انسان موردعلاقم گفت باهم هنیبال ببینیم and I think that’s beautiful.
اگر برای شما سوال پیش اومده که "وقتی من میمیرم گربهم من رو میخوره؟"
باید گفت که نه. گربهت تو رو نمیخوره. حداقل همون اول این کار رو نمیکنه.
گربهها به قسمتهای نرم بدن انسان علاقه دارن. مخصوصا صورت و گردن، خصوصا بینی و دهن. البته ممکنه چندتا گاز ریز هم از چشمها بگیرن. اما احتمال زیاد میرن سراغ جاهای نرمتری که دسترسی راحتتری دارن؛ مثل پلکها، لبها یا زبون.
حالا چرا؟
درسته که این موجود عزیز و دوست داشتنی که در طول روز بارها قربون صدقش میری رو خیلی دوست داری اما گربهها ۹۵/۶ درصد DNAش با شیرهای تو جنگل یکیه. در نتیجه یک شکارچی درندهست.
و اگر هم براتون سوال پیش اومده که "وقتی من میمیرم سگم من رو میخوره؟"
بله سگت با کمال میل تو رو میخوره. بدون هیچ رحم و عطوفتی به جنازهت حمله ور میشه. یک موردی هم بوده که کارشناس پزشکی قانونی در ابتدا به یک قتل مخوف و خشن مشکوک شده، ولی کاشف به عمل اومده که بله این همه زخم و جراحت رو سگ بعد از مرگ به جسد وارد کرده.
بعضی از بررسیهای موردی دامپزشکی قانونی الگوهای تخریب سگهای بزرگ رو مطالعه میکنه؛ مثل ژرمن شپردی که هردوتا چشم صاحبش رو درآورد یا اون هاسکی که شَست پای صاحبش رو خورد. ولی وقتی از خورده شدن بعد از مرگ میشه، جثه سگ مهم نیست.
باید گفت که نه. گربهت تو رو نمیخوره. حداقل همون اول این کار رو نمیکنه.
گربهها به قسمتهای نرم بدن انسان علاقه دارن. مخصوصا صورت و گردن، خصوصا بینی و دهن. البته ممکنه چندتا گاز ریز هم از چشمها بگیرن. اما احتمال زیاد میرن سراغ جاهای نرمتری که دسترسی راحتتری دارن؛ مثل پلکها، لبها یا زبون.
حالا چرا؟
درسته که این موجود عزیز و دوست داشتنی که در طول روز بارها قربون صدقش میری رو خیلی دوست داری اما گربهها ۹۵/۶ درصد DNAش با شیرهای تو جنگل یکیه. در نتیجه یک شکارچی درندهست.
و اگر هم براتون سوال پیش اومده که "وقتی من میمیرم سگم من رو میخوره؟"
بله سگت با کمال میل تو رو میخوره. بدون هیچ رحم و عطوفتی به جنازهت حمله ور میشه. یک موردی هم بوده که کارشناس پزشکی قانونی در ابتدا به یک قتل مخوف و خشن مشکوک شده، ولی کاشف به عمل اومده که بله این همه زخم و جراحت رو سگ بعد از مرگ به جسد وارد کرده.
بعضی از بررسیهای موردی دامپزشکی قانونی الگوهای تخریب سگهای بزرگ رو مطالعه میکنه؛ مثل ژرمن شپردی که هردوتا چشم صاحبش رو درآورد یا اون هاسکی که شَست پای صاحبش رو خورد. ولی وقتی از خورده شدن بعد از مرگ میشه، جثه سگ مهم نیست.
گاهی وقتها به این نتیجه میرسم که برای من غمگین بودن راحتتر از خوشحال بودنه. زمانی که خوشحالم، نگران هم هستم. مبادا که یک اتفاق بد بیوفته و تمام این احساسات خوشایند رو به گند بکشه. اما غمگین بودن حکم خونه امن رو داره، میدونی که قرار نیست چیزی از این بدتر شه، حتی اگر هم بشه، غافلگیریای در کار نیست.
Forwarded from بهار سلام میرساند و میگوید متاسف نیست🪻
کاش همهی ما چنلنویسها میشد همو ببینم و راجب کتابا حرف بزنیم و کتابهامون رو باهم به اشتراک میذاشتیم.