Forwarded from Khomeinichan
پروپاگاندای مستمر از ظرفیت فرد برای توجه و انطباق فراتر رفته و در نتیجه توان مقاومت او را درهم میشکند. این ویژگیِ تداوم است که توضیح میدهد چرا پروپاگاندا میتواند به چرخشهای ناگهانی دست بزند.- Jacques Ellul, Propaganda: The Formation of Men's Attitudes
همیشه عجیب است که محتوای پروپاگاندا میتواند به اندازهای متناقض باشد که امروز چیزی را تأیید کند که دیروز آن را محکوم میکرد. آنتونیو میوتو تغییرپذیری پروپاگاندا را نشانهای از ماهیت آن میداند. در واقع، این فقط نشانهای از چنبرهای که پروپاگاندا بر فرد دارد و حقیقت تأثیرات آن را نشان میدهد. نباید فکر کنیم که فرد وقتی در برابر یک چرخش آنی قرار میگیرد، از پیروی از خطی که تا آن زمان دنبال میکرد، دست میکشد. او همچنان به پیروی از آن ادامه میدهد، چرا که در چنبرهی این سامانه اسیر شده است.
البته او متوجه تغییری که رخ داده میشود و شگفتزده میگردد. حتی ممکن است وسوسه شود تا مقاومت کند – همانگونه که کمونیستها در زمان پیمان صلح آلمان-شوروی چنین کردند. اما آیا پس از آن به تلاشی مستمر برای مقاومت در برابر پروپاگاندا دست خواهد زد؟ آیا از کنشهای گذشتهاش برائت خواهد جست؟ آیا با محیطِ فعالِ پروپاگاندا گسست خواهد کرد؟ آیا خواندن فلان روزنامه را تعطیل خواهد نمود؟ چنین گسستهایی بسیار دردناک هستند؛ فرد در مواجهه با آنها، با این دریافت که تغییرِ خطمشی هجمهای به هویت راستینش نیست، ترجیح میدهد بر عاداتش پا برجا بماند.
بلافاصله پس از آن، صدها بار این «حقیقت جدید» را بازتاییدشده خواهد شنید و آن را تبیینشده و مستدل خواهد یافت. او توان آن را ندارد که هر روز بر اساس «حقیقتِ دیروز» به جنگ آن رود. او حتی بهتمامه در این نبرد درگیر نمیشود. پروپاگاندا یورشش را بیوقفه ادامه میدهد؛ اما مقاومت او جستهگریخته است. فرد درگیرِ مشغلههای حرفهای و دغدغههای شخصیاش است، و هر بار که از آنها فارغ میشود میبیند و میشنود که حقیقتِ جدید اعلام میشود. پایداریِ پروپاگاندا بر توجهِ مقطعی و پراکندهی او چیره و وادارش میکند تا همهی این چرخشها و پیچوتابها را از زمانی که خوردنِ این غذای روح را آغاز کرده، دنبال کند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بنده وقتی جردن پترسون میگوید اتاقت را مرتب کن:
🤣9