بر ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار
فکری به حال ِ خویش کن! این روزگار نیست ...
#عماد_خراسانی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
فکری به حال ِ خویش کن! این روزگار نیست ...
#عماد_خراسانی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
عجیب نیست
اگر از پشت سر پیرترم.
من
شبهای درازی را بیتو پشت سر گذاشتهام
و از هرکدامشان
تکهای تاریکی
در موی سپیدم گیر کردهاست.
خردههای تو را
چگونه پاک کنم
از خودم؟
ماشینی هستم
که شیشهاش را شکستهاند
و صدایش را ربودهاند
در آینه
دنبال تو میگردم
که چند خیابان عقبتر
پیاده شدی از من
با جوانی
که جوانی من بود...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
اگر از پشت سر پیرترم.
من
شبهای درازی را بیتو پشت سر گذاشتهام
و از هرکدامشان
تکهای تاریکی
در موی سپیدم گیر کردهاست.
خردههای تو را
چگونه پاک کنم
از خودم؟
ماشینی هستم
که شیشهاش را شکستهاند
و صدایش را ربودهاند
در آینه
دنبال تو میگردم
که چند خیابان عقبتر
پیاده شدی از من
با جوانی
که جوانی من بود...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
چه جوری باید بگذرم از تو و
به زندون ِ تنهایی عادت کنم؟
خودت بیوفایی رُ یادم بده
بگو من چه جوری خیانت کنم ...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
به زندون ِ تنهایی عادت کنم؟
خودت بیوفایی رُ یادم بده
بگو من چه جوری خیانت کنم ...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
به روزگار ِ تو هر دل که بود پر خون شد
ستم تو کردی و تهمت نصیب گردون شد...
ملادرکی قمی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
ستم تو کردی و تهمت نصیب گردون شد...
ملادرکی قمی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
به گمان ِ این فکندم تن ِ ناتوان به کویت
که سگ ِ تو بر سرآید به امید استخوانم...
#وحشی_بافقی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
که سگ ِ تو بر سرآید به امید استخوانم...
#وحشی_بافقی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
Forwarded from احسان
بشینی و به صدای صداش فکر کنی
«به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی
به هقهقش دم ِ رفتن، به گریههای خودت
به اونکه کشتی و مردی براش فکر کنی
فرو بری تو خودت یاد ِ خاطرات کنی
با بغض و گریه تموم ِ شب ُ بساط کنی
صدای مادرت از پشت ِ در بیاد و یهو
مچاله شی تو پتو باز احتیاط کنی
ستارهی شبت از شب سیاهتر باشه
و عشق ِ ماه ِ تو از ماه، ماهتر باشه
کسی نبینه، ندونه، نفهمه، آخه چرا؟
[گذاشتی بره تا روبراهتر باشه]
گذاشتی بره تا زندگیش خراب نشه
نخواد بفهمه حقیقت چیه، مجاب نشه
دعا کنی واسه روزای شاد ِ خوشبختیش
ولی دعات برای تو مستجاب نشه
بشینی و به صدای صداش فکر کنی
«به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی
به اونکه کشتی و مردی براش فکر کنی
به اینکه عشق ِ تو از ماه ماهتر بوده
جدا شدن واسه اون به صلاحتر بوده
با یکّی دیگه دیدیش، روبراهتر بوده ...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
«به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی
به هقهقش دم ِ رفتن، به گریههای خودت
به اونکه کشتی و مردی براش فکر کنی
فرو بری تو خودت یاد ِ خاطرات کنی
با بغض و گریه تموم ِ شب ُ بساط کنی
صدای مادرت از پشت ِ در بیاد و یهو
مچاله شی تو پتو باز احتیاط کنی
ستارهی شبت از شب سیاهتر باشه
و عشق ِ ماه ِ تو از ماه، ماهتر باشه
کسی نبینه، ندونه، نفهمه، آخه چرا؟
[گذاشتی بره تا روبراهتر باشه]
گذاشتی بره تا زندگیش خراب نشه
نخواد بفهمه حقیقت چیه، مجاب نشه
دعا کنی واسه روزای شاد ِ خوشبختیش
ولی دعات برای تو مستجاب نشه
بشینی و به صدای صداش فکر کنی
«به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی
به اونکه کشتی و مردی براش فکر کنی
به اینکه عشق ِ تو از ماه ماهتر بوده
جدا شدن واسه اون به صلاحتر بوده
با یکّی دیگه دیدیش، روبراهتر بوده ...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
مجنون به ریگ ِ بادیه غمهای خود شمرد
یاد ِ زمانهای که غم ِ دل حساب داشت...
#صائب_تبریزی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
یاد ِ زمانهای که غم ِ دل حساب داشت...
#صائب_تبریزی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
کسی که دوستش میداریم هرگونه حقی نسبت به ما دارد،
حتی حق اینکه دیگر دوستمان نداشته باشد!
جان شیفته - رومن رولان
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
حتی حق اینکه دیگر دوستمان نداشته باشد!
جان شیفته - رومن رولان
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
خوش آن زمان که نکویان کنند غارت ِ شهر
مرا تو گیری و گویی که این اسیر ِ منست...
#شهیدی_قمی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
مرا تو گیری و گویی که این اسیر ِ منست...
#شهیدی_قمی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
تو با حرفات متفاوت بودی
ولی از دور نمیشد فهمید
گاهی وقتا مرگ ِ یه رابطه رو
باید از بدو ِ تولد فهمید
گاهی آدمی که دوسش داری
شکل ِ اون حرفایی که میزد نیس
وقتی نزدیک شدم فهمیدم
دوری اونقدرا که میگن...
بد نیس...
عشقو باخته بودم و دل ِ تو خواس
منو باز وارد این گود کنه
تو نشون دادی چه حسی داره که
سرطان ِ یک نفر عود کنه...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
ولی از دور نمیشد فهمید
گاهی وقتا مرگ ِ یه رابطه رو
باید از بدو ِ تولد فهمید
گاهی آدمی که دوسش داری
شکل ِ اون حرفایی که میزد نیس
وقتی نزدیک شدم فهمیدم
دوری اونقدرا که میگن...
بد نیس...
عشقو باخته بودم و دل ِ تو خواس
منو باز وارد این گود کنه
تو نشون دادی چه حسی داره که
سرطان ِ یک نفر عود کنه...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
دخترانه بخوانید لطفا...
تو شبیه نسیمی تو موهام
مث یه اتفاق ِ ممنوعه
هیجان ِ شنیدن ِ آژیر
رد شدن از چراغ ِ ممنوعه
تو مث طعم ِ اولین رژ ِ لب
توی دلشورهی بلوغ ِ منی
مث شعرای یه زن ِ عاصی
مردی اما مث فروغ ِ منی
عشق ممنوعهتُ نمیشه نخواس
مث سیگاری واسه زندانی
بکر ِ بکری مث لباس ِ عروس
تن ِ یه دختر ِ دبستانی ...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
تو شبیه نسیمی تو موهام
مث یه اتفاق ِ ممنوعه
هیجان ِ شنیدن ِ آژیر
رد شدن از چراغ ِ ممنوعه
تو مث طعم ِ اولین رژ ِ لب
توی دلشورهی بلوغ ِ منی
مث شعرای یه زن ِ عاصی
مردی اما مث فروغ ِ منی
عشق ممنوعهتُ نمیشه نخواس
مث سیگاری واسه زندانی
بکر ِ بکری مث لباس ِ عروس
تن ِ یه دختر ِ دبستانی ...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
اسکارلت: رَت! رَت!
اگه تو بری من باید کجا برم؟ چیکار باید بکنم؟
رَت: صادقانه بگم عزیزم، اصــــــلا برام مهم نیست !
برباد رفته
ساختهی ویکتور فلمینگ
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
اگه تو بری من باید کجا برم؟ چیکار باید بکنم؟
رَت: صادقانه بگم عزیزم، اصــــــلا برام مهم نیست !
برباد رفته
ساختهی ویکتور فلمینگ
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
Forwarded from حسن حسن پور
اين سفره هاى خالى از احساس و بوى نان
تاريخ را به دور تسلسل كشانده اند
روزى كه فقر مى رسد از جان به استخوان
فرزند هاى باكره فرزند خوانده اند
.
ديگر رها بكن پدر پير فرش را
از مشت خود كه پاكى زنها فروش رفت
قيمت دو قرص نان به تقاص گرسنگى
ارزان فروختى و بدنها فروش رفت
.
اين قصه مال چند شب اول است كه
به گيجگاه ضربه ى انگشت مى زنى
در يك اتاق آنطرف زجه ى زنان
مى ايستى و هى به صدا مشت مى زنى
.
اين قصه مال چند شب اول است كه
اشك تو پشت دست تو را داغ مى زند
نان موى اسب مى شود و لقمه لقمه اش
هى بر دهان لال تو شلاق مى زند
.
اين لقمه هاى زهر چه كردند با تو كه
تصوير مانده از تو صدايت نمانده است
بين دو راه مردن و مردن در اين سكوت
راهى به غير مرگ برايت نمانده است
.
پيچيده بوى مرگ و تعفن در اين اتاق
اى نور اى تجلى قدرت طلوع كن
اين خانواده مرد برو خانه هاى بعد
با حوصله دوباره از اول شروع كن
.
" حسن حسن پور "
@hasan_hasanpoor
تاريخ را به دور تسلسل كشانده اند
روزى كه فقر مى رسد از جان به استخوان
فرزند هاى باكره فرزند خوانده اند
.
ديگر رها بكن پدر پير فرش را
از مشت خود كه پاكى زنها فروش رفت
قيمت دو قرص نان به تقاص گرسنگى
ارزان فروختى و بدنها فروش رفت
.
اين قصه مال چند شب اول است كه
به گيجگاه ضربه ى انگشت مى زنى
در يك اتاق آنطرف زجه ى زنان
مى ايستى و هى به صدا مشت مى زنى
.
اين قصه مال چند شب اول است كه
اشك تو پشت دست تو را داغ مى زند
نان موى اسب مى شود و لقمه لقمه اش
هى بر دهان لال تو شلاق مى زند
.
اين لقمه هاى زهر چه كردند با تو كه
تصوير مانده از تو صدايت نمانده است
بين دو راه مردن و مردن در اين سكوت
راهى به غير مرگ برايت نمانده است
.
پيچيده بوى مرگ و تعفن در اين اتاق
اى نور اى تجلى قدرت طلوع كن
اين خانواده مرد برو خانه هاى بعد
با حوصله دوباره از اول شروع كن
.
" حسن حسن پور "
@hasan_hasanpoor
هیچکس نمیداند
مردی
که به قلب ِ خودش شلیک کرد
بارها به آن
فرمان ِ ایست داده بود...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
مردی
که به قلب ِ خودش شلیک کرد
بارها به آن
فرمان ِ ایست داده بود...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
تو شبیه نسیمی تو موهام
مث یه اتفاق ِ ممنوعه
هیجان ِ شنیدن ِ آژیر
رد شدن از چراغ ِ ممنوعه...
تو شبیه ِ
گل ِسرخی
تو خشابِ
یه مسلسل
من ُ با چنتا بوسه کشتی
بکش دوباره
ببوس از اول ...
آهنگ رویای ممنوعه
با صدای سمیرا بازگیر
موسیقی بهروز پایگان
و ترانهی من
که ترجیع بند رو روی ملودی نوشتم
👇👇👇
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
مث یه اتفاق ِ ممنوعه
هیجان ِ شنیدن ِ آژیر
رد شدن از چراغ ِ ممنوعه...
تو شبیه ِ
گل ِسرخی
تو خشابِ
یه مسلسل
من ُ با چنتا بوسه کشتی
بکش دوباره
ببوس از اول ...
آهنگ رویای ممنوعه
با صدای سمیرا بازگیر
موسیقی بهروز پایگان
و ترانهی من
که ترجیع بند رو روی ملودی نوشتم
👇👇👇
🎼 📽 📚 @ehsanrayat