Forwarded from Lia's 🌧
I just feel sad, thinking about things that are going on. But still I try my best to see the last tiny drops in the cup.
-چرا انقدر در اتاقت بستهست مگه اونجا چیکار میکنی؟
سر بریده نگه میدارم. یک جنازه رو تیکه تیکه میکنم. با ارواح ارتباط برقرار میکنم. رو دیوار با مداد رنگی نقاشی میکشم. مواد مخدر مصرف میکنم. به تو چه خب.
سر بریده نگه میدارم. یک جنازه رو تیکه تیکه میکنم. با ارواح ارتباط برقرار میکنم. رو دیوار با مداد رنگی نقاشی میکشم. مواد مخدر مصرف میکنم. به تو چه خب.
موجودیدرپوچترینهیچکجایعالم.
Photo
گودی زیر چشم نیست که. چالهست.
وضعیت ثبات روحیم هم خیلی جالبه. در یک دقیقه تصمیم میگیرم که میخوام به زندگی کردن ادامه بدم و تبدیل به انسان مفیدتری بشم، در لحظه دیگه میخوام زمین دهن باز کنه تا من رو ببلعه، در دقیقه بعدی دلم میخواد تا ابد گوشه اتاقم بمونم، یک ثانیه بعد میخوام تبدیل به یک آدمک اجتماعی بشم که روابط انسانی خوبی داره، در دقیقه بعدی میخوام با تمام انسانهایی که میشناسم قطع ارتباط کنم. اما در نهایت به هیچ کدوم از این افکار جامه عمل نمیپوشونم و اپیزود بعدی سریال رو پلی میکنم تا ببینم بعدا چی میشه.
Forwarded from تراسِ هراس
امروز جلوی ژینا (مهسا) رو میگیرن تو مترو حقانی. امروز با ضربه به سر و جمجمهاش میره تو کما. امروز همون روزه.
انسانها ناامیدم میکنن. بدتر از این قضیه اینه که خودم هم خودم رو ناامید میکنم پس انتظار بیشتری نمیتونم از دیگران داشته باشم.
Forwarded from The girl with the dragon tattoo. (Mahshad)
I let you know me, see me. I gave you a rare gift. But you didn’t want it.
از هر طرف نگاه میکنم میبینم هیچ جوره آدم خوبی نیستم. سعی میکنم بهتر باشم اما بعد به خودم میام و میبینم تمام تلاشهام بی نتیجه بوده پس دوباره همه چیز از اول.