Easy Microservices – Telegram
Easy Microservices
615 subscribers
103 photos
3 videos
1 file
50 links
گروه عمومی کانال:
@easymicroservice
Download Telegram
چند وقتی بود حس میکردم زمان داره خیلی سریع میگذره... الان داشتم ثانیه ویندوز رو نگاه میکردم و یکی یکی می‌شمردنم و داشتم مطمئن میشدم که نه، زمان کند میگذره که یه دفعه دوثانیه توی یک ثانیه رفت بالا 😐😂.

#زمان
🤣101
Audio
کاری از حبیب با صدای Eminem
نام آهنگ: زیر آب زن

@easymicroservices
🤣8🥴2👎1👻1
(بخش دوم Redis): معرفی Data Typeها و کاربردهای هر کدوم

فرقی که این پست با پست های قبلی داره، این هست که برای هر بخش یک سری تمرین هم در نظر گرفتم. اگه تمرین های این سری انجام دادی و نیاز به سوال یا راهنمایی داشتی بهم پیام بده.

اگر میخوایی بیشتر در این باره یاد بگیری به پست زیر مراجعه کن.

https://www.linkedin.com/posts/delzendeh_redis2-activity-7405475311456256000-9_Vb?utm_source=share&utm_medium=member_desktop&rcm=ACoAAA6jGs8B6Xsuwj5ptm3WhFPuUawh0SpUyvE
👌51
(بخش سوم Redis): معرفی Set و List و کاربردهای هر کدوم
به نظرتون میشه از ردیس برای طراحی یک مسابقه رای گیری تلویزیونی بین دو گروه Aو B استفاده کرد؟

یا از ردیس استفاده کنیم تا توی یک قرعه کشی به صورت رندوم یک سری برنده مشخص کنیم؟

من مهدی ام، و سعی دارم توی این سری از پستها، سیر تا پیاز Redis که به صورت عملی باهاش درگیر شدم براتون توضیح بدم.

اگر میخوایی بیشتر در این باره یاد بگیری به پست زیر مراجعه کن.

https://www.linkedin.com/posts/delzendeh_redis3-activity-7406566419925995520-q2Fj?utm_source=share&utm_medium=member_desktop&rcm=ACoAAA6jGs8B6Xsuwj5ptm3WhFPuUawh0SpUyvE
👌5
من اعتقادم اینه که پنج ساعت خروجی مفید بهتر از نه ساعت کار طاقت فرسا با خروجی ضعیف هست.

به زودی مطالبی از تجربیاتم برای بالا بردن عملکرد و خروجی تیم خواهم نوشت.
👌124😨1
Easy Microservices
من اعتقادم اینه که پنج ساعت خروجی مفید بهتر از نه ساعت کار طاقت فرسا با خروجی ضعیف هست. به زودی مطالبی از تجربیاتم برای بالا بردن عملکرد و خروجی تیم خواهم نوشت.
قسمت اول:
نکات مهمی که توی یک محیط کاری برای تولید نرم افزار باید بهش اهمیت بدیم و از همه چیز مهمتر باید توی چشم ما باشه رو اینجا ذکر میکنم و بعدا مفصل در موردش صحبت خواهیم کرد.

1. نیروی انسانی
2. خلق ارزش
3. شفافیت
4. کیفیت
5. گوش شنوا، احترام به تخصص متخصصین
6. آموزش، مطالعه، راهنمایی و کمک به همکاران
7. ارتقا و آموزش مهارت‌های نرم
8. نظم و انگیزه
9. ددلاین، تعریف و تخصیص وظایف و نقشه‌ی راه
10. پشتیبانی و فروش

سعی کنید اینارو برای خودتون اولویت بندی کنید، ببینید توی محیط کار به نظر شما کدوم یک اولویت بالاتری داره و کدوم یک اولویت پایین‌تری داره، یا اینکه همشون مهم هستند یا همه رو در یک زمان و در یک لحظه می‌خواهیم رعایت کنیم؟ اصلا شدینه؟ و ....

@easymicroservices
2👍1🔥1
قسمت دوم، بخش اول، نیروی انسانی:
فکر می‌کنید نیروی انسانی چقدر ارزشمنده؟ حتی با وجود AI و هوش مصنوعی؟
خب خیلی‌ها امروز فکر می‌کنن احتمالا AI جایگزین نیروی انسانی میشه. اول از همه بذارید به این سوال با یک سوال جواب بدیم،خریدار محصولات شرکت‌هایی که با AI یا ربات کار می‌کنن نه با نیروی انسانی کیه؟ ربات‌ها یا انسان‌ها؟
پول توسط انسان‌ها جابجا میشه، نیاز از انسان میاد، پس مشتری قطعا انسانه، مادران و پدران رو دست کم نگیرید، من به عنوان یک پدر چرا باید پولم رو بریزم تو جیب کارفرمایی که میدونم فردای روز قرار نیست پسرم رو استخدام کنه؟ نکته همینجاست، نیروی انسانیه که از نیروی انسانی حمایت میکنه. پس نیروی انسانی تا به ابد با ارزشه مگر اینکه گردانندگان طبیعت دیگه انسان نباشن.

اما هنوز کارفرمایانی هستند که به نیروی انسانی اهمیت زیادی نمیدن و فکر میکنن اگر شخصی رو اخراج یا تعدیل کنم حتما توی این مساله سود کردم، بله اما اگر اینکار رو به روش درستی انجام ندی باز هم خبرها پخش میشه. من شخصا توی شرکت‌هایی که فله‌ای تعدیل می‌کنند کار نمی‌کنم. رفتار ربات‌گونه با انسان‌ها، امروز که لازمت داریم بهت حقوق میدیم فردا که لازمت نداریم می‌اندازیمت دور... عدم رعایت کرامت انسانی، رفتار شناسی و اخلاق صحیح باعث میشه اون افراد سفیر شما بشن و هرجا برن قطعا از تجربیات بدشون خواهند گفت و همه‌ی خوبی‌های شمارو فراموش می‌کنند، چرا این اتفاق میوفته؟ چون هدف مهمه، چیزی که شما به عنوان کارفرما بهش توجه نکردید، فرد مورد نظر برای یک هدفی برای مدت طولانی برای شما کار کرده. ولی نتیجه‌اش به دست شما رقم خورده و تبدیل به تعدیل یا اخراج شده. پس آیا تصمیم می‌گیرید که نتیجه رو به نفع برند و شرکت تموم کنید و با بهترین شکل، با بهترین شفافیت به کارکنانتون این مسائل رو توضیح بدید یا نه؟ چرا فکر می‌کنید اینکار کم ارزشه یا شمارو کوچیک می‌کنه؟ خیر، به هوش کارمندانتون شک نکنید، اینکار رو بکنید نتیجه‌اش رو ببینید!

من همچنان میبینم شرکت‌هایی که با سعه صدر و شفافیت تعدیل می‌کنند، انسان‌ها موجودات منطقی‌ای هستند، مگه میشه یک نیرویی که تا دیروز برای شما کار میکرده امروز بیاد و ببینید که دیگه خبری ازش نیست؟ این مدل تعدیل مانند دعواهای دوران کودکی ماست، من بهش میگم مدل تعدیل قهری... یعنی طلبکار هستید، یه طوری که احترام و شخصیت طرف مقابل حفظ نشده و تلاش‌هاش دیده نشده. از کی تا حالا ما اینقدر کوچک شدیم و فراموش کردیم قوانین زمین رو هوا نیست. با اینکار توی دل نیروهای باقی مانده‌ی خودتون رو خالی می‌کنید و یک ضربه‌ی مهلک دیگه به سیستم می‌زنید، ضربه‌ای مهلک و خاموش، ضربه‌ای که جز افراد هوشیار اونو نمی‌بینن و متوجه‌اش نمی‌شن.

ادامه دارد...

@easymicroservices
7👍1
قسمت دوم، بخش دوم، نیروی انسانی:
همه بدنبال روزی هستند، پسر مجرد، دختر مجرد، مادر تنها، مادر تنها با فرزند و پدر و ... این جمله که مردهای متاهل مسئولیت‌پذیر تر هستند یک جمله‌ی غلط هست اصل موضوع این است که «آنها می‌توانند بردگان مطیع و بهتری باشند»! (بنده خودم هم دوتا فرزند دارند دارم هم متاهل) چرا از کلمه‌ی برده استفاده می‌کنم؟ تا احساسات شما رو برانگیخته کنم، سوال میکنم: فرق یک کارمند مطیع با برده چیه؟ برده‌ها حقوق نداشتند ولی کارمندان حقوق و بیمه دارند؟ اگر برده‌ها حقوق نداشتند پس چطور زنده می‌موندن و برای فردا دوباره کار می‌کردن؟ بله بهشون روزی یا همون غذا می‌دادن، کارمندان هم حقوق می‌گیرن تا برای خودشون و خانوادشون غذا جور کنن، امروزه با این اوضاع اقتصادی هم دیگه ازدواج کردن سخت شده، پس چرا فکر می‌کنید ما فاصله‌ی زیادی با برده کردن انسان‌ها داریم؟ آیا در شرکت شما کسی می‌تونه به راحتی مخالفت خودش رو ابراز کنه؟ اگر افکارش با افکار شما جور نباشه اخراج یا تعدیل نمیشه؟ همه‌ی اینها صفات و نشانه‌های اینه که شما انسان‌هارو به بردگی می‌گیرید. مبحث بردگی انسان‌ها مبحث تلخی هست نمیخوام مفصل راجع بهش صحبت کنم اما میخوام حس کارمندان رو به شما منتقل کنم که فکر نکنید با مطیع کردن اونها حس خوب «پدر فرزندی» بهشون می‌دید بالعکس یکی از بدترین حس‌ها رو بهشون منتقل می‌کنید. به طور خلاصه چون مردان متاهل اجبارا باید برای شما و خانواده کار کنند پس مطیع‌تر هستند، نگویید آنها مسئولیت‌پذیر هستند، وقتی آنها مسئولیت پذیر هستند که شما رفتار درستی با آنها داشته باشید و کرامت انسانی آنها را از همه لحاظ رعایت کنید، انوقت در ذهن کارکنان بجای حس بردگی حس تعلق خاطر و مسئولیت پذیری شکل می‌گیرد.

جامعه داره تغییر میکنه، دیگه کمتر کسی پیدا میشه که تحت فشار‌های کاری بتونه برای شما کار کنه اگر این اتفاق در شرکتی میوفته فقط به خاطر دوتا چیزه:

1. نیروهای حرفه‌ای که همیشه در کنار اونها پیشرفت می‌کنند و چیزهای جدید یاد میگیرن، پس نیروی کار اون محیط رو بیشتر شبیه آموزشگاهی میبینه که داره توش حقوق هم میگیره.
2. کار پیدا کردن سخت‌تر شده و اوضاع اقتصادی به شدت اونارو تحت فشار گذاشته.

پس موقعی که اونها موقعیت شغلی بهتر و پیشنهاد بهتر رو رد کنن یا در موقعیت اقتصادی بهتر شمارو ترک نکنن می‌تونید ادعا کنید که مسئولیت پذیر هستند و برند شرکت شما براشون اهمیت داره (که البته اینم کلی تبصره و ماده داره). و این موضوع هم فقط وقتی در قلب کارکنان شما تثبیت میشه که شما بازهم ارزش نیروی انسانی خودتون رو حفظ کرده و به خانواده و نگاه اونها به کار و شغل اهمیت بدید.

نیروی انسانی یک موجود زنده مثل خود شماست، اگر شما تعلق خاطر به کار خودتون دارید چون اون کار و شغل از آن شماست، مالک اون کار شما هستید، کسی از کارکنان با شما شریک نیست، چرا فکر می‌کنید باید کارکنان هم همچین حسی داشته باشند؟ این تفکر از نظر علم منطق فاجعه بار است اونم درست وقتی که جلوی چشمان آنها، تصمیمات شما تعدیل و قربانی می‌گیرد؟ آیا منطقی به مسائل فکر نمی‌کنیم؟ پس چرا فکر میکنید اگر شما تا ساعت X در شرکت حضور دارید آنها هم باید تا ساعت X در شرکت حضور داشته باشند؟

در جامعه‌ی ایران شما قرارداد سالانه می‌بندید (بعضی شرکت‌ها همین کار را هم متاسفانه نمی‌کنند و حتی حس امنیت شغلی را هم از کارکنانشان دریغ می‌کنند)، اما قیمت ساده ترین نیازها مثل نان و پنیر هر روز متغیر است! اما آنها باید تا انتهای سال صبر کنند تا افزایش حقوق داشته باشند؟ آنگاه به من بگویید اضافه کاری‌ای که شما پرداخت می‌کنید در نیمه‌ی دوم سال چقدر ارزشمند است؟ آیا بهتر نیست در شغل پاره وقت با یک قرارداد بهتر با حقوق بهتر کار کنند؟ شما به عنوان کارفرما به این موضوع فکر کرده‌اید؟ اما تک تک کارمندان شما دیگر مبلغ اضافه‌کاری با این مضمون برایشان بی ارزش است! ترجیح می‌دهند در کنار خانواده وقت بگذرانند، زیرا زندگی در حال گذر است و دیگر نه می‌توانند به گرفتن خانه و یا حتی ماشین فکر کنند...

آری، بردگان هم نمی‌توانستند به داشتن این نیازها فکر کنند.

ادامه دارد...

@easymicroservices
4👍1
(ردیس بخش چهارم): کاربردهای پیشرفته RedisJSON و Sorted Set

تا حالا به این فکر کردید که بازی های آنلاین چطور 10 بازیکن برتر جهان بهتون نشون میدن؟ چطور میتونیم از ردیس برای ساخت لیدربورد ساده استفاده کرد؟

من مهدی ام، و سعی دارم توی این سری از پستها، سیر تا پیاز Redis که به صورت عملی باهاش درگیر شدم براتون توضیح بدم.
اگر میخوایی بیشتر در این باره یاد بگیری به پست زیر مراجعه کن.

https://www.linkedin.com/posts/delzendeh_redis4-activity-7409099222320615424-MVqq?utm_source=share&utm_medium=member_desktop&rcm=ACoAAA6jGs8B6Xsuwj5ptm3WhFPuUawh0SpUyvE
👍2👌1
چقدر با کوئری نویسی در دیتابیس مونگو (Mongo DB) آشنا هستی؟

تقریباً همه‌مون با SQL آشناییم و توی دیتابیس‌های Relational با ابزارهایی مثل SSMS خیلی راحت کوئری‌هامون رو می‌نویسیم.
اما حالا یه سؤال مهم پیش میاد؟ اگه بخوایم همین کوئری‌ها رو توی MongoDB و با زبان کوئری‌نویسی خودش یعنی MQL بزنیم، باید چیکار کنیم؟
من مهدی ام، و سعی دارم توی این سری از پستها، سیر تا پیاز کوئری نویسی توی Mongo که به صورت عملی باهاش درگیر شدم براتون توضیح بدم.
برای مطالعه به لینک زیر مراجعه کنید

https://www.linkedin.com/posts/delzendeh_mongo7-activity-7410907896860803072-XV4U?utm_source=share&utm_medium=member_desktop&rcm=ACoAAA6jGs8B6Xsuwj5ptm3WhFPuUawh0SpUyvE
👍2👌21
چطور System Design کمک میکنه که یک سرویس کوتاه کننده لینک Url-Shortner طراحی کنیم؟

تا حالا شده توی بحث فنی با هم تیمی هاتون به چالش بخورید؟هرکدومتون یک نظری داشته باشید و نتونید به تفاهم برسید؟
یا هنگام طراحی یک سرویس جدید، سردرگم باشید الان باید چه کاری کنم؟
چه روشی از بین چندین راه حل ارائه شده واقعا مناسبه؟

من مهدی ام و توی این سری از پست ها سعی میکنم نکات و اصول معماری سیستم با مثال عملی با هم پیش ببریم.

برای مطالعه به لینک زیر مراجعه کنید

https://www.linkedin.com/posts/delzendeh_sestem-design-2-activity-7411637249366441984--0Ul?utm_source=share&utm_medium=member_desktop&rcm=ACoAAA6jGs8B6Xsuwj5ptm3WhFPuUawh0SpUyvE
👍2👌2
قسمت اول، بخش دوم و چهارم، خلق ارزش و کیفیت:
برای چی داریم کار می‌کنیم؟ بدست آوردن پول؟ قطعا قبل از بدست آوردن پول یه چیزی وجود داره که تونسته تبدیل به پول بشه و اون خلق ارزشه، تا ارزشی خلق نکنید کسی به شما پول نمیده، تا نیازی رو بر آورده نکنید کسی از پول جیب خودش که براش زحمت کشیده برای محصول شما خرج نمی‌کنه.
مهمترین بخش تولید یک نرم افزار «خلق ارزش» هست، تولید می‌کنید چون برای مشتریان شما کاری ارزشمند هست. پس تولید می‌کنید و اونا برای برطرف کردن نیازشون از شما می‌خرن.

کیفیت یکی از بخش‌های مهم این سیستم هست ولی مهمترینش نیست، ما محصولات بی کیفیتی داریم که نیار مشتری رو به بهترین شکل رفع می‌کنند. شما می‌تونید یک سشوار تولید کنید که از همه نظر کیفیت ساختش عالی باشه، گرون باشه ولی اونقدر سنگینه که مشتری بیشتر از یک دقیقه نمیتونه روی دستش نگه داره. از این دست مثال ها زیاد هست تا بدونید کیفیت مهمترین بخش تولید یک نرم‌افزار نیست، و بدترین چیزی که اتفاقا باعث میشه یک محصول اونقدر دیر به بازار برسه تا نیاز مشتری رفع بشه مبحث کیفیت هست که کاملا هم نسبیه. و خیلی جاها هم به دلیل کمال‌گرایی بهش توجه نمیشه.

اینجا نقطه‌ای هست که باید یه نگاه به جیب و سرمایه‌ی خودتون بندازید ببینید تا چقدر می‌تونید یک محصول با کیفیت از نظر زمانی تولید کنید، چون زمان رو از دست بدید و جیبتون خالی بشه اون کار ارزشمند به دست مشتری نرسه، اون کیفیت به چه درد مشتری می‌خوره؟

برای حل این مساله نسخه بندی کنید، همه چیز رو یادداشت کنید، همه‌ی ایده‌هاتون برای کیفیت رو یادداشت کنید ولی وای به روزتون اگر خواستید همه‌ی اونچه که نوشتید رو توی نسخه‌ی اول به دست مشتری برسونید. رقبای شما وارد می‌شن و با یک ایده‌ی خلاقانه اصل کیفیت و زحمات بی‌وقفه‌ی شما بر سر کیفیت رو زیر سوال می‌برن به طوری که اصلا دیگه مهم نیست دکمه‌های گوشی‌ای که طراحی کردید چقدر با کیفیت و نرم هستند، اونها محصولی رو تولید کردن که اصلا دکمه نداره بلکه با لمس کردن روی گوشی میشه تایپ کرد!

خلاقیت میتونه زحمات شمارو برای اصل کیفیت زیر سوال ببره و کلا نیاز مشتری رو تغییر بده و اون زحمت و حقوقی که شما داری میدی که این دکمه‌ی تماس چه رنگی باشه، چه شکلی باشه، لبه‌اش چقدر گرد باشه کاملا در مقابل همه‌ی ارزش‌های جدید بی ارزش میشه!

ادامه دارد....


@easymicroservices
1👏1👌1