردم، به امید اشتغال در این مؤسسات که اغلب حقوق و مزایای خوبی داشتند، زبان انگلیسی فرا گرفتند. این واژگان انگلیسی که در ذهن افراد جایگزین شده بود، به مرور بر زبان آنها نیز جاری شد. طبیعتاً خیلی از این کارمندان در میان خانواده یا بازار و محیطهای آموزشی نیز خواسته یا ناخواسته حجم وسیعی از کلمات انگلیسی را به کار بردند و رواج بخشیدند.
به این قضیه، باید حضور جمعی از تحصیلکردگان افغانستان را که در کشورهای غربی درس خوانده بودند و در این دوره به کشور بازگشتند هم اضافه کرد. خیلی از اینها مدیران حکومتی شدند و لاجرم زبانی را که در کشورهای دیگر با آن انس داشتند، رایج ساختند، حتی در ادارات دولتی.
به این صورت زبان فارسی افغانستان بهناگاه در معرض هجوم بیرویۀ واژگان و اصطلاحات زبان انگلیسی قرار گرفت و بیش از هر زمان دیگر، کلماتی از این زبان را در خود پذیرفت، به طوری که زبان رایج در مؤسسات خارجی، مراکز آموزشی، مراکز رسانهای و حتی ادارات دولتی، گاهی بیش از این که کلمات فارسی در خود داشته باشد، کلمات بیگانه داشت.
@dolatebahar
🔴 دو دهه پرچالش افغانستان برای زبان فارسی در حکومتهای کرزی و غنی/ ۲
✍️ محمد کاظم کاظمی
۳. پایداری فارسیزبانان
طبیعتاً تهاجمهایی که بر زبان فارسی افغانستان صورت میگرفت، مقاومت و پایداری فارسیزبانانی را در پی داشت. کمکم مسئلۀ زبان برای فارسیزبانان، یک موضوع حیثیتی شد. وقتی احساس کردند که کسانی به عمد میخواهند این زبان را در کشور تضعیف کنند، اینها به مقاومت پرداختند. این مقاومتها به اعتراضهایی در رسانهها و حتی تظاهراتهایی کشید. همچنین بعضی که در دولت نقش و حضوری داشتند، کوشیدند به فارسیگرایی بپردازند، این به خصوص در شهر مزارشریف و گاه هرات مشهود است.
در مزارشریف، مسئولان محلی شهر، مغازهدارها را وادار میکردند که از کلمات بیگانه بر تابلوهای مغازهها پرهیز کنند. مثلاً اینها به جای اسم «پوهنتون»، کلمۀ «دانشگاه» را بر سردر دانشگاهها درج کردند. در کنار آن، با حمایت از جلسات و انجمنهای ادبی و انتشار کتابها و مجلات، کوشیدند تهاجمی را که به این زبان صورت گرفته است، دفع کنند. از جمله این فعالیتها، اهدای جوایز و نشانهای رسمی به بعضی از ادبا و فارسیزبانان بود. همینطور برگزاری بعضی همایشها و محافل، از جمله سمیناری که با عنوان « افغانستان گهواره زبان فارسی-دری » در سال 1398 در ارگ ریاست جمهوری افغانستان برای زبان فارسی برگزار شد.
یکی دیگر از جنبههای این مبارزه برای حفظ این زبان، تأکید بر نام «فارسی» بود. در سالهای قبل، به خصوص در دهههای ۴۰ و ۵۰، فارسیزبانان افغانستان نیز گویا بدین باور بودند که میباید میان زبان خویش و زبان مردم ایران مرزی بکشند و به این وسیله برای خود کسب هویت کنند. چنین پنداشته میشد که «فارسی» آنان را به کشور ایران منسوب خواهد کرد. ولی در این ۲۰ سال، روشنگریهایی صورت گرفت و نشان داده شد که «فارسی» و «دری» دو نام است برای یک زبان و در افغانستان هم تا حدود ۷۰ سال پیش، نام «فارسی» بیشتر رایج بوده است. به تدریج این حقیقت برای فارسیزبانان پذیرفته شد که از دست دادن نام «فارسی» و تأکید صرف بر نام «دری» هم آنها را از همزبانان ایرانیشان جدا میکند و هم خیلی از مفاخری را که به نام فارسی شناخته میشوند، از آنان خواهد گرفت. این که نام فارسی بعد از حدود ۷۰ سال که حکومتها آن را زدوده بودند، دوباره به افغانستان برگشت، اتفاق مهمی بود.
۴. رسانهها و فضای مجازی
یکی از چیزهایی که در این دو دهه بسیار به کمک فارسیزبانان افغانستان آمد، آزادی رسانهها و نیز گسترش فضای مجازی بود. درست است که بعضی از این رسانههای آزاد، از منظر پخش محتواهای گاه سکولار و حتی دینستیز قابل نقد به نظر میرسند، ولی از نظر اهتمام و توجهی که به حفظ اصالت زبان فارسی داشتند، کارشان بسیار قابل تحسین است. مثلاً تلویزیون طلوع، صرف نظر از همه مسائل دیگر، یک پایگاه مهم گسترش زبان فارسی شده بود. در آنجا جمعی از ادبای برجسته زبان فارسی در نقش نویسنده و ویراستار، در پاکیزگی و سلامت زبان بسیار مؤثر بودند که از این میان نقش مرحوم اعظم رهنورد زریاب بسیار برجسته است. از همین روی هم مجریان این تلویزیون و دیگر رسانههایی که در این مسیر حرکت میکردند، غالباً از سوی فارسیستیزان مورد انتقاد بودند. همچنین باید به بعضی نشریات از جمله روزنامه انصاف و روزنامه هشت صبح اشاره کرد که این اولی، حتی سلسله مطالبی برای حفظ اصالت زبان فارسی منتشر میکرد.
گسترش فضای مجازی، به خصوص ارتباط میان فارسیزبانان سراسر دنیا را برقرار کرد. دیگر حکومت طبیعتاً سلطۀ کاملی بر محتوای منتشر شده در کشور نداشت و این بخت بزرگی برای فارسیزبانان افغانستان بود. خیلی از اهل قلم افغانستان در صفحات وب و در شبکههای اجتماعی درباره حفظ زبان فارسی و در اعتراض به رفتارهای حکومت مطلب نوشتند و این مطالب به سرعت در بین کاربران پخش میشد.
خاتمه
ما در ختم یک دورۀ تاریخی هستیم و در حکومت جدید یعنی امارت طالبان، سیاستها نسبت به زبان فارسی نامعلوم است. قدر مسلم این است که تا کنون چشمانداز خوبی از آینده به چشم نمیآید، چون هم نقش فارسیزبانان در سطوح بالای حکومت جدید کمرنگتر است و هم رسانهها آن آزادی عمل پیشین را ندارند. از طرفی خیلی از اهالی ادب فارسی به کشورهای دیگر مهاجرت کرده یا در حال مهاجرت هستند.
حکومت از نظر قومی بر همان مدار قدیم است. فقط باید دیده شود که گرایشهای قومی نیز در آن همچون قدیم غلبه خواهد داشت یا نه. امیدواریم که رویهها عوض شود و توان و انرژیای که از هر دو جانب برای کشمکشهای زبانی صرف میشود، صرف بهبود و اعتلای هر دو زبان فارسی و پشتو شود تا ما از این دایرۀ بستهٔ ستیزه و جدال بر سر زبان رهایی یابیم. ولی به راستی چنین خواهد شد؟ باید منتظر ماند.
@dolatebahar
✍️ محمد کاظم کاظمی
۳. پایداری فارسیزبانان
طبیعتاً تهاجمهایی که بر زبان فارسی افغانستان صورت میگرفت، مقاومت و پایداری فارسیزبانانی را در پی داشت. کمکم مسئلۀ زبان برای فارسیزبانان، یک موضوع حیثیتی شد. وقتی احساس کردند که کسانی به عمد میخواهند این زبان را در کشور تضعیف کنند، اینها به مقاومت پرداختند. این مقاومتها به اعتراضهایی در رسانهها و حتی تظاهراتهایی کشید. همچنین بعضی که در دولت نقش و حضوری داشتند، کوشیدند به فارسیگرایی بپردازند، این به خصوص در شهر مزارشریف و گاه هرات مشهود است.
در مزارشریف، مسئولان محلی شهر، مغازهدارها را وادار میکردند که از کلمات بیگانه بر تابلوهای مغازهها پرهیز کنند. مثلاً اینها به جای اسم «پوهنتون»، کلمۀ «دانشگاه» را بر سردر دانشگاهها درج کردند. در کنار آن، با حمایت از جلسات و انجمنهای ادبی و انتشار کتابها و مجلات، کوشیدند تهاجمی را که به این زبان صورت گرفته است، دفع کنند. از جمله این فعالیتها، اهدای جوایز و نشانهای رسمی به بعضی از ادبا و فارسیزبانان بود. همینطور برگزاری بعضی همایشها و محافل، از جمله سمیناری که با عنوان « افغانستان گهواره زبان فارسی-دری » در سال 1398 در ارگ ریاست جمهوری افغانستان برای زبان فارسی برگزار شد.
یکی دیگر از جنبههای این مبارزه برای حفظ این زبان، تأکید بر نام «فارسی» بود. در سالهای قبل، به خصوص در دهههای ۴۰ و ۵۰، فارسیزبانان افغانستان نیز گویا بدین باور بودند که میباید میان زبان خویش و زبان مردم ایران مرزی بکشند و به این وسیله برای خود کسب هویت کنند. چنین پنداشته میشد که «فارسی» آنان را به کشور ایران منسوب خواهد کرد. ولی در این ۲۰ سال، روشنگریهایی صورت گرفت و نشان داده شد که «فارسی» و «دری» دو نام است برای یک زبان و در افغانستان هم تا حدود ۷۰ سال پیش، نام «فارسی» بیشتر رایج بوده است. به تدریج این حقیقت برای فارسیزبانان پذیرفته شد که از دست دادن نام «فارسی» و تأکید صرف بر نام «دری» هم آنها را از همزبانان ایرانیشان جدا میکند و هم خیلی از مفاخری را که به نام فارسی شناخته میشوند، از آنان خواهد گرفت. این که نام فارسی بعد از حدود ۷۰ سال که حکومتها آن را زدوده بودند، دوباره به افغانستان برگشت، اتفاق مهمی بود.
۴. رسانهها و فضای مجازی
یکی از چیزهایی که در این دو دهه بسیار به کمک فارسیزبانان افغانستان آمد، آزادی رسانهها و نیز گسترش فضای مجازی بود. درست است که بعضی از این رسانههای آزاد، از منظر پخش محتواهای گاه سکولار و حتی دینستیز قابل نقد به نظر میرسند، ولی از نظر اهتمام و توجهی که به حفظ اصالت زبان فارسی داشتند، کارشان بسیار قابل تحسین است. مثلاً تلویزیون طلوع، صرف نظر از همه مسائل دیگر، یک پایگاه مهم گسترش زبان فارسی شده بود. در آنجا جمعی از ادبای برجسته زبان فارسی در نقش نویسنده و ویراستار، در پاکیزگی و سلامت زبان بسیار مؤثر بودند که از این میان نقش مرحوم اعظم رهنورد زریاب بسیار برجسته است. از همین روی هم مجریان این تلویزیون و دیگر رسانههایی که در این مسیر حرکت میکردند، غالباً از سوی فارسیستیزان مورد انتقاد بودند. همچنین باید به بعضی نشریات از جمله روزنامه انصاف و روزنامه هشت صبح اشاره کرد که این اولی، حتی سلسله مطالبی برای حفظ اصالت زبان فارسی منتشر میکرد.
گسترش فضای مجازی، به خصوص ارتباط میان فارسیزبانان سراسر دنیا را برقرار کرد. دیگر حکومت طبیعتاً سلطۀ کاملی بر محتوای منتشر شده در کشور نداشت و این بخت بزرگی برای فارسیزبانان افغانستان بود. خیلی از اهل قلم افغانستان در صفحات وب و در شبکههای اجتماعی درباره حفظ زبان فارسی و در اعتراض به رفتارهای حکومت مطلب نوشتند و این مطالب به سرعت در بین کاربران پخش میشد.
خاتمه
ما در ختم یک دورۀ تاریخی هستیم و در حکومت جدید یعنی امارت طالبان، سیاستها نسبت به زبان فارسی نامعلوم است. قدر مسلم این است که تا کنون چشمانداز خوبی از آینده به چشم نمیآید، چون هم نقش فارسیزبانان در سطوح بالای حکومت جدید کمرنگتر است و هم رسانهها آن آزادی عمل پیشین را ندارند. از طرفی خیلی از اهالی ادب فارسی به کشورهای دیگر مهاجرت کرده یا در حال مهاجرت هستند.
حکومت از نظر قومی بر همان مدار قدیم است. فقط باید دیده شود که گرایشهای قومی نیز در آن همچون قدیم غلبه خواهد داشت یا نه. امیدواریم که رویهها عوض شود و توان و انرژیای که از هر دو جانب برای کشمکشهای زبانی صرف میشود، صرف بهبود و اعتلای هر دو زبان فارسی و پشتو شود تا ما از این دایرۀ بستهٔ ستیزه و جدال بر سر زبان رهایی یابیم. ولی به راستی چنین خواهد شد؟ باید منتظر ماند.
@dolatebahar
🔴 سقوط سرمایه گذاری ایران/ با رشد ۵ درصد ۱۳ سال طول میکشد به سطح سال ۹۰ برسیم!
بر اساس گزارش اتاق بازرگانی، در ۱۰ سال منتهی به سال ۱۳۹۹، روند عمومی سرمایه گذاری در کشور نزولی بوده و میانگین آن در سال گذشته منفی ۴.۷۹ درصد را نشان میدهد.
کمترین رقم سرمایه گذاری کشور به ۱۳۹۹ با عدد ۱۰۰ هزار میلیارد تومان باز میگردد که در مقایسه با رقم ثابت سال ۱۳۹۰، کاهشی محسوس را نشان میدهد. هر چند در این سال میزان سرمایه گذاری در اقتصاد ایران دو هزار میلیارد تومان افزایش یافته اما این عدد برای جبران کاهش سرمایه گذاری کفایت نمیکند.
براوردها نشان میدهد که در صورت رشد سالانه پنج درصدی سرمایه گذاری از سال ۱۴۰۰ به بعد، در سال ۱۴۱۳ سرمایه گذاری واقعی کشور به رقم سال ۱۳۹۰ خواهد رسید. اگر این رشد سالانه ۱۰ درصد باشد، در سال ۱۴۰۶ بازگشت به ابتدای دهه۹۰ ممکن خواهد شد.
بررسیها نشان میدهد که در سال ۱۳۹۹ برای دومین سال متوالی، نرخ استهلاک از نرخ سرمایه گذاری در ایران بالاتر رفته است. این به معنای آن است که اگر این روند ادامه پیدا کند، عملا به جای سرمایه جدید، سرمایهگذاریهای گذشته نیز در حال از دست رفتن هستند و هرچه این روند طولانیتر شود، شکاف میان سرمایه گذاریهای جدید و استهلاک افزایش خواهد یافت.
در حوزههای مختلف اقتصادی، در دهه ۹۰، سرمایه گذاری در حوزه ماشین آلات به طور میانگین منفی ۷.۳ و در حوزه ساختمان منفی ۳.۶ درصد بوده است. بدترین عملکرد در این دو حوزه به سال ۱۳۹۸ بازمیگردد و هرچند این عدد در سال ۱۳۹۹ بهبودی نسبی پیدا کرده اما همچنان فاصلهای قابل توجه با ابتدای دهه ۹۰ دارد.
@dolatebahar
بر اساس گزارش اتاق بازرگانی، در ۱۰ سال منتهی به سال ۱۳۹۹، روند عمومی سرمایه گذاری در کشور نزولی بوده و میانگین آن در سال گذشته منفی ۴.۷۹ درصد را نشان میدهد.
کمترین رقم سرمایه گذاری کشور به ۱۳۹۹ با عدد ۱۰۰ هزار میلیارد تومان باز میگردد که در مقایسه با رقم ثابت سال ۱۳۹۰، کاهشی محسوس را نشان میدهد. هر چند در این سال میزان سرمایه گذاری در اقتصاد ایران دو هزار میلیارد تومان افزایش یافته اما این عدد برای جبران کاهش سرمایه گذاری کفایت نمیکند.
براوردها نشان میدهد که در صورت رشد سالانه پنج درصدی سرمایه گذاری از سال ۱۴۰۰ به بعد، در سال ۱۴۱۳ سرمایه گذاری واقعی کشور به رقم سال ۱۳۹۰ خواهد رسید. اگر این رشد سالانه ۱۰ درصد باشد، در سال ۱۴۰۶ بازگشت به ابتدای دهه۹۰ ممکن خواهد شد.
بررسیها نشان میدهد که در سال ۱۳۹۹ برای دومین سال متوالی، نرخ استهلاک از نرخ سرمایه گذاری در ایران بالاتر رفته است. این به معنای آن است که اگر این روند ادامه پیدا کند، عملا به جای سرمایه جدید، سرمایهگذاریهای گذشته نیز در حال از دست رفتن هستند و هرچه این روند طولانیتر شود، شکاف میان سرمایه گذاریهای جدید و استهلاک افزایش خواهد یافت.
در حوزههای مختلف اقتصادی، در دهه ۹۰، سرمایه گذاری در حوزه ماشین آلات به طور میانگین منفی ۷.۳ و در حوزه ساختمان منفی ۳.۶ درصد بوده است. بدترین عملکرد در این دو حوزه به سال ۱۳۹۸ بازمیگردد و هرچند این عدد در سال ۱۳۹۹ بهبودی نسبی پیدا کرده اما همچنان فاصلهای قابل توجه با ابتدای دهه ۹۰ دارد.
@dolatebahar
🔴 نامه رییس سازمان ثبت به رییس دیوان عالی کشور درباره سند خودرو
رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در نامهای به رئیس دیوان عالی کشور، با اشاره به وجود آرای متعارض درباره ثبت نقل و انتقال خودرو، درخواست کرد تا موضوع برای صدور رای وحدت رویه در هیات عمومی آن دیوان مطرح شود.
@dolatebahar
رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در نامهای به رئیس دیوان عالی کشور، با اشاره به وجود آرای متعارض درباره ثبت نقل و انتقال خودرو، درخواست کرد تا موضوع برای صدور رای وحدت رویه در هیات عمومی آن دیوان مطرح شود.
@dolatebahar
🔴 صالح آبادی رییس بانک مرکزی شد
در جلسه امروز هیات دولت، علی صالحآبادی که توسط وزیر امور اقتصادی و دارایی به عنوان رییس جدید بانک مرکزی معرفی شده بود، از دولت رای اعتماد گرفت.
@dolatebahar
در جلسه امروز هیات دولت، علی صالحآبادی که توسط وزیر امور اقتصادی و دارایی به عنوان رییس جدید بانک مرکزی معرفی شده بود، از دولت رای اعتماد گرفت.
@dolatebahar
🔴 امارات خروج از بحران کرونا را اعلام کرد
محمد بن زاید ولیعهد ابوظبی: ما به خوبی از بحران کرونا خارج شدیم و درسها و تجربیات زیادی از آن آموختیم. خداوند را برای آغاز بازگشت زندگی به حالت عادی در امارات شکرگزاریم.
@dolatebahar
محمد بن زاید ولیعهد ابوظبی: ما به خوبی از بحران کرونا خارج شدیم و درسها و تجربیات زیادی از آن آموختیم. خداوند را برای آغاز بازگشت زندگی به حالت عادی در امارات شکرگزاریم.
@dolatebahar
🔴 وزارت امور خارجه آمریکا: آمریکا در زرادخانه های خود ۳۷۵۰ کلاهک هسته ای در اختیار دارد
@dolatebahar
@dolatebahar
🔴 سوال درباره انتخابات و نمازجمعه در گزینش روزنامه نگاران همشهری!
خبرهای غیررسمی درباره گزینش سختگیرانه روزنامه نگاران همشهری شنیده میشود.
براساس گزارشها برای گزینش روزنامهنگاران و تمدید قرارداد آنها سوالهایی درباره جزییات و سبک زندگی، عقاید و مواضع آنها پرسیده میشود. از جمله اینکه "چرا ازدواج نکردهای؟"، "چرا بچه نداری؟" و یا سوالاتی درباره احکام و نماز و عقاید دینی و سیاسی، مثلا "چرا در انتخابات رای ندادی؟"، "چرا نماز جمعه نمیروی؟" و .... .
گفته میشود این گزینش برای خبرنگارانی که حتی ٢٠ سال سابقه کار دارند نیز انجام میشود./ فرارو
@dolatebahar
خبرهای غیررسمی درباره گزینش سختگیرانه روزنامه نگاران همشهری شنیده میشود.
براساس گزارشها برای گزینش روزنامهنگاران و تمدید قرارداد آنها سوالهایی درباره جزییات و سبک زندگی، عقاید و مواضع آنها پرسیده میشود. از جمله اینکه "چرا ازدواج نکردهای؟"، "چرا بچه نداری؟" و یا سوالاتی درباره احکام و نماز و عقاید دینی و سیاسی، مثلا "چرا در انتخابات رای ندادی؟"، "چرا نماز جمعه نمیروی؟" و .... .
گفته میشود این گزینش برای خبرنگارانی که حتی ٢٠ سال سابقه کار دارند نیز انجام میشود./ فرارو
@dolatebahar
🔴 آمادگی تهران و ریاض برای بازگشایی سفارتخانه ها
پایگاه خبری عربی پست بعد از تایید خبر برگزاری مذاکرات میان ایران و عربستان از سوی دو کشور به نقل از برخی منابع آگاه مدعی شد که تهران و ریاض بعد از چهار دور مذاکره به تفاهماتی رسیده اند که از مهم ترین آن ها می توان به توقف حمایت های عربستان از گروه های معارض ایرانی، سرمایه گذاری عربستان در عراق و سوریه ، ایجاد جاده بین المللی میان مشهد-کربلا و مکه و همچنین بازگشایی سفارت های دو کشور اشاره کرد.
برخی منابع ویژه بلندپایه ایرانی که خواستار عدم فاش شدن نامشان شده اند در گفت وگو با این پایگاه خبری مدعی شدند: هیات های امنیتی سعودی به ایران آمده اند تا کارهای ترمیم سفارت عربستان در تهران به منظور بازگشایی این سفارت به همراه کنسولگری این کشور در مشهد را انجام دهند. هیات های سعودی سیستم امنیتی و فنی داخل سفارت و کنسولگری را بروزرسانی کرده اند تا از عدم نفوذ به این سیستم قبل از بازگشایی دوباره سفارت مطمئن شوند. در مقابل یک هیات امنیتی ایرانی به عربستان رفته است تا کارهای بازگشایی سفارت تهران در ریاض و کنسولگری این کشور در جده را انجام دهد.
یک منبع ایرانی گفته است که اقدام به بازگشایی سفارت های دو کشور نشان دهنده حسن نیست است و می تواند آغازی برای حل بسیاری از اختلافات میان دو کشور باشد. ایران تمایل دارد که پرونده های مورد اختلاف به طور جداگانه و یکی پس از دیگری مورد بررسی قرار گیرند و بررسی یکباره تمام پرونده ها انجام نگیرد. تهران همچنین به ریاض تاکید کرده است که در گام اول و قبل از رسیدن به هرگونه تفاهم و یا توافق درخصوص پرونده یمن و سوریه ابتدا باید سفارت ها بازگشایی شوند. طرف ایرانی همچنین به طرف سعودی اعلام کرده است که بعد از بازگشایی سفارت ها مذاکرات علنی خواهد شد و سطح نمایندگان دیپلماتیک مذاکره کننده بالا خواهد رفت.
@dolatebahar
پایگاه خبری عربی پست بعد از تایید خبر برگزاری مذاکرات میان ایران و عربستان از سوی دو کشور به نقل از برخی منابع آگاه مدعی شد که تهران و ریاض بعد از چهار دور مذاکره به تفاهماتی رسیده اند که از مهم ترین آن ها می توان به توقف حمایت های عربستان از گروه های معارض ایرانی، سرمایه گذاری عربستان در عراق و سوریه ، ایجاد جاده بین المللی میان مشهد-کربلا و مکه و همچنین بازگشایی سفارت های دو کشور اشاره کرد.
برخی منابع ویژه بلندپایه ایرانی که خواستار عدم فاش شدن نامشان شده اند در گفت وگو با این پایگاه خبری مدعی شدند: هیات های امنیتی سعودی به ایران آمده اند تا کارهای ترمیم سفارت عربستان در تهران به منظور بازگشایی این سفارت به همراه کنسولگری این کشور در مشهد را انجام دهند. هیات های سعودی سیستم امنیتی و فنی داخل سفارت و کنسولگری را بروزرسانی کرده اند تا از عدم نفوذ به این سیستم قبل از بازگشایی دوباره سفارت مطمئن شوند. در مقابل یک هیات امنیتی ایرانی به عربستان رفته است تا کارهای بازگشایی سفارت تهران در ریاض و کنسولگری این کشور در جده را انجام دهد.
یک منبع ایرانی گفته است که اقدام به بازگشایی سفارت های دو کشور نشان دهنده حسن نیست است و می تواند آغازی برای حل بسیاری از اختلافات میان دو کشور باشد. ایران تمایل دارد که پرونده های مورد اختلاف به طور جداگانه و یکی پس از دیگری مورد بررسی قرار گیرند و بررسی یکباره تمام پرونده ها انجام نگیرد. تهران همچنین به ریاض تاکید کرده است که در گام اول و قبل از رسیدن به هرگونه تفاهم و یا توافق درخصوص پرونده یمن و سوریه ابتدا باید سفارت ها بازگشایی شوند. طرف ایرانی همچنین به طرف سعودی اعلام کرده است که بعد از بازگشایی سفارت ها مذاکرات علنی خواهد شد و سطح نمایندگان دیپلماتیک مذاکره کننده بالا خواهد رفت.
@dolatebahar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 وزیر امور خارجه: با صدای بلند از تشکیل دولت فراگیر با مشارکت همه ی اقوام در افغانستان حمایت می کنیم
@dolatebahar
@dolatebahar
🔴 محمدخانی سرپرست دبیرخانه ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی شد
طی حکمی از سوی دکتر محمد مخبر، محمدرضا محمدخانی، رییس دفتر معاون اول رییس جمهور با حفظ سمت سرپرست دبیرخانه ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی شد.
@dolatebahar
طی حکمی از سوی دکتر محمد مخبر، محمدرضا محمدخانی، رییس دفتر معاون اول رییس جمهور با حفظ سمت سرپرست دبیرخانه ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی شد.
@dolatebahar