کاش فقط میتونستم بفهمم دقیقا چه احساسی دارم. ترکیب درد، غم، خشم و بیخیالی آخرین چیزیه که بهش نیاز دارم.
گاهی وقتا احساس میکنم هیچ وقت نمیتونم از خودم راضی باشم. انگار مهم نیست چقدر میتونم یک کار رو درست و عالی انجام بدم، مهم نیست چقدر میتونم مفید باشم، در آخر باز هم قراره خودم رو مقصر بدونم و خودم رو بابت کوچکترین چیزها سرزنش کنم.
Forwarded from This I Love (ida.)
و تد موزبی بهترین دوستم بود.
Therapy is not enough. I need Harry Styles to hug me n tell me "you are home"
Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?Why?
Why Did You Leave Me?
Why Did You Leave Me?
راستش رو بگم هنوز هم هستی. نیستی ولی هستی. از صبح که چشم باز میکنم تو هستی تا خود شب. وقتی تنها ام هستی، وقتی دارم میخندم هستی، وقتی اشک میریزم هم هستی، حتی وقتی نشستم و به یک نقطه خیره شدم هم هستی. من هم با توی خیالی حرف میزنم و برای یک لحظه باور میکنم که واقعا، به معنای واقعی کلمه هنوز هم هستی.
هر از چندگاهی به خودتون بگید «به من ربطی نداره». حقیقتا واقعا هم به شما ربطی نداره و بهتره که سرتون تو کار خودتون باشه.
نیاز دارم به مغزم بفهمونم که هیس. زیاد حرف میزنی. آروم بگیر بچه جون. کسی قرار نیست کمکت کنه.