از اون روزهاست که آدم باید بره تو غار، با هیچ موجود زندهای ارتباط نداشته باشه و فقط برای بقا تلاش کنه.
کافیه متوجه کوچکترین تغییری در رفتار اطرافیانم بشم تا کل وجودیتم و تمام کارهای کرده و نکرده و حرفهای زده و نزدهام رو زیر سوال ببرم. در آخر هم به این نتیجه میرسم که خیر، بنده آدم مناسبی برای برقراری ارتباط نیستم و بهتره برم در یک غار دور افتاده و به ادامه بقا بپردازم.
میزان دلقک بودنم در زندگی بی حد و اندازهست. گاهی اوقات فکر میکنم که این دیگه اوج دلقک بودنه ولی فقط کافیه یک ساعت بگذره تا بفهمم دریای دلقک بودن انتها نداره.
Forwarded from بهار سلام میرساند و میگوید متاسف نیست🪻
همه چی بنظرم حوصله میخواد.برای آدمی که حوصله نداره همه چی زیادی مسخره و الکیه.خیلی ناراحت بودن حوصله میخواد، دوست داشتن حوصله میخواد، تا جلوی آینه رفتن حوصله میخواد، دفاع کردن از خودت در برابر بقیه حوصله میخواد.آدم بی حوصله دیگه توانایی انجام این کار ها نداره فقط میتونه به آدم باحوصله نگاه کنه و براش سوال بشه قبلاً که چطور انقدر حوصله داشته؟
Forwarded from Art and death.
©Joseph-Désiré Court - Scene of deluge,1827
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM