موجودی‌در‌پوچ‌ترین‌هیچ‌کجای‌عالم. – Telegram
موجودی‌در‌پوچ‌ترین‌هیچ‌کجای‌عالم.
743 subscribers
1.92K photos
94 videos
1 file
60 links
فرانچسکا، من واقعا فکر می‌کنم تو وجود داری و تمام این
داستان‌ها اتفاق افتاده.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614
Download Telegram
-when I'm awake, I know I can live with myself. and I'll just get used to what I did. Does that make me a sociopath?
+No, it makes you a survivor
می‌خوابم
بیدار میشم
حوصله زندگی کردن ندارم
دوباره می‌خوابم.
چرا فرد موردنظر نمیاد زنم شه
فرانچسکای عزیزم
زمان زیادی بود که نامه‌ای برایت ننوشتم، احساس نیاز و دلتنگی مرا به نوشتن و بیان احساسات و افکارم وادار کرد.
در حقیقت فکر می‌کنم انسان‌ها شیفته‌ی دروغ‌های زیبا هستند، کافیست به یکی از آنها بگویید:" چه زیبا شده‌ای." در آن وقت مهربانی از او جاری می‌شود و حتی اگر حالت لب‌هایتان فریاد بزنند:" احمق بی‌خاصیت." او فقط چشمانش قلب‌های شناور می‌بیند. تکه گوشت‌های متحرکی که به خودشان اجازه می‌دهند درمورد هرچیزی نظر داشته باشند و فراتر از آن، حتی نظراتشان را بیان کنند! و بخش دردناک داستان آنجاست که آنها با دستان خونی کارهای بشردوستانه انجام می‌دهند و برای هم‌نوعانشان یا به گونه‌ای دیگر بگویم، همان افرادی که دستانشان را به خونشان آلوده کرده‌اند. اشک می‌ریزند. موجودات شریفی که بر هرچیزی برتری دارند زیرا دارای عقل هستند. عقل، همان عضوی که هیچ وقت استفاده نمی‌شود چون احساسات مهم‌تر هستند. انسان‌ها اصلا هم عجیب و غیرقابل درک نیستند آنها بیشتر شبیه بلندگوهایی هستند که مدام چرت و پرت‌های پوچ و بیهوده مغزشان را جار می‌زنند درست شبیه کاری که من هم‌اکنون انجام می‌دهم.
فکر می‌کردم می‌توانم حالا بعد از مدت‌ها دوباره شروع به نوشتن کنم اما زهی خیال باطل!
امیدوارم باز هم به ملاقاتم بیایی، هرچند که از دیدن انسان‌ها بیزارم و جان و توانی هم برای داشتن یک رفتار مناسب و درخور شما ندارم.

دوستدار شما، همان موجود خسته در برزخ
خسته شدم. می‌خوام برم توی قبرم بخوابم و به کارهای زشتم فکر کنم. اینقدر فکر کنم که از مغزم کرم بریزه بیرون. شایدم اشک بریزم، خیلی زیاد اشک بریزم تا جایی که اشکام تبدیل به خاک بشن. می‌خوام برم، می‌خوام اینجا حضور نداشته باشم و هیچ‌جای دیگه هم وجود نداشته باشم.
روز خوبی برای مُردن به نظر میاد