گاهی وقتها حس میکنم هر آن ممکنه از فرط فکر کردنِ زیاد به هرچیز و هیچچیزی، دود از سرم بلند شه.
Forwarded from بیگانه
چرا توی فیلمها حتی وقتی زنه خیلی بزن بهادر و مستقله و یه ملتی رو نجات میده، بعد تهش حتما باید باز یه شکم بزاد تا کارگردان مطمئن شه به عنوان "زن الگو" معرفیش کرده؟ ایبابا.
همینجوری به ریموو کردن آدمها ادامه بدم تا چند روز دیگه اینجا تبدیل به یک غار کوچک خالی از سکنه میشه
قهوه میخورم، از شدت تپش قلب و اضطراب تا مرز زمین گاز زدن میرم، از تصمیمی که گرفتم پشیمون میشم و این چرخه ادامه داره.