🔺🔺🔺🔺
۳. «آرزوبازیافت» را متوقف کنید
بازیافت آنقدر عادی شده که گاهی بدون فکر، هر چیزی را داخل سطل بازیافت میاندازیم. اینجاست که «آرزوبازیافت» شکل میگیرد: بازیافت اقلامی که در واقع قابلبازیافت نیستند. نیت خوب است، اما نتیجه نهچندان. بسیاری از چیزهایی که شبیه کاغذ هستند ــ مثل رسیدهای خرید یا لیوانهای قهوه ــ در عمل قابلبازیافت نیستند.
این اشتباهات باعث میشود بخش بزرگی از مواد جمعآوریشده در نهایت رد شوند و به محل دفن زباله بروند. حتی اگر بستهبندی قابلبازیافت باشد، نباید آلوده به مواد غذایی باشد. ظروف ماست نیمهپر یا جعبههای چرب پیتزا میتوانند کل یک محموله بازیافت را آلوده کنند.
بستهبندیهای زیستتخریبپذیر هم همیشه راهحل نیستند، زیرا بسیاری از آنها فقط در شرایط صنعتی خاص تجزیه میشوند و در طبیعت به میکروپلاستیک تبدیل میشوند. نتیجه؟ دستورالعملهای محلی دفع زباله را بررسی کنید و از محصولات یکبارمصرف ــ حتی اگر «سبز» به نظر برسند ــ تا حد امکان اجتناب کنید.
۴. درختها را در جای درست بکارید
کاشت درخت اغلب بهعنوان راهحل نجات زمین معرفی میشود. اما کاشت درخت همیشه مفید نیست. پژوهشهای جدید نشان دادهاند که کاشت درخت در مکانهای نامناسب، مانند برخی مناطق قطبی، حتی میتواند گرمایش زمین را تشدید کند.
در مقابل، کاشت درست درخت در شهرها میتواند دمای محیط را بهطور چشمگیری کاهش دهد.
اما نوع درخت، محل کاشت و تراکم آن اهمیت زیادی دارد. در برخی مناطق متراکم شهری، پوشش انبوه درختی میتواند گرما را در شب به دام بیندازد. درختان برگریز و ترکیبی از گونهها معمولاً بهترین گزینه هستند و بیشترین اثر خنککنندگی را دارند.
پروژههای موفق کاشت درخت شفاف هستند، از گونههای بومی استفاده میکنند و بر بقای بلندمدت درختان تمرکز دارند، نه صرفاً تعداد آنها.
۵. فراتر از ردپای شخصی فکر کنید
شاید با توصیههای مداوم درباره کاهش مصرف گوشت، پرواز کمتر و کاهش ردپای کربنی شخصی خسته شده باشید. این اقدامات مهماند، اما تمرکز صرف بر انتخابهای فردی میتواند تصویر بزرگتر را پنهان کند.
بخش عمده انتشار گازهای گلخانهای از سوی صنایع و فعالیتهای تجاری بزرگ ایجاد میشود، نه افراد. اگر سیستم کلی پایدار نباشد، اقدامات فردی اثر محدودی خواهند داشت. راهحل، رویکردی دوگانه است: هم روی پایداری شخصی کار کنید و هم روی پایداری جامعه. مشارکت در پروژههای محلی، حمایت از انرژیهای تجدیدپذیر و حضور در گفتوگوهای عمومی درباره محیطزیست میتواند تأثیر واقعیتری داشته باشد.
🔻🔻
https://www.sciencefocus.com/planet-earth/5-easy-wins-environment
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
۳. «آرزوبازیافت» را متوقف کنید
بازیافت آنقدر عادی شده که گاهی بدون فکر، هر چیزی را داخل سطل بازیافت میاندازیم. اینجاست که «آرزوبازیافت» شکل میگیرد: بازیافت اقلامی که در واقع قابلبازیافت نیستند. نیت خوب است، اما نتیجه نهچندان. بسیاری از چیزهایی که شبیه کاغذ هستند ــ مثل رسیدهای خرید یا لیوانهای قهوه ــ در عمل قابلبازیافت نیستند.
این اشتباهات باعث میشود بخش بزرگی از مواد جمعآوریشده در نهایت رد شوند و به محل دفن زباله بروند. حتی اگر بستهبندی قابلبازیافت باشد، نباید آلوده به مواد غذایی باشد. ظروف ماست نیمهپر یا جعبههای چرب پیتزا میتوانند کل یک محموله بازیافت را آلوده کنند.
بستهبندیهای زیستتخریبپذیر هم همیشه راهحل نیستند، زیرا بسیاری از آنها فقط در شرایط صنعتی خاص تجزیه میشوند و در طبیعت به میکروپلاستیک تبدیل میشوند. نتیجه؟ دستورالعملهای محلی دفع زباله را بررسی کنید و از محصولات یکبارمصرف ــ حتی اگر «سبز» به نظر برسند ــ تا حد امکان اجتناب کنید.
۴. درختها را در جای درست بکارید
کاشت درخت اغلب بهعنوان راهحل نجات زمین معرفی میشود. اما کاشت درخت همیشه مفید نیست. پژوهشهای جدید نشان دادهاند که کاشت درخت در مکانهای نامناسب، مانند برخی مناطق قطبی، حتی میتواند گرمایش زمین را تشدید کند.
در مقابل، کاشت درست درخت در شهرها میتواند دمای محیط را بهطور چشمگیری کاهش دهد.
اما نوع درخت، محل کاشت و تراکم آن اهمیت زیادی دارد. در برخی مناطق متراکم شهری، پوشش انبوه درختی میتواند گرما را در شب به دام بیندازد. درختان برگریز و ترکیبی از گونهها معمولاً بهترین گزینه هستند و بیشترین اثر خنککنندگی را دارند.
پروژههای موفق کاشت درخت شفاف هستند، از گونههای بومی استفاده میکنند و بر بقای بلندمدت درختان تمرکز دارند، نه صرفاً تعداد آنها.
۵. فراتر از ردپای شخصی فکر کنید
شاید با توصیههای مداوم درباره کاهش مصرف گوشت، پرواز کمتر و کاهش ردپای کربنی شخصی خسته شده باشید. این اقدامات مهماند، اما تمرکز صرف بر انتخابهای فردی میتواند تصویر بزرگتر را پنهان کند.
بخش عمده انتشار گازهای گلخانهای از سوی صنایع و فعالیتهای تجاری بزرگ ایجاد میشود، نه افراد. اگر سیستم کلی پایدار نباشد، اقدامات فردی اثر محدودی خواهند داشت. راهحل، رویکردی دوگانه است: هم روی پایداری شخصی کار کنید و هم روی پایداری جامعه. مشارکت در پروژههای محلی، حمایت از انرژیهای تجدیدپذیر و حضور در گفتوگوهای عمومی درباره محیطزیست میتواند تأثیر واقعیتری داشته باشد.
🔻🔻
https://www.sciencefocus.com/planet-earth/5-easy-wins-environment
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
BBC Science Focus Magazine
5 sustainability habits you think are helping the planet – but probably aren’t | BBC Science Focus Magazine
Confusing and outdated messaging could be holding you back from being a keen, green, Earth-saving machine…
❤6👍1
🔵 #اقتصاد_آکادمیک_به_زبان_ساده
#مکاتب_اقتصادی
🔱 کینزیسم – دهه ۱۹۳۰
کینزیسم مکتبی در علم اقتصاد است که در دهه ۱۹۳۰ و بهویژه پس از بحران بزرگ اقتصادی 1929 توسط جان مینارد کینز پایهگذاری شد. در آن زمان رکود عمیق، بیکاری گسترده و سقوط تولید، نظریههای کلاسیک بازار آزاد را زیر سؤال برده بود؛ زیرا اعتقاد کلاسیکها به «دست نامرئی» و خودتنظیمی بازار نتوانست راهحل عملی ارائه دهد.
کینز در کتاب مشهورش نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول (1936) استدلال کرد که اقتصاد لزوماً همیشه به تعادل کامل نمیرسد و ممکن است برای مدت طولانی در شرایط رکود باقی بماند. بهنظر او، تقاضای کل (مجموع مصرف، سرمایهگذاری و هزینههای دولت) عامل اصلی تعیین سطح اشتغال و تولید است. اگر تقاضای کل ناکافی باشد، بیکاری افزایش مییابد و تنها دخالت فعال دولت میتواند این شکاف را پر کند.
بنابراین، کینزیسم توصیه میکرد که دولت از طریق سیاستهای مالی انبساطی مانند افزایش هزینههای عمومی و کاهش مالیاتها، اقتصاد را تحریک کند. همچنین سیاستهای پولی باید مکمل این اقدامات باشند. این دیدگاه انقلابی بود و زمینهساز شکلگیری دولت رفاه و سیاستهای اقتصادی مداخلهگرانه در نیمهٔ قرن بیستم شد.
بهطور خلاصه، کینزیسم پاسخی به بحران ۱۹۳۰ بود که با تأکید بر نقش دولت در مدیریت چرخههای اقتصادی، مسیر تازهای برای سیاستگذاری اقتصادی گشود.
#انجمن_علمی_اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
#مکاتب_اقتصادی
🔱 کینزیسم – دهه ۱۹۳۰
کینزیسم مکتبی در علم اقتصاد است که در دهه ۱۹۳۰ و بهویژه پس از بحران بزرگ اقتصادی 1929 توسط جان مینارد کینز پایهگذاری شد. در آن زمان رکود عمیق، بیکاری گسترده و سقوط تولید، نظریههای کلاسیک بازار آزاد را زیر سؤال برده بود؛ زیرا اعتقاد کلاسیکها به «دست نامرئی» و خودتنظیمی بازار نتوانست راهحل عملی ارائه دهد.
کینز در کتاب مشهورش نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول (1936) استدلال کرد که اقتصاد لزوماً همیشه به تعادل کامل نمیرسد و ممکن است برای مدت طولانی در شرایط رکود باقی بماند. بهنظر او، تقاضای کل (مجموع مصرف، سرمایهگذاری و هزینههای دولت) عامل اصلی تعیین سطح اشتغال و تولید است. اگر تقاضای کل ناکافی باشد، بیکاری افزایش مییابد و تنها دخالت فعال دولت میتواند این شکاف را پر کند.
بنابراین، کینزیسم توصیه میکرد که دولت از طریق سیاستهای مالی انبساطی مانند افزایش هزینههای عمومی و کاهش مالیاتها، اقتصاد را تحریک کند. همچنین سیاستهای پولی باید مکمل این اقدامات باشند. این دیدگاه انقلابی بود و زمینهساز شکلگیری دولت رفاه و سیاستهای اقتصادی مداخلهگرانه در نیمهٔ قرن بیستم شد.
بهطور خلاصه، کینزیسم پاسخی به بحران ۱۹۳۰ بود که با تأکید بر نقش دولت در مدیریت چرخههای اقتصادی، مسیر تازهای برای سیاستگذاری اقتصادی گشود.
#انجمن_علمی_اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤4👍2
❤7👍2😭1
Forwarded from دورنمای اقتصاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 فصل سوم : #غذا_و_بازده_کشاورزی
🔸3.4. ذرات ریزمغذی
شاید یکی از بهترین روش های کمک به فقرا؟
✔️ مطالب مرتبط به این درس
مقاله "شواهد تاثیرات چندگانه ذرات ریزمغذی در کشورهای در حال توسعه"
https://bit.ly/36Kv0Lt
🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔸3.4. ذرات ریزمغذی
شاید یکی از بهترین روش های کمک به فقرا؟
✔️ مطالب مرتبط به این درس
مقاله "شواهد تاثیرات چندگانه ذرات ریزمغذی در کشورهای در حال توسعه"
https://bit.ly/36Kv0Lt
🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤6
🔵 آینده #فناوری_آب: تحولات سال ۲۰۲۵ و چشمانداز امنیت آبی ۲۰۲۶
آیا #هوش_مصنوعی ناجی آب است یا تهدید آن؟ در ۲۰۲۵، رشد انفجاری دیتاسنترها با افزایش ۳۴٪ مصرف آب، عملاً به تشدید #بحران_آب دامن زده است.
همزمان، شکاف ۶.۷ تریلیون دلاری سرمایهگذاری زیرساختی تا ۲۰۳۰ نشان میدهد دولتها بهتنهایی قادر به حل بحران نیستند و آب باید بهعنوان یک فرصت اقتصادی برای جذب سرمایه در #تکنولوژی_آب دیده شود.
دوران سدسازی رو به پایان است؛ آینده #امنیت_آبی در داده، سنسور، الگوریتم و فناوریهای نوین تصفیه (از جمله مقابله با PFAS) رقم میخورد.
برای #ایران پیام روشن است: گذار به حکمرانی هوشمند آب یا تشدید ناترازیهای بازگشتناپذیر.
برای مطالعه متن کامل خبر کلیک کنید.
@iranianwaterhub
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
آیا #هوش_مصنوعی ناجی آب است یا تهدید آن؟ در ۲۰۲۵، رشد انفجاری دیتاسنترها با افزایش ۳۴٪ مصرف آب، عملاً به تشدید #بحران_آب دامن زده است.
همزمان، شکاف ۶.۷ تریلیون دلاری سرمایهگذاری زیرساختی تا ۲۰۳۰ نشان میدهد دولتها بهتنهایی قادر به حل بحران نیستند و آب باید بهعنوان یک فرصت اقتصادی برای جذب سرمایه در #تکنولوژی_آب دیده شود.
دوران سدسازی رو به پایان است؛ آینده #امنیت_آبی در داده، سنسور، الگوریتم و فناوریهای نوین تصفیه (از جمله مقابله با PFAS) رقم میخورد.
برای #ایران پیام روشن است: گذار به حکمرانی هوشمند آب یا تشدید ناترازیهای بازگشتناپذیر.
برای مطالعه متن کامل خبر کلیک کنید.
@iranianwaterhub
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤8👍1
🔵 #معرفی_کتاب
| چرا به یاد میآوریم |
Why We Remember :
Unlocking Memory's Power to Hold on to What Matters
نویسنده: Charan Ranganath
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
https://news.1rj.ru/str/bpluscast/139
| چرا به یاد میآوریم |
Why We Remember :
Unlocking Memory's Power to Hold on to What Matters
نویسنده: Charan Ranganath
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
https://news.1rj.ru/str/bpluscast/139
Telegram
بیپلاس کمحجم
اپیزود ۱۱۱ بیپلاس ۱۷ دیماه ۱۴۰۴
بشنوید با حجم کم و بدون افت کیفیت
معرفی کتاب:
| چرا به یاد میآوریم |
Why We Remember :
Unlocking Memory's Power to Hold on to What Matters
نویسنده: Charan Ranganath
صفحۀ نظرات در وبسایت رسمی
#بیپلاس_کمحجم
بشنوید با حجم کم و بدون افت کیفیت
معرفی کتاب:
| چرا به یاد میآوریم |
Why We Remember :
Unlocking Memory's Power to Hold on to What Matters
نویسنده: Charan Ranganath
صفحۀ نظرات در وبسایت رسمی
#بیپلاس_کمحجم
👍6
🔵 چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟
🟣 نوشته : برتراند راسل
🔸 ترجمه : پیروز دوانی
🔸 ویرایش : ع کاظمی
🔸 خوانش : فرهاد ارکانی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
https://news.1rj.ru/str/homosapiensfa/1422
🟣 نوشته : برتراند راسل
🔸 ترجمه : پیروز دوانی
🔸 ویرایش : ع کاظمی
🔸 خوانش : فرهاد ارکانی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
https://news.1rj.ru/str/homosapiensfa/1422
Telegram
خوانش کتاب برای انسان خردمند
🟪 چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟
🟣 نوشته : برتراند راسل
🔸 ترجمه : پیروز دوانی
🔸 ویرایش : ع کاظمی
🔸 خوانش : فرهاد ارکانی
🙏 حمایت شما = بقای این کانال 🙏
@HomoSapiensFA
@Dynamic_M1nd
🟣 نوشته : برتراند راسل
🔸 ترجمه : پیروز دوانی
🔸 ویرایش : ع کاظمی
🔸 خوانش : فرهاد ارکانی
🙏 حمایت شما = بقای این کانال 🙏
@HomoSapiensFA
@Dynamic_M1nd
❤9👍1
و اگر اندوهت آن قدر زیاد شد که حرف زدن برایت دشوار بود، به سمت من بیا تا کنار هم سکوت کنیم.
👍14❤13
Forwarded from دورنمای اقتصاد
🔵 مقدمه ای بر فلسفه سیاسی و اقتصاد- بخش اول
✍ #تامار_گندلر - استاد فلسفه دانشگاه ییل
آیا دولت باید بیمه سلامت همگانی را تامین نماید؟
آیا باید مالیات بر ارث وجود داشته باشد؟
آیا باید سربازی اجباری وجود داشته باشد؟
آیا افراد باید مجاز به فروش رای خود باشند؟
توماس هابز، نویسنده کتاب لوایتان در 1651، از ما می خواهد جهان را در "وضع طبیعی" تصور کنیم، وضعیتی که در آن هیچ دولت بیرونی وجود ندارد و همه مردم، جدا از میزان توانایی فیزیکی یا هوش، در معرض این ریسک هستیم که کارمان توسط دیگران مختل شود، اموالمان توسط دیگران مصادره شود، و چیزهای باارزش زندگی تان نابود شوند. در نتیجه در وضع طبیعی مردم مجبورند انرژی زیادی را صرف دفاع از چیزهای باارزش خود بکنند. در وضع طبیعی انسان ها این امکان را ندارند که به انجام کارهایی بپردازند که بنظر ما زندگی را ارزشمند می کنند، و تمام آن چیزا وقتی ممکن هستند که شما دارای سطحی از امنیت هستید. زندگی در وضع طبیعی، انفرادی، فقیرانه، نامطبوع، خشن و کوتاه است و سوال اینست که ما چگونه می توانیم از وضع طبیعی، از این وضعیت ترس دائمی خارج شویم. این جنگ نیست که فعالیت های انسانی را مختل می کند بلکه ترس از جنگ برای ایجاد اختلال در فعالیت های انسانی کافیست.
بنظر هابز مشروعیت دولت با این سوال آغاز می شود که جهان بدون دولت چگونه می بود و پاسخ این که آن وضعیت برای همه ما نامطلوب می بود. پس برای خروج از وضع طبیعی، ما نیازمند سیستمی جهت قانونمند کردن روابط انسانی هستیم. بنابراین از نظر منطقی به سود ماست که از یک شهریار پیروی کنیم که او را لوایتان می نامد.
فیلسوف سیاسی جان رالز در کتاب تئوری عدالت در 1971 می نویسد: عدالت اولین فضیلت هر نهاد اجتماعی است همان گونه که حقیقت مهم ترین فضیلت هر دستگاه های فکری است. یک تئوری علمی حتی اگر بسیار زیبا باشد، وقتی غلط باشد، بی فایده است، یک ساختار سیاسی حتی اگر بسیار کارا، اگر عادلانه نباشد نامشروع است. در مورد فرضیه اصلی او، که عدالت بنیان اصلی نهادهای اجتماعی است، که هیچ جامعه ناعادلانه ای مشروعیت ندارد، رالز این سوالات را می پرسد:
چگونه باید منافع و آسیب های زندگی مشترک در یک جامعه توزیع شود تا عدالت برقرار گردد؟؟
و خصوصا او می پرسد ساختارهای نهادی اصلی باید چگونه باشند که جامعه عادلانه گردد؟؟
رالز می گوید جامعه عادلانه، جامعه ای است که افراد منطقی، آزاد و برابر آن را برای زندگی انتخاب می کنند. اما عملا ما درحالی وارد روابط با یکدیگر می شویم که انواع نابرابری ها وجود دارند. بعضی از ما ثروتمندیم، بعضی فقیر، بعضی از ما صاحب مهارت های ذهنی و فیزیکی هستیم که دیگران از آن بی بهره اند. اگر ما تلاش کنیم جامعه خود را بسازیم، با در نظر گرفتن این موارد، اعمال ما از موضع برابری نخواهند بود.
بینش رالز این است که گاهی عادلانه ترین روش تصمیم گیری این است که خود را در جایگاهی قرار دهیم که اطلاعات کمتری در دست داریم. به این فکر کنید که عادلانه ترین روش برای تقسیم یک کیک چیست؟ عادلانه ترین روش این است که از شما بخواهیم کیک را تقسیم کنید بدون دانستن اینکه کدام تکه در نهایت بشما خواهد رسید. اگر شما کیک را بدون دانستن سهم خود تقسیم کنید، آنرا عادلانه تقسیم خواهید کرد. رالز این وضعیت را "پرده بیخبری" می نامد.
فرض کنید شما برای زندگی سه انتخاب دارید:
یک، جامعه ای با میانگین درآمد یکصد هزار دلار ولی فقط 85% مردم صاحب حقوق پایه ای (حق رای، آزادی اراده، و حق داشتن دادرسی قضایی عادلانه) هستند،
دوم، میانگین درآمد هفتاد هزار دلار است و فقط 85% مردم از حقوق پایه ای برخوردارند،
و سوم میانگین درآمد هفتاد هزار دلار است و 100% مردم دارای حقوق پایه ای هستند.
در مقابل این سوال بیش از 95% مردم ، جامعه سوم را انتخاب می کنند. مردم بیش از این که در مورد وضعیت طبقه بالای جامعه فکر کنند، می خواهند از حداقل ها مطمئن شوند. این ایده که افراد وقتی از آینده مطمئن نیستند، از ریسک کردن دوری می کنند به نتیجه گیری رالز در مورد انتخاب انسان ها از پشت پرده بیخبری کمک می کند.
رالز پیشنهاد می دهد که به میزان نابرابری در جامعه دو شرط باید صادق باشند. شرط اول اینکه مزایای آن نابرابری ها باید در دسترس همگان باشد. و شرط دوم و جنجال برانگیز رالز این که به میزان نابرابری در جامعه، باید بازتوزیع بنفع افراد محروم تر صورت گیرد.
🔻منبع https://bit.ly/2Lz73z9
🔸منبع: کانال کنجکاوی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
ادامه مطلب 🔻🔻🔻
✍ #تامار_گندلر - استاد فلسفه دانشگاه ییل
آیا دولت باید بیمه سلامت همگانی را تامین نماید؟
آیا باید مالیات بر ارث وجود داشته باشد؟
آیا باید سربازی اجباری وجود داشته باشد؟
آیا افراد باید مجاز به فروش رای خود باشند؟
توماس هابز، نویسنده کتاب لوایتان در 1651، از ما می خواهد جهان را در "وضع طبیعی" تصور کنیم، وضعیتی که در آن هیچ دولت بیرونی وجود ندارد و همه مردم، جدا از میزان توانایی فیزیکی یا هوش، در معرض این ریسک هستیم که کارمان توسط دیگران مختل شود، اموالمان توسط دیگران مصادره شود، و چیزهای باارزش زندگی تان نابود شوند. در نتیجه در وضع طبیعی مردم مجبورند انرژی زیادی را صرف دفاع از چیزهای باارزش خود بکنند. در وضع طبیعی انسان ها این امکان را ندارند که به انجام کارهایی بپردازند که بنظر ما زندگی را ارزشمند می کنند، و تمام آن چیزا وقتی ممکن هستند که شما دارای سطحی از امنیت هستید. زندگی در وضع طبیعی، انفرادی، فقیرانه، نامطبوع، خشن و کوتاه است و سوال اینست که ما چگونه می توانیم از وضع طبیعی، از این وضعیت ترس دائمی خارج شویم. این جنگ نیست که فعالیت های انسانی را مختل می کند بلکه ترس از جنگ برای ایجاد اختلال در فعالیت های انسانی کافیست.
بنظر هابز مشروعیت دولت با این سوال آغاز می شود که جهان بدون دولت چگونه می بود و پاسخ این که آن وضعیت برای همه ما نامطلوب می بود. پس برای خروج از وضع طبیعی، ما نیازمند سیستمی جهت قانونمند کردن روابط انسانی هستیم. بنابراین از نظر منطقی به سود ماست که از یک شهریار پیروی کنیم که او را لوایتان می نامد.
فیلسوف سیاسی جان رالز در کتاب تئوری عدالت در 1971 می نویسد: عدالت اولین فضیلت هر نهاد اجتماعی است همان گونه که حقیقت مهم ترین فضیلت هر دستگاه های فکری است. یک تئوری علمی حتی اگر بسیار زیبا باشد، وقتی غلط باشد، بی فایده است، یک ساختار سیاسی حتی اگر بسیار کارا، اگر عادلانه نباشد نامشروع است. در مورد فرضیه اصلی او، که عدالت بنیان اصلی نهادهای اجتماعی است، که هیچ جامعه ناعادلانه ای مشروعیت ندارد، رالز این سوالات را می پرسد:
چگونه باید منافع و آسیب های زندگی مشترک در یک جامعه توزیع شود تا عدالت برقرار گردد؟؟
و خصوصا او می پرسد ساختارهای نهادی اصلی باید چگونه باشند که جامعه عادلانه گردد؟؟
رالز می گوید جامعه عادلانه، جامعه ای است که افراد منطقی، آزاد و برابر آن را برای زندگی انتخاب می کنند. اما عملا ما درحالی وارد روابط با یکدیگر می شویم که انواع نابرابری ها وجود دارند. بعضی از ما ثروتمندیم، بعضی فقیر، بعضی از ما صاحب مهارت های ذهنی و فیزیکی هستیم که دیگران از آن بی بهره اند. اگر ما تلاش کنیم جامعه خود را بسازیم، با در نظر گرفتن این موارد، اعمال ما از موضع برابری نخواهند بود.
بینش رالز این است که گاهی عادلانه ترین روش تصمیم گیری این است که خود را در جایگاهی قرار دهیم که اطلاعات کمتری در دست داریم. به این فکر کنید که عادلانه ترین روش برای تقسیم یک کیک چیست؟ عادلانه ترین روش این است که از شما بخواهیم کیک را تقسیم کنید بدون دانستن اینکه کدام تکه در نهایت بشما خواهد رسید. اگر شما کیک را بدون دانستن سهم خود تقسیم کنید، آنرا عادلانه تقسیم خواهید کرد. رالز این وضعیت را "پرده بیخبری" می نامد.
فرض کنید شما برای زندگی سه انتخاب دارید:
یک، جامعه ای با میانگین درآمد یکصد هزار دلار ولی فقط 85% مردم صاحب حقوق پایه ای (حق رای، آزادی اراده، و حق داشتن دادرسی قضایی عادلانه) هستند،
دوم، میانگین درآمد هفتاد هزار دلار است و فقط 85% مردم از حقوق پایه ای برخوردارند،
و سوم میانگین درآمد هفتاد هزار دلار است و 100% مردم دارای حقوق پایه ای هستند.
در مقابل این سوال بیش از 95% مردم ، جامعه سوم را انتخاب می کنند. مردم بیش از این که در مورد وضعیت طبقه بالای جامعه فکر کنند، می خواهند از حداقل ها مطمئن شوند. این ایده که افراد وقتی از آینده مطمئن نیستند، از ریسک کردن دوری می کنند به نتیجه گیری رالز در مورد انتخاب انسان ها از پشت پرده بیخبری کمک می کند.
رالز پیشنهاد می دهد که به میزان نابرابری در جامعه دو شرط باید صادق باشند. شرط اول اینکه مزایای آن نابرابری ها باید در دسترس همگان باشد. و شرط دوم و جنجال برانگیز رالز این که به میزان نابرابری در جامعه، باید بازتوزیع بنفع افراد محروم تر صورت گیرد.
🔻منبع https://bit.ly/2Lz73z9
🔸منبع: کانال کنجکاوی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
ادامه مطلب 🔻🔻🔻
YouTube
Tamar Gendler: An Introduction to the Philosophy of Politics and Economics | Big Think
An Introduction to the Philosophy of Politics and Economics
Watch the newest video from Big Think: https://bigth.ink/NewVideo
Join Big Think Edge for exclusive videos: https://bigth.ink/Edge
---------------------------------------------------------------…
Watch the newest video from Big Think: https://bigth.ink/NewVideo
Join Big Think Edge for exclusive videos: https://bigth.ink/Edge
---------------------------------------------------------------…
❤6😐1
Forwarded from دورنمای اقتصاد
ادامه مطلب 🔺🔺🔺
🔵 مقدمه ای بر فلسفه سیاسی و اقتصاد- ادامه
✍ #تامار_گندلر - استاد فلسفه دانشگاه ییل
سه سال پس از انتشار تئوری عدالت، رابرت نوزیک پاسخ به آن را در کتاب "آنارشی، دولت، آرمانشهر" به چاپ رساند. به نظر نوزیک، رالز یک اشتباه اصولی را در مرکز تئوری خود قرار داده است. به عقیده او تنها برای عملکردهای حداقلی حفاظت در مقابل زور، سرقت و کلاهبرداری، و اجرای قرارداد وجود دولت قابل توجیه است. برخلاف رالز، در مرکز فلسفه سیاسی نوزیک ایده "برابری و عدالت" نیست بلکه "آزادی" است.
مالکیت یک چیز مشروع است اگر آن را بشکل مشروع بدست آوریم یعنی گرفتن آن وقتی مالکی نداشته یا گرفتن آن بطور مشروع از کسی که مالک مشروع آن بوده است. اگر من مالک چیزی باشم که شما بمن داده اید آنگاه هیچ کسی مشروعا نمی تواند آنرا از من بگیرد. ممکن است این ایده جنجالی بنظر نرسد ولی بیایید نگاهی به پیامد های آن بیندازیم.
فرض کنید همه ما مقدار مشابه پول مثلا یکصد دلار داشته باشیم و همه ما طرفدار بسکتبالیست بزرگ دهه 1970 "ویلت چمبرلین" هستیم. بفرض شما 25 سنت از ثروت خود را به ویلت چمبرلین بدهید و من 25 سنت بدهم و دوستان ما و همین طور
هزاران نفر دیگر تازمانی که ثروت او دیگر آن صددلاری نیست که ما با آن آغاز کردیم بلکه هزاران هزار دلار. در دید نوزیک، هر تصمیمی برای گرفتن هر مقداری از پول او که از طریق مبادله داوطلبانه و مشروع صورت گرفته، تضییع حق خواهد بود، بنابراین هیچ گونه توزیع ثروتی، حتی اگر 99% ثروت در دست 1% جامعه باشد نامشروع نیست چون آنچه اهمیت دارد نحوه کسب این ثروت است. اگر تمام آن 99% ثروت در نتیجه معاملات قانونی بدست آمده باشد، آنگاه هرگونه بازتوزیع آن ثروت تضییع حق خواهد بود.
این مساله یک پاسخ راحت ندارد. دیدگاه نوزیک از نظر شهودی قدرتمند است. گرفتن پولی که هرکدام از ما بطور داوطلبانه به ویلت چمبرلین داده ایم بنوعی دزدی است. از طرف دیگر، در صورت عدم وجود این سرقت که بنام "مالیات" شناخته می شود، ما احتمالا در شرایطی قرار می گیریم که نه رالز و نه نوزیک نمی خواهند در آن باشند. بجای زندگی در جامعه ای که همه ما اعضای برابر آن باشیم، ممکن است ویلت و دوستان ثروتمندش قادر باشند به رسانه ها دسترسی داشته باشند، تبلیغات را برای حمایت از کاندیداهای خود بخرند، بتوانند بچه های خود را به مدارسی بفرستند که بتوانند به قدرت و منابع دسترسی بیابند بشکلی که دسترسی به حقوق پایه ای که نوزیک و رالز هر دو بر آن پافشاری می کنند برای بسیاری از مردم دور از دسترس قرار گیرد. مثال چمبرلین یک پدیده کلی را نشان می دهد که ما در جامعه با آن روبرو هستیم، تصمیم های فردی مقبول عموم اگر توسط افراد زیادی صورت گیرند می توانند مشکل ساز شوند.
بگذارید به چهار سوال ابتدایی خود برگردیم و بپرسیم پاسخ رالز و نوزیک به آنها چه می بود.
در مورد این سوال که آیا دولت باید بیمه درمان همگانی را تضمین کند پاسخ رالز بله و پاسخ نوزیک نه می بود. برای رالز، سلامتی یک شرط اولیه برای حضور در جامعه مدنی است و از پشت پرده بی خبری به وضوح هر شخصی زندگی در جامعه ای را انتخاب می کند که در آن ایمنی اش تضمین شده باشد. در مقابل از نظر نوزیک، تامین این خدمات تنها با دخالت نامشروع در زندگی مردم (گرفتن مالیات اجباری) ممکن است.
در مورد سوال مشروعیت مالیات بر ارث، پاسخ رالز بله و پاسخ نوزیک نه می بود. رالز می گوید هر کدام از ما حق دارد در جامعه ای تقریبا برابر بدنیا بیاید و افرادی که مقادیر بزرگی به ارث می برند، دارای مزیتی هستند که برای محرومین جامعه در دسترس نیست. در مقابل نوزیک با تعجب می پرسد این ایده رالز از کجا می آید که کسی حق دارد به من بگوید که آیا حق دارم پولم را به فرزندانم بدهم یا نه.
در ارتباط با سوال سوم که آیا خدمت سربازی باید اجباری باشد یا اختیاری پاسخ رالز، حداقل در شرایط جنگ، سربازی اجباری می بود. همان گونه که مزایا و حقوق جامعه باید به طور برابر بین همه توزیع شود، سختی ها و مسئولیت ها هم باید توزیع شوند. تنها روش توزیع عادلانه این مسئولیت ها یک فرآیند تصادفی است. در مقابل نوزیک موافق سربازی داوطلبانه می بود. افراد حق دارند ریسک این عمل را بپذیرند و ظاهرا این حقیقت که افرادی که معمولا ورود به چنین شرایط ریسکی را می پذیرند انتخاب های چندانی ندارند، مایه ناراحتی نوزیک نیست.
🔻منبع https://bit.ly/2Lz73z9
🔸منبع: کانال کنجکاوی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔵 مقدمه ای بر فلسفه سیاسی و اقتصاد- ادامه
✍ #تامار_گندلر - استاد فلسفه دانشگاه ییل
سه سال پس از انتشار تئوری عدالت، رابرت نوزیک پاسخ به آن را در کتاب "آنارشی، دولت، آرمانشهر" به چاپ رساند. به نظر نوزیک، رالز یک اشتباه اصولی را در مرکز تئوری خود قرار داده است. به عقیده او تنها برای عملکردهای حداقلی حفاظت در مقابل زور، سرقت و کلاهبرداری، و اجرای قرارداد وجود دولت قابل توجیه است. برخلاف رالز، در مرکز فلسفه سیاسی نوزیک ایده "برابری و عدالت" نیست بلکه "آزادی" است.
مالکیت یک چیز مشروع است اگر آن را بشکل مشروع بدست آوریم یعنی گرفتن آن وقتی مالکی نداشته یا گرفتن آن بطور مشروع از کسی که مالک مشروع آن بوده است. اگر من مالک چیزی باشم که شما بمن داده اید آنگاه هیچ کسی مشروعا نمی تواند آنرا از من بگیرد. ممکن است این ایده جنجالی بنظر نرسد ولی بیایید نگاهی به پیامد های آن بیندازیم.
فرض کنید همه ما مقدار مشابه پول مثلا یکصد دلار داشته باشیم و همه ما طرفدار بسکتبالیست بزرگ دهه 1970 "ویلت چمبرلین" هستیم. بفرض شما 25 سنت از ثروت خود را به ویلت چمبرلین بدهید و من 25 سنت بدهم و دوستان ما و همین طور
هزاران نفر دیگر تازمانی که ثروت او دیگر آن صددلاری نیست که ما با آن آغاز کردیم بلکه هزاران هزار دلار. در دید نوزیک، هر تصمیمی برای گرفتن هر مقداری از پول او که از طریق مبادله داوطلبانه و مشروع صورت گرفته، تضییع حق خواهد بود، بنابراین هیچ گونه توزیع ثروتی، حتی اگر 99% ثروت در دست 1% جامعه باشد نامشروع نیست چون آنچه اهمیت دارد نحوه کسب این ثروت است. اگر تمام آن 99% ثروت در نتیجه معاملات قانونی بدست آمده باشد، آنگاه هرگونه بازتوزیع آن ثروت تضییع حق خواهد بود.
این مساله یک پاسخ راحت ندارد. دیدگاه نوزیک از نظر شهودی قدرتمند است. گرفتن پولی که هرکدام از ما بطور داوطلبانه به ویلت چمبرلین داده ایم بنوعی دزدی است. از طرف دیگر، در صورت عدم وجود این سرقت که بنام "مالیات" شناخته می شود، ما احتمالا در شرایطی قرار می گیریم که نه رالز و نه نوزیک نمی خواهند در آن باشند. بجای زندگی در جامعه ای که همه ما اعضای برابر آن باشیم، ممکن است ویلت و دوستان ثروتمندش قادر باشند به رسانه ها دسترسی داشته باشند، تبلیغات را برای حمایت از کاندیداهای خود بخرند، بتوانند بچه های خود را به مدارسی بفرستند که بتوانند به قدرت و منابع دسترسی بیابند بشکلی که دسترسی به حقوق پایه ای که نوزیک و رالز هر دو بر آن پافشاری می کنند برای بسیاری از مردم دور از دسترس قرار گیرد. مثال چمبرلین یک پدیده کلی را نشان می دهد که ما در جامعه با آن روبرو هستیم، تصمیم های فردی مقبول عموم اگر توسط افراد زیادی صورت گیرند می توانند مشکل ساز شوند.
بگذارید به چهار سوال ابتدایی خود برگردیم و بپرسیم پاسخ رالز و نوزیک به آنها چه می بود.
در مورد این سوال که آیا دولت باید بیمه درمان همگانی را تضمین کند پاسخ رالز بله و پاسخ نوزیک نه می بود. برای رالز، سلامتی یک شرط اولیه برای حضور در جامعه مدنی است و از پشت پرده بی خبری به وضوح هر شخصی زندگی در جامعه ای را انتخاب می کند که در آن ایمنی اش تضمین شده باشد. در مقابل از نظر نوزیک، تامین این خدمات تنها با دخالت نامشروع در زندگی مردم (گرفتن مالیات اجباری) ممکن است.
در مورد سوال مشروعیت مالیات بر ارث، پاسخ رالز بله و پاسخ نوزیک نه می بود. رالز می گوید هر کدام از ما حق دارد در جامعه ای تقریبا برابر بدنیا بیاید و افرادی که مقادیر بزرگی به ارث می برند، دارای مزیتی هستند که برای محرومین جامعه در دسترس نیست. در مقابل نوزیک با تعجب می پرسد این ایده رالز از کجا می آید که کسی حق دارد به من بگوید که آیا حق دارم پولم را به فرزندانم بدهم یا نه.
در ارتباط با سوال سوم که آیا خدمت سربازی باید اجباری باشد یا اختیاری پاسخ رالز، حداقل در شرایط جنگ، سربازی اجباری می بود. همان گونه که مزایا و حقوق جامعه باید به طور برابر بین همه توزیع شود، سختی ها و مسئولیت ها هم باید توزیع شوند. تنها روش توزیع عادلانه این مسئولیت ها یک فرآیند تصادفی است. در مقابل نوزیک موافق سربازی داوطلبانه می بود. افراد حق دارند ریسک این عمل را بپذیرند و ظاهرا این حقیقت که افرادی که معمولا ورود به چنین شرایط ریسکی را می پذیرند انتخاب های چندانی ندارند، مایه ناراحتی نوزیک نیست.
🔻منبع https://bit.ly/2Lz73z9
🔸منبع: کانال کنجکاوی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
YouTube
Tamar Gendler: An Introduction to the Philosophy of Politics and Economics | Big Think
An Introduction to the Philosophy of Politics and Economics
Watch the newest video from Big Think: https://bigth.ink/NewVideo
Join Big Think Edge for exclusive videos: https://bigth.ink/Edge
---------------------------------------------------------------…
Watch the newest video from Big Think: https://bigth.ink/NewVideo
Join Big Think Edge for exclusive videos: https://bigth.ink/Edge
---------------------------------------------------------------…
❤6👌1
🔵 #اقتصاد_آکادمیک_به_زبان_ساده
#مکاتب_اقتصادی
🔸 اقتصاد رفاه – قرن ۲۰
اقتصاد رفاه در قرن بیستم بهعنوان یکی از مهمترین شاخههای علم اقتصاد شکل گرفت و گسترش یافت. باور اصلی این رویکرد آن بود که اقتصاد نه تنها باید به تخصیص بهینه منابع و کارایی توجه کند، بلکه لازم است عدالت اجتماعی و بهبود رفاه عمومی نیز در نظر گرفته شود. این مکتب بر این نکته تأکید داشت که بازار آزاد بهتنهایی نمیتواند همیشه نتایج مطلوب برای جامعه ایجاد کند، زیرا ممکن است شکست بازار رخ دهد؛ از جمله در زمینههایی مانند آموزش، بهداشت، محیط زیست یا تأمین اجتماعی. در چنین مواردی، دولت باید از طریق سیاستهای مالی، بازتوزیع درآمد و ارائه خدمات عمومی نقش فعال ایفا کند.
اقتصاددانانی چون آرتور پیگو (Pigou) در اوایل قرن بیستم پایههای نظری اقتصاد رفاه را بنا نهادند. او معتقد بود که دولت با اعمال مالیاتها یا یارانهها میتواند اثرات جانبی منفی یا مثبت فعالیتهای اقتصادی را اصلاح کرده و رفاه اجتماعی را افزایش دهد. بعدها جان هیکس و پل ساموئلسون چارچوبهای ریاضی و تحلیلی دقیقتری ارائه کردند که امکان سنجش تغییرات رفاهی را فراهم ساخت. همچنین نظریه عدالت جان رالز در نیمه دوم قرن بیستم بُعد فلسفی عمیقی به این حوزه افزود و بر اهمیت برابری فرصتها و حمایت از ضعیفترین اقشار جامعه تأکید کرد.
اقتصاد رفاه در عمل الهامبخش ایجاد «دولت رفاه» در بسیاری از کشورهای اروپایی و همچنین آمریکا پس از جنگ جهانی دوم شد. سیاستهایی چون بیمه بیکاری، بازنشستگی عمومی، خدمات درمانی رایگان یا یارانهای، و گسترش آموزش همگانی از دل این تفکر برآمد. این اقدامات سبب شدند که شکافهای طبقاتی کاهش یابد و ثبات اجتماعی افزایش پیدا کند.
بهطور کلی، اقتصاد رفاه در قرن بیستم تلاشی بود برای پیوند زدن کارایی اقتصادی با ارزشهای انسانی و اجتماعی. این مکتب نشان داد که هدف نهایی اقتصاد صرفاً رشد تولید یا افزایش سود نیست، بلکه ارتقای کیفیت زندگی و ایجاد جامعهای عادلانهتر است.
#انجمن_علمی_اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
#مکاتب_اقتصادی
🔸 اقتصاد رفاه – قرن ۲۰
اقتصاد رفاه در قرن بیستم بهعنوان یکی از مهمترین شاخههای علم اقتصاد شکل گرفت و گسترش یافت. باور اصلی این رویکرد آن بود که اقتصاد نه تنها باید به تخصیص بهینه منابع و کارایی توجه کند، بلکه لازم است عدالت اجتماعی و بهبود رفاه عمومی نیز در نظر گرفته شود. این مکتب بر این نکته تأکید داشت که بازار آزاد بهتنهایی نمیتواند همیشه نتایج مطلوب برای جامعه ایجاد کند، زیرا ممکن است شکست بازار رخ دهد؛ از جمله در زمینههایی مانند آموزش، بهداشت، محیط زیست یا تأمین اجتماعی. در چنین مواردی، دولت باید از طریق سیاستهای مالی، بازتوزیع درآمد و ارائه خدمات عمومی نقش فعال ایفا کند.
اقتصاددانانی چون آرتور پیگو (Pigou) در اوایل قرن بیستم پایههای نظری اقتصاد رفاه را بنا نهادند. او معتقد بود که دولت با اعمال مالیاتها یا یارانهها میتواند اثرات جانبی منفی یا مثبت فعالیتهای اقتصادی را اصلاح کرده و رفاه اجتماعی را افزایش دهد. بعدها جان هیکس و پل ساموئلسون چارچوبهای ریاضی و تحلیلی دقیقتری ارائه کردند که امکان سنجش تغییرات رفاهی را فراهم ساخت. همچنین نظریه عدالت جان رالز در نیمه دوم قرن بیستم بُعد فلسفی عمیقی به این حوزه افزود و بر اهمیت برابری فرصتها و حمایت از ضعیفترین اقشار جامعه تأکید کرد.
اقتصاد رفاه در عمل الهامبخش ایجاد «دولت رفاه» در بسیاری از کشورهای اروپایی و همچنین آمریکا پس از جنگ جهانی دوم شد. سیاستهایی چون بیمه بیکاری، بازنشستگی عمومی، خدمات درمانی رایگان یا یارانهای، و گسترش آموزش همگانی از دل این تفکر برآمد. این اقدامات سبب شدند که شکافهای طبقاتی کاهش یابد و ثبات اجتماعی افزایش پیدا کند.
بهطور کلی، اقتصاد رفاه در قرن بیستم تلاشی بود برای پیوند زدن کارایی اقتصادی با ارزشهای انسانی و اجتماعی. این مکتب نشان داد که هدف نهایی اقتصاد صرفاً رشد تولید یا افزایش سود نیست، بلکه ارتقای کیفیت زندگی و ایجاد جامعهای عادلانهتر است.
#انجمن_علمی_اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤5
🔵 #رشد_و_توسعه_اقتصادی
🔸 بخش ۱۳ : شاخص توزیع درآمد و درجه توسعه یافتگی
✍ #دکتر_محمدرضا_منجذب
❄️ اخیرا گزارشی توسط سازمان ملل ارایه شد و در آن اشاره شد که ایران از نظر شاخص توزیع درآمد ضریب جینی در وضعیت توزیع درآمدی بهتری نسبت به مالزی و ترکیه و برزیل قرار دارد (اینجا را ببینید).
❄️ بطور معمول برای بررسی مقایسهای چند کشور باید چندین شاخص همزمان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
در فرایند توسعه اقتصادی توزیع درآمد از شکل یوی برعکس تبعیت می کند. بطوریکه در ابتدای فرایند توزیع درآمد بدتر می شود و ضریب جینی افزایش می یابد و در اواخر فرایند توسعه این شاخص کاهش می یابد. چنانچه این گزارش تایید می کند، این عدد در ایران کمتر از سه کشور دیگر هست.
❄️ اما اگر فرایند درآمد سرانه چهار کشور بررسی و مقایسه گردد، حاکی از پیشی گرفتن مالزی، ترکیه و برزیل است. حداقل سه دلیل می توان اقامه کرد که کشورهای مزبور در فرایند توسعه و صنعتی شدن از ایران جلوتر هستند و روی منحنی یوی برعکس جلوتر هستند:
❄️ اول درآمد سرانه این کشورها در طول زمان از ایران پیشی گرفته است.
دوم این کشورها هنوز جزو کشورهای توسعه یافته قرار ندارند، و به همین دلیل توزیع درآمدشان به قسمت پایین منحنی یوی برعکس نزدیک نشده است.
سوم این کشورها برنامه های توسعه خود را دنبال میکنند، در حالی که ایران در عمل هیچ برنامه توسعه بلندمدت و خاصی را دنبال نمیکند.
❄️نکته دیگر اینکه هرچند در فرایند توسعه ضریب جینی کاهشی هست، لیکن اینکه یک برنامه توسعهای و هدف آن توزیع برابرتر درآمد (مانند سوئد) و یا کمتر برابر (مانند آمریکا) باشد، عدد شاخص ضریب جینی یکسان نخواهد بود.
❄️نکته پایانی، اینکه متاسفانه تورم بالا و شدید سالیان اخیر، طبقه متوسط ایران را کوچکتر و فقیرتر کرده و احتمالا توزیع درآمد
لینک مطلب در سایت اقتصاددان
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔸 بخش ۱۳ : شاخص توزیع درآمد و درجه توسعه یافتگی
✍ #دکتر_محمدرضا_منجذب
❄️ اخیرا گزارشی توسط سازمان ملل ارایه شد و در آن اشاره شد که ایران از نظر شاخص توزیع درآمد ضریب جینی در وضعیت توزیع درآمدی بهتری نسبت به مالزی و ترکیه و برزیل قرار دارد (اینجا را ببینید).
❄️ بطور معمول برای بررسی مقایسهای چند کشور باید چندین شاخص همزمان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
در فرایند توسعه اقتصادی توزیع درآمد از شکل یوی برعکس تبعیت می کند. بطوریکه در ابتدای فرایند توزیع درآمد بدتر می شود و ضریب جینی افزایش می یابد و در اواخر فرایند توسعه این شاخص کاهش می یابد. چنانچه این گزارش تایید می کند، این عدد در ایران کمتر از سه کشور دیگر هست.
❄️ اما اگر فرایند درآمد سرانه چهار کشور بررسی و مقایسه گردد، حاکی از پیشی گرفتن مالزی، ترکیه و برزیل است. حداقل سه دلیل می توان اقامه کرد که کشورهای مزبور در فرایند توسعه و صنعتی شدن از ایران جلوتر هستند و روی منحنی یوی برعکس جلوتر هستند:
❄️ اول درآمد سرانه این کشورها در طول زمان از ایران پیشی گرفته است.
دوم این کشورها هنوز جزو کشورهای توسعه یافته قرار ندارند، و به همین دلیل توزیع درآمدشان به قسمت پایین منحنی یوی برعکس نزدیک نشده است.
سوم این کشورها برنامه های توسعه خود را دنبال میکنند، در حالی که ایران در عمل هیچ برنامه توسعه بلندمدت و خاصی را دنبال نمیکند.
❄️نکته دیگر اینکه هرچند در فرایند توسعه ضریب جینی کاهشی هست، لیکن اینکه یک برنامه توسعهای و هدف آن توزیع برابرتر درآمد (مانند سوئد) و یا کمتر برابر (مانند آمریکا) باشد، عدد شاخص ضریب جینی یکسان نخواهد بود.
❄️نکته پایانی، اینکه متاسفانه تورم بالا و شدید سالیان اخیر، طبقه متوسط ایران را کوچکتر و فقیرتر کرده و احتمالا توزیع درآمد
لینک مطلب در سایت اقتصاددان
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
Telegram
گفتار اقتصادی
✳️ روند مقایسه ای درآمدسرانه ایران، برزیل، مالزی و ترکیه.
💠 گفتار اقتصادی
💠 گفتار اقتصادی
❤5
بیست_و_سه_گفتار_درباره_سرمایه_داری.pdf
361.1 KB
🔵 #قرنطینه_با_اقتصاد (2)
💠خانهنشینی را با مطالعه مطالب کوتاه و مفید اقتصادی پر بار کنیم
✴️خلاصه کتاب بیست و سه گفتار درباره سرمایه داری: پیرامون نکاتی که آنها بروز نمیدهند
✳️حجم 25 صفحه / زمان مطالعه حداکثر 60 دقیقه
🔸منبع : کانال شهد اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
💠خانهنشینی را با مطالعه مطالب کوتاه و مفید اقتصادی پر بار کنیم
✴️خلاصه کتاب بیست و سه گفتار درباره سرمایه داری: پیرامون نکاتی که آنها بروز نمیدهند
✳️حجم 25 صفحه / زمان مطالعه حداکثر 60 دقیقه
🔸منبع : کانال شهد اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤5👍1
کژرفتاری_داستان_شکل_گیری_اقتصاد_رفتاری_by_ریچارد_تیلر,_Richard_Thaler.pdf
3.9 MB
🔵 #معرفی_کتاب
داستان شکلگیری اقتصاد رفتاری
✍ریچارد. اچ تیلر
👤سید امیرحسین میرابوطالبی
کتاب کژرفتاری اثر استاد دانشگاه شیکاگو، پروفسور ریچارد تیلر است، کتابی دربارهی شکلگیری اقتصاد رفتاری که در آن مفاهیم مربوط به اقتصاد را با زبانی ساده و استفاده از مثالهای عینی و البته شوخ طبعی نویسنده توضیح میدهد و سعی میکند خواننده را بدون در نظر گرفتن میزان آشناییاش با اقتصاد به خود جذب کند.
*درباره کتاب کژرفتاری*
اقتصاد رفتاری چیست؟ رشتهای جدید در دنیای اقتصاد است که کتابی نیز ریچارد اچ تیلر درمورد آن نوشته است. این کتاب برندهی نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۷ شد.
کتاب کژرفتاری از همان ابتدا به خواننده تذکر میدهد: «این کتابی نیست که از یک استاد اقتصاد انتظار دارید» اما به خاطر آن که ریچارد تیلر را میشناسیم، دقیقا همان انتظار را از این کتاب داریم» و در یادداشت کوتاه مولف دربارهی ترجمهی فارسی کتاب آمده: «امیدوارم همان اندازه که من از نوشتن این کتاب لذت بردم، از خواندنش لذت ببرید و دریچهای تازه برای نگاه به انسانها، پیش روی شما بگشاید.»
🔸منبع :
https://news.1rj.ru/str/SAxktAWqp8ppBV69
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
داستان شکلگیری اقتصاد رفتاری
✍ریچارد. اچ تیلر
👤سید امیرحسین میرابوطالبی
کتاب کژرفتاری اثر استاد دانشگاه شیکاگو، پروفسور ریچارد تیلر است، کتابی دربارهی شکلگیری اقتصاد رفتاری که در آن مفاهیم مربوط به اقتصاد را با زبانی ساده و استفاده از مثالهای عینی و البته شوخ طبعی نویسنده توضیح میدهد و سعی میکند خواننده را بدون در نظر گرفتن میزان آشناییاش با اقتصاد به خود جذب کند.
*درباره کتاب کژرفتاری*
اقتصاد رفتاری چیست؟ رشتهای جدید در دنیای اقتصاد است که کتابی نیز ریچارد اچ تیلر درمورد آن نوشته است. این کتاب برندهی نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۷ شد.
کتاب کژرفتاری از همان ابتدا به خواننده تذکر میدهد: «این کتابی نیست که از یک استاد اقتصاد انتظار دارید» اما به خاطر آن که ریچارد تیلر را میشناسیم، دقیقا همان انتظار را از این کتاب داریم» و در یادداشت کوتاه مولف دربارهی ترجمهی فارسی کتاب آمده: «امیدوارم همان اندازه که من از نوشتن این کتاب لذت بردم، از خواندنش لذت ببرید و دریچهای تازه برای نگاه به انسانها، پیش روی شما بگشاید.»
🔸منبع :
https://news.1rj.ru/str/SAxktAWqp8ppBV69
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤6
Forwarded from دورنمای اقتصاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 فصل سوم : #غذا_و_بازده_کشاورزی
🔸3.5. افول بازده
از دهه 1990 تاکنون اوضاع در جهان تولید غذا آنچنان هم خوب نبوده است و یک دلیل مهم آن این که رشد بازده به سرعت گذشته نیست.
✔️ مطالب مرتبط به این درس
وزارت کشاورزی ایالات متحده
https://bit.ly/35Fzpyc
🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔸3.5. افول بازده
از دهه 1990 تاکنون اوضاع در جهان تولید غذا آنچنان هم خوب نبوده است و یک دلیل مهم آن این که رشد بازده به سرعت گذشته نیست.
✔️ مطالب مرتبط به این درس
وزارت کشاورزی ایالات متحده
https://bit.ly/35Fzpyc
🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤4
من اينجا بس دلم تنگست
و هر سازی که میبينم بدآهنگست.
بيا رهتوشه برداريم،
قدم در راه بیبرگشت بگذاريم،
ببينيم آسمانِ "هر کجا" آيا همين رنگست؟
#مهدی_اخوان_ثالث
و هر سازی که میبينم بدآهنگست.
بيا رهتوشه برداريم،
قدم در راه بیبرگشت بگذاريم،
ببينيم آسمانِ "هر کجا" آيا همين رنگست؟
#مهدی_اخوان_ثالث
❤14👍2
Forwarded from دورنمای اقتصاد
🔵 دموکراسی و اصلاحات اقتصادی
✍ #تایلر_کوئن - اقتصاددان در دانشگاه جورج میسون
یک نگاه رایج این است که دموکراسی اصلاح اقتصادی را مشکل میکند از جمله به این دلیل که آنچه عموم مردم میخواهند از منظر اقتصادی صحیح نیست، و همچنین مثال از کشورهایی مانند چین و سنگاپور که با وجود نداشتن دموکراسی رشد اقتصادی چشمگیری داشتهاند.
اما این ایدهها گمراه کننده هستند. وقتی به دادهها نگاه میکنیم به نظر میرسد اتفاقا دموکراسی برای اصلاحات اقتصادی مفید است. مقاله Giuliano 2012 با بررسی دادههای 1960 تا 2004 برای 150 کشور نشان میدهد شاخص دموکراسی میتواند اصلاحات اقتصادی (اصلاحات مالی، اصلاح در بازار سرمایه، بانکداری، کشاورزی، تجارت) را پیش بینی کند ولی معکوس این رابطه برقرار نیست (با کنترل فاکتورهایی ماند کیفیت بروکراسی، آموزش، ثبات سیاسی، اثر کشورهای همسایه). هرچند نمیتوان از این همبستگی ارتباط علی استخراج کرد اما این مقاله نشان میدهد این ایده که دموکراسی برای اصلاحات اقتصادی مضر است در عمل دیده نمیشود.
مقاله Persson 2005 نشان میدهد مهمتر از خود دموکراسی، فرم و ساختار آن حائز اهمیت است. مثلا بیشتر فواید دموکراسی در سیستم پارلمانی (انتخاب و برکناری نخست وزیر توسط مجلس) دیده میشود در مقایسه با ریاست جمهوری (انتخاب توسط مردم برای یک دوره زمانی ثابت). همچنین دموکراسی که عمر طولانیتری دارد فاید بیشتری نشان داد. بعلاوه سیستمهای دموکراتیکی که نه براساس اکثریت آرا بوده بلکه به گروههای اقلیت هم نمایندگی اختصاص میدهند عملکرد بهتری داشتند. این مقاله نشان داد چنین سیستمهایی اصلاحات و سیاستهای اقتصادی خوب را پیش بینی میکنند.
مقاله Rodrik 1998 با بررسی حدود 80 کشور در نیمه دوم دهه 80 نشان داد، با کنترل فاکتورهایی چون میزان کارایی نیروی کار و سطح دستمزدها، همبستگی قوی بین دموکراسی (حقوق دموکراتیک، آزادی اجتماعی و سیاسی) و میزان دستمزد کارگران در بخش صنعت وجود دارد، و شاخص دموکراسی بین 80 تا 90 درصد اختلاف بین کشورها را توضیح میدهد.
تحقیق Mulligan 2003 نشان میدهد بوجود آمدن دموکراسی الزاما به تغییرات جدی در خرجکرد دولتی و مالیات نمیانجامد. یک ترجمه نتایج این تحقیق اینگونه است که قویترین تاثیر دموکراسی بر بهبود سیاستهای اقتصادی و کاهش فساد زمانی رخ میدهد که دموکراسی برای مدت طولانی برقرار باشند. نتیجه جالب دیگر این تحقیق این که تغییر از نظام غیردموکراتیک به دموکراتیک تاثیر بزرگی بر حقوق بشر دارد، به طوری که میزان مجازات اعدام و خرجکرد نظامی کاهش، آزادیهای اجتماعی افزایش یافته، و شکنجه و خدمت اجباری حذف میشوند.
البته همچنان تعیین رابطه علی بین شاخصهای کلی مانند دموکراسی و رشد اقتصادی بسیار مشکل است، اما میتوان دید که دموکراسی برای بهبود حقوق بشر بسیار مفید، و برای اصلاحات اقتصادی تا حدودی مفید است، ولی همچنان دلایل کافی برای این که دموکراسی عامل ایجاد اصلاحات اقتصادی است وجود ندارد.
🔸منبع https://bit.ly/2UxWxcs و کانال کنجکاوی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✍ #تایلر_کوئن - اقتصاددان در دانشگاه جورج میسون
یک نگاه رایج این است که دموکراسی اصلاح اقتصادی را مشکل میکند از جمله به این دلیل که آنچه عموم مردم میخواهند از منظر اقتصادی صحیح نیست، و همچنین مثال از کشورهایی مانند چین و سنگاپور که با وجود نداشتن دموکراسی رشد اقتصادی چشمگیری داشتهاند.
اما این ایدهها گمراه کننده هستند. وقتی به دادهها نگاه میکنیم به نظر میرسد اتفاقا دموکراسی برای اصلاحات اقتصادی مفید است. مقاله Giuliano 2012 با بررسی دادههای 1960 تا 2004 برای 150 کشور نشان میدهد شاخص دموکراسی میتواند اصلاحات اقتصادی (اصلاحات مالی، اصلاح در بازار سرمایه، بانکداری، کشاورزی، تجارت) را پیش بینی کند ولی معکوس این رابطه برقرار نیست (با کنترل فاکتورهایی ماند کیفیت بروکراسی، آموزش، ثبات سیاسی، اثر کشورهای همسایه). هرچند نمیتوان از این همبستگی ارتباط علی استخراج کرد اما این مقاله نشان میدهد این ایده که دموکراسی برای اصلاحات اقتصادی مضر است در عمل دیده نمیشود.
مقاله Persson 2005 نشان میدهد مهمتر از خود دموکراسی، فرم و ساختار آن حائز اهمیت است. مثلا بیشتر فواید دموکراسی در سیستم پارلمانی (انتخاب و برکناری نخست وزیر توسط مجلس) دیده میشود در مقایسه با ریاست جمهوری (انتخاب توسط مردم برای یک دوره زمانی ثابت). همچنین دموکراسی که عمر طولانیتری دارد فاید بیشتری نشان داد. بعلاوه سیستمهای دموکراتیکی که نه براساس اکثریت آرا بوده بلکه به گروههای اقلیت هم نمایندگی اختصاص میدهند عملکرد بهتری داشتند. این مقاله نشان داد چنین سیستمهایی اصلاحات و سیاستهای اقتصادی خوب را پیش بینی میکنند.
مقاله Rodrik 1998 با بررسی حدود 80 کشور در نیمه دوم دهه 80 نشان داد، با کنترل فاکتورهایی چون میزان کارایی نیروی کار و سطح دستمزدها، همبستگی قوی بین دموکراسی (حقوق دموکراتیک، آزادی اجتماعی و سیاسی) و میزان دستمزد کارگران در بخش صنعت وجود دارد، و شاخص دموکراسی بین 80 تا 90 درصد اختلاف بین کشورها را توضیح میدهد.
تحقیق Mulligan 2003 نشان میدهد بوجود آمدن دموکراسی الزاما به تغییرات جدی در خرجکرد دولتی و مالیات نمیانجامد. یک ترجمه نتایج این تحقیق اینگونه است که قویترین تاثیر دموکراسی بر بهبود سیاستهای اقتصادی و کاهش فساد زمانی رخ میدهد که دموکراسی برای مدت طولانی برقرار باشند. نتیجه جالب دیگر این تحقیق این که تغییر از نظام غیردموکراتیک به دموکراتیک تاثیر بزرگی بر حقوق بشر دارد، به طوری که میزان مجازات اعدام و خرجکرد نظامی کاهش، آزادیهای اجتماعی افزایش یافته، و شکنجه و خدمت اجباری حذف میشوند.
البته همچنان تعیین رابطه علی بین شاخصهای کلی مانند دموکراسی و رشد اقتصادی بسیار مشکل است، اما میتوان دید که دموکراسی برای بهبود حقوق بشر بسیار مفید، و برای اصلاحات اقتصادی تا حدودی مفید است، ولی همچنان دلایل کافی برای این که دموکراسی عامل ایجاد اصلاحات اقتصادی است وجود ندارد.
🔸منبع https://bit.ly/2UxWxcs و کانال کنجکاوی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
Marginal Revolution University
Democracy and Reforms | Marginal Revolution University
❤4
🔵 #دوره_آموزشی_سواد_مالی_اقتصادی
✔️ قدم دوم/ قسمت چهارم
● هدفگذاری مالی/ انواع داراییها
برای طی کردن هر مسیر، باید مبدا و مقصد خود را مشخص کنیم. این نکته ابتدایی اگرچه برای همه واضح است، اما بسیاری در راستای آن اقدامی نمیکنند. در درسهای قبلی اشاره شد که یکی از مراحل داشتن یک ژورنال مالی خوب، ثبت داراییهای فعلیتان است. این نقطه مبدا ماست. مقصد اما، داراییهایی است که میخواهید به دست آورید.
اما چه داراییهایی مطلوب هستند؟
داراییها را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
1. داراییهای ضروری: این دسته شامل داراییهایی است که برای تأمین نیازهای اولیه و احساس امنیت و راحتی در زندگی ضروری هستند، مانند خانه، ماشین و سایر وسایل ضروری.
2. داراییهای سرمایهگذاری: این دسته شامل داراییهایی است که میتوانند درآمد ایجاد کنند یا ارزش آنها در طول زمان افزایش یابد، مانند کسب و کارها، املاک سرمایهگذاری و درآمدهای منفعل.
3. داراییهای لوکس: این دسته شامل داراییهایی است که بیشتر به عنوان نماد وضعیت اجتماعی یا برای لذت شخصی خریداری میشوند، مانند ساعتهای گرانقیمت، خودروهای لوکس و آثار هنری.
سوالات رایج:
۱. آیا خانه و ماشین برای همه ضروری محسوب میشوند؟
خیر. این موضوع کاملاً بستگی به سبک زندگی شما دارد. ممکن است شما هیچگاه نخواهید خانه یا ماشین بخرید و ترجیح دهید همیشه خانهای را رهن یا اجاره کنید و از خدماتی مانند اسنپ برای رفت و آمد استفاده کنید. اما مهم است که به نقطهای برسید که اگر بخواهید، بتوانید این کار را انجام دهید (همانطور که بدیهی به نظر میرسد، در صورت امکان خرید یا داشتن یک خانه، به ویژه در کهنسالی واجب است).
۲. ترتیب بدست آوردن این سه دسته دارایی چگونه است؟
این موضوع نیز کاملاً بستگی به سبک زندگی شما دارد. برای مثال، برای کسانی که در حوزه نمایش فعالیت میکنند!، بدست آوردن داراییهای لوکس ممکن است اولویت بیشتری داشته باشد حتی نسبت به داراییهای ضروری.
۳. مسیر پیشنهادی من چیست؟
در کشورهای معمولی، با درآمد خوب و پسانداز کافی میتوان حداقل در اطراف شهر خانه خرید؛ اما در مورد ایران اینطور نیست. بنابراین بهتر است اگر خانه و ماشین ندارید، به جای تمرکز بر روی داراییهای ضروری، داراییهای سرمایهگذاری را هدف اولیه خود قرار دهید. زیرا شانس اینکه با همان داراییهای سرمایهگذاری بتوانید بعداً خانه و ماشین بخرید بسیار بیشتر از خرید مستقیم آنهاست! در مورد این نوع داراییها و نحوه سرمایهگذاری در آنها در درسهای آینده صحبت خواهیم کرد.
۴. کسانی که هماکنون خانه و ماشین و وسایل ضروری زندگی را دارند چه باید بکنند؟
برای آنها نیز نقطه شروع باید داراییهای سرمایهگذاری باشد؛ زیرا میتوانند اگر خواستند خانه و ماشین بهتری بخرند یا به سایر اهداف خود برسند.
@FinancialLiteracy_farsi
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✔️ قدم دوم/ قسمت چهارم
● هدفگذاری مالی/ انواع داراییها
برای طی کردن هر مسیر، باید مبدا و مقصد خود را مشخص کنیم. این نکته ابتدایی اگرچه برای همه واضح است، اما بسیاری در راستای آن اقدامی نمیکنند. در درسهای قبلی اشاره شد که یکی از مراحل داشتن یک ژورنال مالی خوب، ثبت داراییهای فعلیتان است. این نقطه مبدا ماست. مقصد اما، داراییهایی است که میخواهید به دست آورید.
اما چه داراییهایی مطلوب هستند؟
داراییها را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
1. داراییهای ضروری: این دسته شامل داراییهایی است که برای تأمین نیازهای اولیه و احساس امنیت و راحتی در زندگی ضروری هستند، مانند خانه، ماشین و سایر وسایل ضروری.
2. داراییهای سرمایهگذاری: این دسته شامل داراییهایی است که میتوانند درآمد ایجاد کنند یا ارزش آنها در طول زمان افزایش یابد، مانند کسب و کارها، املاک سرمایهگذاری و درآمدهای منفعل.
3. داراییهای لوکس: این دسته شامل داراییهایی است که بیشتر به عنوان نماد وضعیت اجتماعی یا برای لذت شخصی خریداری میشوند، مانند ساعتهای گرانقیمت، خودروهای لوکس و آثار هنری.
سوالات رایج:
۱. آیا خانه و ماشین برای همه ضروری محسوب میشوند؟
خیر. این موضوع کاملاً بستگی به سبک زندگی شما دارد. ممکن است شما هیچگاه نخواهید خانه یا ماشین بخرید و ترجیح دهید همیشه خانهای را رهن یا اجاره کنید و از خدماتی مانند اسنپ برای رفت و آمد استفاده کنید. اما مهم است که به نقطهای برسید که اگر بخواهید، بتوانید این کار را انجام دهید (همانطور که بدیهی به نظر میرسد، در صورت امکان خرید یا داشتن یک خانه، به ویژه در کهنسالی واجب است).
۲. ترتیب بدست آوردن این سه دسته دارایی چگونه است؟
این موضوع نیز کاملاً بستگی به سبک زندگی شما دارد. برای مثال، برای کسانی که در حوزه نمایش فعالیت میکنند!، بدست آوردن داراییهای لوکس ممکن است اولویت بیشتری داشته باشد حتی نسبت به داراییهای ضروری.
۳. مسیر پیشنهادی من چیست؟
در کشورهای معمولی، با درآمد خوب و پسانداز کافی میتوان حداقل در اطراف شهر خانه خرید؛ اما در مورد ایران اینطور نیست. بنابراین بهتر است اگر خانه و ماشین ندارید، به جای تمرکز بر روی داراییهای ضروری، داراییهای سرمایهگذاری را هدف اولیه خود قرار دهید. زیرا شانس اینکه با همان داراییهای سرمایهگذاری بتوانید بعداً خانه و ماشین بخرید بسیار بیشتر از خرید مستقیم آنهاست! در مورد این نوع داراییها و نحوه سرمایهگذاری در آنها در درسهای آینده صحبت خواهیم کرد.
۴. کسانی که هماکنون خانه و ماشین و وسایل ضروری زندگی را دارند چه باید بکنند؟
برای آنها نیز نقطه شروع باید داراییهای سرمایهگذاری باشد؛ زیرا میتوانند اگر خواستند خانه و ماشین بهتری بخرند یا به سایر اهداف خود برسند.
@FinancialLiteracy_farsi
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤2👍2
#ویدئو
#اقتصاد_محیط_زیست
#دکتر_وصال
جلسه بیستم
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
https://news.1rj.ru/str/econ_archive_videos/198
#اقتصاد_محیط_زیست
#دکتر_وصال
جلسه بیستم
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
https://news.1rj.ru/str/econ_archive_videos/198
Telegram
آرشیو کلاس های دانشکده اقتصاد شریف
#ویدئو
#اقتصاد_محیط_زیست
#دکتر_وصال
جلسه بیستم
#اقتصاد_محیط_زیست
#دکتر_وصال
جلسه بیستم
❤1