نمیدونم چطور بگم ولی انگار تو دلم دارن رخت میشورن. انگار وسط یک عالمه آدمم که دارن کار خودشون رو میکنن ولی من حتی نمیدونم از کجا باید شروع کنم. انگار به ددلاین ژوژمان رسیدم و حالا تو دقایق آخر باید یککاری کنم. انگار تهیهکننده وسط پروژه تصمیم گرفته خودش رو بکشه و حالا همهچیز رو هوا مونده.
واقعا دلقکم. زندگیم سیرکه و من اصلیترین دلقک زندگیمم.
میل به ادامه دادن در من از مو نازکتره و هر روز هم این مو نازک و نازکتر میشه خدایاشکرت❤️
"گریه نکن چون هرچقدر هم گریه کنی دیگه قرار نیست برگرده."
Forwarded from If Darkness Had A Son. (Silver.)
قدرت مووان کردنم از حرف های دردناک رو از دست دادم.
Forwarded from Eternity and a day
هر روز بعد تموم شدن دانشگاه نیاز به ماساژ دارم. اینطوری که من بخوابم کف خیابون، اتوبوسای دانشگاه از روم رد شن.
به قول آیدا، میخوام بشینم رو زمین و اینجوری باشم که بس.
Forwarded from کی(زن-زندگی-آزادی)وان (کیوان)
عزیزم امیدوارم هرچقدر لایقشی درد بکشی.