✅ تریمرها :
این مقاومت های متغیر دارای یک پیچ هستند که بوسیله ی یک پیچ گوشتی کوچک یا ناخن میتوان مقدار مقاومت آنها را تغییر داد. این مقاومت ها را از کامپوزیت کربن، فیلم کربن، سرمت و سیم میسازند و در محدوده مقاومتی 50 اهم تا 5 مگا اهم ساخته میشود . رنج توان آنها نیز بین 3/1وات تا 4/3 وات است.
@electroscience
این مقاومت های متغیر دارای یک پیچ هستند که بوسیله ی یک پیچ گوشتی کوچک یا ناخن میتوان مقدار مقاومت آنها را تغییر داد. این مقاومت ها را از کامپوزیت کربن، فیلم کربن، سرمت و سیم میسازند و در محدوده مقاومتی 50 اهم تا 5 مگا اهم ساخته میشود . رنج توان آنها نیز بین 3/1وات تا 4/3 وات است.
@electroscience
✅ ساخت یک مدار دروغ سنج :
مرحله1 : وسایل مورد نیاز در این پروژه:
1)بورد هزار سوراخ
2) مقاومت های 10k,470,5.1M به تعداد 2 تا
3)یک مقاومت متغیر 47 k و خازن 100 نانوفاراد
4)یک دستگیره پیچی برای مقاومت متغیر
5) 3 تا ترانزیستور 2N3904
6)باتری 9 ولت
7) یک عدد LED قرمز و سبز
8)فویل آلمینیوم
9)بند چسبی
10)قوطی فلزی
11)دریل
12)سیم
13)مقدار کمی مقوا
مرحله 2 : ساخت پد انگشتی (finger pad):
فویل آلمینویوم را مطابق شکل به بند چسبی میچسبانیم و 2 عدد سیم به فویل میچسبانیم.
مرحله 3 : ساخت مدار الکتریکی:
مدار الکتریکی را مطابق شکل بر روی بورد 1000 سوراخ خود ایجاد میکنیم.فقط بایستی حواسمان باشد که بورد به اندازه ی قوطی فلزی ایجاد کنیم که در داخل قوطی جا شود . سپس باید قوطی فلزی را دریل کنیم.
سپس یک مقوا کف قوطی فلزی قرار میدهیم تا مدار نسبت به بدنه فلزی عایق شود. بعد از این نوبت قرار دادن مدار در قوطی فلزی و اتصال دستگیره پیچی به سر مقاومت متغیر است.
مرحله 4 : مدار نهایی:
پد انگشتی را مطابق شکل به انگشتان وصل کنید و اگر فرد دروغ بگوید چراغ قرمز و اگر راست بگوید چراغ سبز روشن میشه.
@electroscience
مرحله1 : وسایل مورد نیاز در این پروژه:
1)بورد هزار سوراخ
2) مقاومت های 10k,470,5.1M به تعداد 2 تا
3)یک مقاومت متغیر 47 k و خازن 100 نانوفاراد
4)یک دستگیره پیچی برای مقاومت متغیر
5) 3 تا ترانزیستور 2N3904
6)باتری 9 ولت
7) یک عدد LED قرمز و سبز
8)فویل آلمینیوم
9)بند چسبی
10)قوطی فلزی
11)دریل
12)سیم
13)مقدار کمی مقوا
مرحله 2 : ساخت پد انگشتی (finger pad):
فویل آلمینویوم را مطابق شکل به بند چسبی میچسبانیم و 2 عدد سیم به فویل میچسبانیم.
مرحله 3 : ساخت مدار الکتریکی:
مدار الکتریکی را مطابق شکل بر روی بورد 1000 سوراخ خود ایجاد میکنیم.فقط بایستی حواسمان باشد که بورد به اندازه ی قوطی فلزی ایجاد کنیم که در داخل قوطی جا شود . سپس باید قوطی فلزی را دریل کنیم.
سپس یک مقوا کف قوطی فلزی قرار میدهیم تا مدار نسبت به بدنه فلزی عایق شود. بعد از این نوبت قرار دادن مدار در قوطی فلزی و اتصال دستگیره پیچی به سر مقاومت متغیر است.
مرحله 4 : مدار نهایی:
پد انگشتی را مطابق شکل به انگشتان وصل کنید و اگر فرد دروغ بگوید چراغ قرمز و اگر راست بگوید چراغ سبز روشن میشه.
@electroscience
سطوح ولتاژ مختلف ...
تاحالا به این قضیه فکر کردید که چرا از ترانسفورمر استفاده میکنیم
خب چ کاریه یه مقدار برق تولید کنیم تو نیروگاه همونو منتقل کنیم به مصرف کننده این همه ترانس و پست برق و هزینه واسه چیه
خب دلیل اصلیش اینه که تلفات خطوط انتقال اونقدر زیاده که اگه ما بخوایم 220 ولت رو تولید کنیم رسماً به مصرف کننده هیچی نمیرسه!
خب پس ما نیاز داریم به ترانسهایی با سطوح مختلف ولتاژ
حالا بحث اینه که ما چقد تولید کنیم و با چ سطح ولتاژی منتقلش کنیم.
معمولاً ژنراتورا تو رنج 15 کیلوولت برق رو تولید میکنن. حالا نوبت ب ترانس میرسه که تبدیل ولتاژ رو انجام بده. اسم این سطح ولتاژ رو میذاریم انتقال و تو کشور ما بسته به میزان مصرف اون منطقه خاص و البته طول خط، 400 کیلوولت و 230 کیلوولت هستش. (البته این عدد تو بعضی کشورهای پیشرفه به 765 هم میرسه )
حالا میرسیم به قسمت فوق توزیع جایی که هنوز وارد شهر نشدیم ولی تو محدودش قرار داریم اینجا هم سطوح مختلف 132 ، 66 ، 63 کیلو ولت مشاهده میشه.
وقتی وارد محدوده شهر میشیم معمولاً ولتاژ 20 کیلو ولته که البته تو شهرهای بزرگ مثل تهران حتی 66 و البته 230 کیلوولت هم وجود داره ( به دلیل مصرف بالا و البته نزدیک بودن تهران به 3 نیروگاه)
سطوح ولتاژ مشخص شد حالا بحث سر اینه که اون 220 ولت معروف از کجا میاد
اگه تیر برق اول هر خیابون رو نگاه کنید یک ترانس بهش متصله که وظیفه منتقل کردن 20کیلولت رو به 400 ولت سه فاز برعهده داره حالا چون خونه ها از برق تکفاز استفاده میکنن این 400ولت که بین هر دو سیم فاز قرار داره تبدیل به 230 ولت میشه که بین هر سیم فاز و سیم نول قرار داره و به خونه ها میرسه که البته معروف شده به 220ولت که البته برخی کشورها علاوه بر 220 ولت 110 ولت هم دارن و وسایل خانگیشون دونوع مختلفه که دلیل اصلیش کم خطر بودن این سطح ولتاژه
@electroscience
تاحالا به این قضیه فکر کردید که چرا از ترانسفورمر استفاده میکنیم
خب چ کاریه یه مقدار برق تولید کنیم تو نیروگاه همونو منتقل کنیم به مصرف کننده این همه ترانس و پست برق و هزینه واسه چیه
خب دلیل اصلیش اینه که تلفات خطوط انتقال اونقدر زیاده که اگه ما بخوایم 220 ولت رو تولید کنیم رسماً به مصرف کننده هیچی نمیرسه!
خب پس ما نیاز داریم به ترانسهایی با سطوح مختلف ولتاژ
حالا بحث اینه که ما چقد تولید کنیم و با چ سطح ولتاژی منتقلش کنیم.
معمولاً ژنراتورا تو رنج 15 کیلوولت برق رو تولید میکنن. حالا نوبت ب ترانس میرسه که تبدیل ولتاژ رو انجام بده. اسم این سطح ولتاژ رو میذاریم انتقال و تو کشور ما بسته به میزان مصرف اون منطقه خاص و البته طول خط، 400 کیلوولت و 230 کیلوولت هستش. (البته این عدد تو بعضی کشورهای پیشرفه به 765 هم میرسه )
حالا میرسیم به قسمت فوق توزیع جایی که هنوز وارد شهر نشدیم ولی تو محدودش قرار داریم اینجا هم سطوح مختلف 132 ، 66 ، 63 کیلو ولت مشاهده میشه.
وقتی وارد محدوده شهر میشیم معمولاً ولتاژ 20 کیلو ولته که البته تو شهرهای بزرگ مثل تهران حتی 66 و البته 230 کیلوولت هم وجود داره ( به دلیل مصرف بالا و البته نزدیک بودن تهران به 3 نیروگاه)
سطوح ولتاژ مشخص شد حالا بحث سر اینه که اون 220 ولت معروف از کجا میاد
اگه تیر برق اول هر خیابون رو نگاه کنید یک ترانس بهش متصله که وظیفه منتقل کردن 20کیلولت رو به 400 ولت سه فاز برعهده داره حالا چون خونه ها از برق تکفاز استفاده میکنن این 400ولت که بین هر دو سیم فاز قرار داره تبدیل به 230 ولت میشه که بین هر سیم فاز و سیم نول قرار داره و به خونه ها میرسه که البته معروف شده به 220ولت که البته برخی کشورها علاوه بر 220 ولت 110 ولت هم دارن و وسایل خانگیشون دونوع مختلفه که دلیل اصلیش کم خطر بودن این سطح ولتاژه
@electroscience
✅ گاهی اوقات برای حل یک معادله دیفرانسیل نیاز به معادلات کامپیوتری یا استفاده از پردازنده ها نیست بعنوان مثال با استفاده از یک سیستم چرخ و دیسک که به صورت انتگرالگیر هست میتوان یک معادله دیفرانسیل را به راحتی حل نمود. یکی از سیستم هایی که به صورت مکانیکی یک معادله دیفرانسیل را حل میکند : کنتور برق خانه ی شماست.
فرم مکانیکی کنتور برقی از یک انتگرال گیر چرخ و دیسک برای محاسبه ی میزان انرژی مصرفی یک خانه استفاده میکند.حتما به یاد دارید که توان لحظه ای از رابطه P=VI بدست می آمد و برابر حاصلضرب ولتاژ و جریان هر لحظه است. اگر از این توان لحظه ای در یک پریود مشخص انتگرال بگیریم انرژی بدست می آید.
جریان از داخل کنتور عبور میکند یعنی به صورت سری از مدار برق خانه , کنتور جریان را اندازه میگیرد.هنگامیکه جریان از کنتور عبور میکند ، از طریق دو هادی مسی بزرگ که در اطراف یک آهنربا پیچیده شده جریان عبور میکند. از آنجا که در برق AC (جریان متناوب)، جریان عبوری از هادی در حال تغییر است, در نتیجه، با کمک یک ماده مغناطیسی ، یک میدان مغناطیسی در حال تغییر متناسب با مقدار جریان عبوری ایجاد میشود.
ولتاژ خانه نیز توسط کنتور اندازه گیری میشود. سیم پیچ دیگر نیز میدان مغناطیسی دیگر را تنظم میکند که نشان دهنده ولتاژ است.
اصل برهم نهی یا superposition را برای میدان های مغناطیسی استفاده میکنیم ، که، در شرایط ساده، بدان معنی است که اگر دو چیز ایجاد یک میدان مغناطیسی در همان منطقه میکند، میدان مغناطیسی در آن منطقه مجموع آن میدانها خواهد بود . همانطور که در بالا ذکر شد، ما یک میدانی که با جریان متناسب است ایجاد کردیم، و ما یک میدان دیگر هم که با ولتاژ متناسب بود ایجاد کردیم. از آنجا که این میدانهای مغناطیسی هر دو در یک فضا وجود دارند، قانون superposition به ما می گوید که میدان مغناطیسی حاصل مجموع هر دوی این میدان ها است. این میدان مغناطیسی با آن قسمت از چرخ آلومینیمی که، چرخ چرخان افقی قابل تشخیص کنتور است تلاقی دارد.
پدیده شناخته شده ی جریان گردابی باعث می شود که چرخ ها در حضور میدان مغناطیسی متغییر به حرکت در آید. تمام اجزای درگیر به اندازه میدان مغناطیسی تولیدی که توسط میدان های مغناطیسی جریان و ولتاژ است وابسته بوده و متناسب با میدان مغناطیسی , سرعت چرخش در چرخ عوض میشود. به عبارت دیگر سرعت چرخش چرخ بزرگ متناسب با مقدار برق مصرفی در هر لحظه است.
چرخش چرخ، و شفتی که به آن متصل است، موجب چرخش سیستم چرخ دنده ها میشود. چرخ دنده ها و عقربه های نشانگر متصل به آن به صورت یک انباشتگر (accumulator) یا همان انتگرالگیر عمل کند؛ به این ترتیب مقدار کل توان مصرفی ثبت میشود چرا که توان لحظه استفاده شده به طور مستمر در حال اضافه شدن است. سیستم چرخ دنده به همان شیوه کیلومترشمار ماشین کار می کند . در این روش، مصرف لحظه ای توان به طور مداوم به حرکت مکانیکی ترجمه میشود و روی هم این مقادیر انباشته میشود، و مقدار انرژی مصرفی را ثبت میکند.
@electroscience
فرم مکانیکی کنتور برقی از یک انتگرال گیر چرخ و دیسک برای محاسبه ی میزان انرژی مصرفی یک خانه استفاده میکند.حتما به یاد دارید که توان لحظه ای از رابطه P=VI بدست می آمد و برابر حاصلضرب ولتاژ و جریان هر لحظه است. اگر از این توان لحظه ای در یک پریود مشخص انتگرال بگیریم انرژی بدست می آید.
جریان از داخل کنتور عبور میکند یعنی به صورت سری از مدار برق خانه , کنتور جریان را اندازه میگیرد.هنگامیکه جریان از کنتور عبور میکند ، از طریق دو هادی مسی بزرگ که در اطراف یک آهنربا پیچیده شده جریان عبور میکند. از آنجا که در برق AC (جریان متناوب)، جریان عبوری از هادی در حال تغییر است, در نتیجه، با کمک یک ماده مغناطیسی ، یک میدان مغناطیسی در حال تغییر متناسب با مقدار جریان عبوری ایجاد میشود.
ولتاژ خانه نیز توسط کنتور اندازه گیری میشود. سیم پیچ دیگر نیز میدان مغناطیسی دیگر را تنظم میکند که نشان دهنده ولتاژ است.
اصل برهم نهی یا superposition را برای میدان های مغناطیسی استفاده میکنیم ، که، در شرایط ساده، بدان معنی است که اگر دو چیز ایجاد یک میدان مغناطیسی در همان منطقه میکند، میدان مغناطیسی در آن منطقه مجموع آن میدانها خواهد بود . همانطور که در بالا ذکر شد، ما یک میدانی که با جریان متناسب است ایجاد کردیم، و ما یک میدان دیگر هم که با ولتاژ متناسب بود ایجاد کردیم. از آنجا که این میدانهای مغناطیسی هر دو در یک فضا وجود دارند، قانون superposition به ما می گوید که میدان مغناطیسی حاصل مجموع هر دوی این میدان ها است. این میدان مغناطیسی با آن قسمت از چرخ آلومینیمی که، چرخ چرخان افقی قابل تشخیص کنتور است تلاقی دارد.
پدیده شناخته شده ی جریان گردابی باعث می شود که چرخ ها در حضور میدان مغناطیسی متغییر به حرکت در آید. تمام اجزای درگیر به اندازه میدان مغناطیسی تولیدی که توسط میدان های مغناطیسی جریان و ولتاژ است وابسته بوده و متناسب با میدان مغناطیسی , سرعت چرخش در چرخ عوض میشود. به عبارت دیگر سرعت چرخش چرخ بزرگ متناسب با مقدار برق مصرفی در هر لحظه است.
چرخش چرخ، و شفتی که به آن متصل است، موجب چرخش سیستم چرخ دنده ها میشود. چرخ دنده ها و عقربه های نشانگر متصل به آن به صورت یک انباشتگر (accumulator) یا همان انتگرالگیر عمل کند؛ به این ترتیب مقدار کل توان مصرفی ثبت میشود چرا که توان لحظه استفاده شده به طور مستمر در حال اضافه شدن است. سیستم چرخ دنده به همان شیوه کیلومترشمار ماشین کار می کند . در این روش، مصرف لحظه ای توان به طور مداوم به حرکت مکانیکی ترجمه میشود و روی هم این مقادیر انباشته میشود، و مقدار انرژی مصرفی را ثبت میکند.
@electroscience
موضوعی که می خوام بگم رو با یه سوال شروع می کنم ولی بعد پایان نوشته ها لطفا دوباره به سوال برگردید و جوابش رو توی ذهنتون همیشه داشته باشید. مورچه ها در کلونی خود چگونه کارها رو انجام میدن، چجوری از پس کارای سختی که دارن برمیان و اونا رو با صرف کمترین زمان ممکن انجام میدن؟ پاسخ این سوال خیلی سادست و البته واضح ;) ، با تقسیم اون کارها بین تمام مورچه ها اون کارای سخت رو انجام میدن. یعنی چی؟ یعنی یه نفر مغز متفکر دارن که اون کارا رو بین بقیه مورچه ها که سطح فکرشون پایین تره(نه سطح ذهنشون ;) ) تقسیم میکنه و در نهایت کارا رو انجام میدن.
جالبه نه :D البته نسبتا بدیهی بود. حالا دو نمونه از کارهایی که شرکت گوگل با الهام گرفتن از این موضوع با کمترین هزینه ی ممکن انجام داده و انجام میده بهتون میگم ، قبلش اینو بگم که ایشون(مغز متفکر ;) ) ما رو به عنوان مورچه های کلونیش انتخاب کرده بود.
اگه یادتون باشه بعضی موقع ها وقتی قرار بود از یه سایت غیر ایرانی دانلود کنیم یا اینکه به یه پیج موردنظرمون از اون سایت وارد بشیم(مثلا فیسبوک، توئیتر و خیلی سایت های پربازدید دیگه) یک پنجره ای به نام reCAPTCHA باز می شد و از ما می خواست که دو کلمه ای که در دو تصویر جداگانه هستند رو در کادر زیرش وارد کنیم. معمولا این کارها رو برای چی میخوان؟ برای اینکه تشخیص بدن ربات در حال استفاده از سایتشون هست و یا اینکه انسان، اما جواب درست این نیست و نبود. در این قضیه(reCAPTCHA) کلمه ی تصویر اول همین هدف رو دنبال میکرد ولی کلمه ی تصویر دوم چنین هدفی رو نداشت، حتی اگه کلمه ی تصویر اول رو درست و تصویر کلمه ی دوم رو غلط وارد می کردید باز هم شما رو به پیج موردنظر هدایت می کرد. چرا؟ چون شرکت گوگل و در رأس این طرح آقای Luis von Ahn تصویر دوم رو قرار داده بودن تا ما(استفاده کنندگان از اون سایت) کلمه ای که در تصویر هست رو براشون بنویسیم(:D به همین راحتی). حالا چرا؟ چون می خواستن کتاب هایی که داشتن رو به نسخه های دیجیتال(چون ماندگاری بیشتر دارند) تبدیل کنند. بدون صرف هزینه ای به کمک پردازش تصویر کلمه ها رو پیدا می کردند و وظیفه ی نوشتنش رو بر عهده ی ما(مورچه های کلونی) میذاشتن. ممکنه بگید از کجا معلوم که کاربر بتونه اون کلمه رو درست وارد بکنه؟ نگران نباشید به همه چیز فکر کردند برای جلوگیری از این مشکل همزمان تصویر اون کلمه رو به چندین کاربر می دادن و اونی که بیشتر از همه تکرار شده رو انتخاب می کردن. شرکت گوگل با این کار یعنی نمایش دادن روزانه 100 میلیون از این reCAPTCHAها به کاربرها تونست در مدت چند ماه چندین هزار کتاب و حدود 13 میلیون مجله و مقاله رو به نسخه های دیجیتال تبدیل کنه، که البته این کار رو مورچه های کلونیش انجام دادن ;)
البته این ماجرا برای سال 2009 بود
و الان علم پردازش تصویر به قدری پیشرفت کرده که دیگه نیازی به این کار نیست ...
@electroscience
جالبه نه :D البته نسبتا بدیهی بود. حالا دو نمونه از کارهایی که شرکت گوگل با الهام گرفتن از این موضوع با کمترین هزینه ی ممکن انجام داده و انجام میده بهتون میگم ، قبلش اینو بگم که ایشون(مغز متفکر ;) ) ما رو به عنوان مورچه های کلونیش انتخاب کرده بود.
اگه یادتون باشه بعضی موقع ها وقتی قرار بود از یه سایت غیر ایرانی دانلود کنیم یا اینکه به یه پیج موردنظرمون از اون سایت وارد بشیم(مثلا فیسبوک، توئیتر و خیلی سایت های پربازدید دیگه) یک پنجره ای به نام reCAPTCHA باز می شد و از ما می خواست که دو کلمه ای که در دو تصویر جداگانه هستند رو در کادر زیرش وارد کنیم. معمولا این کارها رو برای چی میخوان؟ برای اینکه تشخیص بدن ربات در حال استفاده از سایتشون هست و یا اینکه انسان، اما جواب درست این نیست و نبود. در این قضیه(reCAPTCHA) کلمه ی تصویر اول همین هدف رو دنبال میکرد ولی کلمه ی تصویر دوم چنین هدفی رو نداشت، حتی اگه کلمه ی تصویر اول رو درست و تصویر کلمه ی دوم رو غلط وارد می کردید باز هم شما رو به پیج موردنظر هدایت می کرد. چرا؟ چون شرکت گوگل و در رأس این طرح آقای Luis von Ahn تصویر دوم رو قرار داده بودن تا ما(استفاده کنندگان از اون سایت) کلمه ای که در تصویر هست رو براشون بنویسیم(:D به همین راحتی). حالا چرا؟ چون می خواستن کتاب هایی که داشتن رو به نسخه های دیجیتال(چون ماندگاری بیشتر دارند) تبدیل کنند. بدون صرف هزینه ای به کمک پردازش تصویر کلمه ها رو پیدا می کردند و وظیفه ی نوشتنش رو بر عهده ی ما(مورچه های کلونی) میذاشتن. ممکنه بگید از کجا معلوم که کاربر بتونه اون کلمه رو درست وارد بکنه؟ نگران نباشید به همه چیز فکر کردند برای جلوگیری از این مشکل همزمان تصویر اون کلمه رو به چندین کاربر می دادن و اونی که بیشتر از همه تکرار شده رو انتخاب می کردن. شرکت گوگل با این کار یعنی نمایش دادن روزانه 100 میلیون از این reCAPTCHAها به کاربرها تونست در مدت چند ماه چندین هزار کتاب و حدود 13 میلیون مجله و مقاله رو به نسخه های دیجیتال تبدیل کنه، که البته این کار رو مورچه های کلونیش انجام دادن ;)
البته این ماجرا برای سال 2009 بود
و الان علم پردازش تصویر به قدری پیشرفت کرده که دیگه نیازی به این کار نیست ...
@electroscience
✅ ساخت یک پیانو الکتریکی:
در این پست میخواهیم یک پیانو ساده با استفاده از یک تایمر 555 بسازیم قطعات مورد نیاز :
1 عدد تایمر 555
8 تا دکمه فشاری (pushbuttons)
1 عدد خازن 100 نانوفاراد
مقاومت به مقادیر : 390-620-910- 2عدد مقاومت 1 کیلواهم – 1.1کیلو – 1.3 کیلو – 1.5 کیلو – 6.2 کیلو
1 عدد پیزو بازر (زنگ)
1 عدد کانکتور باتری 9 ولتی
1 عدد برد بورد
1 عدد باتری 9 ولتی
مقداری سیم
این پیانو از مد استایبل (astable) یک آی سی تایمر 555 برای تولید صدا توسط بلندگو (پیزو بازر) استفاده میکند. هر نت موسیقی دارای یک فرکانس اصلی است. فرکانس تولید شده توسط یک تایمر 555 در حالت مد استابل به مقدار خازن (C) و دو مقاومت (RA و RB) بستگی دارد. طبق رابطه 1 در شکل.
من تصمیم دارم در طراحی خودم مقادیر RA و C برای همه ی نت ها یکسان بگیرم (RA 1kΩ است، و C 100 نانوفاراد است). و نت ها را توسط مقاومت های RB تنظیم میکنیم . طبق رابطه 2 در شکل.
بوسیله یک دکمه فشاری (pushbuttons) مقاومت RB را وارد مدار میکنیم تا نت مورد نظر را برای ما تولید کند در جدول زیر فرکانس هر نت به همراه مقدار مقاومت موردنیاز نشان داده شده است. طبق جدول 1 شکل.
با چیدن مقاومت ها و زدن دکمه ی مربوط به هرکدام شما نت موردنظرتان را تولید میکنید و به این ترتیب یک پیانو الکتریکی ساخته اید.
@electroscience
در این پست میخواهیم یک پیانو ساده با استفاده از یک تایمر 555 بسازیم قطعات مورد نیاز :
1 عدد تایمر 555
8 تا دکمه فشاری (pushbuttons)
1 عدد خازن 100 نانوفاراد
مقاومت به مقادیر : 390-620-910- 2عدد مقاومت 1 کیلواهم – 1.1کیلو – 1.3 کیلو – 1.5 کیلو – 6.2 کیلو
1 عدد پیزو بازر (زنگ)
1 عدد کانکتور باتری 9 ولتی
1 عدد برد بورد
1 عدد باتری 9 ولتی
مقداری سیم
این پیانو از مد استایبل (astable) یک آی سی تایمر 555 برای تولید صدا توسط بلندگو (پیزو بازر) استفاده میکند. هر نت موسیقی دارای یک فرکانس اصلی است. فرکانس تولید شده توسط یک تایمر 555 در حالت مد استابل به مقدار خازن (C) و دو مقاومت (RA و RB) بستگی دارد. طبق رابطه 1 در شکل.
من تصمیم دارم در طراحی خودم مقادیر RA و C برای همه ی نت ها یکسان بگیرم (RA 1kΩ است، و C 100 نانوفاراد است). و نت ها را توسط مقاومت های RB تنظیم میکنیم . طبق رابطه 2 در شکل.
بوسیله یک دکمه فشاری (pushbuttons) مقاومت RB را وارد مدار میکنیم تا نت مورد نظر را برای ما تولید کند در جدول زیر فرکانس هر نت به همراه مقدار مقاومت موردنیاز نشان داده شده است. طبق جدول 1 شکل.
با چیدن مقاومت ها و زدن دکمه ی مربوط به هرکدام شما نت موردنظرتان را تولید میکنید و به این ترتیب یک پیانو الکتریکی ساخته اید.
@electroscience
در ادامه ی پست کلونی مورچگان 😉
خب حالا شما فرض کنید می خواید با الهام گرفتن از کار مغز متفکر مورچه ها یک کار سخت و بسیار زمانبر رو انجام بدید. فرض کنید شما یکی از مدیران شرکت گوگل هستید و قصد دارید مجموعه ی تصاویری که در اختیار دارید و میخواید در اختیار کاربرهاتون قرار بدید رو برای تک تکشون عنوان انتخاب کنید. اگه قرار باشه این کار رو خودتون انجام بدید در یک کلام نمیتونید(:D). چه راه حلی رو انتخاب می کنید؟ راه حل گوگل یا بهتر بگم آقای Luis von Ahn(همون فرد مخترع reCAPTCHA) این بود که اومد یه بازی با نام ESP طراحی کرد که در اون بازی دو فرد به صورت آنلاین بازی رو انجام می دادن به اینگونه که هر فرد باید برای عکسی که براش نمایش داده میشه مرتبط ترین کلمه ای که به ذهنش میرسه رو بنویسه و اگر کلمه ای که مینویسه با کلمه ای که Partner اون فرد برای اون تصویر می نویسه(یعنی فردی که آنلاین با اون شخص بازی می کنه) یکسان باشه هر دو یک امتیاز می گیرند. به این صورت یک بازی بسیار اعتیادآور رو طراحی کرد به طوری که پس از چند سال به علت شدت اعتیادآور بودنش کنار گذاشته شد(البته من بعید میدونم :D) و هم تونست با این کار مجموعه تصاویر بدون تگ خودش رو عنوان دار بکنه اونم هم با صرف کمترین هزینه و بیشترین سرعت.
خب حالا شما فرض کنید میخواید کاری رو به نفع خودتون و یا جامعه تون انجام بدین، برای انجامش با الهام گرفتن از تقسیم کار مورچه ها و با ساختن مثلا یک بازی مثل Clash of Clans که بیش از 5 میلیون ایرانی رو سر کارگرفته کار موردنظر خودتون رو انجام بدین. به همین سادگی که گوگل انجام داد ...
برای اطلاعات بیشتر در مورد کارها و ایده های Luis von Ahn اسمش رو تو ویکی پدیا سرچ کنید ...
@electroscience
خب حالا شما فرض کنید می خواید با الهام گرفتن از کار مغز متفکر مورچه ها یک کار سخت و بسیار زمانبر رو انجام بدید. فرض کنید شما یکی از مدیران شرکت گوگل هستید و قصد دارید مجموعه ی تصاویری که در اختیار دارید و میخواید در اختیار کاربرهاتون قرار بدید رو برای تک تکشون عنوان انتخاب کنید. اگه قرار باشه این کار رو خودتون انجام بدید در یک کلام نمیتونید(:D). چه راه حلی رو انتخاب می کنید؟ راه حل گوگل یا بهتر بگم آقای Luis von Ahn(همون فرد مخترع reCAPTCHA) این بود که اومد یه بازی با نام ESP طراحی کرد که در اون بازی دو فرد به صورت آنلاین بازی رو انجام می دادن به اینگونه که هر فرد باید برای عکسی که براش نمایش داده میشه مرتبط ترین کلمه ای که به ذهنش میرسه رو بنویسه و اگر کلمه ای که مینویسه با کلمه ای که Partner اون فرد برای اون تصویر می نویسه(یعنی فردی که آنلاین با اون شخص بازی می کنه) یکسان باشه هر دو یک امتیاز می گیرند. به این صورت یک بازی بسیار اعتیادآور رو طراحی کرد به طوری که پس از چند سال به علت شدت اعتیادآور بودنش کنار گذاشته شد(البته من بعید میدونم :D) و هم تونست با این کار مجموعه تصاویر بدون تگ خودش رو عنوان دار بکنه اونم هم با صرف کمترین هزینه و بیشترین سرعت.
خب حالا شما فرض کنید میخواید کاری رو به نفع خودتون و یا جامعه تون انجام بدین، برای انجامش با الهام گرفتن از تقسیم کار مورچه ها و با ساختن مثلا یک بازی مثل Clash of Clans که بیش از 5 میلیون ایرانی رو سر کارگرفته کار موردنظر خودتون رو انجام بدین. به همین سادگی که گوگل انجام داد ...
برای اطلاعات بیشتر در مورد کارها و ایده های Luis von Ahn اسمش رو تو ویکی پدیا سرچ کنید ...
@electroscience
✅ ساخت یک خازن :
وسایل مورد نیاز :
1- فویل آلومینیومی
2- ورق A4
3- چسب
4- قیچی
5- نوار چسب
ابتدا 2 نوار کوچک فویل آلومینیوم (حدود 2 × 15 سانتی متر) را جدا میکنیم حال ورق A4 را به دو قطعه نوار کوچک (حدود 2.5 سانتی متر × 15 سانتی متر) در می آوریم و مطابق تصویر لای هم میگذاریم. متناسب با هر دور میتوانیم مقدار خازنی که ساختیم را اندازه بگیریم و متناسب با ظرفیتی که میخواهیم تعداد دور موردنیاز را حساب کنیم.
@electroscience
وسایل مورد نیاز :
1- فویل آلومینیومی
2- ورق A4
3- چسب
4- قیچی
5- نوار چسب
ابتدا 2 نوار کوچک فویل آلومینیوم (حدود 2 × 15 سانتی متر) را جدا میکنیم حال ورق A4 را به دو قطعه نوار کوچک (حدود 2.5 سانتی متر × 15 سانتی متر) در می آوریم و مطابق تصویر لای هم میگذاریم. متناسب با هر دور میتوانیم مقدار خازنی که ساختیم را اندازه بگیریم و متناسب با ظرفیتی که میخواهیم تعداد دور موردنیاز را حساب کنیم.
@electroscience
✅نویز و مشکلات آن در مدارت :
قصد داریم کمی درباره نویز صحبت کنیم. به زبان ساده میشه گفت به هر اختلال ناخواسته ای نویز میگیم پس با یه تعریف چهارچوب دار طرفیم یعنی تو هر حوزه ای با پدیده ی نویز ممکنه مواجه بشیم مثلا آلودگی موجود در هوا یه نوع نویز محیط زیستیه چون ما اصلا نمیخوایم باشه ولی در اثر یه سری عوامل بوجود میاد و ما دوست داریم همیشه آلودگی رو کم یا از بین ببریم.
در این پست ما قصد داریم با نویزهای الکترومغناطیسی آشنا بشیم و تاثیر آن بر مدارتمون و راه های جلوگیریشو بررسی کنیم.
در حوزه مهندسی برق به جریان , ولتاژ یا میدان الکترومغناطیسی ناخواسته ای که بر روی سیگنال اصلی ما سوار میشن و تشخیص سیگنالو دشوار میکنند , نویز میگیم که این سیگنال ها میتونه برای مدارات ما مخرب باشه و کارکردشونو دچار اختلال کنه یا حتی بسوزونتشون.
همونطور که میدونیم بارهای الکتریکی ساکن مولد میدان الکتریکی هستن و حرکت یکنواخت بارها ( یا همون جریان الکتریکی) میدان مغناطیسی رو ایجاد میکنه و اگر حرکت الکترونها به صورت شتابدار باشه , تشعشع الکترومغناطیسی رو موجب میشه. طبق نظریات الکترومغناطیس (که از مرحوم فارادی به یاد مونده) میدان های الکترومغناطیسی میتونه ولتاژ و جریان در مدار بوجود بیاره و همینطور برعکس.
پس هدف ما درحوزه ی برق کاهش میدانهای الکترومغناطیسی در نتیجه کاهش ولتاژ و جریان ناخواسته ای که در اثر اون در مدارات و سیستم هامون بوجود میاد. به این مبحث در مهندسی برق EMI(Electromagnetic interference) یا تداخل الکترومغناطیسی میگن.
حالا منابع نویز چیا میتونه باشه؟ به صورت معمول 3 دسته منبع برای نویزها در نظر میگیرن: 1- منابع نویز ذاتی : مثل نویز گرمایی که در اثر نوسانات تصادفی در سیستم های فیزیکی بوجود میاد مثلا با افزایش دما ممکنه کار یک آی سی دچار اختلال بشه 2- نویز ادوات الکتریکی موجود در مدار: نویزهایی که توسط وسایلی که در مداراتمون هست بوجود میاد مثل نویزای ناشی از موتورها,سوییچ ها,فرستندههای رادیویی و ... 3- نویز ناشی از اغتشاشات طبیعی و جوی : مثل رعد و برق و تشعشعات خورشیدی. که بحث اصلی ما همون مورد شماره 2 هست.
برای کاهش نویز در مهندسی برق بحث EMC (Electromagnetic compatibility) سازگاری الکترومغناطیسی مطرح میشه یعنی مداراتی بسازیم که با این نویزهای الکترومغناطیس سازگار باشه و رو مدار ما اثری نذاره پس بایستی اول راه های نفوذ نویز به مدارتمونو بشناسیم تا روش جلوگیریشو بفهمیم. به 2 روش نویز میتونه رو مدار ما اثر بذاره:
1- کوپلاژ توسط میدان های الکتریکی و مغناطیسی ) و الکترومغناطیسی ( مانند تشعشع الکترو مغناطیسی : یعنی در اثر میدانهای الکترومغناطیسی که یه سری وسیله هامون در مدار مثل سلف و ترانس و کلید زنی و ... ایجاد میکنه روی سایر ادوات مدارمون (بویژه مدارات آنالوگ و دیجیتال ) ما نویز بیوفته.
2- کوپلاژ هدایتی مانند انتقال نویز از طریق خط تغذیه مشترک : به این معنیه که روی تغذیه ی مدارمون نویز بیوفته و این نویز در کارکرد قطعات الکتریکیمون مشکل ایجاد کنه.
خب حالا چندتا نکته عملی کاهش نویز تو مداراتمونو میگیم :
1- جدا کردن زمین مدارات :
اگه مدارمون دارای بخش های زیر هست بهتره زمین هاشون جدا باشه و به صورت زیر تقسیم بندی کنیم:
زمین آنالوگ : مثل تقویت کننده هامون شامل آپ امپ ها و ...
زمین دیجیتال : شامل مدارات کنترلی مثل میکروکنترلر و ...
زمین قدرت )رله ها ، موتورها , سوییچ ها و مانند آن( : مداری که بیشترین نویز رو ایجاد میکنه
این تقسیم بندی به این علت انجام میشه که نویزهایی که تو هر کدام از بخش هامون هست ممکنه برا خود اون بخش خیلی چیز مهمی نباشه اما برا بخش دیگه فاجعه باشه مثلا نویز روی سوییچ قدرت مثل IGBT که قراره مثلا 1200 ولت رو قطع و وصل کنه با فرکانس چند کیلوهرتز مثلا تو حد 20 -30 ولت باشه که برا بخش قدرت مشکلی پیش نیاد ولی این نویز از طریق زمین مشترک (اگر جدا نکنیم) به بخش دیجیتال ما که قراره مثلا با ولتاژ 3.3 یا 5 ولت کار کنه کل مدار دیجیتالو بسوزونه. روش جداسازی هم معمولا یا با ترانس ایزوله یا اپتوکوپلر و یا استفاده مبدلهای MinMax هست که به ما یه سری ولتاژ میده که بهم ربطی نداره.
@electroscience
قصد داریم کمی درباره نویز صحبت کنیم. به زبان ساده میشه گفت به هر اختلال ناخواسته ای نویز میگیم پس با یه تعریف چهارچوب دار طرفیم یعنی تو هر حوزه ای با پدیده ی نویز ممکنه مواجه بشیم مثلا آلودگی موجود در هوا یه نوع نویز محیط زیستیه چون ما اصلا نمیخوایم باشه ولی در اثر یه سری عوامل بوجود میاد و ما دوست داریم همیشه آلودگی رو کم یا از بین ببریم.
در این پست ما قصد داریم با نویزهای الکترومغناطیسی آشنا بشیم و تاثیر آن بر مدارتمون و راه های جلوگیریشو بررسی کنیم.
در حوزه مهندسی برق به جریان , ولتاژ یا میدان الکترومغناطیسی ناخواسته ای که بر روی سیگنال اصلی ما سوار میشن و تشخیص سیگنالو دشوار میکنند , نویز میگیم که این سیگنال ها میتونه برای مدارات ما مخرب باشه و کارکردشونو دچار اختلال کنه یا حتی بسوزونتشون.
همونطور که میدونیم بارهای الکتریکی ساکن مولد میدان الکتریکی هستن و حرکت یکنواخت بارها ( یا همون جریان الکتریکی) میدان مغناطیسی رو ایجاد میکنه و اگر حرکت الکترونها به صورت شتابدار باشه , تشعشع الکترومغناطیسی رو موجب میشه. طبق نظریات الکترومغناطیس (که از مرحوم فارادی به یاد مونده) میدان های الکترومغناطیسی میتونه ولتاژ و جریان در مدار بوجود بیاره و همینطور برعکس.
پس هدف ما درحوزه ی برق کاهش میدانهای الکترومغناطیسی در نتیجه کاهش ولتاژ و جریان ناخواسته ای که در اثر اون در مدارات و سیستم هامون بوجود میاد. به این مبحث در مهندسی برق EMI(Electromagnetic interference) یا تداخل الکترومغناطیسی میگن.
حالا منابع نویز چیا میتونه باشه؟ به صورت معمول 3 دسته منبع برای نویزها در نظر میگیرن: 1- منابع نویز ذاتی : مثل نویز گرمایی که در اثر نوسانات تصادفی در سیستم های فیزیکی بوجود میاد مثلا با افزایش دما ممکنه کار یک آی سی دچار اختلال بشه 2- نویز ادوات الکتریکی موجود در مدار: نویزهایی که توسط وسایلی که در مداراتمون هست بوجود میاد مثل نویزای ناشی از موتورها,سوییچ ها,فرستندههای رادیویی و ... 3- نویز ناشی از اغتشاشات طبیعی و جوی : مثل رعد و برق و تشعشعات خورشیدی. که بحث اصلی ما همون مورد شماره 2 هست.
برای کاهش نویز در مهندسی برق بحث EMC (Electromagnetic compatibility) سازگاری الکترومغناطیسی مطرح میشه یعنی مداراتی بسازیم که با این نویزهای الکترومغناطیس سازگار باشه و رو مدار ما اثری نذاره پس بایستی اول راه های نفوذ نویز به مدارتمونو بشناسیم تا روش جلوگیریشو بفهمیم. به 2 روش نویز میتونه رو مدار ما اثر بذاره:
1- کوپلاژ توسط میدان های الکتریکی و مغناطیسی ) و الکترومغناطیسی ( مانند تشعشع الکترو مغناطیسی : یعنی در اثر میدانهای الکترومغناطیسی که یه سری وسیله هامون در مدار مثل سلف و ترانس و کلید زنی و ... ایجاد میکنه روی سایر ادوات مدارمون (بویژه مدارات آنالوگ و دیجیتال ) ما نویز بیوفته.
2- کوپلاژ هدایتی مانند انتقال نویز از طریق خط تغذیه مشترک : به این معنیه که روی تغذیه ی مدارمون نویز بیوفته و این نویز در کارکرد قطعات الکتریکیمون مشکل ایجاد کنه.
خب حالا چندتا نکته عملی کاهش نویز تو مداراتمونو میگیم :
1- جدا کردن زمین مدارات :
اگه مدارمون دارای بخش های زیر هست بهتره زمین هاشون جدا باشه و به صورت زیر تقسیم بندی کنیم:
زمین آنالوگ : مثل تقویت کننده هامون شامل آپ امپ ها و ...
زمین دیجیتال : شامل مدارات کنترلی مثل میکروکنترلر و ...
زمین قدرت )رله ها ، موتورها , سوییچ ها و مانند آن( : مداری که بیشترین نویز رو ایجاد میکنه
این تقسیم بندی به این علت انجام میشه که نویزهایی که تو هر کدام از بخش هامون هست ممکنه برا خود اون بخش خیلی چیز مهمی نباشه اما برا بخش دیگه فاجعه باشه مثلا نویز روی سوییچ قدرت مثل IGBT که قراره مثلا 1200 ولت رو قطع و وصل کنه با فرکانس چند کیلوهرتز مثلا تو حد 20 -30 ولت باشه که برا بخش قدرت مشکلی پیش نیاد ولی این نویز از طریق زمین مشترک (اگر جدا نکنیم) به بخش دیجیتال ما که قراره مثلا با ولتاژ 3.3 یا 5 ولت کار کنه کل مدار دیجیتالو بسوزونه. روش جداسازی هم معمولا یا با ترانس ایزوله یا اپتوکوپلر و یا استفاده مبدلهای MinMax هست که به ما یه سری ولتاژ میده که بهم ربطی نداره.
@electroscience
✅ برای کاهش نویز در مهندسی برق بحث EMC (Electromagnetic compatibility) سازگاری الکترومغناطیسی مطرح میشه یعنی مداراتی بسازیم که با این نویزهای الکترومغناطیس سازگار باشه و رو مدار ما اثری نذاره پس بایستی اول راه های نفوذ نویز به مدارتمونو بشناسیم تا روش جلوگیریشو بفهمیم. به 2 روش نویز میتونه رو مدار ما اثر بذاره:
1- کوپلاژ توسط میدان های الکتریکی و مغناطیسی ) و الکترومغناطیسی ( مانند تشعشع الکترو مغناطیسی : یعنی در اثر میدانهای الکترومغناطیسی که یه سری وسیله هامون در مدار مثل سلف و ترانس و کلید زنی و ... ایجاد میکنه روی سایر ادوات مدارمون (بویژه مدارات آنالوگ و دیجیتال ) ما نویز بیوفته.
2- کوپلاژ هدایتی مانند انتقال نویز از طریق خط تغذیه مشترک : به این معنیه که روی تغذیه ی مدارمون نویز بیوفته و این نویز در کارکرد قطعات الکتریکیمون مشکل ایجاد کنه.
خب حالا چندتا نکته عملی کاهش نویز تو مداراتمونو میگیم :
1- جدا کردن زمین مدارات :
اگه مدارمون دارای بخش های زیر هست بهتره زمین هاشون جدا باشه و به صورت زیر تقسیم بندی کنیم:
زمین آنالوگ : مثل تقویت کننده هامون شامل آپ امپ ها و ...
زمین دیجیتال : شامل مدارات کنترلی مثل میکروکنترلر و ...
زمین قدرت )رله ها ، موتورها , سوییچ ها و مانند آن( : مداری که بیشترین نویز رو ایجاد میکنه
این تقسیم بندی به این علت انجام میشه که نویزهایی که تو هر کدام از بخش هامون هست ممکنه برا خود اون بخش خیلی چیز مهمی نباشه اما برا بخش دیگه فاجعه باشه مثلا نویز روی سوییچ قدرت مثل IGBT که قراره مثلا 1200 ولت رو قطع و وصل کنه با فرکانس چند کیلوهرتز مثلا تو حد 20 -30 ولت باشه که برا بخش قدرت مشکلی پیش نیاد ولی این نویز از طریق زمین مشترک (اگر جدا نکنیم) به بخش دیجیتال ما که قراره مثلا با ولتاژ 3.3 یا 5 ولت کار کنه کل مدار دیجیتالو بسوزونه. روش جداسازی هم معمولا یا با ترانس ایزوله یا اپتوکوپلر و یا استفاده مبدلهای MinMax هست که به ما یه سری ولتاژ میده که بهم ربطی نداره.
در بخش بعدی با سایر روش ها آشنا میشویم . امیدوارم مفید واقع شده باشه.
توضیحات شکل بالا: یک تستر EMI مدار رو میبینید که میزان تشعشعات الکترومغناطیسی اندازه گیری را اندازه میگیره به این وسیله که تو اون حلقه ی بسته ولتاژ و در نیجه جریان القا میشه.
@electroscience
1- کوپلاژ توسط میدان های الکتریکی و مغناطیسی ) و الکترومغناطیسی ( مانند تشعشع الکترو مغناطیسی : یعنی در اثر میدانهای الکترومغناطیسی که یه سری وسیله هامون در مدار مثل سلف و ترانس و کلید زنی و ... ایجاد میکنه روی سایر ادوات مدارمون (بویژه مدارات آنالوگ و دیجیتال ) ما نویز بیوفته.
2- کوپلاژ هدایتی مانند انتقال نویز از طریق خط تغذیه مشترک : به این معنیه که روی تغذیه ی مدارمون نویز بیوفته و این نویز در کارکرد قطعات الکتریکیمون مشکل ایجاد کنه.
خب حالا چندتا نکته عملی کاهش نویز تو مداراتمونو میگیم :
1- جدا کردن زمین مدارات :
اگه مدارمون دارای بخش های زیر هست بهتره زمین هاشون جدا باشه و به صورت زیر تقسیم بندی کنیم:
زمین آنالوگ : مثل تقویت کننده هامون شامل آپ امپ ها و ...
زمین دیجیتال : شامل مدارات کنترلی مثل میکروکنترلر و ...
زمین قدرت )رله ها ، موتورها , سوییچ ها و مانند آن( : مداری که بیشترین نویز رو ایجاد میکنه
این تقسیم بندی به این علت انجام میشه که نویزهایی که تو هر کدام از بخش هامون هست ممکنه برا خود اون بخش خیلی چیز مهمی نباشه اما برا بخش دیگه فاجعه باشه مثلا نویز روی سوییچ قدرت مثل IGBT که قراره مثلا 1200 ولت رو قطع و وصل کنه با فرکانس چند کیلوهرتز مثلا تو حد 20 -30 ولت باشه که برا بخش قدرت مشکلی پیش نیاد ولی این نویز از طریق زمین مشترک (اگر جدا نکنیم) به بخش دیجیتال ما که قراره مثلا با ولتاژ 3.3 یا 5 ولت کار کنه کل مدار دیجیتالو بسوزونه. روش جداسازی هم معمولا یا با ترانس ایزوله یا اپتوکوپلر و یا استفاده مبدلهای MinMax هست که به ما یه سری ولتاژ میده که بهم ربطی نداره.
در بخش بعدی با سایر روش ها آشنا میشویم . امیدوارم مفید واقع شده باشه.
توضیحات شکل بالا: یک تستر EMI مدار رو میبینید که میزان تشعشعات الکترومغناطیسی اندازه گیری را اندازه میگیره به این وسیله که تو اون حلقه ی بسته ولتاژ و در نیجه جریان القا میشه.
@electroscience
✅ در این پست نحوه ی ساخت یه تاس الکترونیکی جمع و جور آشنا میشیم.ابتدا قطعات مورد نیاز :
1) آی سی CD4093
2) 7 عدد LED
3) آی سی 7490
4) کلید فشاری
5) مقاومت های 1 کیلو اهم , 10 کیلو اهم
6) ترانزیستور BC548
7) خازن 100 پیکوفاراد
تاس دارای اعداد ۱ تا ۶ هستش و ما در ساخت این تاس از ۷ عدد ال ای دی استفاده کردیم که همان شکل تاس را بسازیم که به صورت نقطه ای است.در مدارمون از یه آی سی شمارنده ی (کانتر)۷۴۹۰ و یه آی سی NAND به شماره یCD4093 استفاده کردیم. از این شمارنده ی باینری ۳ بیتی استفاده شده تا اعداد تاس به درستی رعایت شود.
ما یه پالس نیاز داریم که به صورت فرکانس بالا باشه و بوسیله ی ۲ گیت NAND و خازن C1 و مقاومت R9 این پالس رو تولید میکنیم و وقتی کاربر کلید رو میزنه به ناگه یک عددی را انتخاب کرده (بوسیله پالس تولید شده) و ال ای دی ها متناسب با عدد روشن میشوند.
به این سادگی یه تاس الکتریکی ساختیم.
@electroscience
1) آی سی CD4093
2) 7 عدد LED
3) آی سی 7490
4) کلید فشاری
5) مقاومت های 1 کیلو اهم , 10 کیلو اهم
6) ترانزیستور BC548
7) خازن 100 پیکوفاراد
تاس دارای اعداد ۱ تا ۶ هستش و ما در ساخت این تاس از ۷ عدد ال ای دی استفاده کردیم که همان شکل تاس را بسازیم که به صورت نقطه ای است.در مدارمون از یه آی سی شمارنده ی (کانتر)۷۴۹۰ و یه آی سی NAND به شماره یCD4093 استفاده کردیم. از این شمارنده ی باینری ۳ بیتی استفاده شده تا اعداد تاس به درستی رعایت شود.
ما یه پالس نیاز داریم که به صورت فرکانس بالا باشه و بوسیله ی ۲ گیت NAND و خازن C1 و مقاومت R9 این پالس رو تولید میکنیم و وقتی کاربر کلید رو میزنه به ناگه یک عددی را انتخاب کرده (بوسیله پالس تولید شده) و ال ای دی ها متناسب با عدد روشن میشوند.
به این سادگی یه تاس الکتریکی ساختیم.
@electroscience