سوگ. فقدان. درد. نآشنا. غریب. تلخ. رنج. اندوه. غم. تیره. پژمرده. آزرده. ملال. افسوس. سنگین. حزن. آشفته. شیون. طغیان. کینه. مویه. ماتم. رخوت. کسالت. رفتن.
عاشق کتابهایی هستم که دیگران زیر جملات خط کشیدن، هایلایت کردن، نظرشون رو در رابطه با فلان جمله نوشتن و کتاب رو تمیز و دست نخورده باقی نذاشتن.
نمیدونم در زندگی قبلیم دقیقا چه گناه کبیرهای رو مرتکب شدم که الان در حال تجربه کردن این زندگیام