دولت بهار – Telegram
دولت بهار
93.6K subscribers
57.8K photos
20.3K videos
541 files
9.78K links
🔻 نشانی سایت:

➡️ dolatebahar.ir

🔻 اینستاگرام دولت بهار:

https://instagram.com/dolatebahar_com

🔻 پیام به ادمین:

@dolatebahar_admin
Download Telegram
🔴 تابستان بهاری

✍️ امیرعلی شعبانی

دومین روز از تابستان هیچ شباهتی به آن فصل گرم با آن خورشید سوزاننده نداشت و هوا کاملا بهاری بود. «چند روز پیش هوا بسیار گرم بود اما با حضور شما بهاری ها هوا نیز بهاری شده». احمدی نژاد در حالی این جملات را میگفت که باد میرقصید و پرچم را هم به رقص می‌آورد. شاید پرچم ایران هم از دیدن فرزندانش مشعوف شده بود.
همه چیز برای ضیافت آماده بود. پرندگان هم به زیبایی میخواندند.

دلم میخواهد استعاره های رایج ادبی را کنار بگذارم. چه کار دارم که کلاغ چه مفهومی در ادبیات دارد؟! کلاغ هم مخلوق خداست و صدایش با گوش جان شنیدنی! قار قار های کلاغ ها هم آن روز زیبا تر از همیشه بود.

از تمام ایران آمده بودند. مازندران، لرستان، بوشهر، سیستان و بلوچستان، خراسان، آذربایجان و ... . همه به دنبال صحبت خصوصی تر و صمیمانه تر با او بودند. در میانه سخنرانی نمایندگان استان‌ها نفر کناری من از من پرسید که چگونه میتوانم پنج دقیقه با «آقای دکتر» خصوصی صحبت کنم؟ شخص دیگری از من در مورد هفت صبح‌های معروف نارمک پرسید و دیگری شوق عکس یادگاری با «حاج محمود» را داشت.

آن که میخواست با «آقای دکتر» پنج دقیقه صحبت کند را دیدم، موفق شده بود و در حال صحبت بود. او را نمیدانم، اما خودم وقتی برای بار اول با محمود ملت صحبت کردم بغض کرده بودم. آن روز از من پرسیدند چرا منقلب شدی؟
با خنده پاسخ دادم: «من انقلابیم و همیشه منقلب، انقلاب یعنی همین، یعنی منقلب شدن پی در پی.»

اجتماع آن روز خنک تابستانی انقلابی‌ترین اجتماعی بود که تهران در این روزگار می‌تواند به خود ببیند؛ همه در شور و شوق و پیوسته در انقلاب. این را از بغض‌ها و اشک‌ها و شعر خوانی‌هایی که لرزش صدا چاشنی آن بود می‌شد فهمید. هر کس به فراخور هدیه ای آورده بود؛ از دعای خیر تا تابلوی نقاشی.

جلسه تمام شد و پذیرایی انجام گرفت. «به شما ناهار دادن؟» این بار این جمله از سر دلسوزی گفته می‌شد نه از سر ...

جلسه و پذیرایی تمام شد اما سیل عکس ها نه. به گمانم هنوز هم در حال عکس گرفتن با او هستند. اگر با دوربین نمیشد با چشم های‌شان او را قاب می‌گرفتند. حق داشتند.
مروارید را به این آسانی‌ها رها نمی‌کنند. به اندازه یک سخنرانی مفصل عکس گرفتن ها و خوش و بش ها طول کشید. این جماعت انقلابی واقعا خستگی نمیشناسند و ساعت نمی‌دانند.

ساعت نزدیک دو بعد از ظهر است. بیشتر بهاری ها رفتند و هوا در حال گرم شدن است. آن باد زیبا هم وزش کمتری دارد. همه چیز فعلا آرام است. از دفتر بیرون می آیم و میبینم عده ای دم در ایستادند. شاید در انتظار شکار مجدد او هستند. نمیدانم. تخمه تعارف می‌کنند. یک مشت بر میدارم و خداحافظی می‌کنم. اینجا تهران است؛ یک روز بهاری در فصل تابستان.

@dolatebahar
🔴 حس خوب

✍️حمید گرامی

پنج‌شنبه ٢ تیر ١۴٠١؛ جلسه دیدار با احمدی‌نژاد تمام شده بود و جلوی دفتر ولنجک منتظر بودیم تا بقیه دوستان خارج بشن و خدافظی کنیم. یک آقای خوش‌تیپ سوار بر موتور، از این موتورهایی که ظاهرا برقی هستند، جلوی درب ورودی توقف کرد و از من پرسید دکتر احمدی نژاد رو می‌شه دید؟ مشخص بود که از دیدار امروز باخبر بود. گفتم دیدارمون تمام شده. گفت من از همسایه‌ها هستم، خونه مون چند تا کوچه بالاتره. نمی‌شه رفت داخل؟ گفتم لیست بر اساس کد ملی از چند روز قبل بسته شده، دکتر هم الان می‌آد بیرون. گفت‌ش یعنی می‌شه دم در ی لحظه ایشون رو دید؟ گفتم بعیده چون‌ ایشون با اتومبیل و محافظین بدون توقف خارج می‌شن. گفت می‌شه پس سلام ما رو به ایشون برسونید و بگید همیشه یادتون می‌کنیم و افسوس دوران شما رو می‌خوریم. سری تکون دادم به نشانه تایید. بعد هم خدافظی کرد و رفت.

دوستی از یاران بهاری که کمی دورتر ایستاده بود و تماشا می‌کرد، بعد از رفتن اون آقا از من پرسید چی می‌خواست؟ چی می‌گفت؟ گفتم سراغ دکتر را گرفت و سلام رسوند و افسوس گذشته رو می‌خورد. دوست بهاری چشاش گرد شد و گفت: این آقا با این تیپ و قیافه؟ گفتم چطور مگه؟ ابروهاشو بالا انداخت و گفت اصلا بهش نمیومد! چون ساکن همون محله بود، که جز مناطق خوب تهرون محسوب می‌شه و خیلی شیک و تمیز سوار موتورش بود و می‌شد حدس زد اتومبیل مدل بالاشو نیاورده و تو اون ترافیک داشت با موتور تردد می‌کرد.

موقع رفتن سمت فرودگاه هم با دوستم سوار اسنپ شدیم. راننده گفت آقای پرزیدنت کجا می‌ری؟ خندیدم و به دوستم گفتم نام کاربری پروفایل اسنپ من پرزیدنت هست. بهش گفتیم اتفافا ما امروز پیش آقای پرزیدنت بودیم. گفت کی؟ گفتم پرزیدنت واقعی. گفت احمدي نژاد؟ چون دفترش همین دور و براست. گفتم آره. این‌جور مواقع عادت دارم سر صحبتی باز کنم تا بفهمم مردم شهرهای دیگه، بخصوص تهرون، نظرشون راجع به گذشته چیه؟ پرسیدم تهرونی ها از احمدي نژاد و گذشته یادی می‌کنند؟ گفت آره همش می‌گن خدا پدرشو بیامرزه. البته در ادامه گفت دیگه اون‌قدر ناامید هستیم که بیشتر می‌گیم خدا پدر رضاشاه رو بیامرزه! سر این قضیه کلی بحث کردیم و معلوم شد طرف از هواداران و فعالین سال‌های دور احمدي نژاد هم بوده. خلاصه از این دو نفر، یکی بالانشین و دیگری قشر متوسط، حس خوبی گرفتیم.

@dolatebahar
🔴 سومین روز تیر ماه

✍️ جعفر بخشی بی نیاز
نویسنده و روزنامه نگار

در گرمای تیر ماه وقتی که هنوز پای مرغ در مغازه ها گران نشده بود و نان کارتی نبود ؛ تجلی اراده ی خدا از طریق اراده مردم به طلوع جاودانه نشست. اراده ای که ۲۰ سال تمام در دو قالب کوچکِ کم ظرفیتِ جناحی ؛ محدود و محصور بود. اما با تکثر آرای مردم کوچه و بازار شکست و حیات سیاسی شهر احیاء شد. هوای مه گرفته و غبار آلود تهران به تماشای ماه دعوت شد و کم کم سخاوت این روشنایی تا دورترین آبادی های ایران پر کشید و بر سقف خانه های کاهگلی فرود آمد.

بهار در کوچه و خیابان‌ های شهر گشت و به مردم پیام امید داد‌. تن های بیماری که یک پا در جهان زندگی داشتند و یک پا در جهان مرگ ؛ دانستند که ایستادن در شکاف میان مرگ و زندگی با وعده ی امید و خوب شدن جهان ؛ جان را مستعد دریافت پیام‌ های تازه می‌ کند. البته لازم بود بدانند که این اعجاز احمدی نژاد بود. والا مدعیان بهار فراوان بودند. مدعیانی لب فرو بسته و از ترس در خود فرو رفته‌ که نه امیدی دادند و نه وعده ای درست از بهتر شدن جهان.

احمدی نژاد در سوم تیر یک چهره ی تازه از خود نشان داد. سعی داشت از گرمای طاقت سوز تهران از فرصتی که در جهان زیستِ سیاست پیدا کرده بود سخن‌ های تازه بگوید. درست مثل پیام‌ آوری شجاع که از جهان فصل ها و میوه ها عروج کرده باشد.

و مردم میان خودشان و شهردار سابق تهران که حالا ردای خدمت به خلق را بر تن کرده بود ؛ مشابهتی دیدند به غایت آشنا و صمیمی و درست از همین جا بود که راهی به آغوش بهار گشودند و در میانه ی مجلس ؛ برایش جا باز کردند.

سوم تیر بود اما تنِ جامعه سرطانی بود. و هست هنوز. گرسنگی ؛ فقر ؛ بیکاری، مرگِ اخلاق ؛ تیره گی روابط اجتماعی ؛ مسدود شدن افق‌ های رو به فردا ؛ تاریکی و ظلمت و اندوه و حس سنگین فاجعه و نبود مجالی برای رفتن و گریز و دور شدن ؛ و بسیاری دیگر و اینها نشانگان آشنای تنِ سرطانی جامعه بود و هست هنوز اما کنار همه ی اینها سوم تیر ماه بود و مردی آشنا به نام احمدی نژاد.

سوم تیر به وقت ساعت دلداده گی ؛ مردمان کوچه و بازار و معاش و زندگی و حیات و همه و همه چشم به نماینده ی تام الاختیار ارزش‌ های انقلابی و اسلامی دوختند و او را با سلام و صلوات تا آستانه ی درب بزرگ خیابان پاستور بدرقه کردند. فشار طاقت فرسای آن همه گرمای تن سوز در ماه های بعد مرد بهاری را خسته نکرد. مردم زخمی و تکیده و زرد اما همت کردند و دست به دستش دادند تا به جامعه ی زنگار بسته ی ناتوانِ درمانده ؛ کمک کنند و به همدلی و همزبانی معنا ببخشند و موهبتی شیرین را از بطن اهالی دل در هوای پاک و تازه ی بهار پخش کنند.

احمدی نژاد به پاستور رفت و حالا می‌ توانست از دریچه ی این همه باور و اعتماد با جامعه ی خسته اما منتظر سخن بگوید. او همان روز اول گفت جامعه ی خسته اگر وزنِ زندگی و حیات را جدی‌ بگیرد ؛ روشنایی جامعه بر او حلول خواهد کرد. و جامعه بدین سان روشن شد و نور گرفت و همه چیز به سمت خوب شدن رفت.

دین و اخلاق و رفاه و زندگی از سوم تیر ماه ابرهای باران ریزی را خلق کردند که با سخاوت و مهربانی بر سرزمین روح و جان همه ی مردم باریدن گرفت. از تهران شروع شد و تا کَپرهای سیستان و بلوچستان هم رفت. روح به تن جامعه و تن به روح جامعه برگشت و ارتباط و گفتگو میان تن‌ های بیمار و زخمی ؛ نسخه های شفا بخش پیچید.

به گمان روشنِ احمدی نژاد ؛ تن‌ های خسته به جای خزیدن در تنهایی و رنج خویش از خانه ها بیرون آمدند و به جهان‌ های بزرگ‌ تر و فرداهای بهتر فکر کردند و انگار همه چیز رو به عالی شدن رفت.

از حلول سوم تیر ماه ۸۴ تا به امروز هنوز اما بهار بالاست. بهار سبز است. بهار شکوفاست. بهار روشن است. بهار جسور است. و بهار صمیمی و مهربان است. با این که جامعه مملو از درد و اندوه است و متاسفانه همدردی در میان اهالی فقیر کوچه های باریک شهر ؛ کمتر یافت می‌ شود ؛ اما به شوق بهار تمام ارتباط های درونی و عاطفی در هم قفل شده و یک تن واحد را به دنیای خسته ی ایران تحویل داده است.

احمدی نژاد می دانست و یقین داشت که از سوم تیر به بعد تا همین امروز ؛ کلمه‌ های سیراب شده از چشمه های همدردی ؛ جهانِ مسئول خلق می‌ کند و مشارکت در ساخت یک جهان مشترک را به شکلی غرور آفرین معنا می بخشد.

برای همین بود که هر کجا بهار خسته شد ؛ روح بزرگ جامعه تن بهار را بی منت اما با عشق به دوش کشید و از ورطه ی خمودی و سکوت و خواب و فراموشی نجاتش داد.

حالا سوم تیر ماه سال ۸۴ با سوم تیر ماه سال ۱۴۰۱ معنای واحد یک گفتمان است و لاغیر و آن هم این است :
هر اتفاقی که بیفتد پرچم بهار بالاست و باید که دل قوی داشت که پیروزی رعیت زاده ها بسیار نزدیک است.

@dolatebahar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 سفیر اسبق ایران در برزیل: چاوز در اواخر عمر خود به امام مهدی(عج) اعتقاد پیدا کرده بود

محسن شاطرزاده، سفیر اسبق ایران در برزیل:

چاوز در اواخر عمر خود به شدت مذهبی شده و در کاخ ریاست جمهوری، کلیسای کوچیکی درست کرده بود.

آن اواخر حتی به امام مهدی(عج) هم اعتقاد پیدا کرده بود و در جلسات مختلف نام ایشان را می برد.

او کمونیست نبود و سبکی منحصر به فرد به نام سوسیالیسم بولیواری داشت و به شخص رهبر انقلاب هم ارادات داشت.

@dolatebahar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 تایر خودرو را اینگونه بصورت لانه زنبوری بدون هوا ساخته‌اند تا پنچر نشود

@dolatebahar
🔴 پنج برابر شدن حقوق گمرکی صدای وزیرصمت را هم درآورد!

وزیر صنعت، معدن و تجارت در نامه ای به رییسی، خواستار کاهش حقوق گمرکی برای مواد اولیه، واسطه‌ای اجرا و قطعات بخش تولید شد.

عوارض گمرکی بر مبنای دلار ۴۲۰۰ محاسبه می‌شد که پس از تبدیل به دلار آزاد حدود پنج برابر شده و تقریبا تمام کالاها را گران کرده است.

@dolatebahar
🔴 نامه انجمن صنفی پیمانکاران شرکتهای خدماتی به رییس مجلس برای توقف طرح ساماندهی کارکنان دولت!

@dolatebahar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 هیات رییسه طرح ساماندهی کارکنان دولت را به کمیسیون فرستاد!

توضیحات عباس گودرزی نایب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی درباره تصویب کلیات طرح ساماندهی استخدام کارکنان دولت در جلسه صحن علنی

@dolatebahar
🔴 اقتصاد ۸۰ تریلیون دلاری جهان

@dolatebahar
🔴 نیمی از جنگل‌های هیرکانی نابود شد!

بهمن ایزدی، بوم‌شناس و کنشگر محیط‌ زیست، گفت: مساحت جنگل‌های ایران از ۱۸ میلیون هکتار در دهه ۴۰ به حدود ۱۱ میلیون هکتار در دهه ۷۰ رسیده است. به‌عبارت‌ دیگر، هفت میلیون هکتار از جنگل‌های ایران در طول سه دهه نابود شده‌اند.

ایزدی با استناد به این آمار در باره وضعیت جنگل‌های ایران به‌خصوص جنگل‌های هیرکانی ابراز نگرانی کرد و افزود: «وسعت جنگل‌های هیرکانی حدود ۵۵ هزار کیلومترمربع، یعنی نزدیک به ۴ درصد مساحت ایران بود، اما در فاصله سال‌های ۱۳۳۴ تا ۱۳۷۹ نصف شد.

او پاک‌تراشی جنگل‌ها برای توسعه شهرها، افزایش جمعیت، تاسیس کارخانه‌ها و صنایع نفت و پتروشیمی را مهم‌ترین عامل نابودی جنگل‌های هیرکانی در چهار دهه گذشته خواند.

@dolatebahar
🔴 تعداد استان های بیابانی از ۱۴ به ۲۱ رسید!

سرپرست سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور:

از ۳۰ میلیون هکتار عرصه‌های زاگرس، نزدیک به ۶ میلیون هکتار آن جنگل است و این جنگل‌ها تامین کننده ۴۰ درصد آب کشور می‌باشند.

تعداد استان‌های بیابانی ما از ۱۴ مورد در آغاز برنامه چشم‌انداز ۲۰ساله اکنون به حدود ۲۱ استان افزایش یافته است.

@dolatebahar
🔴 فرزانه فصیحی در مسابقات بین‌المللی دومیدانی ترکیه رکورد دوی صد متر زنان ایران را شکست

@dolatebahar
🔴 سردار خادمی جانشین سردار کاظمی شد

سردار مجید خادمی با حکم فرمانده کل قوا به ریاست حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران منصوب شد.

خادمی پیش از این رئیس سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع بود.

سردار کاظمی درپی برکناری طائب، رئیس سازمان اطلاعات سپاه شده است.

@dolatebahar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 بیش از ۲٠ روز است که برق شهرک‌های صنعتی قطع می‌شود/ وضعیت قطعی‌های برق واحدهای تولیدی احتمالا تا شهریور ادامه داشته باشد

@dolatebahar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 کالابرگ باعث شکل گیری رانت می‌شود

عطا بهرامی:

یارانه نقدی بر پرداخت کوپن و کالابرگ برتری دارد و باید به مصرف کننده اجازه بدهیم تا کالای مورد نظر را خودش انتخاب کند و تخصیص کوپن در شأن نظام نیست!

@dolatebahar
🔴 اعتراض معیشتی کارکنان بانکهای دولتی

درپی مصوبه چالش برانگیز دولت مبنی بر افزایش ۱۰ درصدی حقوق کارکنان، حقوق پرسنل بانکهای دولتی مانند ملی، سپه و کشاورزی ۱۰ درصد افزوده شد درحالی که حقوق کارکنان بانکهای غیردولتی مثل ملت، صادرات و تجارت بطور متوسط ۴۰ درصد افزایش یافته که به اعتراض کارکنان بانکهای دولتی منجر شده است.

نکته جالب توجه اینکه بانک مرکزی در سالهای گذشته حساب خود را از دولت جدا کرده و سطح حقوق آنها بسیار بالاتر است!

تلاش و نامه نگاریهای مدیران عامل بانکهای دولتی برای افزایش حقوق پرسنل تاکنون به نتیجه نرسیده است.


@dolatebahar
🔴 اختلاس ۷۳۰ میلیون دلاری در زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی/ ۱۳ میلیون تن نهاده‌ای که وارد کشور نشد!

سید مرتضی حسینی نماینده مردم میانه در مجلس گفت: اخیرا رئیس سازمان بازرسی کل کشور خبری را رسانه‌ای کرد که؛ یکی از سازمان‌های وابسته به وزارت جهاد کشاورزی، مجوز واردات ۱۳ میلیون تن نهاده‌های دامی اعم از گندم، ذرت، جو و ... را به یک شرکت خصوصی اعطا می‌کند و آن شرکت خصوصی بدون اینکه نهاده‌ای را وارد کند، در گمرک این‌ها را کوتاژ می‌کند یعنی به اصطلاح ثبت صوری می‌کند که این اقدام به معنی آن است که این واردکننده، این کالا را وارد کرده در حالیکه اساسا کالایی وارد نشده است! سپس وزارت جهاد کشاورزی به این شرکت مجوز عرضه چیزی که هنوز وارد نشده را در سامانه بازارگاه می‌دهد و یک عده از جمله اتحادیه‌های کشاورزی، کشاورزان و کارخانه‌های تولید دام و طیور در آن سامانه ثبت نام می‌کنند و پولی را پرداخت می‌کنند به امید اینکه محصولی را که خریداری کرده‌اند، تحویل بگیرند. در مجموع حدود ۱۱۰۰ میلیارد تومان به حساب این شخص و شرکت واریز شده بدون اینکه نهاده‌ای به آن‌ها تحویل داده شود! و اکنون هم مشخص شده که هیچ نهاده‌ای وارد نشده است!

وی ادامه داد: جالب این است که وزارت جهاد کشاورزی با بانک مرکزی مکاتبه می‌کند و درخواست صدور ۷۳۰ میلیون دلار تسهیلات برای این شرکت می‌کند و در آن نامه هم بدون اینکه نهاده‌ دامی وارد شده باشد، صریحا قید می‌کند که این نهاده وارد کشور شده است! طبق گزارشی که رئیس سازمان بازرسی کل کشور داده‌‌اند، برای این شرکت ۷۳۰ میلیون دلار ارز و تسهیلات می‌گیرند.

عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس افزود: اکنون سخن ما با آقای رئیسی که ما ایشان را شخصیت پاک و دلسوز می‌دانیم این است؛ واقعا انتظار نداشتیم در زیرمجموعه‌های دولت ایشان این حجم از سوءاستفاده و کلاهبرداری اتفاق بیفتد. یعنی در واقع شما در نظر بگیرید که این افتضاح بزرگ و این حجم از آبروریزی و اعتمادسوزی که از این فساد اداری و اقتصادی در بدنه نظام اداری اتفاق افتاد.

@dolatebahar