-I’m alone in that darkness.
You’re not alone, Will. I’m standing right beside you.
You’re not alone, Will. I’m standing right beside you.
ناراحت کنندهترین اتفاقی هم که میتونست بیوفته این بود که علاقم رو نسبت به کوچکترین و بزرگترین چیزها از دست بدم، که همینطور هم شد.
کاش من هم یک رویایی داشتم. یک چیزی رو از اعماق وجودم میخواستم یا چه میدونم، اونقدر یک چیزی رو میخواستم که حاضر بودم تمام تلاشم رو بکنم. این درد فقدان هم آزاردهندهست، انگار همه میدونن چی میخوان، همه میدونن برای چی دارن جون میکنن و تلاش میکنن. و من؟ من هم همینجا نشستم و دارم فکر میکنم چی میشد اگر یکچیزی رو از ته دل میخواستم.