سرخی ِ گونههام ارادی نیست
من ُ با بوسه ارغوانی کن
یا اگه التماستم کردم
تو بگو نــــــــــــــه! من ُ روانی کن
لب تو رنگ خون ِ آهوهاست
من یه گرگ ِ گرسنهی پیرم
به لبات که نمیرسم هرگز
رد پاهات ُ گـــاز میگیرم...
#احسان_رعيت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
من ُ با بوسه ارغوانی کن
یا اگه التماستم کردم
تو بگو نــــــــــــــه! من ُ روانی کن
لب تو رنگ خون ِ آهوهاست
من یه گرگ ِ گرسنهی پیرم
به لبات که نمیرسم هرگز
رد پاهات ُ گـــاز میگیرم...
#احسان_رعيت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
بشینی و به صدای صداش فکر کنی
به فکرتم ولی فکرم نباش فکر کنی
به اون که کشتی و مردی براش فکر کنی
به اینکه عشق تو از ماه ماهتر بوده
جدا شدن واسه اون به صلاحتر بوده
با یکی دیگه دیدیش... روبراهتر بوده
#احسان_رعيت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
دکلمهی ترانه با صدای دوست عزیزم، «علی اسماعیلی» مهربان ❤️
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
به فکرتم ولی فکرم نباش فکر کنی
به اون که کشتی و مردی براش فکر کنی
به اینکه عشق تو از ماه ماهتر بوده
جدا شدن واسه اون به صلاحتر بوده
با یکی دیگه دیدیش... روبراهتر بوده
#احسان_رعيت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
دکلمهی ترانه با صدای دوست عزیزم، «علی اسماعیلی» مهربان ❤️
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
Forwarded from اتچ بات
دکلمه ۹
شاعر : احسان رعیت
پیانو ،اثری از : gerhard oppitz
صدا : علی اسماعیلی
@sedaye_asheghaneha
شاعر : احسان رعیت
پیانو ،اثری از : gerhard oppitz
صدا : علی اسماعیلی
@sedaye_asheghaneha
Telegram
attach 📎
از دخترانهها...
با یه زخم ِ قدیمی رو قلبم
آخرین بازموندهی بیشهم
اگه به دست ِ تو شکار نشم
توی تنهایی منقرض میشم
عطر مردونهتو به باد نده
صید ِ زخمیتو بیقرار نکن
بذار توی چشات زل بزنم
منو از پشت سر شکار نکن
تو حصار ِ دلم یه آهو هست
توی چشمای تو دو تا «بِرنو»
از همین فاصلهم میشه فهمید
بوی باروت میده بوسهی تو
میشه چشم تو رُ مسلح کرد
حتی پیش نگاه جنگلبان
با یه لبخند روبروی توام
شک نکن! ماشهرُ بکش قربان...
اگه آغوش تو قفس باشه،
نمیدونم دیگه فرار چیه
اگه دیدی بگو کدوم آهو
مثل من عاشق ِ شکارچیه...؟
پیش چشمت به خاک میافتم
تو که هستی چرا تپانچه و تیر
تو فقط دستتو دراز کن و
با یه انگشت، منو نشونه بگیر...
تو حصار ِ دلم یه آهو هست
توی چشمای تو دو تا «بِرنو ... »
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
با یه زخم ِ قدیمی رو قلبم
آخرین بازموندهی بیشهم
اگه به دست ِ تو شکار نشم
توی تنهایی منقرض میشم
عطر مردونهتو به باد نده
صید ِ زخمیتو بیقرار نکن
بذار توی چشات زل بزنم
منو از پشت سر شکار نکن
تو حصار ِ دلم یه آهو هست
توی چشمای تو دو تا «بِرنو»
از همین فاصلهم میشه فهمید
بوی باروت میده بوسهی تو
میشه چشم تو رُ مسلح کرد
حتی پیش نگاه جنگلبان
با یه لبخند روبروی توام
شک نکن! ماشهرُ بکش قربان...
اگه آغوش تو قفس باشه،
نمیدونم دیگه فرار چیه
اگه دیدی بگو کدوم آهو
مثل من عاشق ِ شکارچیه...؟
پیش چشمت به خاک میافتم
تو که هستی چرا تپانچه و تیر
تو فقط دستتو دراز کن و
با یه انگشت، منو نشونه بگیر...
تو حصار ِ دلم یه آهو هست
توی چشمای تو دو تا «بِرنو ... »
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
کانال «#نشرنیماژ» (@nashrnimaj) با معرفی کتابها و درج گزیدهای از آنها راهنمای خوبی برای خرید کتابهای منتشر شده توسط این انتشارات است. «نیماژ» علاوه بر فعالیت اختصاصی در زمینهی شعر و ترانه، در زمینهی رمان ایرانی و خارجی و همچنین شعر غیرایرانی هم کتابهای خوبی دارد که خواندنش برای علاقهمندان به ادبیات قطعا لذتبخش خواهد بود. با پیگیری این کانال میتوانید در جریان آخرین کتابهای منتشر شده در نیماژ و آخرین اخبار این انتشارات قرار بگیرید.
آدرس کانال نشر نیماژ: @nashrnimaj
همچنین خرید کتابهای نشر نیماژ بدون پرداخت هزینهی پستی از طریق شمارههای زیر امکانپذیر است:
021-66402343
021-66402344
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
آدرس کانال نشر نیماژ: @nashrnimaj
همچنین خرید کتابهای نشر نیماژ بدون پرداخت هزینهی پستی از طریق شمارههای زیر امکانپذیر است:
021-66402343
021-66402344
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
باید از کدوم طرف میرفتم
تا به خاطرات تو بر نخورم؟
به کدوم رابطه تن میدادم
تا تهش دوباره خنجر نخورم!
کاش خودخواهتر از این بودم
به خودم جای تو فک میکردم
هردفعه وسوسه میشدم به عشق
به بدیهای تو فک میکردم
جایی غیر گوشهی تنهایی
بعد رفتنت پناه من نبود
عشق ِ تو نقشهی قتل ِ منو داشت
چیزی جز گریه سلاح من نبود...
به کسی تکیه نکردم تا عشق
رو سرم دوباره آوار نشه
زخممو تازه نگه داشتم تا
اشتباه کهنه تکرار نشه
به غمی که دادی عادت کردم
روی زخمای تنم دست نکش
مث آتیش ِ پس خاکستر
ساکتم! رو دهنم دست نکش
تو از اون همه غم و تنهایی
هیچی توی خاطرت نیست... برو
عشق من! دیگه توی این خونه
هیچ کسی منتظرت نیست، برو...
#احسان_رعیت
«از همین حالا فراموشش کن. اصلا فکر کن که این او نبود که بخشی از تن تو بود و من تو را با او به دنیا آوردم. باید اجازه دهی به خاک سپرده شود. باید بدانی وقتی کسی میمیرد، حتی وقتی پارهی تن آدمیست، باید به خاک بسپاریاش.»
#کتاب_ویران
#ابوتراب_خسروی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
تا به خاطرات تو بر نخورم؟
به کدوم رابطه تن میدادم
تا تهش دوباره خنجر نخورم!
کاش خودخواهتر از این بودم
به خودم جای تو فک میکردم
هردفعه وسوسه میشدم به عشق
به بدیهای تو فک میکردم
جایی غیر گوشهی تنهایی
بعد رفتنت پناه من نبود
عشق ِ تو نقشهی قتل ِ منو داشت
چیزی جز گریه سلاح من نبود...
به کسی تکیه نکردم تا عشق
رو سرم دوباره آوار نشه
زخممو تازه نگه داشتم تا
اشتباه کهنه تکرار نشه
به غمی که دادی عادت کردم
روی زخمای تنم دست نکش
مث آتیش ِ پس خاکستر
ساکتم! رو دهنم دست نکش
تو از اون همه غم و تنهایی
هیچی توی خاطرت نیست... برو
عشق من! دیگه توی این خونه
هیچ کسی منتظرت نیست، برو...
#احسان_رعیت
«از همین حالا فراموشش کن. اصلا فکر کن که این او نبود که بخشی از تن تو بود و من تو را با او به دنیا آوردم. باید اجازه دهی به خاک سپرده شود. باید بدانی وقتی کسی میمیرد، حتی وقتی پارهی تن آدمیست، باید به خاک بسپاریاش.»
#کتاب_ویران
#ابوتراب_خسروی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
①و خداوند فرمود: «دشمنت را دوست بدار.»
پس من اطاعت کردم
و عاشق خود شدم!
②بر من سخت مگیرید. من مثل آن گدای پیرم که روزی در ایوان کافهای در پاریس دستم را گرفته بود و رها نمیکرد و میگفت: « آه آقا! ما آدم بد و نابابی نیستیم، فقط روشنایی را گم کردهایم.» بله، ما روشنایی را، صبحدم را، و بیگناهی مقدس آن کس را که بر "خود" میبخشاید، گم کردهایم...
①#جبران_خلیل_جبران
②#آلبر_کامو
#سقوط
دلم گرفته، مث سگ که پاچهی دزدو
بگیره و به همین سادگی رها نکنه
یه کاری کرده غم ِ روزگار با دل من
که جز برای دل دشمنم...
خدا نکنه...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
پس من اطاعت کردم
و عاشق خود شدم!
②بر من سخت مگیرید. من مثل آن گدای پیرم که روزی در ایوان کافهای در پاریس دستم را گرفته بود و رها نمیکرد و میگفت: « آه آقا! ما آدم بد و نابابی نیستیم، فقط روشنایی را گم کردهایم.» بله، ما روشنایی را، صبحدم را، و بیگناهی مقدس آن کس را که بر "خود" میبخشاید، گم کردهایم...
①#جبران_خلیل_جبران
②#آلبر_کامو
#سقوط
دلم گرفته، مث سگ که پاچهی دزدو
بگیره و به همین سادگی رها نکنه
یه کاری کرده غم ِ روزگار با دل من
که جز برای دل دشمنم...
خدا نکنه...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
Forwarded from احسان رعیت
همه میخوان که تو رُ ترک کنم
مثل معتادی که بستنش به تخت
همهی عکسات ُ بردن از اتاق
که من ُ یاد تو نندازه یه وقت
همه میگن که وخیمه حال ِ من
قطرههای خونم از تو پر شده
زنده موندنم شبیه معجزهست
مغز ِ استخونم از تو پر شده
همه میگن آدمایی مثل من
حالشون تا آخرالزمون بده
هر شب از کوچه صدای پات میآد
مامانم میگه که به سرم زده
نگران ِ بستههای قرصمه
که یه وخ خوردنشون یادم نره
همهشون ُ میخورم اما هنوز
تو شبا نشستی پشت پنجره...
دکترم میگه اهمیت ندم
میگه اینا همهشون توهمه
خواسته مامانم یه هفته در میون
بیهوا بپرسه امروز چندمه؟
دیگه روزام ُ با قرصا میشناسم
جمعه زرد و شنبه خاکستریه
مامانم همهش دروغکی میگه:
پسرم! اینم بخور... آخریه
ولی من هنوز شبا میبینمت
نمیدونم خودتی یا یه سراب
عزیزم! زمستونا سرده هوا
پشت ِ پنجره نمون... برو بخواب...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
دکلمهی ترانه با صدای سعید پورمحمودی عزیز👇👇👇
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
مثل معتادی که بستنش به تخت
همهی عکسات ُ بردن از اتاق
که من ُ یاد تو نندازه یه وقت
همه میگن که وخیمه حال ِ من
قطرههای خونم از تو پر شده
زنده موندنم شبیه معجزهست
مغز ِ استخونم از تو پر شده
همه میگن آدمایی مثل من
حالشون تا آخرالزمون بده
هر شب از کوچه صدای پات میآد
مامانم میگه که به سرم زده
نگران ِ بستههای قرصمه
که یه وخ خوردنشون یادم نره
همهشون ُ میخورم اما هنوز
تو شبا نشستی پشت پنجره...
دکترم میگه اهمیت ندم
میگه اینا همهشون توهمه
خواسته مامانم یه هفته در میون
بیهوا بپرسه امروز چندمه؟
دیگه روزام ُ با قرصا میشناسم
جمعه زرد و شنبه خاکستریه
مامانم همهش دروغکی میگه:
پسرم! اینم بخور... آخریه
ولی من هنوز شبا میبینمت
نمیدونم خودتی یا یه سراب
عزیزم! زمستونا سرده هوا
پشت ِ پنجره نمون... برو بخواب...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
دکلمهی ترانه با صدای سعید پورمحمودی عزیز👇👇👇
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
👍1
Forwarded from Deleted Account
معرفی و بررسی مجموعه ترانه
#میز_کناری
با حضور مولف اثر #احسان_رعیت
دوشنبه۲۳ مرداد ساعت ۲۱
گروه تلگرامی #باشگاه_مخاطبین_نیماژ
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AtrN0kMBtLOeG0mRzFavPg
#میز_کناری
با حضور مولف اثر #احسان_رعیت
دوشنبه۲۳ مرداد ساعت ۲۱
گروه تلگرامی #باشگاه_مخاطبین_نیماژ
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AtrN0kMBtLOeG0mRzFavPg
گروه تلگرامی «باشگاه مخاطبین نیماژ» سلسله جلساتی را با هدف معرفی و بررسی آثار منتشر شده در این انتشارات، با حضور مولفین آثار برگزار میکند.
میهمان جلسهی آیندهی گروه که فرداشب ساعت ۲۱ برگزار میگردد، من و #میزکناری خواهیم بود. خوشحال خواهم شد اگر در این فرصت یکی دو ساعته، نقد یا نظرات دوستان در مورد کتاب را بشنوم.🙏🏻🌹
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
میهمان جلسهی آیندهی گروه که فرداشب ساعت ۲۱ برگزار میگردد، من و #میزکناری خواهیم بود. خوشحال خواهم شد اگر در این فرصت یکی دو ساعته، نقد یا نظرات دوستان در مورد کتاب را بشنوم.🙏🏻🌹
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
غزلی از برادر عزیزم حسن حسنپور
زمان آن شده این کوزه را از آب بگیری
نیامدم که مرا زندهزنده قاب بگیری
کنار پنجره چون قاصدک برای تماشا
نشستهام که تو حمام آفتاب بگیری!
به غیر حرکت پای تو مستی دگرم نیست
برای من مگر از استخوان شراب بگیری!
به صورت همهی شهر صورت تو نشسته
چگونه میشود اینگونه انشعاب بگیری؟
نمیشود که به جز تکههای لهشده چیزی
از این معاشقه با سنگ آسیاب بگیری!
به هم گره شده از گریه موبهمو مژههایم
چقدر باید از این غنچهها گلاب بگیری...؟
#حسن_حسنپور
#فراموشی
#نشرنیماژ
لینک کانال شاعر:
@hasan_hasanpoor
@hasan_hasanpoor
زمان آن شده این کوزه را از آب بگیری
نیامدم که مرا زندهزنده قاب بگیری
کنار پنجره چون قاصدک برای تماشا
نشستهام که تو حمام آفتاب بگیری!
به غیر حرکت پای تو مستی دگرم نیست
برای من مگر از استخوان شراب بگیری!
به صورت همهی شهر صورت تو نشسته
چگونه میشود اینگونه انشعاب بگیری؟
نمیشود که به جز تکههای لهشده چیزی
از این معاشقه با سنگ آسیاب بگیری!
به هم گره شده از گریه موبهمو مژههایم
چقدر باید از این غنچهها گلاب بگیری...؟
#حسن_حسنپور
#فراموشی
#نشرنیماژ
لینک کانال شاعر:
@hasan_hasanpoor
@hasan_hasanpoor
«تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه
ولی اون هیچوقت نیومد.
البته اگه منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمیکردم...①»
پنجرهرو ببند
گلوله تو نیاد
واسه پرندهها
کاری نمیشه کرد
از آسمونمون
خون چکه میکنه
دیره...
واسه خدا
کاری نمیشه کرد!
هی چش به در ندوز
هیشکی قرار نیست
باغ ِ گلی از این
آتیش به پا کنه
دوران ِ معجزه
دیگه سر اومده
خدا باید واسه
خودش دعا کنه...
#احسان_رعیت
①دیالوگی از فیلم:
No Country For Old Men
ساختهی برادران کوئن
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
ولی اون هیچوقت نیومد.
البته اگه منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمیکردم...①»
پنجرهرو ببند
گلوله تو نیاد
واسه پرندهها
کاری نمیشه کرد
از آسمونمون
خون چکه میکنه
دیره...
واسه خدا
کاری نمیشه کرد!
هی چش به در ندوز
هیشکی قرار نیست
باغ ِ گلی از این
آتیش به پا کنه
دوران ِ معجزه
دیگه سر اومده
خدا باید واسه
خودش دعا کنه...
#احسان_رعیت
①دیالوگی از فیلم:
No Country For Old Men
ساختهی برادران کوئن
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
❤1
لایکها و هشتگهایمان به دردشان نمیخورد، کار مفیدتری انجام بدهیم...
شماره کارت کمکهای مردمی جمعیت هلال احمر:
6104-3377-7006-4606
بانک ملت
اومدم خونه ولی کو خونه ؟
تنها چیزه باقی مونده خاکه
دیدن روسری خونی تو
نمیدونی که چه وحشتناکه!
اومدم خونه ولی خونه که نیست
اینجا مثل گور دسته جمعیه
اون که خوابیده رو دامن تو و
صورتش له شده بچهی کیه ؟
صورت بچهی ما که خونی و
پر زخم و گرد و خاک و خُل نبود
روی دست و صورتش ورم نداشت
بچه مون که انقده تپل نبود!
خالی و سرده ولی دلم میخواد
شبا گهوارهشو هی تاب بدم
دوس دارم حتی روزای بارونی
قبر هردوتاتونو آب بدم!
دوس دارم زندگیو ترک کنم
که دلیل این همه فاصله شد
زیر تابوت پاهام لرزید
همه گفتن دوباره زلزله شد!
بعد تو محاله حتی خودمو
بتونم تو آینه تشخیص بدم
جای خالیتو که غیر ممکنه
به کسی که شکل تو نیس بدم...
#احسان_رعیت
ترانه تازه نیست و به #زلزلهزدگان #ورزقان تقدیم شده اما مهم نیست، ما همیشه از غمی به غمی تازهتر کوچ میکنیم...
🎼 🎬 📚 @ehsanrayat
شماره کارت کمکهای مردمی جمعیت هلال احمر:
6104-3377-7006-4606
بانک ملت
اومدم خونه ولی کو خونه ؟
تنها چیزه باقی مونده خاکه
دیدن روسری خونی تو
نمیدونی که چه وحشتناکه!
اومدم خونه ولی خونه که نیست
اینجا مثل گور دسته جمعیه
اون که خوابیده رو دامن تو و
صورتش له شده بچهی کیه ؟
صورت بچهی ما که خونی و
پر زخم و گرد و خاک و خُل نبود
روی دست و صورتش ورم نداشت
بچه مون که انقده تپل نبود!
خالی و سرده ولی دلم میخواد
شبا گهوارهشو هی تاب بدم
دوس دارم حتی روزای بارونی
قبر هردوتاتونو آب بدم!
دوس دارم زندگیو ترک کنم
که دلیل این همه فاصله شد
زیر تابوت پاهام لرزید
همه گفتن دوباره زلزله شد!
بعد تو محاله حتی خودمو
بتونم تو آینه تشخیص بدم
جای خالیتو که غیر ممکنه
به کسی که شکل تو نیس بدم...
#احسان_رعیت
ترانه تازه نیست و به #زلزلهزدگان #ورزقان تقدیم شده اما مهم نیست، ما همیشه از غمی به غمی تازهتر کوچ میکنیم...
🎼 🎬 📚 @ehsanrayat
👍1
منو ببر به اون روزایی که جهان هنوز به اسلحه عادت نکرده بود
روزایی که هنوز کسی به جرم عشق مردیو به دوئل دعوت نکرده بود!
به اون زمونهای که تو خیابونا هرشب نمایش قتل و ترور نبود
به روزگاری که شقیقهی جهان زیر ِ تپانچهی یه دیکتاتور نبود!
تو روزگار خون منتظرم نمون، ساعتا رو ببر به لحظههای شاد
قرار ما دوتا یه کافه تو شب ِ شکست نازیا تو استالینگراد!
با من شریک شو، تو خوابی که خدا کبریت اولین باروتو فوت کرد
منو ببر به اون لحظه که رادیو با اشک شوق گفت: «هیتلر سقوط کرد»
از قلعهی نرون
از قصر آل کاپن
از قتل جان لنون
راه ِ فرار نیست
هرجا فشنگ هست
توپ و تفنگ هست
هر جا که جنگ هست
عشقی تو کار نیست
آتش بس بده
مرگو شکس بده
تابوتو پس بده
قبرستونا پرن
ما هر دو عابریم
امشب مسافریم
حاضر شو تا بریم
به رویاهای من
تو عصری که هنوز کوچهها خاکین با من قدم بزن، رو فرش سنگلاخ!
یا تو جهانی که زبان رایج ِ هر کشوری شده آهنگهای باخ!
تجربه کن باهام آیندهای رو که بازی ِ بچههاش مسلحانه نیست
روزیو که دیگه رو صورت زمین زخمی به وسعت ِ خاورمیانه نیست!
عصری که گولّهرو تنها تو موزهو فیلمای کهنهی وسترن میشه دید
جنگ ِ ستارگان خوابیه که فقط توی کتابای ژول ورن میشه دید
بیا سفر کنیم جایی که توپ و تانک، به جای گولّه گل شلیک میکنن
به اون زمونهای که خون آدمو از بشکههای نفت، تفکیک میکنن!
از قلعهی نرون
از قصر آل کاپن
از قتل جان لنون
راه ِ فرار نیست
هرجا فشنگ هست
توپ و تفنگ هست
هر جا که جنگ هست
عشقی تو کار نیست
آتش بس بده
مرگو شکس بده
تابوتو پس بده
قبرستونا پُرن
ما هر دو عابریم
امشب مسافریم
حاضرشو تا بریم
به رویاهای من
#آتش_بس
با موزیک و تنظیم #بهروز_پایگان
صدای #رضا_یزدانی
ترانهی #احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
روزایی که هنوز کسی به جرم عشق مردیو به دوئل دعوت نکرده بود!
به اون زمونهای که تو خیابونا هرشب نمایش قتل و ترور نبود
به روزگاری که شقیقهی جهان زیر ِ تپانچهی یه دیکتاتور نبود!
تو روزگار خون منتظرم نمون، ساعتا رو ببر به لحظههای شاد
قرار ما دوتا یه کافه تو شب ِ شکست نازیا تو استالینگراد!
با من شریک شو، تو خوابی که خدا کبریت اولین باروتو فوت کرد
منو ببر به اون لحظه که رادیو با اشک شوق گفت: «هیتلر سقوط کرد»
از قلعهی نرون
از قصر آل کاپن
از قتل جان لنون
راه ِ فرار نیست
هرجا فشنگ هست
توپ و تفنگ هست
هر جا که جنگ هست
عشقی تو کار نیست
آتش بس بده
مرگو شکس بده
تابوتو پس بده
قبرستونا پرن
ما هر دو عابریم
امشب مسافریم
حاضر شو تا بریم
به رویاهای من
تو عصری که هنوز کوچهها خاکین با من قدم بزن، رو فرش سنگلاخ!
یا تو جهانی که زبان رایج ِ هر کشوری شده آهنگهای باخ!
تجربه کن باهام آیندهای رو که بازی ِ بچههاش مسلحانه نیست
روزیو که دیگه رو صورت زمین زخمی به وسعت ِ خاورمیانه نیست!
عصری که گولّهرو تنها تو موزهو فیلمای کهنهی وسترن میشه دید
جنگ ِ ستارگان خوابیه که فقط توی کتابای ژول ورن میشه دید
بیا سفر کنیم جایی که توپ و تانک، به جای گولّه گل شلیک میکنن
به اون زمونهای که خون آدمو از بشکههای نفت، تفکیک میکنن!
از قلعهی نرون
از قصر آل کاپن
از قتل جان لنون
راه ِ فرار نیست
هرجا فشنگ هست
توپ و تفنگ هست
هر جا که جنگ هست
عشقی تو کار نیست
آتش بس بده
مرگو شکس بده
تابوتو پس بده
قبرستونا پُرن
ما هر دو عابریم
امشب مسافریم
حاضرشو تا بریم
به رویاهای من
#آتش_بس
با موزیک و تنظیم #بهروز_پایگان
صدای #رضا_یزدانی
ترانهی #احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
پینوشت یک:
نسخهی اجرا شده در موزیک، نسبت به نسخهی منتشر شده در #میز_کناری متفاوت و کاملتر است.
پینوشت دو:
در انتهای موزیک، یک مکالمهی چند ثانیهای به زبان انگلیسی به گوش میرسد. توضیح اینکه در جولای سال 2007، یک خلبان نیروی هوایی آمریکا در حال گشتزنی بر فراز شهر بغداد بوده که به تجمع چند نفر مشکوک میشود و از پایگاه میخواهد که به او اجازهی شلیک داده شود! فرماندگان ِ حاضر در پایگاه از خلبان میخواهند تا قبل از شلیک، از تهدیدآمیز بودن این تجمع مطمئن شود اما خلبان اصرار دارد (!) که اجازهی شلیک صادر گردد. در نهایت اجازه صادر میشود و خلبان مشتاقانه به محل مورد نظر شلیک کرده و افراد حاضر در جمع کشته میشوند.
پس از حادثه مشخص میشود که آن اشخاص #خبرنگار شبکهی خبری رویترز بودهاند! همچنین آنچه که خلبان اصرار داشته مهمات نظامیست، دوربینهای فیلمبرداری و وسائل مربوط به خبرنگاران بوده است!
این حادثه با نام Collateral Murder شناخته میشود و ویدئوی آن در سایت یوتیوب موجود است.
چندثانیهی پایانی موزیک #آتیش_بس، حاوی مکالمات خلبان و پایگاه نیروی هوایی ارتش آمریکاست که با صدای شلیک و مرگ چند انسان بیگناه خاتمه مییابد...
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
نسخهی اجرا شده در موزیک، نسبت به نسخهی منتشر شده در #میز_کناری متفاوت و کاملتر است.
پینوشت دو:
در انتهای موزیک، یک مکالمهی چند ثانیهای به زبان انگلیسی به گوش میرسد. توضیح اینکه در جولای سال 2007، یک خلبان نیروی هوایی آمریکا در حال گشتزنی بر فراز شهر بغداد بوده که به تجمع چند نفر مشکوک میشود و از پایگاه میخواهد که به او اجازهی شلیک داده شود! فرماندگان ِ حاضر در پایگاه از خلبان میخواهند تا قبل از شلیک، از تهدیدآمیز بودن این تجمع مطمئن شود اما خلبان اصرار دارد (!) که اجازهی شلیک صادر گردد. در نهایت اجازه صادر میشود و خلبان مشتاقانه به محل مورد نظر شلیک کرده و افراد حاضر در جمع کشته میشوند.
پس از حادثه مشخص میشود که آن اشخاص #خبرنگار شبکهی خبری رویترز بودهاند! همچنین آنچه که خلبان اصرار داشته مهمات نظامیست، دوربینهای فیلمبرداری و وسائل مربوط به خبرنگاران بوده است!
این حادثه با نام Collateral Murder شناخته میشود و ویدئوی آن در سایت یوتیوب موجود است.
چندثانیهی پایانی موزیک #آتیش_بس، حاوی مکالمات خلبان و پایگاه نیروی هوایی ارتش آمریکاست که با صدای شلیک و مرگ چند انسان بیگناه خاتمه مییابد...
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
Forwarded from احسان رعیت
محاورهای در دو اپیزود
یک:
موج موهات تو دستای پدرت
داره کمکم رسوب می بنده
رو تن ِ من به جای بوسهی تو
جای دندون ِ یه کمربنده
نگرانم نباش صورت من
دیگه با سیلیا رفیق شده
آخرش میرسیم به هم مثل
لبهی زخمی که عمیق شده
هر دفه توی خونه طوفان شد
تو دل ِ مادرت پناه بگیر
صورتت حیفه پشت ِ ابر اما
دستتو روبروی ماه بگیر
وقتی چشمت کبوده هیچ رنگی
واسه من مثل ارغوانی نیست
پدرت هم یه منطقی داره
فکر ِ آیندته! روانی نیست
ماها از نسل ِ دیگهای هستیم
نسل آتیش و نسل خاکستر
پدر تو خراب ِ « فرمونه »
پدر من روانی ِ « قیصر »
میتونیم دل به جادهها بزنیم
روی آیندهمون قمار کنیم
هرجا میخوای بری میام اما
از حقیقت کجا فرار کنیم... ؟
دو :
بیست و چند سال رفته موهام
شب یلداس که گرگ و میش شده
دختری که تو عاشقش بودی
خیلی وقته روان پریش شده
همهی عمر تو قفس بوده
مثل دیوونههای زنجیری
دو دهه تحت اختیار پدر
تخت بی اختیار تا پیری ...
پشتدرهای بسته خوابیدم
بس که سقف اتاق کوتاهه
یه کلید مونده روی در اما
دست من از طلاق کوتاهه
سوختم روزای جوونیمو
تو تب انتظار آزادی
منو با چی به بردگی بردن؟
سکههای بهار آزادی
پشت هر زخم زخم بدتریه
گرگزاده یه روزی گرگ میشه
عشق من عشق مادر مرگه
بچه با خون دل بزرگ میشه
گفته بودی باید تحمل کرد
بگو حالا باید چیکار کنم ؟
نه فقط از حقیقت تلخم
میخوام از زندگی فرار کنم...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
25 نوامبر
«نه» به خشونت علیه زنان ...
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
یک:
موج موهات تو دستای پدرت
داره کمکم رسوب می بنده
رو تن ِ من به جای بوسهی تو
جای دندون ِ یه کمربنده
نگرانم نباش صورت من
دیگه با سیلیا رفیق شده
آخرش میرسیم به هم مثل
لبهی زخمی که عمیق شده
هر دفه توی خونه طوفان شد
تو دل ِ مادرت پناه بگیر
صورتت حیفه پشت ِ ابر اما
دستتو روبروی ماه بگیر
وقتی چشمت کبوده هیچ رنگی
واسه من مثل ارغوانی نیست
پدرت هم یه منطقی داره
فکر ِ آیندته! روانی نیست
ماها از نسل ِ دیگهای هستیم
نسل آتیش و نسل خاکستر
پدر تو خراب ِ « فرمونه »
پدر من روانی ِ « قیصر »
میتونیم دل به جادهها بزنیم
روی آیندهمون قمار کنیم
هرجا میخوای بری میام اما
از حقیقت کجا فرار کنیم... ؟
دو :
بیست و چند سال رفته موهام
شب یلداس که گرگ و میش شده
دختری که تو عاشقش بودی
خیلی وقته روان پریش شده
همهی عمر تو قفس بوده
مثل دیوونههای زنجیری
دو دهه تحت اختیار پدر
تخت بی اختیار تا پیری ...
پشتدرهای بسته خوابیدم
بس که سقف اتاق کوتاهه
یه کلید مونده روی در اما
دست من از طلاق کوتاهه
سوختم روزای جوونیمو
تو تب انتظار آزادی
منو با چی به بردگی بردن؟
سکههای بهار آزادی
پشت هر زخم زخم بدتریه
گرگزاده یه روزی گرگ میشه
عشق من عشق مادر مرگه
بچه با خون دل بزرگ میشه
گفته بودی باید تحمل کرد
بگو حالا باید چیکار کنم ؟
نه فقط از حقیقت تلخم
میخوام از زندگی فرار کنم...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
25 نوامبر
«نه» به خشونت علیه زنان ...
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
¹«تو نقطه ضعفی نداشتی
من داشتم
من عاشق بودم...»
تو قصد برگشتن نداری
این آخرین دیدارمونه
پک میزنم سیگارو اما
دودی که بر میگرده خونــه
نه! برنمیگردی! محاله
دنیات به من راهی نداره
این عشق هرچی داشته باشه
پایان دلخواهی نداره
شب رفتن تو انگار
شب آخرالزمون بود
دل من ماهی ِ مرده
تو یه تنگ ِ پر خون بود
شب رفتن تو چشمام
از نگات خسته نمیشد
چمدون گریه میکرد و
دهنش بسته نمیشد
رفتی و این دیوونه رو با
خاطرهها تنها گذاشتی
رفتی و پیش این خودآزار
چاقوی کندو جا گذاشتی
هی فال میگیرم با زخمام
هی دوستم داری؟ نداری؟
توام به یادمی مگه نه؟
نه تو خودآزاری نداری
شب رفتن تو انگار
شب آخرالزمون بود
دل من ماهی مرده
که یه تنگ ِ پر خون بود
شب رفتن تو چشمام
از نگات خسته نمیشد
چمدون گریه میکرد و
دهنش بسته نمیشد...
#احسان_رعیت
¹برتولت برشت
ترجمهی علی عبداللهی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
من داشتم
من عاشق بودم...»
تو قصد برگشتن نداری
این آخرین دیدارمونه
پک میزنم سیگارو اما
دودی که بر میگرده خونــه
نه! برنمیگردی! محاله
دنیات به من راهی نداره
این عشق هرچی داشته باشه
پایان دلخواهی نداره
شب رفتن تو انگار
شب آخرالزمون بود
دل من ماهی ِ مرده
تو یه تنگ ِ پر خون بود
شب رفتن تو چشمام
از نگات خسته نمیشد
چمدون گریه میکرد و
دهنش بسته نمیشد
رفتی و این دیوونه رو با
خاطرهها تنها گذاشتی
رفتی و پیش این خودآزار
چاقوی کندو جا گذاشتی
هی فال میگیرم با زخمام
هی دوستم داری؟ نداری؟
توام به یادمی مگه نه؟
نه تو خودآزاری نداری
شب رفتن تو انگار
شب آخرالزمون بود
دل من ماهی مرده
که یه تنگ ِ پر خون بود
شب رفتن تو چشمام
از نگات خسته نمیشد
چمدون گریه میکرد و
دهنش بسته نمیشد...
#احسان_رعیت
¹برتولت برشت
ترجمهی علی عبداللهی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
❤1👍1