🆒6
عزیزم اگر واقعا دوستم داری بیا بریم بپریم زیر ماشین.
🆒11
احساسات مرده را در آغوش میگیرم. برای آنهایی که امشب رها شدند عمیقا متاسفم، امشب شب خوبی برای رها شدن بنظر نمیرسد. باید کمی باران میبارید و عطر خاک باران خورده روح آدمی را جلا میبخشید و صدای آواز غمگینی از درز درهای بسته نفوذ میکرد.
دیگر کسی در این خانه وجود ندارد که بتوانم ببوسمش، در آغوش بگیرمش و موهایش را نوازش کنم برای همین امشب رها نشدهام و برای خودم متاسف نیستم.
انسانها برای همین زاده میشوند، برای متاسف و اندوهگین بودن و درد کشیدن. اما هیچ فردی در اینجا زاده نشده است.
فرانچسکا میگوید اگر انسانها زاده نشوند هیچکس اندوه از دست دادن را تجربه نمیکند. من میدانم او بیاحساستر از من است، اما حتی او هم به انسانهای زاده شده در این دنیا نیاز دارد.
حال مقابل آینه ایستادهام و دوست دارم فردی آشنا مقابلم لبخند بزند اما تنها چهره بیروحی را تماشا میکنم که برای تماشا کردن زاده شده است. دیگر نمیدانم برای چه کسی متاسف باشم.
دیگر کسی در این خانه وجود ندارد که بتوانم ببوسمش، در آغوش بگیرمش و موهایش را نوازش کنم برای همین امشب رها نشدهام و برای خودم متاسف نیستم.
انسانها برای همین زاده میشوند، برای متاسف و اندوهگین بودن و درد کشیدن. اما هیچ فردی در اینجا زاده نشده است.
فرانچسکا میگوید اگر انسانها زاده نشوند هیچکس اندوه از دست دادن را تجربه نمیکند. من میدانم او بیاحساستر از من است، اما حتی او هم به انسانهای زاده شده در این دنیا نیاز دارد.
حال مقابل آینه ایستادهام و دوست دارم فردی آشنا مقابلم لبخند بزند اما تنها چهره بیروحی را تماشا میکنم که برای تماشا کردن زاده شده است. دیگر نمیدانم برای چه کسی متاسف باشم.
🆒1
میخوام اینجا حضور نداشته باشم، خودم رو نبینم، باقی انسانها رو هم نبینم. هیچ جا حضور نداشته باشم. میخوام گریه کنم و اشک بریزم و اشک بریزم و اشک بریزم بلکه شاید مردم. کی میدونه؟
my body hurts
I want to crawl out of it
I want to be something beautiful
I want to crawl out of it
I want to be something beautiful
میشه لطفا برگردیم به زمانی که قیمت کتابا انقدر نجومی نبود؟
🆒9