آپدیتهای بخش اورژانس – Telegram
آپدیتهای بخش اورژانس
1.69K subscribers
90 photos
21 videos
17 files
104 links
دانایی توانایی است
رسانه آموزشی با محتوای علمی تخصصی، اصیل و به روز بخش اورژانس.
معرفی کیس، نحوه برخورد با بیماریهای اورژانس توسط دکتر سیدحسینی دانشیار طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی تهران
مدرس دوره های ATLS ،POCUS
ارتباط با مدیر کانال: @jshosseini
Download Telegram
#خودکشی در کادر درمان: چه می‌دانیم، کجا ایستاده‌ایم، چه باید کرد؟
دکتر سیدحسینی
بخش نهم

👈 مسئولیت من در قبال همکار فرسوده یا افسرده

ما در پزشکی یاد گرفتیم که همیشه کار را جلو ببریم، حتی وقتی درد داریم، حتی وقتی خودمان داریم می‌سوزیم. اما آنچه کمتر یادمان دادند، این بود که چطور مراقب همکارمان باشیم وقتی او دیگر نمی‌تواند مراقب خودش باشد. همکار افسرده‌، خسته‌، یا فرسوده، همیشه ساکت است، نه همیشه غایب.
او ممکن است هنوز لبخند بزند، هنوز در ویزیت‌ها دقیق باشد، ولی چشم‌هایش تهی‌اند. ممکن است وسط کار شوخی کند، اما دیگر از ته دل نمی‌خندد. گاهی فقط لازم است کسی وی را ببیند، نه اینکه درمانش کند. و این، دقیقاً جایی است که مسئولیت انسانی ما شروع می‌شود.
1️⃣ ببین، حتی اگر نمی‌داند که دیده می‌شود : در محیط درمان، فرسودگی خودش را با طعنه، سکوت یا بی‌تفاوتی پنهان می‌کند.
به‌عنوان همکار، تو موظفی آگاهانه ببینی: افت عملکرد ناگهانی، بی‌خوابی، انزوا، خستگی مفرط، واکنش‌های شدید به مسائل کوچک این‌ها «نشانه ضعف» نیست، نشانه خطر است. اولین گام حمایت، دیدن بدون قضاوت است.
2️⃣ بپرس، نه از سر کنجکاوی، از سر رفاقت: نه با لحن بازجویی «چته؟» بلکه با لحن انسانی «این روزا حالت چطوره واقعاً؟».
سؤال ساده‌ای مثل این، گاهی در ذهن کسی که در آستانه فروپاشی است، در را از تاریکی به روشنایی باز می‌کند. و اگر نخواست حرف بزند، محترمانه بگو: «هر وقت خواستی حرف بزنی، من هستم، بدون قضاوت، بدون گزارش.» بدان که همین جمله، برای کسی که فکر می‌کند تنهاست، می‌تواند خط نجات باشد.
3️⃣ گوش کن، نه برای جواب دادن، بلکه برای ماندن: ما پزشکان یاد گرفتیم سریع راه‌حل بدهیم، ولی کسی که در بحران روانی است، دنبال راه‌حل فوری نیست؛ دنبال کسی است که تنهایش نگذارد. اگر همکارت گفت «خسته‌ام از زندگی» یا «دیگه نمی‌کشم»، وحشت نکن. نپرس «چرا؟»، فقط بگو: «می‌فهمم که سخته. بذار با هم بریم صحبت کنیم، تنها نمون.»
در همین لحظه تو از حالت «تماشاگر» به «نجات‌دهنده انسانی» تبدیل می‌شوی.
4️⃣ ارجاع بده، ولی رهایش نکن: اگر احساس کردی خطر خودکشی یا آسیب به خود وجود دارد، مستقیم با تیم سلامت روان یا مسئول همتایار تماس بگیر. ولی اشتباه رایج این است که فکر کنیم «من ارجاع دادم، کارم تموم شد». نه. همکارت هنوز به تو نیاز دارد. با یک پیام ساده در روزهای بعد «حالت چطوره؟» به او یادآوری می‌کنی که هنوز کسی هست. این پیگیری کوچک، از نظر آماری، احتمال بازگشت به بحران را نصف می‌کند.
5️⃣ با خودت هم صادق باش: اگر تو هم فرسوده‌ای، اگر احساس می‌کنی این حجم درد دارد از درونت می‌جوشد، سکوت نکن.
همان مسئولیتی که نسبت به همکارت داری، نسبت به خودت هم داری. کمک خواستن ضعف نیست، بلوغ است. چون پزشکی که از خودش مراقبت نمی‌کند، دیر یا زود نمی‌تواند از دیگران مراقبت کند. هیچ درمانگری در تنهایی دوام نمی‌آورد.
7️⃣ فرهنگ را تغییر بده، حتی در مقیاس کوچک: هر بار که در جمعی درباره«خستگی» یا «درمان‌پذیری افسردگی» بدون تمسخر حرف می‌زنی، داری دیوار شرم را ترک می‌اندازی. هر بار که گفتی «من هم کمک گرفتم»، یک نفر دیگر را از پنهان شدن نجات می‌دهی. فرهنگ مراقبت از همکار از همین جمله‌های کوچک شروع می‌شود.
در یک جمله:
مسئولیت من در قبال همکارم فقط همدردی نیست، هم‌پایداری است. من موظفم او را ببینم، بپرسم، گوش کنم، کنارش بمانم، و اگر لازم شد دستش را به دست درمانگر حرفه‌ای برسانم؛ بدون قضاوت، بدون ترحم، بدون فاصله. در نظام درمانی امروز، گاهی بزرگ‌ترین قهرمانی، سؤال ساده‌ای است که با صداقت پرسیده می‌شود. «حالت چطوره واقعاً؟»
اگر همین سؤال را هر کدام از ما ماهی یک‌بار از همکارمان بپرسیم، شاید دیگر مجبور نشویم در مراسم ختمش بگوییم:
«هیچ‌کس نفهمید که حالش بد بود».

جهت مطالعه بیشتر :
منبع 1 منبع 2 منبع 3 منبع 4 منبع 5 منبع 6 منبع 7 منبع 8

@emedupdates
4👏1
#خودکشی در کادر درمان: چه می‌دانیم، کجا ایستاده‌ایم، چه باید کرد؟
دکتر سیدحسینی
بخش دهم و پایانی

👈 جمع‌بندی و پیام نهایی:

تصویر ذهنی پزشکان همیشه بیش‌تر از همه می‌میرند، دیگر با واقعیات امروزی سازگار نیست، حداقل برای مردان پزشک. ولی زنان پزشک و بسیاری از کارکنان غیرپزشک به‌ویژه پرستاران هنوز در خطر افزوده‌اند.
نقطه کانونی پیشگیری باید از تاب‌آوری فردی به اصلاح ساختار شغلی و رفع برچسب زنی چرخش کند: استخدام عادلانه، دسترسی امن به درمان روانپزشکی، کنترل دسترسی به داروهای کشنده، و برنامه‌های همتایار با حفظ محرمانگی داده های رد و بدل شده.
ما نیز باید در قبال همکاران مان احساس مسئولیت کنیم و سعی کنیم حداکثر توان خود را برای حفظ سلامتی جسمی و روانی خود و همکاران مان به کار ببریم.

این مطلب در همین جا به پایان می رسد. امیدواریم مورد توجه قرار گرفته باشد. اگر فکر میکنید این مطلب باعث شده به فکر فرو روید و ساختار ذهنی برای بهبود سلامت فیزیکی و روانی خود و همکارانتان چیده اید، لطف کنید و آن را برای همکاران دیگرتان هم ارسال کنید. باشد که دیگر شاهد از دست رفتن هیچ همکار دیگری در هیچ کجای دنیا نباشیم.
@emedupdates
9
خودکشی در کادر درمان.pdf
346.6 KB
فایل کامل مطلب #خودکشی در کادر درمان بصورت مقاله pdf در کانال درج میشود. امید است مورد استفاده عزیزان قرار گیرد.
@emedupdates
👍7
خطاهای رایج در مواجهه با خشم بیماران و همراهان در بیمارستان
بخش اول

#خشونت علیه کادر درمان پدیده ناشایعی نیست. همه ما در محیط کارمان با این پدیده مواجه هستیم و درجاتی از تبدیل این خشونت ها به بحرانی تمام عیار را دیده ایم. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی (#WHO) تا ۶۲٪ از کارکنان سلامت تجربه خشونت در محل کار را داشته‌اند. گزارش خشونت فیزیکی در میان کارکنان سلامت در دوره کاری‌شان بین ۸٪ تا ۳۸٪ است. در مطالعه محدودی در ایران بیش از 70 درصد پرستاران خشونت در محل کار خود را گزارش کرده اند. اکثر مطالعات انجام شده اذعان دارند که واقعیت خیلی بیشتر از آن چیزی است که گزارش میشود. در این مطلب فرصت بررسی عمیق این پدیده و نحوه پاسخ به آن نیست که حتما نیاز است در آینده به ان بیشتر پرداخته شود؛ اما بهتر است یک چیز را همه ما بدانیم که برخورد با خشونت، مقابله با آن نیست. تکنیک های بسیاری در علم روانشناسی و روانپزشکی معرفی شده است که کاربرد صحیح آن می تواند تا حدود زیادی از بروز خشونت و یا پیشرفت آن به سمت آسیب فیزیکی و روحی به پرسنل پیشگیری کند. حال برای فتح باب بیایید با همدیگر 10 خطای رایج که کارکنان درمان در مواجهه با خشونت انجام می دهند و نحوه تصحیح آن را بررسی کنیم. با ما همراه باشید:

1️⃣ پاسخ هیجانی به هیجان بیمار:
🔖 توضیح: یعنی وقتی بیمار فریاد می‌زند یا تهدید می‌کند، کارکنان هم با صدای بلند یا لحن تدافعی جواب بدهند. این رفتار باعث «هم‌فعال‌سازی آمیگدال‌ها» می‌شود ـ یعنی هر دو مغز وارد حالت جنگ می‌شوند. ( آمیگدال جایی است در مغز که معمولا در هنگام خشم فعال میشود و فعالیت آن با افزایش ترشح آدرنالین و کورتیزول باعث بروز هیجان و رفتارهای هیجانی میشود. هر چه این محور فعال تر باشد کورتکس پیش فرونتال که مسئول واکنشهای خردمندانه تر است اثر مهاری خود را بیشتر از دست می دهد)
👈 نمونه:
▫️ بیمار: «شماها به درد نمی‌خورید!»
پاسخ اشتباه: «ما داریم تمام تلاشمون رو می‌کنیم، این‌جوری حرف نزن!»
پاسخ درست: با لحن آرام تر: «می‌فهمم عصبانی شدی، بذار با هم ببینیم چطور می‌تونم کمکت کنم.»

2️⃣ بحث منطقی در اوج خشم
🔖 توضیح: در اوج واکنش آمیگدال، بیمار نمی‌تواند استدلال منطقی را پردازش کند. بحث کردن یا توضیح فنی در لحظه بحران مثل ریختن بنزین روی آتش است.
👈 نمونه:
▫️بیمار: «چرا داروم رو نمی‌دین؟!»
پاسخ اشتباه: «چون دوزش باید طبق پروتکل کمیته دارو باشه!»
پاسخ درست: می‌فهمم منتظری دارو رو بگیری. الان دارم پیگیری می‌کنم که سریع‌تر آماده بشه.»

3️⃣ نزدیک شدن بیش از حد (نقض فاصله شخصی)
🔖 توضیح: بیشتر خشونت‌های فیزیکی زمانی رخ می‌دهند که پرسنل «وارد حریم شخصی بیمار» می‌شوند.
نزدیک شدن ناگهانی یا تماس بدون اجازه حس تهدید ایجاد می‌کند.
واکنش درست: حفظ فاصله ۱–۲ متری، بدن مایل، و توضیح قبل از تماس: «اجازه می‌دی فشار خونت رو بگیرم؟»

4️⃣ استفاده از جملات دستوری یا آمرانه
توضیح: عباراتی مثل «ساکت شو»، «بشین اون‌جا»، یا «الان دستور می‌دم» احساس تحقیر و از‌دست‌دادن کنترل ایجاد می‌کنند. خشم بیمار معمولاً پاسخی به احساس “بی‌اختیاری” است.
جملات درست: جملات انتخابی به‌جای دستوری: «می‌خوای اینجا بنشینی یا اون صندلی راحت‌تره برات؟»

5️⃣ بی‌توجهی ظاهری یا نادیده گرفتن
توضیح: چشم‌پوشی یا نادیده گرفتن بیمار خشمگین (به نیت آرام شدن فضا) در ذهن او تعبیر می‌شود به تحقیر یا بی‌اهمیتی. این معمول‌ترین اشتباه در بخش اورژانس است.
واکنش درست: تماس چشمی کوتاه، رسیدگی سریع: «می‌بینم که نگران شدی، الان رسیدگی می‌کنم.»

@emedupdates
8
خطاهای رایج در مواجهه با خشم بیماران و همراهان در بیمارستان
بخش دوم

6️⃣ تلاش برای پایان سریع گفتگو (Cut-off Response)
توضیح: عباراتی مثل «باشه، تمومش کن الان کار دارم» یا «الان وقت بحث نیست» باعث انفجار ثانویه می‌شوند. بیمار حس می‌کند شنیده نشده است.
پاسخ درست: «حقیقتش وقت زیادی ندارم، ولی اجازه بده همین الان حرفت رو بشنوم، بعد به کارم ادامه می‌دم.»

7️⃣ عدم هماهنگی تیمی (Multiple Voices)
توضیح: وقتی چند نفر هم‌زمان به بیمار خشمگین پاسخ بدهند (یکی آرام، یکی تند، یکی دستوردهنده)، پیام‌ها با هم تضاد پیدا می‌کنند و خشم تشدید می‌شود.
پاسخ درست: قانون تک صدایی میگوید فقط یک سخنگوی آرام با بیمار صحبت کند، بقیه تیم در فاصله ایمن و آماده‌ی پشتیبانی بمانند.

8️⃣ بی‌توجهی به احساسات درونی بیمار
توضیح: تمرکز صرف بر “رفتار” و بی‌توجهی به “احساس” باعث می‌شود مداخله سطحی و بی‌اثر بماند.
پاسخ درست: «به نظر می‌رسه بیشتر از اینکه عصبانی باشی، نگران حالت بیماریت هستی، درسته؟»

9️⃣ طنز یا شوخی نامناسب در موقعیت جدی
توضیح: گاهی کارکنان برای سبک کردن فضا شوخی می‌کنند، اما بیمار آن را بی‌احترامی تعبیر می‌کند. در شرایط پرتنش، شوخی معمولاً باعث بی‌اعتمادی و تحقیر می‌شود.

🔟 ناآگاهی از حالت خود (Lack of Self-awareness)
توضیح: گاهی پرسنل خودشان خسته، مضطرب یا عصبی‌اند و بدون آگاهی از وضعیت هیجانی خود وارد تعامل می‌شوند. در این حالت تنظیم هیجان متقابل (Emotional Co-dysregulation) رخ می‌دهد.
پاسخ درست: تمرین تنفس، خروج موقت از فضا، یا تعویض نقش. «قبل از صحبت کردن مکث کنید و قبل از هر واکنش نفس عمیقی بکشید»

👈 جمع‌بندی :
مقابله با خشم پاسخ نادرست به خشم بیمار است.
آرام ماندن مؤثرتر از توضیح دادن است.
هدف: خاموش کردن تهدید، نه پیروز شدن در بحث

منبع 1 منبع 2

در این جا مطلب 10 اشتباه رایج در مواجهه با خشم به پایان می رسد امیدواریم مورد توجه و استفاده شده قرار گرفته باشد. لطفا این کانال را به دوستان، همکاران و فراگیران معرفی نمایید:
@emedupdates
9👍6
مدل‌های آموزش بر بالین مؤثر در بخش اورژانس
بخش اول

اورژانس فقط محل نجات جان بیماران نیست؛ محل تولد پزشکان واقعی است.
اگر آموزش بر بالین درست اجرا شود، نه فقط مهارت فنی، بلکه «قضاوت بالینی، خونسردی در بحران و تفکر تحلیلی» هم شکل می‌گیرد. میخواهیم بر اساس شواهد معتبر به بررسی 5 مدل آموزش در بالین بپردازیم که مناسب بخش اورژانس هستند. در پایان هر مطلب لینک منبع روش معرفی شده جهت مطالعه بیشتر و در مطلب پایانی لینک منابع ارجاع به این روشها در مقالات مربوط به بخش اورژانس آورده شده است. لطفا با ما همراه باشید:

👈 مدل مربی یک دقیقه ای One-Minute Preceptor (OMP)

مبنای نظری: این مدل بر پایه‌ی یادگیری خرد (microteaching) طراحی شده است و هدفش این است که آموزش بالینی حتی در چند دقیقه، مؤثر و هدفمند باشد. OMP دقیقاً برای محیط‌هایی مثل بخش اورژانس ساخته شده است. چون در اورژانس، فرصت زیادی برای کلاس رسمی وجود ندارد،

مراحل پنج‌گانه:
1️⃣ فراگیر را درگیر کنید: مثال: «به نظرت تشخیص اصلی بیمار چیست؟»
2️⃣ دنبال شواهد بگردید: «چرا فکر می‌کنی این بیمار پنومونی دارد؟»
3️⃣ قواعد یا نکات آموزشی کوتاه را یادش بدهید: «هر بیمار با تنگی نفس را باید از نظر آمبولی ریه هم ارزیابی کرد.»
4️⃣ نکات مثبت را برجسته کنید: «خیلی خوب بود که به صدای کراکل‌ها دقت کردی»
5️⃣ اشتباهات را محترمانه اصلاح کنید: «فقط یادت باشد توجه ویژه ای به علایم حیاتی بیمار داشته باشی.»

مزایا: سریع، کاربردی، ساختارمند، افزایش اعتمادبه‌نفس فراگیران.
نکات :بهترین روش برای استفاده بین بیماران، مخصوصاً وقتی حجم کار بالا است.

منبع

@emedupdates
👍81
مدل‌های آموزش بر بالین مؤثر در بخش اورژانس
بخش دوم

👈 مدل SNAPPS

مبنای نظری:
یک مدل «فراگیر محور» (Learner-Centered) است که هدفش فعال کردن ذهن او است، نه صرفاً گوش دادن به استاد.
فراگیر خودش فرآیند تفکر بالینی‌اش را بیان می‌کند و استاد فقط مسیر را هدایت می‌کند.

مراحل شش‌گانه SNAPPS:
1️⃣ خلاصه کن (Summarize) : خلاصه‌ی کیس را ارائه بده.
2️⃣ محدود کن (Narrow) : تشخیص‌های افتراقی را محدود کن.
3️⃣ تحلیل کن (Analyze): تفاوت بین تشخیص‌های احتمالی را تحلیل کن.
4️⃣ کاوش کن (Probe): از استاد درباره‌ی بخش‌هایی که ابهام داری سؤال کن.
5️⃣ طرح بده (Plan): طرح درمان یا ارزیابی خود را ارائه بده.
6️⃣ برنامه ریزی کن برای مطالعه (Self-study) : موضوعاتی را که باید بعداً مطالعه کنی مشخص کن.

مزایا: تقویت مهارت تحلیل، افزایش مشارکت فعال، بهبود خودآگاهی فراگیر.
نکات : برای بیماران پیچیده و کیس‌هایی که زمان بیشتری برای تحلیل وجود دارد مناسب است . (منایب برای بخش های اورژانس دانشگاهی)

منبع
@emedupdates
👍53
مدل‌های آموزش بر بالین مؤثر در بخش اورژانس
بخش سوم

👈 مدل MiPLAN

مبنای نظری: ترکیبی از آموزش بیمارمحور (Patient-Centered) و یادگیری ساختاریافته است.

شش اصل کلیدی MiPLAN عبارتند از :
1️⃣ شناخت سطح یادگیرنده (Meeting the learner)
2️⃣ معرفی فرآیند آموزشی به بیمار (Informing the patient)
3️⃣ اولویت با مراقبت از بیمار است (Patient care first)
4️⃣ درگیر کردن فراگیر در آموزش سطوح پایین تر (Learner teaching)
5️⃣ ارزیابی و بازخورد فوری (Assessment and feedback)
6️⃣ برنامه‌ریزی برای یادگیری بعدی (Next steps)

مزایا: تقویت همدلی و ارتباط با بیمار، نظم و احترام در آموزش.
نکات در اورژانس: برای بخش های اورژانس آموزشی بزرگ و زمانی که می‌خواهید هم بیمار و هم فراگیر را درگیر نگه دارید بسیار عالی است؛
به‌ویژه وقتی بیماران متعددی حضور دارند و آموزش باید محترمانه و ساختاریافته باشد.

منبع

@emedupdates
👍52
مدل‌های آموزش بر بالین مؤثر در بخش اورژانس
بخش چهارم

👈 مدل اسکریپت‌های آموزشی (Teaching Scripts):

مبنای نظری: مدرس قبل از شیفت، سناریوهای آموزشی کوتاهی برای موقعیت‌های رایج طراحی می‌کند (مثلاً «درد قفسه سینه»، «آسیب سر»، «تنگی نفس»). در مواجهه با هر کیس واقعی، از همان اسکریپت آموزشی استفاده می‌کند تا آموزش هدفمند و تکرارپذیر شود.

نحوه اجرا:
▫️هر اسکریپت شامل ۲–۳ نکته آموزشی کلیدی، سؤال تشخیصی، و خطاهای رایج است.
▫️در طول کار بالینی، مدرس فقط چند دقیقه برای هر بیمار صرف می‌کند تا نکات همان سناریو را مرور کند.

مزایا: ساختار ثابت و قابل استفاده در هر شیفت، کاهش بار ذهنی استاد، انسجام در آموزش بین اساتید مختلف
نکات در اورژانس: در محیط‌های شلوغ و با حضور اساتید متعدد، روشی عالی برای هماهنگی آموزشی است.

منبع


@emedupdates
👍61
مدل‌های آموزش بر بالین مؤثر در بخش اورژانس
بخش پنجم

👈 مدل تدریس دو دقیقه ای (Two-Minute Teaching) یا مشاهده کوتاه بر بالین (Brief Bedside Observation)

مبنای نظری: برای محیط‌هایی با فشار کاری بسیار بالا طراحی شده است؛ آموزش در قالب مشاهدات بسیار کوتاه (۱–۲ دقیقه‌ای) در کنار بیمار انجام می‌شود.

مراحل اجرا:
▫️مدرس عملکرد رزیدنت را حین برخورد با بیمار مشاهده می‌کند (بدون قطع کردن).
▫️بلافاصله بعد از پایان ارزیابی، بازخورد فوری و دقیق می‌دهد.
▫️حداکثر زمان کل: ۲–۳ دقیقه.

مزایا:
▫️حفظ جریان طبیعی مراقبت
▫️بازخورد در لحظه (Real-time)
▫️بدون نیاز به برنامه‌ریزی جداگانه

نکات: در شرایط اورژانس شلوغ (مثلاً هنگام احیای چند بیمار)، این روش مؤثرترین راه برای تداوم آموزش بدون اختلال در کار بالینی است.

منبع

@emedupdates
👍51
مدل‌های آموزش بر بالین مؤثر در بخش اورژانس
بخش ششم (نهایی)

👈 جمع بندی نهایی
با پنج روش آموزش بر بالین در بخش اورژانس آشنا شدید. ویژگی های مختلف هر روش در جدول فوق خلاصه شده است. من اگر باشم روش مربی یک دقیقه ای و مشاهده کوتاه را برای تدریس خودم در شیفت ها ترجیح میدهم. در انتخاب روش آموزش نکات زیر توصیه می‌شود:
در ابتدای شیفت با فراگیران هماهنگ کنید که از کدام مدل می‌خواهید استفاده کنید.
در بیماران پرحجم یا ساده‌تر از مربی یک دقیقه ای یا تدریس دو دقیقه ای استفاده کنید
در بیماران تحلیلی‌ تر و پیچیده تر (کاهش سطح هوشیاری، درد قفسه سینه) از SNAPPS استفاده کنید.
در حضور بیمارانی که مشارکت‌پذیرند و محیط آرام‌تر است، MiPLAN را به کار ببرید.
در شیفت‌های آموزشی که چند استاد به طور همزمان حضور دارند، از اسکریپت های آموزشی برای هماهنگی بیشتر استفاده نمایید.

جهت مطالعه بیشتر:
منبع 1 منبع 2 منبع 3

امیدواریم این مطلب مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد. لطفا این کانال را به دوستان و همکاران خود معرفی نمایید:

@emedupdates
👍53
چگونه خبر بد را به همراهان بیمار فوت شده در بخش اورژانس بدهیم
بخش اول

حتما تا بحال پیش آمده که بخواهید خبر بدی را به همراهان یک بیمار بدهید. حال ببینیم بر اساس شواهد موجود بهتر است از چه روشی استفاده کنیم. سه روش شناخته شده برای دادن خبر بد وجود دارد که ما یکی از آن ها را در این پست معرفی خواهیم کرد که برای بخش اورژانس و شرایط بحرانی مناسب تر است. سه روش (همراه با لینک مقاله اصلی معرفی شده) عبارتند از :

روش #BREAKS مناسب برای بخش های بستری
روش #SPIKES مناسب برای کلینیک های سرپایی
روش #GRIEV_ING مناسب برای بخش اورژانس

👈 مدل GRIEV_ING به دلیل ساختار ساده و انسانی برای بخش اورژانس مناسب تر است. خبر فوت بهتر است توسط ارشد ترین فرد در تیم به اطلاع خانواده رسانده شود. حال به بررسی اجزای آن می پردازیم:
1️⃣ جمع‌کردن اطلاعات و تمامی افراد خانواده(G – Gather): مطمئن باشید همه افراد خانواده جمع شده اند.
2️⃣ منابع و پشتیبانی (R – Resources): مکان خصوصی فراهم کنید، پرستار یا مددکار اجتماعی حاضر باشد، دستمال یا آب در دسترس باشد. محیط انسانی بسازید.
3️⃣ معرفی وضعیت (I – Identify): خود را معرفی کنید؛ از متوفی با نام یاد کنید؛ بفهمید چه کسی در جمع حاضر مسئول ترین فرد هست و از او در مورد اطلاعاتی که در مورد بیمار داشته است سوال کنید.
4️⃣ توضیح سیر درمان (E – Educate): توضیح دهید چه اتفاقی افتاده: چه زمانی، چه اقداماتی انجام شده، چرا مؤثر نبوده. شفاف، کوتاه، بدون اصطلاحات پیچیده پزشکی.
5️⃣ تأیید مرگ و پذیرش واقعیت: (V – Verify) با زبان مستقیم بگویید «ایشان فوت کردند». از کلمات مبهم مثل «از بین ما رفتند» یا «دیگر با ما نیستند» پرهیز کنید مگر در فرهنگ مورد نظر لازم باشد.
6️⃣ سکوت (_ pause)، اجازه به واکنش: مکث کنید. بگذار همراهان واکنش طبیعی داشته باشند. این لحظه شاید مهم‌ترین بخش اطلاع‌رسانی باشد.
7️⃣ پرسش درباره نیاز یا درخواست خانواده (I – Inquire): بپرسید آیا می‌خواهند پیکر را ببینند؟ سوالی دارند؟ لازم است کسی را خبر کنند؟
8️⃣ جزئیات عملی (N – Nuts and bolts): مسیرهای بعدی را توضیح دهید: بخش سردخانه، کارهای قانونی، تماس با پلیس یا اداری.
9️⃣ ارائه حمایت و همراهی (G – Give): بگویید که تنها نیستند، و فردی (پزشک، پرستار، مددکار) برای کمک در کنارشان می‌ماند. در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر به آنها بگویید که چگونه می توانند به شما دسترسی داشته باشند.
👍4🙏2
چگونه خبر بد را به همراهان بیمار فوت شده در بخش اورژانس بدهیم
بخش دوم

اشتباهات رایج در اعلام خبر فوت در بخش اورژانس

یک مطالعه مرور سیستماتیک با بررسی اطلاعات 59 مطالعه نشان داد که 13.7% از شکایات مطرح شده علیه کادر درمان ناشی از مشکلات ارتباط بوده است. مطالعه ای که بطور مستقیم در مورد دادن خبر فوت کار کرده باشد یافت نشد اما همین مطالعه بسیار مهم نقش ارتباط درست در پیشگیری از شکایت علیه کادر درمان را نشان می دهد. حال که به اهمیت موضوع آگاه شدیم بیایید اشتباهات رایج در اعلام خبر فوت را بررسی کنیم:

1️⃣ گفتن خبر در محیط نامناسب:
بدترین سناریو: پرستار یا پزشک، سرپایی و وسط سالن اورژانس، بین تخت‌ها یا در حضور بیماران دیگر، با صدای بلند می‌گوید: «متأسفم خانم، تموم کرد!» پیامد: تحقیر، احساس بی‌احترامی، واکنش‌های تهاجمی
این فقط بی‌احترامی نیست، یک فاجعه‌ی ارتباطی است.
در اورژانس‌ها معمولاً محیط شلوغ است، اما باید حتی پنج دقیقه تلاش کرد محیطی آرام و خصوصی پیدا شود.

2️⃣ استفاده از جملات مبهم و دور از واقعیت:
مثل: «دیگه راحت شد...»، «رفت به آرامش ابدی...»، «ما هر کاری کردیم، ولی حالش خوب نشد…»،
این عبارات در فرهنگ عامیانه شاید دل‌سوزانه باشند، اما در موقعیت پزشکی، پیام را مبهم می‌کنند. خانواده ممکن است در شوک بماند و فکر کند هنوز امیدی هست.
بهترین روش؟ صادقانه، مستقیم، محترمانه: «متأسفم که باید بگویم، ایشان فوت کردند.»

3️⃣ گفتن خبر بدون آمادگی قبلی خانواده:
یعنی مستقیم و بی‌مقدمه، ناگهان اعلام فوت، بدون هیچ «هشدار عاطفی». مثلاً: بدون مقدمه «سلام، شوهرتون مرد!»
نتیجه؟ شوک شدید، هیستری، یا حتی حمله فیزیکی.
باید همیشه یک هشدار بدهیم: «خانم حسنی، متأسفم که باید خبر سختی رو بدم…» (چند ثانیه مکث) «متأسفانه با وجود تمام تلاش‌هامون، ایشان فوت کردند.»

4️⃣ پرحرفی، توضیح بیش از حد یا اصطلاحات پزشکی:
بعضی پزشکان فکر می‌کنند با گفتن جزئیات فنی، خانواده را قانع می‌کنند: «ما اپی‌نفرین دادیم، شوک سوم ۳۶۰ ژول، ولی همچنان VF باقی موند…»
این فقط اضطراب و سردرگمی ایجاد می‌کند. خانواده در لحظه‌ی بحران دنبال فهم نیستند، دنبال معنا هستند.
باید ساده و با زبان عامیانه گفت، و اجازه داد بعداً سؤال بپرسند.

5️⃣ توجیه یا دفاع از خود یا تیم درمان با سرزنش همراهان:
مثلاً:«ما واقعاً هر کاری کردیم! ولی دیر آورده بودین، اگر زودتر آورده بودین، شاید زنده می‌موند!»
این جملات بی‌رحمانه‌اند. حتی اگر علمی درست باشند، در آن لحظه نوعی سرزنش یا فرار از مسئولیت به نظر می‌رسند.
در آن لحظه نباید از خود دفاع کرد، فقط باید گوش داد و حضور داشت.

6️⃣ عدم سکوت و عجله در خروج:
پزشک خبر را می‌گوید و بلافاصله از اتاق بیرون می‌دود، چون «کار دارم».
این بی‌رحمی خاموش است. آن چند دقیقه سکوت پس از گفتن خبر، شاید مهم‌تر از تمام عملیات احیا باشد.
سکوت، حضور، تماس چشمی، و جمله‌ی ساده: «می‌دونم گفتنش سخته، من همین‌جا هستم.» باعث شکل‌گیری حس حمایت می‌شود.

7️⃣ گفتن خبر توسط فرد نامناسب:
در اورژانس گاهی یک کارورز یا پرستار تازه‌کار، بدون هماهنگی، خبر را اعلام می‌کند. این هم از نظر اخلاقی، هم حرفه‌ای اشتباه است.
باید پزشک مسئول یا فرد ارشد تیم درمان، در حضور پرستار و مددکار، خبر را بدهد.

8️⃣ بی‌توجهی به واکنش خانواده:
اشتباه بزرگ‌تر این است که پزشک فقط «بگوید»، ولی نبیند!
وقتی خانواده گریه می‌کند، انکار می‌کند، یا می‌پرسد «یعنی چی مرد؟» پاسخ واقعی لازم است، نه کلیشه:
«بله، تسلیت می‌گم، برید کارای اداری‌تون رو بکنید.»
«می‌فهمم که باورش سخته، اگه خواستید دوباره توضیح می‌دم دقیق‌تر چه اتفاقی افتاد.»

9️⃣ بی‌نظمی تیمی و گفتن اطلاعات متناقض
گاهی پزشک می‌گوید بیمار فوت کرده، اما یکی از پرستاران ناآگاه می‌گوید «ما هنوز داریم احیا می‌کنیم». این فاجعه اعتماد را از بین می‌برد.
قبل از اعلام فوت، باید تیم کاملاً هماهنگ شود.

🔟 بی‌توجهی به فرهنگ و باورهای مذهبی:
در بعضی خانواده‌ها، نوع بیان مرگ، لمس بدن، یا زمان دیدن پیکر قاعده فرهنگی دارد.
نادیده گرفتن این ظرافت‌ها باعث بی‌اعتمادی می‌شود.
باید پرسید: «مایلید الان ببینیدش؟ یا بعد از آماده‌سازی؟» و این حق انتخاب به همراه می‌دهد.

👈 نتیجه نهایی

اعلام خبر فوت در اورژانس، اگر درست انجام نشود، می‌تواند آخرین ضربه‌ی دردناک به خانواده باشد ـ نه فقط از دست دادن عزیزشان، بلکه از دست دادن اعتماد به سیستم درمان. هر اشتباه در این روند، مثل زخم دومی است بر بدن رابطه‌ی پزشک و خانواده بیمار

👈 برای مطالعه بیشتر:
منبع 1 منبع 2 منبع 3
@emedupdates
4👍1
چگونه خبر بد را به همراهان بیمار فوت شده در بخش اورژانس بدهیم
بخش سوم (پایانی)

در بخش پایانی با شرح یک سناریو سعی می کنیم شرایط واقعی را برای شما بازسازی کنیم:

👈 محیط سناریو: بخش اورژانس، پزشک ارشد شیفت: دکتر سعیدی، بیمار آقای حسنی
شرح سناریو: مردی 60 ساله به نام آقای "حسنی" از کنار خیابان با ایست قلبی به اورژانس آورده می‌شود. احیا حدود ۳۰ دقیقه ادامه دارد اما نتیجه نمی‌دهد. تیم پزشکی تصمیم می‌گیرد عملیات را متوقف کند. حالا پزشک اورژانس باید خبر فوت را به خانواده (همسر و پسر بیمار) بدهد.

1️⃣ پزشک قبل از رفتن نزد خانواده، با پرستار و رزیدنت اطمینان حاصل می‌کند که:
احیا پایان یافته و زمان فوت ثبت شده است.
بدن بیمار پوشانده شده است.
تیم درمان در انتقال پیام هم‌نظر هستند (یعنی کسی خبر متفاوت ندهد).
به خانواده اطلاع داده میشود که در فضای در نظر گرفته شده جمع شوند.

2️⃣ محیط نسبتاً خلوتی برای گفتگو انتخاب می‌شود (مثلاً اتاق کوچک کنار تریاژ).پزشک، پرستار بخش و مددکار اجتماعی در اتاق حاضر می‌شوند. دو صندلی روبه‌روی هم گذاشته‌اند. لیوان آب روی میز است. در بسته می‌شود تا رفت‌وآمد مزاحم نباشد.
پرستار: «خانم حسنی، لطفاً بفرمایید داخل، دکتر می‌خواد با شما صحبت کنه.»
همسر و پسر وارد می‌شوند، نگران و مضطرب.

3️⃣ پزشک اورژانس شروع می‌کند:
«من دکتر سعیدی هستم، پزشک ارشد اورژانس. شما همسر آقای حسنی هستید؟ و این پسرتونه؟»
«بله دکتر، حالش چطور شد؟ چرا گفتید بیاییم؟»

4️⃣ پزشک آهسته و با صدای آرام و تماس چشمی ادامه می‌دهد:
«خانم حسنی، وقتی همسرتون به اورژانس رسیدند، قلبش کار نمی کرد، تیم ما بلافاصله شروع به احیای قلبی کرد، حدود نیم ساعت ادامه دادیم. داروها و شوک الکتریکی هم سه بار استفاده شد»

5️⃣ دکتر با مکث کوتاه و سپس آرام تر ادامه می‌دهد:
«متأسفانه تلاش تیم برای برگردوندن بیمار موثر نبود و ایشون فوت کردن.»
خانم حسنی (با صدای بلند): «نه… دکتر اشتباه می‌کنید! شوهر من سالم بود! خودم دیدم موقع اومدن به اورژانس هنوز نفس می کشید و بدنش گرم بود!»
دکتر (آرام و محکم): «می‌فهمم چقدر این خبر سخته. ما همه تلاش‌مون را کردیم، اما متاسفانه بیمارتون فوت کردن.»

6️⃣ دکتر سکوت میکند. فقط صدای گریه شنیده می‌شود.
پزشک لحظاتی در سکوت کنار خانواده می‌ماند.
نه توجیه می‌کند، نه نصیحت. فقط حضور دارد.

7️⃣ پزشک پس از آرام تر شدن خانواده می گوید:
«سوال دیگری ندارید؟ می خواهید متوفی رو ببنید؟»
خانم حسنی: «بله لطفا»
اجازه حضور بر بالین پیکر بیمار داده میشود.

8️⃣ پس از اتمام رویت پیکر بیمار، همراهان مضطرب و نگران پیش پزشک می آیند و درمورد ادامه مراحل می پرسند. دکتر سعیدی پاسخ می دهد:
«پیکر متوفی به سرخونه بیمارستان منتقل میشه و فردا صبح همکاران پزشکی قانونی در مورد صدور جواز دفن باهاتون صحبت می کنن. منشی بخش مراحل کامل رو براتون توضیح میده.»

9️⃣ دکتر سعیدی سپس ادامه می‌دهد:
«من و تیمم اینجا هستیم. اگر سوال دیگه ای داشتید در خدمتتون هستیم. هر زمان که خواستید تشریف بیاورید»
پزشک در پرونده می‌نویسد: «خبر فوت به همسر و فرزند بیمار در محیط خصوصی اطلاع داده شد، حمایت اولیه انجام شد.»

👈 این سناریو بر اساس مدل GRIEV_ING نوشته شده است. اجرای آن راحت است و در صورت اجرای درست نقش موثری در آرام کردن اعضای خانواده خواهد داشت.

امیدواریم این مطلب نیز مورد توجه شما قرار گرفته باشد. لطفا فراموش نکنید که کانال را به بقیه معرفی کنید:


@emedupdates
10👍5
#طب_اورژانس در کشورهای مختلف
#بریتانیا

در بریتانیا بخش های اورژانس، قبلا بخشهای سوانح (Casualty) و اخیرا سوانح و اورژانس (Accident & Emergency- A&E) نامیده میشدند. این بخشها پرسنل مستقلی نداشتند و بصورت چرخشی توسط پزشکان داخلی یا جراحی پوشش داده میشدند. در 1993 سازمانی به نام دانشکده سوانح و طب اورژانس (Faculty of Accident & Emergency Medicine - FAEM) تشکیل شد که به پزشکان مختلف که در این دوره ها شرکت می کردند مدرک فلوشیپ به نام سوانح و اورژانس اعطا می کرد. و البته بیشتر جراحان در این دوره ها شرکت می کردند. این سازمان در آن موقع زیر مجموعه کالج جراحان فعالیت می کرد. در سال 2006 طب اورژانس و حوادت به یک رشته تخصصی مستقل تبدیل شد و سازمان مذکور به کالج طب اورژانس (College of Emergency Medicine - CEM) تغییر نام داد. در سال 2015 این کالج با موافقت و اعطای 1 میلیون پوند توسط ملکه به کالج سلطنتی طب اورژانس تبدیل شد (Royal College of Emergency Medicine - RCEM) و از آن زمان تحت همین نام فعالیت می کند. RCEM از اعضای مؤسس (International Federation for Emergency Medicine - IFEM) بوده است که در توسعه بین‌المللی تخصص اورژانس مشارکت دارد. مجله Emergency Medicine Journal (EMJ) که در سال 1983 تاسیس شده است زیرمجموعه این سازمان می باشد. وظایف RCEM شامل مدیریت اعضا، تعیین استانداردهای آموزش و ارزیابی، اعطای مدرک به متخصصان، سیاستگذاری برای مراقبت‌های اورژانس می باشد. طبق گزارش سازمان سلامت ملی بریتانیا (NHS) نسبت درخواست به ظرفیت پذیرش در این رشته تخصصی در سال 2025 عدد 7.57 بوده است که این رشته را در بریتانیا به یک رشته رقابتی تبدیل کرده است.

ادامه دارد....

@emedupdates
👏74
#طب_اورژانس در کشورهای مختلف
#استرالیا #نیوزلند

در استرالیا نیز همانند بریتانیا بخش های سوانح (Casualty) از دهه 1960 بوجود آمدند ولی توسط پزشکان بخش های دیگر بصورت پاره وقت اداره می شدند. در 1981 جامعه طب اورژانس استرالیا (Australasian Society for Emergency Medicine - ASEM) تاسیس گردید. این سازمان نطفه های فکری تشکیل تخصص جدید طب اورژانس را پایه نهاد. سه سال بعد در سال 1984 با 73 نفر عضو موسس نهاد آموزشی کالج طب اورژانس استرالیا (Australian College for Emergency Medicine - ACEM) تاسیس شد. مجله Emergency Medicine Australasiaتوسط همین کالج در سال 1989 پایه گذاری شد. جامعه طب اورژانس استرالیا پس از تشکیل کالج کمرنگ شد و سپس در طول زمان منحل گردید. سال 1993 تخصص طب اورژانس در استرالیا به رسمیت شناخته شد و همین اتفاق در سال 1995 در نیوزیلند افتاد. کالج در هر دو کشور فعال است و تا زمان به رسمیت شناخته شدن طب اورژانس به افرادی که دوره طب اورژانس را می گذراندند مدرک فلوشیپ اعطا می کرد. در حال حاضر سالیانه نزدیک به 350 دستیار در استرالیا و 50 دستیار در نیوزیلند در رشته طب اورژانس پذیرفته میشوند و بزرگترین چالش این کشور تامین پزشک برای مناطق روستایی و دوردست و کم جمعیت است. پزشکان اورژانس استرالیا / نیوزیلند نقش کلیدی در توسعه طب اورژانس در سطح جهانی داشته‌اند.

ادامه دارد ...

@emedupdates
6
#طب_اورژانس در کشورهای مختلف
#کانادا

پس از آمریکا توسعه یافته ترین سیستم طب اورژانس در کانادا بوجود امده است. در کانادا تا پیش از دهه۱۹۷۰ چیزی به نام پزشک اورژانس وجود نداشت. بخش‌های اورژانس معمولاً توسط پزشکان عمومی، جراحان در چرخش، یا پزشکان داخلی بصورت پاره وقت پوشش داده می‌شدند. در اوایل دهه ۱۹۷۰، چند بیمارستان آموزشی در تورنتو، مونترال و وینی‌پگ شروع کردند به راه‌اندازی بخش‌های مستقل اورژانس با مدیران تمام‌وقت. در همین دوره، بحث بر سر این بود که آیا «اورژانس» باید زیرمجموعه‌ای از جراحی باشد، یا تخصصی مستقل. در 1977 دانشگاه کوینز اولین برنامه رزیدنتی ساختارمند طب اورژانس را تاسیس کرد. در همان سال، تیمی به رهبری دکتر یان استیل (که بعدها سیستم Canadian CT Head Rule را طراحی کرد) از نخستین پیشگامان آموزش آکادمیک اورژانس بود. در اواخر دهه ۷۰، دیگر تقریباً تمام بیمارستان‌های بزرگ شهری کانادا بخش اورژانس ۲۴ساعته داشتند؛ اما هنوز رشته‌ای رسمی نبود. در 1983 گروهی از پزشکان کانادایی انجمن حرفه‌ای خود را تشکیل دادند که بعدها به نام انجمن پزشکان اورژانس کانادا (Canadian Association of Emergency Physicians - CAEP) شناخته شد. هدفشان، همگرایی برنامه‌های آموزشی و تدوین استانداردها بود. در 1988 کالج سلطنتی پزشکان و جراحان کانادا (RCPSC) طب اورژانس را به عنوان یک تخصص مستقل و رسمی به رسمیت شناخت. دوره طب اورژانس در کانادا 5 ساله است و در صورتیکه که رزیدنت قبلا تخصص پزشکی خانواده را اخذ کرده باشد می تواند با گذراندن یک دوره 3 ساله مدرک تخصصی طب اورژانس را بگیرد. در 1991 کالج پزشکان اورژانس کانادا از اعضای موسس فدراسیون بین المللی طب اورژانس (IFEM) شد. مجله Canadian Journal of Emergency Medicine در سال 2003 تاسیس شده است. پزشکان اورژانس کانادا مثل یان استیل در شکل‌گیری پزشکی مبتنی بر شواهد (EBM) در اورژانس نقش عمده ای داشتند و الگوریتم های تصمیم گیری زیادی مثل Ottawa Ankle Rule حاصل فعالیت آنهاست. حدود 35 برنامه رزیدنتی در سرتاسر کانادا فعال است و بیش از 1000 رزیدنت مشغول تحصیل اند.

ادامه دارد ...
@emedupdates
10
#طب_اورژانس در کشورهای مختلف
#فرانسه

داستان این رشته در فرانسه مسیر نسبتا متفاوتی دارد. تا مدت‌ها اورژانس در این کشور فقط به عنوان «وظیفه مشترک بین تخصص‌ها» در نظر گرفته می‌شد. فرانسه از دهه 1960 سیستم پیش بیمارستانی پیشرفته ای داشت. اما بخش اورژانس توسط تخصص های دیگر اداره میشد. در دهه 1990 بحث جدی در مورد ایجاد رشته مستقل طب اورژانس درگرفت اما سایر تخصص ها با آن مخالفت کردند. انجمن طب اورژانس فرانسه با نام مخفف SMFU (Société Française de Médecine d’Urgence) در سال 1996 با هدف رشد و توسعه رشته طب اورژانس در فرانسه راه اندازی شد. مجله رسمی این انجمن در سال 2011 با نام Annales Françaises de Médecine d’Urgence (AFMU) تاسیس شد. مرکز تماس و تنظیم منابع فوریت با نام مخففSAMU (Service d’Aide Médicale Urgente)سالها قبل (1968 )در فرانسه وجود داشت. انجمن حرفه ای این تشکیلات در سال 1975 تشکیل شده بود. بگذارید قبل از اینکه به ادامه بحث بپردازیم به یک فرق اساسی در سیستم ارایه مراقبتهای اورژانس در فرانسه با کشورهای انگلیسی زبان بپردازیم.

همانطور که قبلا گفتیم در فرانسه از دهه 60 میلادی سیستم پیش بیمارستانی پیشرفته ای شکل گرفته بود. شعار این سیستم این بود که بجای اینکه بیمار به بیمارستان آورده شود، امکانات کامل بیمارستان باید بالای سر بیمار در محل آورده شود. این سیستم که بعدها در آلمان و سایر کشورها مثل بلژیک، سوییس و اتریش هم شکل گرفت به سیستم فرنکو-ژرمن (Franco-German model) معروف شد. در این مدل پس از تماس بیمار با مرکز تماس اورژانس ( همان SAMU) تیم هایی به نام SMUR (Service Mobile d’Urgence et de Réanimation) که شامل پزشک عمومی یا متخصص، پرستار و راننده با تجهیزات کامل بیمارستان شامل مراقبتهای های راه هوایی و تجویز داروهای پیشرفته مثل ترومبولیتیک به محل اعزام میشوند و درمان بیمار شروع میشود. یا بیمار همانجا مرخص میشود و یا به بیمارستان اعزام می گردد. در بیمارستان بخش های اورژانس SAU (Service d’Accueil des Urgences) نامیده میشوند و وظیفه درمان بیماران اعزام شده توسط تیم های SMUR را بعهده دارند. در نتیجه تعداد بسیار کمی بیمار بصورت مراجعه شخصی به اورژانس بیمارستان مراجعه می کنند و اغلب بیماران از طریق تماس با مرکز SAMU وارد زنجیره مراقبتهای اورژانس می شوند. شعار این سیستم: « جان بیمار را با درمان درست در دقیقه‌های اول نجات بده، نه فقط با رساندن سریعش به بیمارستان» و در مقابل، مدل انگلو-امریکن فرض می‌کند که ثبات نسبی و انتقال سریع کارآمدتر است.

مزایای سیستم فرنکوژرمن: کیفیت مراقبت بالاتر در مرحله اولیه، کاهش آسیب ثانویه ناشی از تأخیر در درمان (مثلاً در شوک یا تروما) و اعتماد اجتماعی بالا به سیستم بیمارستانی است و اما معایبش هم جدی‌اند: هزینه سنگین (پزشک در هر تیم)، نیاز به آموزش طولانی و نیروی انسانی زیاد و دشواری پوشش مناطق روستایی وسیع، گاهی تأخیر در انتقال بیمار به دلیل ماندن طولانی در صحنه، محدودیت برای پیاده‌سازی در کشورهای پرجمعیت یا فقیر.

در دهه اخیر، بعضی از کشورها (مثل بریتانیا و استرالیا) مدل هیبریدی ساخته‌اند: در موارد بحرانی (تروما یا قلبی) پزشک همراه آمبولانس می‌فرستند، ولی در اکثر تماس‌ها تیم پارامدیک عمل می‌کند.

حال برگردیم به بحث اصلی مان: سرانجام در سال 2016 بالاخره تخصص طب اورژانس (DES Médecine d’Urgence) در فرانسه به رسمیت شناخته میشود. و اولین دوره های رزیدنتی 5 ساله طب اورژانس از سال 2017 در فرانسه آغاز می گردد. این تخصص هم در بیمارستان ها ( در بخش SAU) و هم در تیم های SMUR کار خواهند کرد. در حال حاضر در حدود 35 برنامه رزیدنتی فعال طب اورژانس در فرانسه وجود دارد.

فرانسه نسبتاً دیر تخصص اورژانس را رسمی کرد ، اما مدل آموزشی آن بسیار دقیق و متمرکز بر پیش‌بیمارستان است. سامانه SAMU/SMUR که از دهه ۶۰ وجود داشت، ستون عملی این آموزش است و بسیاری از کشورها (ازجمله بلژیک، تونس، مراکش و حتی برزیل) از آن الگوبرداری کرده‌اند. امروزه فرانسه یکی از کشورهایی است که طب اورژانس را یکپارچه بین بیمارستان و میدان آموزش می‌دهد، چیزی که در آمریکا یا کانادا کمتر دیده می‌شود.

ادامه دارد ....
@emedupdates
7
#طب_اورژانس در کشورهای مختلف
#آلمان

در آلمان هنوز طب اورژانس به عنوان تخصص مستقل به رسمیت شناخته نشده است. پزشکان سایر تخصص ها با گذراندن دوره های فلوشیپ مدرک طب اورژانس را دریافت می کنند. در آلمان مدل ارایه مراقبت های اورژانس شبیه فرانسه است. معادل سیستم SAMU در فرانسه سیستم Leitstelle و معادل سیستم فعال در میدان یا SMUR در فرانسه سیستم NEF/NAW است. پزشک اعزام شونده با امبولانس Notarzt نامیده میشود که معمولا متخصصان بیهوشی (اغلب موارد)، جراحی، داخلی و ... هستند که دوره طب اورژانس را گذرانده اند. بخش های اورژانس در آلمان ZNA نامیده میشوند که ساختار کاملا مستقلی از سیستم پیش بیمارستانی آلمان است. سیستم پیش بیمارستانی آلمان زیرمجموعه سامانه های امدادی مثل آتش نشانی است و زیرمجموعه سیستم سلامت نیست. این اساسی ترین فرق با سیستم فرانسه هست که هر دو مجموعه زیر نظر سیستم سلامت است. جدا بودن این دو سیستم در آلمان باعث میشود مثل کشور فرانسه منسجم عمل نکند. بحث های زیادی اخیرا در مجامع علمی آلمان شکل گرفته که تخصص مستقل طب اورژانس ایجاد گردد و هنوز امید ان وجود دارد که مثل فرانسه این تخصص مستقل از رشته های دیگر به رسمیت شناخته شود.
انجمن بین‌رشته‌ای و طب حاد در آلمان با نام مخفف DGINA (Deutsche Gesellschaft interdisziplinäre Notfall- und Akutmedizin) وجود دارد که اصلی ترین انجمن مرتبط با رشته طب اورژانس در این کشور است. این انجمن در سال 2003 تاسیس شده و مجله ای با نام Notfall + Rettungsmedizin را منتشر می کند.

ادامه دارد ....

@emedupdates
7
#طب_اورژانس در کشورهای مختلف
#ترکیه

طب اورژانس از سال 1993 به عنوان تخصص مستقل در ترکیه به رسمیت شناخته شده است. انجمن طب اورژانس ترکیه (Emergency Medicine Association of Türkiye - EMAT) نهاد حرفه‌ای و علمی پزشکان، رزیدنت‌ها، پژوهشگران و سایر فعالین حوزه اورژانس در کشور ترکیه است. این انجمن از ۲۵ مه ۱۹۹۵ در شهر ازمیر ترکیه تأسیس شده است و هدفش ارتقای کیفیت و استانداردهای آموزش، پژوهش و خدمات اورژانس در ترکیه بوده است. مجله علمی Turkish Journal of Emergency Medicine توسط این انجمن تاسیس شده است.
بر اساس مقاله ای در همین مجله در سال 2023 تعداد فارغ التحصیلان این رشته 3500 نفر و تعداد برنامه های فعال رزیدنتی 105 برنامه اعلام شده است.
مطالعه‌ای نشان می‌دهد که در سال 2015/2014 حدود 33 درصد جایگاه های رزیدنتی طب اورژانس در ترکیه خالی مانده است. در میان رزیدنت‌های طب اورژانس ترکیه، «ترک برنامه» به دلیل مشکلاتی مانند فشار کاری، خشونت در محیط اورژانس و منابع محدود رخ داده است.

ادامه دارد ....

@emedupdates
7
#طب_اورژانس در کشورهای مختلف
#هند

اگرچه بخش‌های سوانح بیمارستانی (casualty departments) از دهه 1970 در بیمارستان‌های هند وجود داشتند ولی فکر ایجاد یک تخصص مستقل از دهه 1990 در هند شکل گرفت. بخش خصوصی نیز در تحول کمک کرد؛ برای نمونه، نخستین بخش اورژانس خصوصی هند به سبک آمریکایی در بیمارستان Sundaram Medical Foundation در چنای در اواخر دهه ۱۹۹۰ راه‌اندازی شد . در سال‌های اخیر، با توجه به جمعیت بالا، تصادفات زیاد، نیاز به مراقبت فوری حاد و سیاست‌های بهداشت عمومی، توجه به اورژانس بسیار افزایش یافته است. تخصص طب اورژانس در هند در تاریخ ۲۱ جولای ۲۰۰۹ به‌عنوان صد و سی‌امین رشته تحصیلات تکمیلی پزشکی توسط سازمان نظام پزشکی هند به رسمیت شناخته شد. در سیستم آموزشی هند معمولا مدارک تخصصی به دو شکل MD و DNB داده میشود. MD مربوط به مراکز دانشگاهی و DNB مربوط به مراکز غیر دانشگاهی و خصوصی که تحت پوشش سازمانی ملی هستند. طب اورژانس توسط هر دو مسیر قابل ارایه می باشد. مدت دوره در هند سه ساله است و طبق امار سال 2025 بیش از 500 جایگاه رزیدنتی در سرتاسر هند وجود دارد. با توجه به جمعیت میلیاردی هند نیاز به افزایش تعداد متخصصان طب اورژانس به شدت احساس می شود. مثل کشور انگلستان بخش های اورژانس بخش سوانح و اورژانس نامیده می‌شوند (Accident & Emergency). خدمات اورژانس پیش بیمارستانی در بسیاری از نقاط هند هنوز به‌صورت کامل پوشش داده نشده‌اند؛ مشکلات زیرساخت، انتقال سریع، استانداردهای مراقبت و نیروی متخصص وجود دارد. با توجه به جمعیت زیاد و مناطق روستایی و دوردست، سیستم مراقبت اورژانس در هند هنوز در ابتدای راه توسعه خود قرار دارد. انجمن طب اورژانس هند (Society for Emergency Medicine, India - SEMI) در سال 1999 و مجله آن (Journal of Emergencies, Trauma, and Shock - JETS) در سال 2008 تاسیس شده است.

ادامه دارد ....

@emedupdates
6